Connect with us

بی بی سی فارسی

مجموعه‌ای از عکس‌های برگزیده خبری در هفته گذشته (۲۷ ژوئن -۳ ژوئیه ۲۰۲۰) که در نقاط مختلف دنیا منتشر شده‌اند.

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: جولای 5, 2020)
اعتراضات ضد نژادپرستی

Getty Images
در پی اعتراضات جهانی علیه نژادپرستی در برلین هم صدها نفر از تظاهرکنندگان در حمایت از برابری نژادی و ادای احترام به جورج فلوید که به دست پلیس در مینیاپولیس آمریکا کشته شد، شرکت کردند.
انفجار در ایران

Getty Images
سه شنبه کلینیک تخصصی پزشکی سینا اطهر در تهران، دچار انفجار و آتش‌سوزی شد و در اثر این حادثه دست‌کم ۱۹ نفر کشته و ۱۴ نفر مصدوم شدند. شدت انفجار به حدی بود که بعضی از خانه‌های اطراف را هم تخریب کرد.
هنگ کنگ

Getty Images
پلیس ضد شورش، معترض هنگ کنگی را بازداشت کرده است. بیست و سه سال پیش هنگ کنگ مستعمره سابق بریتانیا به چین واگذار شد. پکن وعده خودمختاری داد که به فرمول ‘یک کشور و دو سیستم’ شهرت پیدا کرد. اما حالا چین قانون جدیدی معرفی کرده که اعتراضات در این شهر را عملی مجرمانه به شمار می‌آورد و از سه سال تا حبس ابد مجازات در پی دارد. در اعتراض به این قانون، هزاران نفر به خیابانهای هنگ کنگ آمدند و دست کم ۱۸۰ نفر بارداشت شدند.
هجوم ملخ

Getty Images
هجوم ملخ به مزارع در پاکستان، کشاورزان سعی در ترساندن و فراری دادن ملخ‌ها دارند؛ از این حادثه را بعنوان بدترین طاعون ملخ در ۲۵ سال گذشته نام برده شده است.
کرونا

Reuters
کودکی با یک بادبادک به شکل شبح در دپوک، حومه جاکارتا.
کرونا

Reuters
مدرسه‌ای در تایلند برای جلوگیری از انتشار ویروس کرونا از صندوق‌های رأی قدیمی بعنوان پارتیشن استفاده کرده است.
کرونا

Getty Images
مردم پس از کم شدن محدودیت‌های ویروس کرونا در پراگ، بر یک میز ۵۰۰ متری روی پل چارلز ناهار خوردند.
کرونا

Getty Images
رقصندگان با ماسک صورت در حین تمرین باله در شهر باسکایی اسپانیایی برای جلوگیری از انتشار ویروس کرونا.
کرونا

Getty Images
بازگشایی باغ وحش ادینبورگ پس از کاهش محدویت‌ها برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا

تمامی عکس‌ها شامل قوانین کپی رایت است.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

هفته هنر و فرهنگ؛ مرگ در خرمن هنر، سوگ دخترکان کابل، سینماهای خالی

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: می 17, 2021)

هفته گردش مرگ در مزرعه هنر و ادب بود. محمدرضا باطنی استاد و از جمله اندک خادمان زبان فارسی تن رها کرد، عبدالوهاب شهیدی که با آن عود با تار همخون‌شده تنها مانده بود، غمگین و افسرده رفت. اول هفته بود که شاعر جوانی پرسید چرا در بهار عطرآگین شیراز منصور اوجی نماند تا غزل اردیبهشتی بخواند. مسعود ولدبیگی چهره‌پرداز صاحب سبک هم راهی شد، همان که قهرمانان فیلم‌های علی حاتمی، بهروز افخمی، مسعود کیمیایی و خیلی‌ها را شکل داد در ده ها فیلم. درهفته‌ای که در تمام روزهایش صدای ناله کابل جانستان بلند بود و گوشه گوشه ایران هم؛ مرگ دخترکان مدرسه کابل به دست تحجر و وحشت از بازگشت طالب.

