Connect with us

بی بی سی فارسی

پرچم فاطمیون در کنار پرچم داعش در آگهی‌ تلویزیونی در افغانستان خبرساز شد

منتشر شده

 در

(Last Updated On: ثور ۵, ۱۳۹۹)
.

BBC
در آگهی‌های تبلیغاتی در تلویزیون‌های افغانستان پرچم لشکر فاطمیون در کنار پرچم داعش دیده می‌شود

در این روزها تبلیغاتی در شماری از تلویزیونهای افغانستان نشر میشود که پرچم لشکر فاطمیون را در کنار پرچم گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) نشان داده و هر دو به یک اندازه برای امنیت افغانستان تهدید جلو داده میشود.

در این اعلان تلویزیونی گفته می‌شود که “همسایگان ما برای افغانستان اهمیت قایل نمی‌شوند و آنها ما را نابود می‌کنند، فریاد مردم ما تا زمانی که تاثیر مخرب همسایه‌های ما ادامه داشته باشد، متوقف نخواهد شد.”

بی‌بی‌سی با منابعی در دولت افغانستان درباره مرجعی که این اعلان را به رسانه‌ها داده، صحبت کرد. این منابع می‌گویند که این اعلان‌ها از طرف دولت افغانستان به رسانه‌ها داده نشده است. بلکه نهادهای خارج از دولت افغانستان این اعلانها را تهیه و برای “نشر در بدل پول” به رسانه‌ها می‌دهند.

به گفته این منابع که نمی‌خواهند نامی از آنها برده شود این اعلان‌ها نه تنها کمکی به بهبود امنیت نکرده بلکه خود باعث ایجاد حساسیت‌های مذهبی در داخل افغانستان می‌شود. رسانه‌های که این نوع اعلان‌ها را پخش می‌کند به دلیل ملاحظات امنیتی حاضر نیستند مراجع تهیه و فراهم کننده آنرا افشا کنند.

نشر پرچم فاطمیون در کنار داعش واکنش‌هایی را نیز بر انگیخته است. شماری از کاربران شبکه های اجتماعی افغان مقایسه این دو را “دور از انصاف” دانسته اند. به نظر آنان فاطمیون هیج فعالیت در افغانستان ندارد و بر عکس داعش، هیچ کسی را در افغانستان هدف قرار نداده اند.

https://twitter.com/AfghanistanMM/status/1252918688820400129

لشکر فاطمیون کی‌ها هستند؟

در پژوهشی که ‘انستیتوی مطالعات خاورمیانه ‘ در واشنگتن در سال ۱۳۹۷ منتشر کرد. به بررسی خاستگاه و گسترش لشکر فاطمیون و نقش آن در جنگ داخلی سوریه پرداخته بود.

این لشکر به عنوان بخشی از نیروهای حمایتی ایران از ارتش بشار اسد سال‌ها در سوریه جنگیده؛ جنگی که در آن صدها هزار غیرنظامی کشته شدند و ارتش سوریه مسئول بخشی از کشته ها به شمار می‌رود.

در این گزارش آمده که لشکر فاطمیون در سال ۱۳۹۴ از ادغام نیروهای تیپ ابوذر در زمان جنگ ایران و عراق و نیروهای مجاهدین افغانستان زیر نظر سپاه ایران شکل گرفت.

دراین گزارش به مطلب روزنامه ایرانی کیهان در مورد نحوه شکل‌گیری گروه فاطمیون اشاره شده است. روزنامه کیهان منشاء گروه فاطمیون را “لشکر کوچک و در نوسان داوطلبانی” عنوان کرده که از آنها به نام “سپاه محمد” یاد شده است. این سپاه در جنگ ایران و عراق جنگیده است و بعدا در دهه ۱۹۹۰ برای مبارزه با گروه طالبان به افغانستان بازگشته اما براساس گزارش کیهان، بعدا مجبور شده که منحل شود.

در گزارش مرکز مطالعات خاورمیانه به نقل از روزنامه کیهان آمده است که علت انحلال این گروه، ترس از پیگرد دولت جدید افغانستان و حامیان ائتلاف تحت رهبری آمریکا بوده است. این جنگجویان بعدا در شهر مشهد ایران گردهم می‌آیند و با فرماندهی علی‌رضا توسلی برای “دفاع از حرم بی‌بی زینب” در دمشق به سوریه فرستاده شدند.

