Connect with us

بی بی سی فارسی

عبدالرشید دوستم؛ مارشالی در افغانستان چه جایگاهی دارد؟

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: جوزا ۴, ۱۳۹۹)

در بخشی از توافقنامه سیاسی که اخیرا میان محمد اشرف غنی و عبدالله عبدالله امضا شد، آمده که ژنرال عبدالرشید دوستم با فرمان رئیس جمهوری به بلندترین رتبه نظامی مارشالی ارتقاء داده می‌شود و در عین زمان عضویت شورای عالی دولت و شورای امنیت ملی را خواهد داشت.

در طول تاریخ افغانستان به جز از آقای دوستم، تا حالا دو چهره دیگر رتبه مارشالی داشته‌اند. مارشال شاه ولی خان، عموی محمد ظاهر، پادشاه پیشین افغانستان و مارشال محمد قسیم فهیم، معاون پیشین رئیس جمهوری که پس از کشته شدن احمدشاه مسعود، فرمانده نیروهای ائتلاف شمال شد.

مارشالی در افغانستان چه جایگاهی دارد و از چه قدرتی برخوردار است؟

عتیق الله امرخیل، ژنرال بازنشسته ارتش افغانستان می‌گوید که در قانون اساسی افغانستان و قانون امور ذاتی افسران به عنوان مهم‌ترین قانون نظامی این کشور، رتبه مارشالی وجود ندارد. به گفته او این رتبه همیشه در افغانستان براساس توافق سیاسی اعطا شده است.

آقای امرخیل می‌گوید که اعطای رتبه مارشالی در قوانین شماری از کشورها وجود دارد و شرایط اعطای آن این است که فرد باید فرمانده یک جبهه جنگ باشد که در آن پیروزی بزرگی را بدست آورده است، آموزش عالی او نسبت به دیگر نظامیان کشورش بالاتر باشد، دانش سوق و اداره استراتژیک داشته باشد و اثر علمی نوشته باشد که برای نظامیان کشورش راهنما باشد.

او می‌گوید علاوه بر موارد ذکر شده، این فرد نباید به هیچ جرم جنگی و جنایی متهم شده باشد، چهره شناخته شده در منطقه و جهان باشد و جایگاه رتبه مارشالی باید در قانون اساسی و قانون امور ذاتی افسران یک کشور مشخص باشد.

به گفته آقای امرخیل حتی در صورت موجودیت شرایط فوق، رئیس جمهوری نمی‌تواند برای کسی رتبه مارشالی بدهد، بلکه این شورای نظامی است که این رتبه را به پارلمان کشور پیشنهاد می‌کند و بعد از تایید پارلمان، رئیس جمهوری آنرا امضا می‌کند.

رتبه مارشالی در سایر کشورها

مارشال عالی‌ترین رتبه نظامی در گذشته و حال کشورهای بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه (پیشتر اتحاد جماهیر شوروی سابق) و چین به حساب می‌آید که به نام ‘فیلد مارشال’ هم یاد می‌شود.

در نیروهای زمینی آمریکا ژنرال پنج ستاره را که معادل مارشال است، ژنرال ارتش می‌نامند و چیزی به نام مارشال وجود ندارد. در ایران نیز رتبه بالاتر از ارتشبد است.

براساس نوشته دایرة المعارف بریتانیا (بریتانیکا) این مقام از عنوان فرمانده سواره نظام پادشاهان اولیه فرانک‌ها منشا گرفته است.

براساس این نوشته اهمیت سواره نظام در جنگ‌های قرون وسطایی باعث شد تا مارشال با واحد فرماندهی در تماس باشد؛ این درجه‌داران وظایف نظم و ترتیب را در دادگاه و همچنین در اردوگاه نظامی و تصمیم گیری به عهده داشتند.

با این حال در قرن ۱۹ میلادی نقش مارشال به یکباره به عنوان فرمانده نیروهای سلطنتی و یک افسر بزرگ برجسته شد.