ابوالفضل بانی در مقاله‌ای برای اعتماد نوشت: دستخط آن دخترک را می‌خوانم از پشت پرده تار اشک، با خود می‌اندیشم آن دخترک بی‌گناه برای خدا روزه داشت. آن لب‌های کوچک برای خدا تا افطار تشنه می‌ماندند. آن مکتبخانه، مکتب سیدالشهدا بود و دخترکان همه با خون روزه خود را گشودند. به حتم آنکه دکمه بمب را از جایی دورتر فشرده است نیز به لب روزه داشته است. هر دو سوی این داستان مرگ را، یک آیین رقم می‌زند، اما هریک به روایت خویشتن.

نویسنده افزوده: حکایت عجیبی دارد افغانستان و چه عجیب‌تر کابل. این شهر را کابلستانِ جانستان می‌گویند با مردمی از جنسِ جان، میهمان‌نواز و غریبه‌دوست با سفره‌هایی که اگر چه رنگین نیست اما بسیار باصفاست. چه بر سر این ملت آمده است که چارقد دختران نوجوان‌شان به خون رنگین می‌شود؟ و هر چندی یک بار پدری به داغ فرزندی نوجوان یا جوان می‌نشیند؟

بلوار شاعر و وضع کتاب و مجله

در این میان صاحب هنری در صبح اردیبهشتی باران خورده عکسی گرفته از تابلویی که با نام یک شاعر شکل گرفته است. احمدرضا احمدی که در زادگاه کرمان هم خیابانی بزرگ به نام اوست، این بار در منطقه ۳ تهران، یک بلوار دارد که بی اعتنا به تابلوی کیوسک پلیس، مفتخر ایستاده است.

در چنین فضایی همزمان با به راه افتادن خط تولید انبوه واکسن داخلی، امیدی در دل‌ها ظاهر شد، گرچه هنوز مرگ کرونایی سه رقمی است. انتخابات شده و باز قطار سیاست دارد تکانی می خورد، گرچه مسافران بی‌اعتنا هنوز پاسخی گرم نداده‌اند و تنور که شورای نگهبان ترمزهایش را قفل کرده است.

اما اگر بپرسید حال کتاب چگونه است خبر می‌رسد که بهتر از پیش است، ناشران جوان و شجاع به ویژه در شهرستان‌ها و مراکز استان‌ها، آسان‌تر مجوز می‌گیرند، انتشار کتاب‌های نازک از شاعران و قصه‌نویسان جوان سرعت گرفته. لیست ممنوع الانتشارها کوتاه‌تر شده و در همین موقعیت مجوز نشریات هم بیشتر از پیش به حرفه‌ای ها تعلق می‌گیرد. در یک ماه مجوز انتشار ۷ مجله به روزنامه‌نگاران زن داده شده است. اما حال کتابفروشان بدان خوبی نیست که باید. چنان که تئاترشهر، با نزدیک شدن تاریخ بازگشایی سالن‌ها، همچنان در گرداب سیاه چاله‌های اداری است. مجسمه‌های دزدی – خبر رسیده که ذوب می‌شوند. راستی چه چطور مجسمه ۷۰۰ کیلویی از پایه‌اش در میدان شهر کنده شده. چنین می‌نماند که برای ذوب شدگان تفاوتی نیست بین هیچ تناولی تا مجسمه باباطاهر عریان.

اما دلگدازتر سالن هنوز خالی سینما و تیاتر هستند که همچنان در حسرت تماشاگران خمیازه می‌کشند.

سالن‌های کرونازده سینما

آیا روزهای بیکاری و تنهایی بازیگران و عوامل سازنده فیلم به پایان نزدیک است. آیا درست است که محدودیت‌های کرونایی سالن‌های سینما دارد تمام می‌شود. می‌گویند ستاد مقابله با کرونا با فروکش کردن پاندمی، اجازه بازگشایی سینماها را مشروط بر رعایت پروتکل‌های بهداشتی صادر کرده، نمایش فیلم‌ها دوباره از سرگرفته شده و دیگر تماشای فیلم روی پرده عریض سالن‌ها دور از ذهن نیست.