در گزارش مرکز مطالعات خاورمیانه به نقل از محمد حسن حسینی، یکی از فرماندهان فاطمیون که بعدها کشته‌ شد، شمار مجموع لشکر فاطمیون به طور “واقع‌بینانه بین ۱۲ تا ۱۴ هزار جنگجو” خوانده شده بود.

در سال ۱۳۹۶ ریاست جمهوری افغانستان ضمن تاکید بر عدم استفاده از “احساسات و ناگزیری‌های” مهاجران افغان در کشورهای همسایه، تلویحا خواهان منحل کردن لشکر فاطمیون شده بود.

فاطمیون در افغانستان فعال اند؟

کرام الدین رضا زاده، نماینده ولایت غور و عضو کمیسیون امور دفاعی و تمامیت ارضی مجلس نمایندگان افغانستان در گفتگو با بی‌بی‌سی می‌گوید که بعضی گزارش‌های درباره فعالیت فاطمیون در افغانستان به این کمیسیون رسیده ولی این گزارش‌ها مستند و معتبر نیست.

او می‌گوید که در سالهای گذشته مسئولین امنیتی افغانستان نیز درباره فعالیت این گروه ابراز نگرانی کرده بودند ولی آنان نیز سند معتبر درباره فعالیت این نیروها به کمیسیون دفاعی مجلس ارائه نکردند.

به گفته آقای رضا زاده گزارش‌های اکنون درباره فعالیت این گروه در ولایت هرات، بادغیس، غور، دایکندی و میدان وردک نشر شده ولی این گزارشها به قدر کافی مستند و قابل اعتماد نیست.

عارف رحمانی، نماینده پارلمان از ولایت غزنی در توئیتر نوشته که “سه هفته پیش رئیس عمومی امنیت ملی به کمیسیون امنیت داخلی فراخوانده شده بود‌؛ از ایشان پرسیدم آیا فاطمیون در داخل افغانستان فعالیتی دارند. ایشان به گونه قاطع گفتند که فاطمیون هیچ گونه فعالیتی در داخل کشور ندارند و از این نظر تهدید بالفعل نمی‌باشند!”

https://twitter.com/arifrahmanii/status/1252978167666655232

آقای رحمانی اما می‌گوید که “فاطمیون را مانند داعش به عنوان یک تهدید از جانب کشور همسایه ما قلمداد نماید؛ وقتی به اقرار عالی ترین مقام امنیت ملی کشورما فاطمیون تهدیدی برای کشور ما نیست آیا سازمان های استخباراتی برای آغاز جنگ مذهبی در کشور ما زمینه سازی می کنند؟”

ایران از فاطمیون در افغانستان استفاده می‌کند؟

شجاع محسنی، تحلیلگر افغان درباره اینکه واقعا ایران می‌خواهد از فاطمیون به عنوان نیروی اعمال نفوذ خود استفاده کند، به بی‌بی‌سی گفت، اینکه ایران بخواهد به همگونی مذهبی فاطمیون اتکا کند و با استفاده از فاطمیون از آمریکا در افغانستان انتقام بگیرد، منتفی است.

به نظر او فاطمیون پدیده‌ای تازه نیست و تشکیلات با پیشینه است. اگر چنین برنامه‌ای در استراتژی ایران مطرح می‌بود تشکیلات آن از قبل در افغانستان پا می‌گرفت. در وضعیت کنونی که ایران از منظر فشار تحریم‌های اقتصادی و تامین نظامی، جبهه تازه‌ای را تمویل نمی‌تواند، قطعا تمایلی برای این کار ندارد.

اوافزود علاوه بر آن هر کشوری که دنبال نفوذ در کشوری باشد به دنبال گروه‌هایی می‌رود که قدرت، نفوذ و حضور دراز مدت در سیاست کشور خود داشته باشند و قطعا هیچ گروه شیعه در افغانستان از چنین پتانسیلی برخوردار نیست و سابقه رفتار ایران در اولویت دهی به احزاب در افغانستان هم این نکته را به خوبی می‌رساند که توجه ایران بیشتر به احزاب و تنظیم‌های غیرشیعیدر افغانستان بوده است.