دفتر مارشال فرانسه در زمان پادشاهی فیلیپ دوم (۱۱۸۰-۱۲۲۳) تأسیس شد و مارشال به یکی از افسران بزرگ پادشاهی تبدیل شد.

بعد از آن شمار مارشال‌های فرانسوی به تدریج افزایش یافت و در قرن سیزدهم به دو نفر، در قرن شانزدهم به چهار و در قرن هجدهم شمار آنان به ۲۰ نفر افزایش یافت.

بعد از انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۹۳ این دفاتر بسته شدند، ولی ناپلئون در سال ۱۸۰۴ در قلمرو امپراتوری خود ۱۸ پست مارشالی ایجاد کرد.

جانشینان ناپلئون این پست را به عنوان مارشال فرانسه تبدیل کردند و شمار آنان را کاهش دادند. سپس این پست کاملا از بین رفت و به عنوان افتخار منحصر به فرد در زمان جنگ برای افراد اعطا میشد.

عبدالرشید دوستم

براساس توافق حکومت جدید میان آقایان اشرف غنی و عبدالله عبدالله؛ ژنرال دوستم به عنوان سومین مارشال افغانستان بزودی به این درجه نظامی دست خواهد یافت.

آقای دوستم، بنیانگذار جنبش ملی اسلامی افغانستان، از چهره‌های بحث برانگیز سیاسی افغانستان و از مهمترین رهبران ازبک‌تبار این کشور به شمار می‌رود.

ژنرال عبدالقادر، اولین وزیردفاع افغانستان بعد از کودتای چپ‌گرایان در ۱۳۵۷ خورشیدی، در خاطرات سیاسی خود درباره آقای دوستم نوشته است: “در همان روزهای اول پس از هفت ثور کسی پیشم آمد. گفت که نجیب نام دارم و دبیر سازمان اولیه شهر کابل هستم.”

دکتر نجیب الله آخرین رئیس جمهوری حکومت چپ‌گرای افغانستان بود که دولتش توسط مجاهدین سرنگون شد.

ژنرال قادر می‌نویسد که دکتر نجیب را چند سال بعد، زمانی که معاون ببرک کارمل، سومین رئیس جمهوری حکومت چپ‌گرای افغانستان بوده، دیده است. او نوشته است که نجیب نزدم آمد و گفت:”پیشنهادی دارم و کسی را می‌خواهم مقرر کنم.”

نجیب به او گفته است، فردی را که خواستار تقررش است “از کارمندهای سابقه‌دار اداره نفت و گاز در شبرغان است. از رفقای فدایی و سر تیر (جان برکف) ماست. می‌خواهیم او را به حیث خُردضابط (گروهبان) در امنیت دولتی مقرر کنید.”

قادر می‌نویسد که از نجیب پرسیدم که “این فرد کی است؟ و نجیب در پاسخ گفت تخلصش دوستم است.”

او نوشته که “از این کار سرباز زدم ولی با دخالت ببرک کارمل مجبور شدم تا حکم تعیین شدن دوستم را امضا کنم”

به گفته قادر، دوستم به رتبه ژنرالی هم به امضای او رسید، در زمانی که ژنرال قادر وزیر دفاع افغانستان بوده است.

دوستم که از حمایت گسترده ازبک‌های افغانستان برخوردار است، در سال‌های پایانی حکومت نجیب‌الله در اوایل ۱۹۹۲، تغییر جهت داد و به همکاری با مجاهدین آغاز کرد.

نیروهای به رهبری ژنرال دوستم که در اواسط ۱۹۹۰ میلادی بعد از پیروزی مجاهدین در کابل حضور داشتند، یکی از طرف‌های اصلی جنگ‌های خونین داخلی افغانستان به شمار می‌روند.

او پیش از سقوط دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی توسط طالبان علیه او جنگید و حتی مدتی را نیز با گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان متحد شد.

ژنرال دوستم در اوج قدرت خود در ۱۹۹۷، در شمال افغانستان قسما یک مستقل ساخته بود، تمامی امور این مناطق را کنترل می‌کرد و پول جداگانه چاپ کرده بود. در این سال‌ها بود که هوادارانش، به او لقب “دوستم پادشاه” داده بودند.