تینا جلالی با چند نفر کارگردان و تهیه کننده گفتگو کرد که سال گذشته فیلم ها ساختند که روی دستشان مانده نه به نمایش‌های آن لاین اعتمادی هست، نه امید نزدیکی به برگشت مردم به سالن سینما. به نوشته او: اما بحث اساسی صف طویل فیلم‌های آماده برای نمایش در سینماهاست. خبر می‌رسد فیلم‌هایی از داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، حمید نعمت‌الله، بهروز شعیبی، رضا درمیشیان، محمدحسین مهدویان، سعید ملکان، نیکی کریمی، شهرام مکری، محسن قرایی، نرگس آبیار، روح‌الله حجازی، حمیدرضا آذرنگ، کاوه صباغ‌زاده، هاتف علیمردانی، آیدا پناهنده، سهیل بیرقی، مرتضی فرشباف و بهتاش صناعی‌ها منتظر بازشدن در سینماهاست.

سامان سالور که فیلم سه کام حبس او در انتظار اکران است می‌گوید: «من و سایر عوامل سه کام حبس از سال گذشته منتظریم تا در سینماها اکرانش کنیم. شبکه آنلاین به لحاظ رعایت حقوق کپی‌رایت با مشکلات جدی مواجه است. وقتی فیلم روی خروجی این پلتفرم‌ها قرار می‌گیرد علاوه بر قاچاق داخلی، انواع و اقسام شبکه‌های فارسی‌زبان اقدام به پخش آن می‌کنند. چرا باید سرمایه‌ای که با هزار سختی برای ساخت فیلم تامین شده در عرض کمتر از نیم ساعت به باد برود. نمی‌دانم این مسیر کی هموار می‌شود و چه زمانی قرار است سینماها به روزهای گذشته خود برگردند.

مجید برزگر که با ۵ فیلم ابر بارانش گرفته (کارگردان) مامان، دشمنان، علت مرگ نامعلوم و بچه گرگ‌های دره سیب (تهیه‌کننده) در انتظار اکران است به اعتماد می‌گوید: “در بازه‌هایی سینماها ناامن نبودند به دلیل رعایت فاصله قانونی و ضدعفونی کردن‌های مدام سالن‌ها. کافه‌ها و رستوران‌ها و مجتمع‌های تجاری، همه بی‌ماسک و نزدیک بدون فاصله ممکن. سالن‌ها واقعا امنیت بیشتری برای مخاطبان داشتند ولی از یک‌سال گذشته با تعطیلی‌های پی در پی مواجه شدند و مردم هم تا رفع خطر جدی و استفاده از واکسیناسیون به سالن سینما نرفتند. الان هم شرایط اقتصادی و روانی به گونه‌ای است که مردم دل و دماغ و دلخوشی سینما رفتن را ندارند.”

منوچهر محمدی تهیه‌کننده باسابقه سینما درباره شرایط این روزهای سینمای ایران گفته تالارهای پذیرایی از ابتدای تعطیلات تاکنون بسته مانده‌اند به طوری که بسیاری از آنها تغییر شغل داده‌اند. اگر این اتفاق برای سینماهای تهران بیفتد تمام سینمای ایران خسارت خواهند دید. میزان سالن‌سازی ۷، ۸ سال گذشته مهم بود اما اگر سینماها به سمت تغییر شغل و تغییر کاربری بروند به نظرم عرصه بر سینمای ایران تنگ و این اقتصاد ضعیف از این هم ضعیف‌تر می‌شود.

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: سال گذشته خبرهایی رسید درباره برخی سینماها به ویژه آنهایی که تک‌منظوره بوده و با یکی دو سالن فعالیت داشتند، خبرهایی مبنی بر تعطیلی، فروش یا تغییر کاربری آنها بود. از جمله عصر جدید که با اعلام تعطیلی موقت آن برای تصمیم‌گیری واکنش‌های مختلفی را به همراه داشت. سینما بولوار در بلوار کشاورز هم که زمانی یکی از سینماهای مدرن تهران بود، سال گذشته تغییر کاربری پیدا کرد و به مرکز همایش‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران تبدیل شد.