آقای محسنی معتقد است که ایران نه می‌خواهد و نه به سودش است که در افغانستان روی مذهب تکیه کند. علاوه بر این، مهمترین زمینه اجتماعی ایران برای مبارزه با آمریکا در افغانستان، وجود نفرت نسبت به آمریکا است. این نفرت و بیزاری در افغانستان در قلمروهای شیعی کمتر است و حوزه های سربازگیری و جبهه‌های جنگ مخالفان مسلح آمریکا در افغانستان نشان می‌دهد که مناطق جنوب غرب، شرق، شمال شرق وجنوب شرق بسیار بیشتر ازمناطق مرکزی از آمریکا بیزاری می‌جویند.

او معتقد است که براساس دو شاخص (نفرت از آمریکا و نفوذ و حضور در سیاست کشور) اگر ایران دنبال انتقام از آمریکا در افغانستان باشد، سراغ شیعیان و مناطق مرکزی نمی‌رود چون اگر جبهه‌ای در میان شیعیان بگشاید، برخلاف دیگر گروه‌های متحد ایران در خاورمیانه که در دولت مرکزی کشورهای خود نفوذ قوی دارند، این گروه افغانی، متکی به حمایت دولت مرکزی نخواهد بود، عقبه سیاسی قوی در ساختار نظام سیاسی افغانستان نخواهد داشت و سرکوب می‌شود.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

پیشنهاد ۱۰ میلیون پوندی برای خرید زندان ردینگ؛ حمایت بنکسی از کارزار تبدیل زندان اسکار وایلد به مرکز هنری

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۵, ۱۴۰۰)
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

BBC
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

بنکسی هنرمند گرافیتی بریتانیایی می‌گوید حاضر است میلیون‌ها پوند برای خرید زندان ردینگ، زندانی که زمانی اسکار وایلد را در خود جای داده بود، از طریق حراج شابلون‌هایش جمع‌آوری کند.

این هنرمند خیابانی بریتانیایی می‌گوید حاضر است بهای ۱۰ میلیون پوندی درخواستی برای فروش این زندان را با فروش استنسیل‌ها و شابلون‌هایی بپردازد که از آن‌ها برای کشیدن یک نقاشی روی دیوار این زندان در ماه مارس استفاده کرده بود.

بنکسی اوایل امسال تایید کرد اثری که روی دیوار این زندان کشیده شده کار اوست.

این نقاشی دیواری یک زندانی را نشان می‌دهد که با طناب تهیه شده از چند ملافه در حال پایین آمدن از دیوار است و پایین طناب یک ماشین تحریر بسته شده است. احتمالا این تصویری از اسکار وایلد، نمایشنامه‌نویس و شاعر مشهور ایرلندیست که حدود ۱۳۰ سال پیش چون همجنسگرا بود در این زندان مخوف به دو سال زندان انفرادی محکوم شد.

زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

BBC
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

بنکسی امیدوار است با این پیشنهاد از فروش این زندان به شرکت‌های سازنده املاک مسکونی جلوگیری کند و آن را به یک مرکز هنری تبدیل کند.

این هنرمند مقیم بریستول می‌گوید: “وایلد خدای آمیختن چیزهای متضاد با هم برای خلق جادو بود. ایده تبدیل جایی که او را نابود کرد به پناهنگاهی برای هنر و هنرمندان آن‌قدر معرکه است که ناچاریم عملی‌اش کنیم.”

وزارت دادگستری در واکنش به این پیشنهاد گفته: “موعد دریافت پیشنهاد‌های خرید گذشته است” و این وزارت‌خانه در حال بررسی پیشنهادهایی است که پیش از این دریافت کرده است.

سخنگوی بنکسی به بی‌بی‌سی گفته این پیشنهاد به شرط آن خواهد بود که این زندان به شهرداری ردینگ واگذار و تبدیل به یک مرکز هنری شود.

مت رودا، نماینده پارلمان از شرق ردینگ، می‌گوید امیدوار است دولت این پیشنهاد سخاوتمندانه را قبول کند و با تجدیدنظر در تصمیم خود، برای تبدیل این زندان به مرکزی برای هنرمندان این ناحیه کمک کند.