بعد از سقوط طالبان، او در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ به عنوان نامزد شرکت کرد ولی رای نیاورد. حامدکرزی بعد از پیروزی‌اش او را به عنوان فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح افغانستان تعیین کرد ولی این پست بعد از ادعای اکبربای،رئیس شورای ترک‌تباران افغانستان که گفت از سوی افراد دوستم ربوده شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته به حالت تعلیق درآمد.

در انتخابات سال ۲۰۱۴ او معاون اول محمد اشرف غنی شد. این معاونت نیز برای آقای دوستم زیاد دوام نکرد و بعد از مطرح شدن اتهام سوء رفتار جنسی توسط احمد ایشچی، آقای دوستم بار دیگر خانه‌نشین و بعد به تبعید خودخواسته به ترکیه رفت و در تازه‌ترین انتخابات ریاست جمهوری به ائتلاف عبدالله عبدالله پیوست.

مارشال محمد قسیم فهیم

آقای فهیم دومین مارشال افغانستان بود. او که در دوران حکومت حامد کرزی، به عالی‌ترین رتبه نظامی – مارشالی – رسید، به دنبال کشته شدن احمد شاه مسعود، فرمانده ارشد جبهه متحد ضد طالبان در یک حمله انتحاری، به شهرت رسید.

آقای فهیم رهبری نیروهای مجاهدین را در مبارزه علیه طالبان به عهده گرفت و نقش مهمی را در فروپاشی رژیم طالبان با حمایت هوایی جنگنده‌های آمریکایی بازی کرد.

آقای فهیم دومین مارشال افغانستان بود

Getty Images
آقای فهیم دومین مارشال افغانستان بود

پس از فروپاشی رژیم طالبان و برگزاری اجلاس بن، آقای فهیم به عنوان معاون اول دولت موقت و وزیر دفاع افغانستان تعیین شد.

مارشال فهیم پس از فروپاشی طالبان نیز در صحنه سیاسی افغانستان حضور داشت، به استثنای پنج سال اول دوره ریاست جمهوری حامد کرزی، که به دلیل عدم حضور در دولت، خانه‌‎نشین شد.

در پنج سال ریاست جمهوری آقای کرزی، مارشال فهیم گوشه نشینی اختیار کرد اما هر از گاهی از اداره آقای کرزی در زمینه آنچه که او کنار زدن مجاهدین از قدرت می خواند، به شدت انتقاد می‌کرد.

تا آنکه حامد کرزی در دومین دور انتخابات ریاست جمهوری‌، یک بار دیگر به سراغ آقای فهیم رفت و او را بار دیگر به عنوان معاون اول خود معرفی کرد. آقای فهیم هنوز دور دوم ریاست جمهوری آقای کرزی پایان نیافته بود که به دلیل سکته قلبی در سال ۲۰۱۴ جان داد.

مارشال شاه ولی خان

شاه ولی خان نیز اولین مارشال افغانستان بود. او ازشخصیت‌های سیاسی و نظامی این کشور محسوب می‌شد. از خانواده سلطنتی افغانستان بود. مارشال شاه‌ولی عموی محمد ظاهر، پادشاه پیشین و محمد داوود خان، اولین رئیس جمهوری افغانستان بود.

برادر اصلی او شاه محمود خان، نخست وزیر افغانستان در زمان سلطنت چهل ساله‌ ظاهرشاه بود.

مارشال شاه ولی در سال ۱۹۰۶ میلادی فرمانده گارد شاهی افغانستان بود. در سال ۱۹۲۱ نیز فرماندهی نیروهای سواره نظام را به عهده داشت و از سپاهیان شاه امان الله محسوب می‌شد.

شاه ولی خان فرماندهی نیروهای را به عهده داشت که در سال ۱۹۲۹ میلادی باعث سقوط پادشاهی حبیب‌الله کلکانی شد و به همین دلیل از او به عنوان “غازی و فاتح کابل” نیز یاد می‌شود.