نمایشگاه هفته

آخرین هفته اردیبهشت، در گالری اُ تهران نمایشگاه نقاشی‌های حبیب مرادی در مجموعه‌ای با نام “هویت” به چشم نشست. از چشم منتقدان نقش‌های زیبایی که نشانی از مینیاتورهای ایرانی و چینی در خود دارد اما به زبان و نشانه‌های روز.

درگذشت بزرگاستاد زبان

آنان دو تن بودند و درست این است که زبان‌شناسی بی وجود آنان چنین نبود که هست. ۲۰ کتاب فرهنگ نفیس که در شکل دادن به قاعده رساندن زبان فارسی نقش عمده دارند توسط محمدرضا باطنی و علی‌محمد حق‌شناس تالیف شد. باطنی به سن و سال، شش سالی بزرگتر بود از حق شناس، اما یازده سالی پس از وی ماند گرچه سختش گذشت. او از کودکی روزگار را به سختی گذراند. در اصفهان زادگاهش، یازده ساله بود پدرش درگذشت و ناگزیر مدرسه را رها کرد و پادوی بازار شد. و چیزی نمانده بود که در همان بازار ماندگار شود. اما گذراند، به چه سختی. تا استاد دانشگاه شد و در آن جا کاردانی و سلامت نفسش دکتر علینقی عالیخانی (رییس وقت دانشگاه تهران) را به او خواند. و از همین رو مامور اصلاح دانشسرایی عالی شد (عملا رییس) و در یک سالی که در آن کار بود،

فغان از مقامات اداری و برخی استادان برخاست اما دکتر علیخانی و معاون همیشگی‌اش (دکتر ضیایی) کسانی نبودند که خلف وعده کنند. اما همزمان با گزارش‌های پی در پی ساواک علیه وی، دکتر عالیخانی هم از دانشگاه تهران رفت و دکتر ضیایی زودتر جنبید و با بورس خارجی خطر را گذراند. وقتی برگشت (سال ۵۸) سیلی دیگر به راه افتاده بود. وقتی به دانشگاه تهران محل کارش رفت، دیگر آن نبود که بود. اما حالا یک همکار داشت علی محمد حق‌شناس زبان‌شناس، نویسنده، مترجم و شاعر که برخلاف باطنی که روزگار سختش گرفت، حق‌شناس اهل جهرم و شکل گرفته در شیراز مظهر مدارا و صلح اندیشی بود، همیشه غزلی در ذهن داشت تا با خواندن آن مشکلی را آسان کند.

انقلاب فرهنگی شده بود و چندان که از حکومت تازه آمدند تا دانشگاه دیگری بسازند و گروهی را برانند و بخشی را به اطاعت بخوانند دکتر باطنی مانند همیشه فریاد برداشت که هنر انقلاب نمی پذیرد… و برای دومین بار مجبور به استعفا شد. استعفایی که ۴۰ سال طول کشید. و از این جا بود که این دو تن – یکی فروتن و صلح جو و مهربان، دیگری خوش قلب اما سختگیر و چنان که خود گفت دچار افسردگی شده، در جایی دیگر میزی گرفتند و به کار افتادند. باطنی از رنگین کمان ادب ایران – چنان که در زندگی نامه اش برمی آید، خیام را می‌خواست و پیام بی‌اعتباری جهان را از زبان او می‌شنید. اما کیست که نداند آن دیگری -دکتر حق شناس – در شعرهایش هیچ گاه تلخی نگفت، عشق و بیداری هدیه‌اش بود.

دکتر باطنی بیش از هر یک از زبان شناسان نسل یک و نسل بعد، به علم خود وفادار ماند و چهل سال دوری از دانشگاه را تحمل کرد، اما با فرهنگنامه‌هایی که تالیف کرد و برخی ده ها بار چاپ شده است، از انتشار علمی که داشت خودداری نکرد. از ده سال پیش با دردی که ستون فقرات و گردن وی را غصب کرده بود و نمی گذاشت به راحتی نفس بکشد، همچنان در مرکز فرهنگ معاصر، جدی‌تر از هر کس کار کرد. چنان که آن دیگری – دکتر علی محمد حق شناس – نیز، تا آخرین روزهای حیات.