اسکار وایلد شاعر و نویسنده ایرلندی بعد از افشای رابط همجنس‌گرایانه‌اش با لرد آلفرد داگلاس، از سال ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۷ در این زندان محبوس بود. وایلد در یکی از اشعارش با نام “تصنیف زندان ردینگ” که در همین دوره سروده و با نام ناله‌هایی از زندان ردینگ به فارسی هم ترجمه شده، به انتقاد از شرایط این زندان و زندان‌های دوره ویکتوریا در بریتانیا می‌پردازد.

زندان ردینگ از سال ۲۰۱۳ متروکه بوده است و در سال ۲۰۱۹ وزارت دادگستری تصمیم به فروش آن گرفت.

شماری از بازیگران مشهور از جمله کنت برانا، جودی دنچ، کیت وینسلت و ناتالی دورمر هم از جمله افرادی هستند که از کارزار تبدیل این زندان به یک مرکز هنری حمایت کرده‌اند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

عفو بین‌الملل: خانه‌های امن بسته شده و زنان قربانی خشونت پس از تسلط طالبان رها شده‌اند

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۵, ۱۴۰۰)

عفو بین‌الملل در گزارشی تازه گفته است که ارایه خدمات ضروری به زنان و دختران قربانی خشونت در افغانستان پس از تسلط طالبان از بین رفته است و بسیاری از بازماندگان و همچنین کارکنان خانه‌های امن، وکلا، قضات، مقامات دولتی و سایر افرادی که در خدمات حفاظتی دخیل بودند، اکنون در معرض خطر خشونت و مرگ هستند.

عفو بین‌الملل با بازماندگان و افراد درگیر در خدمات حفاظتی در ولایت‌های بادغیس، بامیان، دایکندی، هرات، کابل، کندز، ننگرهار، پکتیکا، سرپل و تخار مصاحبه کرده است.

عفو بین الملل گفته است پس از روی کارآمدن طالبان، سیستم خدمات حفاظتی قربانیان خشونت از بین رفته است. خانه‌‌های امن بسته شدند و بسیاری از آنها توسط اعضای طالبان غارت و تصرف شده اند.

به گفته این نهاد، در برخی موارد، اعضای طالبان کارکنان آنها را مورد آزار و اذیت یا تهدید قرار دادند.

اما، در ۲۶ و ۲۹ نوامبر، سهیل شاهین، سخنگوی طالبان در صحبت تلفن به عفو بین‌الملل گفته است که “طبق احکام اسلام، جایی برای خشونت علیه زنان و دختران وجود ندارد… زنانی که با خشونت خانگی مواجه‌اند می‌توانند به محاکم ارجاع شوند. محاکم موضوع آنها را خواهد شنید … و به عریضه‌های آنها رسیدگی خواهد شد.”

در ۲۶ مصاحبه تازه، بازماندگان و ارائه دهندگان این گونه خدمات به عفو بین الملل گفتند که طالبان خانه‌های امن را بستند و زندانیان را از زندان آزاد کردند، از جمله بسیاری از محکومان به جرایم خشونت مبتنی بر جنسیت نیز رها شده‌اند.

اگنس کالامار، دبیر کل عفو بین‌الملل گفت: “زنان و دخترانی بازمانده از خشونت مبتنی بر جنسیت اساسا در افغانستان به حال خود رها شده‌اند. شبکه حمایتی آنها و پناهگاه‌های آنها از بین رفته است.”

او افزود: “طالبان درهای زندان را در سرتاسر کشور باز کردند، بدون فکر کردن به خطراتی که مجرمان محکوم علیه زنان و دخترانی که قربانی شده‌اند، و کسانی که برای بازماندگان کار می‌کردند.”

برای محافظت زنان و دختران در برابر خشونت بیشتر، عفو بین الملل از طالبان خواسته که “از بازگشایی سرپناه‌ها و بازگرداندن سایر خدمات حفاظتی برای بازماندگان، احیای وزارت امور زنان، و اطمینان از کار آزادانه و بدون ترس از انتقام دهندگان خدمات حمایت کنند.”

از ۲۶ اکتبر تا ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، عفو بین‌الملل با شش قربانی و ۲۰ نفر مدیران و کارکنان خانه‌های امن، دادستان‌ها، قضات، روان‌شناسان، پزشکان و نمایندگان وزارت پیشین امور زنان به صورت تلفنی مصاحبه‌ کرده است.