بخشی از خاطرات او در شماره ۱۹ مجله وحید ایران چاپ شده و در آن آمده است که “اولین سفر من به تهران به عهد رضا شاه … سر سلسله دودمان پهلوی بود و در آن زمان من از اروپا به کابل باز می‌گشتم.

او می‌نویسد: “اثاثیه و لباس‌های خودم را از راه هند به کابل فرستاده بودم و با لوازم سفر به ایران آمدم تا به کشور خودم بروم. در تهران شاه از آمدن من مستحضر شده و آقای علم، وزیر دربار وقت به دیدن من آمد و گفت که شاه مایل است که شما را ببینند. مرا نیز اشتیاق فراوان بود، لیکن با خود لباس رسمی آماده نداشتم و به آقای علم گفتم که لباس‌های خود را از طریق هند به کابل فرستاده‌ام و زیبنده نیست که با این لباس‌ها به خدمت پادشاه برسم.”

او می‌نویسد: “علم مطلب را به شاه رسانده و شاه اظهار داشته بود که ما خود ایشان را می‌خواستیم ببینیم نه لباس‌هایشان را.”

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

شکایت جانی دپ از روزنامه بریتانیایی: اتهام کتک زدن همسر سابق کاملا دروغ است

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: سرطان ۱۷, ۱۳۹۹)
جانی دپ

Getty Images
جانی دپ صبح سه شنبه وارد دادگاه عالی لندن شد

وکیل جانی دپ می‌گوید اتهام موکلش مبنی بر داشتن خشونت خانگی علیه همسر سابقش امبر هرد “کاملا دروغ” است.

این هنرپیشه آمریکایی از نشریه سان و سردبیر اجرایی آن، دن ووتون به دلیل چاپ مقاله‌ای در آوریل ۲۰۱۸ شکایت کرد.

در این مقاله جانی دپ به عنوان “فردی که همسرش را کتک می‌زند”، معرفی شده بود.

آقای دپ اتهام به کار بردن خشونت در رابطه با خانم هرد را به شدت رد کرد. هر دو نفر سه‌شنبه (۷ ژوئیه) صبح در دادگاهی در لندن حاضر شدند.

دیوید شربورن، وکیل آقای دپ گفت که این شکایت در مورد پرونده “یک تهمت بی‌اساس در جدی‌ترین شکل ممکن” علیه آقای دپ است که در این پرونده او از سوی خانم هرد با تهمت‌هایی مهم روبرو شده است که “آسیب‌ها آن برای تمام عمر باقی می‌ماند.”

بیشتر بخوانید:

او گفت: “مقاله‌ها شامل حملاتی همه‌جانبه است که در آن اتهاماتی مانند “کتک زدن همسر” مطرح می‌شود و همین طور شامل وحشتناک‌ترین آزارهای جسمی است. تکلیف این تهمت‌ها مشخص است. ادعاهای خانم هرد کاملا دروغ است.”

“اتهامی که این پرونده مطرح است خشونت علیه خانم هرد نیست، بلکه خشونت او نسبت به آقای دپ است.”

آقای شربرون، جانی دپ را به عنوان اولین شاهد احضار کرد و از او در مورد فایل ضبط شده‌ای از گفتگوی او با خانم هرد در ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۵ سئوال کرد.

آقای دپ گفت که هم او و هم خانم هرد، هنگامی که رابطه داشتند، مکالمه‌هایشان را ضبط می‌کردند.

هرد

AFP
خانم هرد با چهره ای پوشید وقتی در دادگاه عالی حاضر شد.

خانم هرد در بیانیه‌اش به عنوان شاهد گفت، مکالمه‌هایشان را به این دلیل ضبط می‌کرده که “به جانی دپ یادآوری کند هنگامی که الکل یا مواد مخدر مصرف می‌کند، چه رفتاری دارد، چون او بعدا اعمالش را فراموش می‌کرد یا منکر حرف‌هایی که زده بود، می‌شد.”