زنان و مردان بزرگ به هر خصلت که باشند، جایشان خالی می ماند. با چه عشقی به علم، با چه بستگی عمیقی به زادگاهشان. برای دکتر محمدرضا باطنی فرصت‌های متعدد برای پژٰوهش و تدریس در دانشگاه‌های جهان فراهم بود، نخواست و مدام گفت کجا بروم. دکتر حق‌شناس هم ساخته بود: اینجاست که می مانم، این جاست که می‌میرم…

منصور اوجی (۱۳۱۳-۱۴۰۰)

BBC
منصور اوجی (۱۳۱۳-۱۴۰۰)

سالی که شاعران را…

منصور اوجی، ۸۳ ساله شاعر و همچنان که لهجه‌اش شیرازی ماند، طبعش هم. ساکت و نرم و محترم. به قول شاملو “انگار منصور جز در شیراز نبوده است و انگار نگران حافظ است و هر روز باید برود حافظیه دفتر امضا کند”. افسوس که در این چهل ساله، دیگر کمتر شاعران و قصه نویسان یکدیگر را دیدند، مگر هر از چند سال یک‌بار. تازه این وصف آن هاست که دور از خانه غریب نمانده‌اند.

ماه پیش، مجله وزن دنیا در شماره نوروزی، در فصل (صد شاعر و صد شعر) منصور اوجی او را نشاند که حق همین بود. و شعری تازه از وی را به چاپ رساند. راستی هم انگار مرگ را نزدیک دیده بود.

حرفی برای گفتن

آلام و درد ما را

در مویه بازخواندند

خنیاگران دوران

در کوچه‌های شیراز

*

فصل خزان گل بود

در روزگار بیداد

سالی که عاشقان را، بی‌غسل خاک کردند.

سالی که شاعران را…

*

ما با غبار رفتیم

از ما چه ماند بر جای

زآن عهد و روزگاران؛

حرفی برای گفتن

شعری برای خواندن

دردی برای آواز

عبدالوهاب شهیدی

BBC
عبدالوهاب شهیدی

در جستجوی آن نت تنها

مرجان صائبی و سیمین سلیمانی از روزنامه‌نگاران جوانی هستند که با وی گفتگوهایی کرده‌اند. فردای ضبط که سلیمانی توانسته بود مرد ۹۹ ساله و دلشکسته را به سخن آورد، شنید که شهیدی را به بیمارستان برده‌اند. سه روز بعد آخرین گفتگوی مرد کم‌حرف در شرق به چاپ رسید. و هم آنجا از زادگاهش میمه اصفهان می‌گوید و از پدر سختگیر اما شعرشناس و شاعر در کسوت روحانی که طوبی تخلص داشت. و همو بود که باعث شد تا گرامافون در میمه ترویج پیدا کند؛ از یادگیری سنتور فقط با نگاه‌کردن به دست نوازندگان؛ از ایرانی‌کردن ساز عود و پیش‌رفتن همزمان در خوانندگی و نوازندگی و از رفتن به خدمت ارتش.

مرد شیک و خدنگ و آراسته تنها اهل موسیقی نبود که لباس نظامی داشت. اما زمانی که انقلاب شد و پایگاه سخت‌گیری‌ها اصفهان، کسی کاری به کسایی، تاج، شهناز و دیگر هنرمندان نداشت اما شهیدی را به زندان انقلاب انداختند. چهارماهی در حبس بود و گاهی شب‌ها برای دیگر زندانیان می‌خواند آن نگاه مست تو… بی همگان به سر شود… و ده ها ترانه جان آشنای دیگر برای کسی که گفته بودند مامور ساواک است. وقتی بیرون آمد دیگر گلها هم نبود. حقوق رادیو و نظام با هم رفته بود. چند سالی سختی کشید و ماند و بعد راهی شد و به مهاجرت تن داد. مثل بسیاری دیگر. اما بعد ۱۵ سال برگشت. از آن پس کمتر حرف زد. ساکت و در حسرت روزهای خوش. زمزمه‌های زیر لب… و شکایت از سختی و بی‌اعتباری زندگی.