علاوه بر آن با ۱۸ فعال محلی، روزنامه‌نگار، نمایندگان سازمان‌های غیردولتی و سازمان ملل متحد و دیگر کارشناسان در مورد خشونت‌های جنسیتی در افغانستان مصاحبه شده است.

عفو بین‌الملل همچنین از جامعه بین‌المللی خواسته است که بودجه فوری و درازمدت برای گونه خدمات حفاظتی فراهم کند، بازماندگان و ارائه‌دهندگان خدمات را که در معرض خطر هستند، تخلیه کند، و از طالبان بخواهد که به وظایف خود در قبال زنان و دختران، به‌ویژه قربانیان و افراد در معرض خطر خشونت مبتنی بر جنسیت پایبند باشند.

فروپاشی سیستم

قبل از تسلط طالبان، بسیاری از زنان و دختران قربانی خشونت به شبکه سراسری “خانه‌های امن” و خدمات، از جمله وکالت حقوقی، درمان و حمایت “روانی اجتماعی” دسترسی داشتند.

این افراد از وزارت امور زنان و کمیسیون حقوق بشر و همچنین از خانه‌های امن، بیمارستان‌ها و پاسگاه‌های پلیس در سراسر کشور ارجاع می‌شدند.

.

Getty Images
کلاس آموزشی در یک خانه امن در کابل پیش از آمدن طالبان

به گفته یوناما، این سیستم “عالی” بود، سالانه به هزاران زن در افغانستان خدمات ارایه می‌کرد و از هر ۱۰ زن، ۹ زن در طول زندگی خود حداقل شکلی خشونت را تجربه می‌کنند.

شایع ترین موارد خشونت مبتنی بر جنسیت شامل ضرب و شتم، تجاوز جنسی، خشونت فیزیکی و جنسی و ازدواج اجباری است. قربانیان اغلب نیاز به درمان فوری داشتند.

یکی از کارکنان این خدمات در ننگرهار گفته است: “[موارد] بسیار شدید بود. ما موردی داشتیم که مردی ناخن‌های انگشتان همسرش را کشیده بود… [یکی] مردی با یک ابزار نجاری پوست همسرش را جدا کرد… زنی بود که با آزار و اذیت‌های فراوان خانواده‌اش مواجه شد. او حتی دیگر نمی توانست از حمام استفاده کند.”

بسیاری از زنان و دختران بازمانده به خانواده‌هایشان بازگردانده شدند، و برخی نیز به زور توسط اعضای خانواده کشیده شدند. برخی نیز در خیابان یا در موقعیت‌های ناپایدار دیگری به سر می‌برند.

زینت (نام مستعار) قبل از اینکه به یک خانه امن پناه ببرد، مرتبا توسط شوهر و برادرش مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. با رسیدن طالبان، او و چند زن دیگر از آنجا فرار کردند. آنها اکنون مخفی شده اند.

.

Getty Images
طالبان بر دروازه وزارت امور زنان افغانستان تابلوی وزارت دعوت و ارشاد امر به معروف و نهی از منکر را نصب کرده است.

او گفت: “ما فقط با لباس‌هایی که پوشیده بودیم برآمدیم (از این محل خارج شدیم). ما بخاری نداریم و گرسنه می‌خوابیم… برادرم دشمن من است و شوهرم دشمن من. اگر من و بچه‌هایم را ببینند، ما را می‌کشند… مطمئنم که آنها در جستجوی من هستند چراکه می‌دانند پناهگاه بسته شده است.”

یکی از مدیران پناهگاه که در حال حاضر با برخی از بازماندگان پناهگاه خود مخفی شده است، به عفو بین‌الملل گفت: “ما مکان مناسبی نداریم، نمی‌توانیم بیرون برویم، خیلی می‌ترسیم… لطفا ما را از اینجا بیرون ببرید. اگر نه، پس منتظر کشته شدن ما باشید.”

مجرمان آزاد شدهاند

با پیشروی طالبان، آنها همچنین منظما زندانیان را از زندان‌ها آزاد می‌کردند، که بسیاری از آنها به خاطر جرایم خشونت مبتنی بر جنسیت محکوم شده بودند. شهادت شاهدان و سایر افراد با اطلاعات دست اول و همچنین گزارش‌های معتبر رسانه‌ها نشان می‌دهد که اعضای طالبان مسئول رهایی آنها هستند.