به زبان دیگر ۴۲ سال سکوت و حسرت و تنهایی. اما وقتی خبر درگذشت او رسید، انگار کسانی به یاد شهیدی افتادند، آن مرد مرتب و منظم و مهربان. جلیل عندلیبی می‌گوید: “من از استاد شهیدی خواستم که به ایران بازگردد و بنا بود با هم کنسرت برگزار کنیم اما همان‌ها که امروز از او یاد می‌کنند، نگذاشتند.”

زنده‌یاد محمود خوشنام ۹ سال پیش در گفتگویی با شهیدی برای بی‌بی‌سی فارسی از او شنید:

موسیقی پرواز است، نمیشود توی قفس نگاهش داشت. در قفس ماندن تقلید است و یک نواختی. موسیقی مثل پرنده باید بال بزند. به هر سوی آسمان پرواز کند. یک جا ایستادن سقوط است.

نگارنده که در جشنواره هنراسلامی لندن -۱۳۵۵ فیلمی از هنرمندان می‌ساخت در صحنه‌ای شنید که شهیدی به استاد عبادی می‌گفت این‌جا (یعنی در لندن) دلت ساز می‌زند یا خودت؟ عبادی گفت هیچ جا خودم نمی‌زنم. هر دو خندیدند پیش از آن‌که سیگاری آتش کنند.

چراغداران سالن انتخابات

هادی حیدری در فرصتی که هنوز دالان انتخابات ریاست جمهوری تاریک است، احمدی‌نژاد رییس جمهور پیشین را ترسیم کرد که همین هفته از دیوار وزارت کشور بالا رفت تا برای ریاست جمهوری آینده نام‌نویسی کند، هم مصطفی تاجزاده را که وی نیز برای نام‌نویسی رفت. اولی همان که میلیون‌ها نفر مردم تهران را علیه خود به خیابان ها کشاند و خش و خاشاکشان خواند. دیگری از همان خرداد ۸۸ به زندان افتاد، و از آخرین زندانیان جنبش سبز بود که آزاد شد. آن هر کدام از گوشه‌‎ای از راهرو منتهی به دفتر انتخابات آمده بودند، بی‌هیچ شباهتی. امیدی هم به تصویب صلاحیت هیچ کدام نیست.

از هفته‌های پیشین:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

جوایز بریت ۲۰۲۱؛ زنان خوشحال و تماشاچیان ذوق‌زده

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: می 12, 2021)
دوا لیپا

EPA
دوآ لیپا ستاره جوایز بریت امسال، از دولت بریتانیا خواست حقوق کارکنان سرویس خدمات بهداشت و درمان بریتانیا را که بیش از یک سال درگیر کرونا بوده‌اند، افزایش دهد. این درخواست او با تشویق شدید تماشاچیان همراه شد که بیش از نیمی از آنها “کارکنان کلیدی” در دوره شیوع کووید بودند

جوایز بریت (بریتز) ۲۰۲۱ را بر خلاف سال قبل، خوانندگان و هنرمندان زن درو کردند.

مراسم اهدای جوایز بریت که مهم‌ترین جایزه موسیقی پاپ بریتانیا و دارای اعتباری جهانی است، امسال به صورت حضوری و با شرکت ستارگانی مانند تیلور سویفت، دوآ لیپا، هری استایلز و هزاران تماشاگر ذوق‌زده‌ای برگزار شد که حدود یک سال از شرکت در چنین برنامه‌هایی محروم بودند.

این مراسم از جمله اولین گردهمایی‌هایی بود که بدون رعایت مقررات سفت و سخت کرونا و به عنوان بخشی از برنامه آزمایشی دولت برای ورود تدریجی به حالت معمول در لندن برگزار شد.

دوآ لیپا، خواننده و ترانه‌سرای محبوب، با کسب جایزه بهترین خواننده زن بریتانیایی و همین طور بهترین آلبوم سال (نوستالژی آینده -Future Nostalgia) خوشحال‌ترین برنده دیشب بود.

گروه سه نفره لیتل میکس، به عنوان بهترین گروه موسیقی پاپ جایزه بریت را گرفت و آرلو پارکس، خواننده زن بریتانیایی برنده جایزه بهترین هنرمند نوظهور شد.

تیلور سویفت، ستاره پاپ آمریکایی، که شهرت و محبوبیت بین‌المللی دارد، اولین زنی بود که جایزه “نماد جهانی” را در تاریخ بریتز دریافت کرد.

بیلی آیلیش، ستاره دیگر آمریکایی جایزه بهترین هنرمند زن بین‌المللی را به مجموعه جوایز بی‌شمار خود در دنیای موسیقی اضافه کرد و گروه آمریکایی هایم ( Haim) با سه هنرمند زن، برنده بهترین گروه پاپ بین‌المللی شد.

جایزه بهترین تک‌آهنگ بریتانیا به هری استایلز با آهنگ قند هندوانه ( Watermelon Sugar) رسید، جی هاس، برنده بریت بهترین خواننده مرد بریتانیا شد و جایزه بهترین هنرمند مرد بین‌المللی را The Weekend با نام اصلی ایبل مکنن تسفی دریافت کرد.

تیلور سویفت

PA Media
تیلور سویفت جایزه بریت “نماد بین‌المللی” را گرفت که قبلا تنها سه هنرمند مرد دریافت کرده بودند: التون جان، رابی ویلیامز و دیوید بویی
دوا لیپا

Reuters
اجرای دوآ لیپا در بریتز – این مراسم جزو اولین گردهم‌آیی‌هایی بود که بدون رعایت مقررات سفت و سخت کرونا برگزار شد
لیتل میکس

PA Media
برای اولین بار در تاریخ ۴۱ ساله بریتز یک گروه با هنرمندان زن برنده جایزه بهترین گروه پاپ شد. لیتل میکس بعد از دریافت جایزه آن را به اسپایس گرلز و گرلز الاود، گروه‌های مشهور سابق تقدیم کردند و گفتند که باروشان نمی‌شود این گروه‌ها این جایزه را نبرده‌اند
آرلو پارکس

PA Media
آرلو پارکس ۲۰ ساله که جایزه هنرمند نوظهور را گرفت، با اولین آلبومش (Collapsed in Sunbeams) تحسین بسیاری را برانگیخت
هری استایلز

PA Media
هری استایلز که طبق معمول لباس‌هایش توجه دوست‌داران مد را جلب کرد، از جمله معدود برندگان مرد مراسم بریتز بود
التون جان

EPA
التون جان از جمله هنرمندانی بود که در مراسم دیشب برنامه اجرا کرد
هایم

PA Media
گروه آمریکایی هایم اولین گروه هنرمندان زن بود که در دو دهه اخیر موفق به کسب جایزه بهترین گروه بین‌المللی بریتز شد. آخرین بار دستینی چایلدز در سال ۲۰۰۲ این جایزه را برده بود
گریف

PA Media
گریف، برنده جایزه ستاره روبه‌رشد، در مراسم بریتز اجرا داشت
میبل

EPA
میبل، برنده بهترین خواننده زن سال ۲۰۲۰ هم در مراسم امسال حاضر بود

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

محمدرضا باطنی زبان‌شناس برجسته درگذشت

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: می 12, 2021)
دکتر محمد رضا باطنی

BBC

محمدرضا باطنی، زبان‌شناس مشهور ایرانی و استاد سابق دانشگاه تهران در سن ۸۷ سالگی در گذشته است.

“توصیف ساختمان دستوری زبان فارسی”، “مسائل زبان‌شناسی نوین”، “نگاهی تازه به دستور زبان”، “چهار گفتار درباره زبان” برخی از آثار او در زبان‌شناسی است. وی در ترجمه نیز فعال بود.