سخنگوی طالبان به عفو بین الملل این موضوع را رد کرد و تاکید کرد و مدعی شد که “دولت قبلی زندان‌ها را باز کرده است.”

زنی که در کار قضایی در زمینه خشونت مبتنی بر جنسیت تخصص دارد، گفت که در محکومیت بیش از ۳۰۰۰ نفر در سال پیش از تسلط طالبان کار کرده است.

او گفت: “هرجا [طالبان] رفتند، زندانیان را آزاد کردند… می‌توانید تصور کنید؟ بیش از ۳۰۰۰ نفر در تمام ولایت‌های افغانستان در یک ماه آزاد شده اند.”

عفو بین‌الملل همچنین گزارش‌های موثقی دریافت کرده است مبنی بر اینکه برخی بازماندگان نیز توسط طالبان به سیستم بازداشت از جمله به زندان پلچرخی در حومه کابل منتقل شده‌اند.

محافظان زنان قربانی حالا خود نیاز به حفاظت دارند

بسیاری از افرادی که در روند خدمات حفاظتی قربانیان کار می‌کنند، می‌گویند اگرچه قبل از تسلط طالبان با خطراتی روبرو بودند، اما اکنون زندگی آنها در خطر بیشتری قرار گرفته است و آنها به عفو بین الملل گفتند که “به شدت” به حفاظت نیاز دارند.

یکی از کارکنان خدمات در بادغیس توضیح داد: “همه این زنانی که در این [سیستم حمایتی] کار می‌کردند – اکنون ما به یک سرپناه نیاز داریم… ما هر روز در اضطراب و ترس زندگی می‌کنیم.”

یکی دیگر از کارکنان خدمات در ننگرهار گفت: “من هر روز از سوی طالبان، داعش، مجرمان و اعضای خانواده… تهدید می‌شوم.”

یکی دیگر از کارکنان در بامیان نیز گفت: “هر روز سه بار از مردانی که از زندان فرار کرده بودند، تماس دریافت می‌کردم. پس از اینکه طالبان نیز با من تماس گرفتند، شماره (مبایلم) را تغییر دادم.”

یک قاضی سابق افغان به عفو بین‌الملل گفت: “به مدت ۲۰ سال، تلاش کردم همه چیز را از ابتدا بسازم – فشار، دویدن از این دفتر به آن دفتر. سعی می‌کردم همه را متقاعد کنم، تا چارچوبی برای محافظت از زنان داشته باشیم… ساختن چیزی از هیچ، شجاعت، فداکاری و انرژی زیادی می‌طلبد – و سپس دوباره به هیچ تبدیل می‌شود.”

او افزود: “دیگر هیچ کجا جای امن نداریم”

برای زنان و دخترانی که از زمان تسلط طالبان با خشونت مواجه شده اند، جایی برای مراجعه وجود ندارد.

یک روانشناس که با بازماندگان خشونت مبتنی بر جنسیت در کابل کار می کرد به عفو بین الملل گفت: “طالبان هیچ رویه‌ای در مورد نحوه برخورد با این موارد ندارد.”

عادله (نام مستعار) در سن هفت سالگی مجبور به ازدواج با یک پیرمرد ۸۰ ساله شد. او گفت: “یک سال با او زندگی کردم و او هر روز کتکم می‌زد و می‌گفت: چرا حامله نمی‌شوی؟”

عادله فرار کرد، و دوباره ازدواج کرد و مرتبا مورد ضرب و شتم و سایر اشکال خشونت و آزار و اذیت شوهر دوم و بستگانش قرار گرفت. هنگامی که او با عفو بین الملل صحبت می‌کرد، اخیرا به یکی از معدود خانه‌ امن که هنوز در افغانستان فعال هستند، منتقل شده بود.

او گفت: “حالا ما خیلی می‌ترسیم… تا کی می‌خواهیم اینجا بمانیم؟ طالبان ساعت ۱۲ صبح، ساعت ۱ بامداد و بارها در طول روز به پناهگاه آمدند. ما به [آنها] گفتیم که اینجا مکان امن برای ماست، اما آنها ما را باور نمی‌کنند.”