دکتر باطنی در سال ۱۳۶۰ در ۴۷ سالگی تن به بازنشستگی اجباری از استادی دانشگاه تهران داد، در دوره ای که اخراج های گسترده بعد از انقلاب در جریان بود.

او بعد از مدتی به ترجمه روی آورد. “درآمدی بر فلسفه بوخینسکی”، “انسان به روایت زیست شناسی” که به اتفاق همسرش ترجمه کرد، “فیزیولوژی خواب”، “دانشنامهً مصور”، “ساخت و کار ذهن”، از جمله برگردان های او در این دوره بود.

او پس از چندی همکاری با انتشارات فرهنگ معاصر را آغاز کرد و دست به کار فرهنگ نویسی شد.

ویراست اول فرهنگ یک جلدی ِ انگلیسی – فارسی معاصر او جایزۀ اول کتاب سال را از آن ِ خود کرد، با این حال از شرکت در مراسم و گرفتن جایزه ای که به کتاب تعلق می گرفت امتناع کرد.

یکی دیگر از آثار او و همکارانش “فرهنگ فعل های گروهی” است.

حسین سامعی زبان شناس و از شاگردان آقای باطنی می گوید که او از نسل دوم زبان شناسان مدرن ایران بود.

او می گوید: “دکتر باطنی دانشوری دقیق، پیگیر و کوشا بود که بر توسعه زبان شناسی، نگاه علمی به زبان و جامعه و همینطور ایجاد زبان یا گفتمان علمی در فارسی مدرن تاثیر قطعی داشت.”

آقای سامعی می گوید پیوستن او به گروه زبان شناسی دانشگاه تهران، بعد از کار با مایکل هالیدی زبان شناس معروف بریتانیایی، موجب تغییرات تازه از جمله ایجاد گرایش های تازه ای در این گروه آموزشی دانشکده ادبیات شد و دانشجویان و استادان را به سمت مطالعات زبان شناسی علمی در ایران سوق داد.

دکتر باطنی دوران کودکی سختی داشت. بیماری لاعلاج پدر و فقر بی حساب خانواده سبب شد که در دوازده سالگی دست از تحصیل بکشد و برای کسب معاش در بازار اصفهان پادوئی کند.

پس از چند سال کار در بازار، شاگرد یک مغازه خرازی فروشی در چهار باغ اصفهان شد. ضمن کار در این مغازه با شرکت در کلاس های شبانه در هجده سالگی، سیکل اول دبیرستان را به پایان برد و وارد کار معلمی شد.

او دیپلم ادبی اش را در تابستان ۱۳۳۶ گرفت، زمانی که بیست و سه ساله بود و در سال ۱۳۳۹ به استخدام دانشسرای عالی درآمد و در سال ۱۳۴۰ به انگلستان اعزام شد.

دانشگاه لیدز او را به طور مشروط پذیرفت چون لیسانس زبان انگلیسی را از دانشگاه های ایران قبول نداشتند. اما در لیدز درجه ممتاز آورد و فوق لیسانس اش را همان جا گذراند.

او دکتری خود در رشته زبان‌شناسی همگانی و زبان‌های باستانی را در سال ۱۳۴۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد.

دکتر باطنی بعد از شروع به کار در دانشگاه تهران همکاری با مطبوعات را با نگارش مقاله هایی پیرامون مسایل اجتماعی و فرهنگی آغاز کرد.

پس از انقلاب هم ابتدا با ماهنامهً “آدینه” و سپس “دنیای سخن” همکاری کرد و مقالات تاثیرگذاری نیز در چند نشریهً دیگر از او به چاپ رساند.

مثال بارز آن نقدی بود که در مجلهً آدینه بر کتاب “غلط ننویسیم” ابوالحسن نجفی با عنوان “اجازه بدهید غلط بنویسیم” نوشت.

بیشتر بخوانید:

زندگی نامه دکتر باطنی

فهرست آثار دکتر باطنی

فارسی زبانی عقیم، مقاله ای از دکتر باطنی

مصاحبه با دکتر باطنی درباره زبان شناسی

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است