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

ناظران می‌گویند: نقاشی مهاجر افغان در ایران با ‘قیر’ برای ترسیم ‘لحظات تاریک هویتی’

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۶, ۱۴۰۰)
ناظران

BBC

مجموعه “ناظران می‌گویند” بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی می‌کوشد تا با انتشار مطالبی از طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه‌ها ارائه دهد.

نویسنده، در این مطلب، آثار عبدالله علوی، هنرمند مهاجر اهل افغانستان با عنوان “مطرود” را نقد و بررسی کرده است.

.

BBC

از پنجم تا پانزدهم آذرماه سال ۱۴۰۰ مجموعه‌ای از آثار عبدالله علوی در ترکیبی از نقاشی‌های محتوا‌گرا با سبک آبسترکت (انتزاعی)، در “گالری بن‌بست” مشهد با عنوان “مطرود” به نمایش در‌آمده ‌است.

در این آثار، تاریکی و تیرگی درهم آمیخته با مدیا‌ی یک‌پارچه و تشابه رنگ و فضا، ذهن انسان بی‌قرار را در زمان پاندومی کرونا می‌بلعد، سرفه‌های زمان را در می‌نوردد و حاصل کار را می‌توان به مثابه تعاملی هدفمند بین دنیای امروز و هنرمند قلمداد کرد. در این ‌میان شاهد جریان متفاوت و مؤثری هستیم که در ترکیب و چیدمان خود، تعمقی بیشتر را در برابر نقش‌ها می‌‌طلبد.

خود هنرمند در معرفی این نمایشگاه نوشته ‌است:

“این مجموعه به مهاجرت و سرنوشت تاریک و محتوم انسان افغانستانی می‌پردازد، به لحظاتی سرگردان که تاریکی بر هویت تسلط پیدا می‌کند. در این مجموعه از “قیر” به‌عنوان مادۀ اصلی در نقاشی‌ها استفاده شده‌است. قیر را ترجیح می‌دهم، زیرا به‌عنوان ردی کوتاه، ریتم تپندۀ خود را زنده می‌کند. پالت رنگی در این‌جا محدود و تیرگی بر آن غالب است که به عنوان یک توده‌ بی‌زمان و خاکی عمل کرده، از قبل وجود داشته و پس از آن نیز باقی خواهد ماند. برای من این تغییر رنگ نشان‌دهنده‌ بیگانگی، پوچی و عدم ماست. حتی با کوچک‌ترین حضور، قیر قدرت رنگ‌های روشن را از حرکت بازمی‌دارد.”

.

BBC

علوی می‌خواهد روایتی از “مطرود” را تصویر کند. مطرود در معنای عام خود مفهومی انتزاعی و ایستا دارد و یادآور “بیگانگی، حاشیه و رانده شدن” است؛ اما در این نمایشگاه تعامل ایستایی تصویر و پویایی رنگ‌ها در نور، تحولی در محتوا به‌وجود آورده‌است. در این مفهوم سویِ دیگرِ “مطرود” به طرفِ “یگانگی، رانده‌شدن و عدم” نیست و خودِ وجود است. سلبیتِ مطرود، شاعرانه‌ و به تجربه‌ای خردمندانه تبدیل گشته‌است.

روایت مطرود، مرا به یاد “ویلیام ترنر” نقاش بریتانیایی مشهور به نقاش نور می‌اندازد، ویلیام ترنر هنگام خرید رنگ‌های نقاشی‌اش، رنگ لاجورد را که از افغانستان می‌آمد، بسیار دوست داشت. در این‌جا سوژه همان اُبژه است، سیاهی با این کشور در هم آمیخته، فصلی جدا ناشدنی از یک تاریخ و ملت، کشوری که دهه‌هاست با تاریکی دست و پنجه نرم می‌کند. گویی دیوهای سیاه نامرئی محاصره‌اش کرده‌اند و همین‌ که از چاه بالا می‌آید به چاهی دیگر گرفتار می‌گردد. از چنگ ارتش سرخ شوروی خلاص نشده به دامان جنگ‌های داخلی می‌افتد، از دست سربازان آمریکایی رها و در قفس تاریک طالبان به اسارت می‌رود، گویی سرنوشتی محتوم برای این سرزمین است.

.

BBC

اصولا تاریکی در نقاشی‌های عبدالله علوی، مظهر ذهنیت ملتی است تک‌نفره، اما در واقع هنرمندی که خود به مثابه یک ملت است، او که در ایران به دنیا آمده و در تمام طول عمر خویش، “دگری” بوده، مثل میلیون‌ها هم‌وطنش هرگز پذیرفته نشده و از تمام جهات رانده شده، بی‌چشم‌داشت از کمترین حق و حقوق شهروندی، این سیاهی و تاریکی، نه تنها توشه‌ وطنش، بلکه هویت تمام مهاجران هم‌تبار عبدالله علوی است که در ایران زندگی می‌کنند. عده‌ای برآنند که دیالکتیک کلمات را به هم بریزند و واژه‌ای بیافرینند بر این هویت، گاهی به نام بی‌هویّتی این نسل از مهاجرین، گاهی چند‌هویّتی و… اما واقعیت همان است که در نمایشگاه مطرود به تصویر کشیده شده‌.

.

BBC

دراماتولوژی نقاشی‌ها با تکنیک “قیر، آکرلیک و رنگ روغن”، معناهای متعددی از هستی، امور بالقوه، منشأ و استعلا را برای مطرود آشکار می‌کند. قیر سرانجام حیوانات، درختان و چه بسا انسان‌های نخستین است که از شکلی به شکلی در‌‌آمده‌اند، قیر ماده‌ای در حال تغییر است در طول زمان، جز سیاهی، صفتی در قیر است که نشان از کرختی آن دارد. مراحل مطرود به “بیگانگی، رانده‌شدن و نیستی” نمی‌انجامد. عناصرِ در حال طرد، محو نمی‌شوند و تا مرحله‌ نیستی پیش نمی‌روند. در این نمایشگاه، طرد شدن حایز بُعد وجودی است و با هستی در حال تعامل است. مطرود توضیح این جمله است که: واقعیت، درونی است و تعریف آن به عهده‌ بیننده است.

هنرمند با به‌وجود آوردن ارتباطی خلاقانه در زبان رسانه‌ای (هنر) خود، توان مفهومی کلیت آثار را ارتقا داده ‌و هر چه ‌دامنه‌ تجربیاتش گسترده‌تر و برای تولید محتوا، مرز کار خود را گسترش می‌دهد، وارد جریان باز تعریف معنای هنر در زمان خود می‌‌شود. مفهوم این نمایشگاه تجربه ‌و امکانی متفاوت از ترکیب قیر، آکرلیک و رنگ روغن را برای ارتباط با مخاطب خود به ارمغان می‌آورد، هنرمند باید به تمام جوانب کار احاطه داشته باشد (اعم از تکنیک، فرم و محتوا) اما در زمان انجام کار، باید همه را فراموش کرد. مطرود تمام جوانب را در نظر گرفته اما به هیچ قاعده‌ای اصرار ندارد. در زمانی که موجودیت بشر با پیشرفت فناوری و علم رقم خورده است، ترکیب هنر با علم و فلسفه می‌تواند یک اثر هنری را به یک مرجع متفاوت برای یک فعالیت اجتماعی بدل کند.

ترکیب مجموعه‌ای از بینش‌ها و هنرها مانند: ادبیات و هنرهای تجسمی به‌طور خلاقانه به دست می‌آید. این ادغام ایده‌ها و اشکال از یک بُعد، و همچنین موجودیتِ هنر معاصر سعی دارد مخاطب را به روشی بدیع و منحصر به ‌فرد درگیر کند. شعر و نقاشی با دو وجهه‌ متفاوت، یکی هنر مفهومی و دیگری هنر تجسمی، اما علوی هر دو را در هم آمیخته، با نقاشی‌هایش شعرهای بسیاری نوشته است.

.

BBC

هنرهای جدید، محتوا را از طریق ارتباط و گفتگو منتقل می‌کنند مثل سینما و…؛ و این، از ویژگی‌های هنرهای سنتی نیز هست. تعامل بین یک اثر هنری و یک بیننده، بین هنرمندان و مخاطبان، بین یک اثر هنری و خالق آن، بین هنرمندان با ژانر‌‌ها و تکنیک‌های مختلف. هر هنر جدیدی را در نهایت جذابیت، می‌توان به‌عنوان چتری که شیوه‌های مختلف هنر معاصر را پوشش می‌دهد، درک کرد. از نقاشی گرفته تا ادبیات و هنرهای دیگر.

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است