آقای دپ اما این موضوع را رد کرد و گفت که قصد خانم هرد از گردآوری مکالمه‌هایشان چیزی “بسیار متفاوت” بوده است.

شرکت اداره کننده روزنامه سان قبلا تلاش کرده بود تا جلوی این پرونده را بگیرد اما قاضی نیکول هفته گذشته دستور به جریان افتادن پرونده را صادر کرد.

مقاله روزنامه سان در رابطه با اتهاماتی است که خانم هرد که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ همسر بازیگر مجموعه فیلم‌های دزدان دریای کارائیب بود.

انتظار می‌رود که شاهدانی شامل هم‌بازی‌های سابق آقای دپ مانند ونسا پارادایس و وینونا رایدر از طریق ویدئو شهادت دهند و پیشبینی می‌شود که فرآیند دادرسی سه هفته طول بکشد.

ماه گذشته در مراحل مقدماتی دادرسی، قاضی نیکول گفت که آقای دپ با ارائه ندادن پیغام‌های مرتبط با اتهام استفاده از مواد مخدر، دادگاه را دور زده است.

وکلای شرکت اداره کننده روزنامه سان مدعی هستند که در پیغام‌هایی که آقای دپ در سال ۲۰۱۵ فرستاده، تلاش کرده تا مواد مخدر بدست آورد. این همان دوره‌ای است که او با خانم هرد در استرالیا بود و به خشونت خانگی متهم شده است.

جانی دپ و همسرش

Reuters

وکیل آقای دپ گفت که این پیام‌ها ربطی به موضوع پرونده ندارند، زیرا با منابعی که روزنامه سان در آن برای متهم کردن آقای دپ به خشونت خانگی استفاده کرده، مرتبط نیستند.

قاضی نیکول گفت این اتهام دور زدن دادگاه از سوی آقای دپ را نادیده می‌گیرد مشروط بر این که آقای دپ از امبر هرد به دلیل اتهام مشابه دور زدن دادگاه در پرونده‌ای که الان در آمریکا جریان دارد، شکایت نکند.

جانی دپ ۵۷ ساله نامزد دریافت جایزه اسکار و بفتا شده است و برای فیلم سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت برنده جایزه گلدن گلوب ۲۰۰۸ شد. او فوریه سال ۲۰۱۵ با امبر هرد (که اکنون ۳۴ سال دارد)، بازیگر فیلم‌های دختر دانمارکی و آکوا من ازدواج کرد اما این زوج ۱۵ ماه بعد از یکدیگر جدا شدند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

مرگ موریکونه؛ ملودی‌هایی که جاودانه شدند

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: سرطان ۱۸, ۱۳۹۹)
موریکونه

Getty Images
موریکونه

انیو موریکونه، یکی از محبوب‌ترین، پرکارترین و پرافتخارترین آهنگسازان تاریخ سینما امروز در نود و یک سالگی در رم درگذشت. این آهنگساز ایتالیایی برای بیش از ۵۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی موسیقی تصنیف و طی هفتاد سال کار در سینما جوایز اسکار، گلدن گلوب، بفتا، گِرمی و شیر طلای افتخاری ونیز را دریافت کرده بود. او بیشتر برای موسیقی متن فیلم‌هایی مثل “خوب، بد، زشت”، “نبرد الجزیره”، و “سینما پارادیزو” شناخته می‌شود.

موسیقی‌های متن انیو موریکونه چنان متنوعند که انگار آهنگسازان متفاوتی آن‌ها‌ را تصنیف کرده‌اند و دقیقاً همین چندوجهی‌بودن و قابلیت تلفیق دنیاهای متضاد بود که او را چنین بین نسل‌های متوالی فیلمسازان، از سرجو لئونه تا کوئنتین تارانتینو، محبوب می‌کرد.

حتی با وجود تنوع درخشان آثار موریکونه، حساسیت مدیترانه‌ای در سازبندی، استادی سحرآمیز در خلق ملودی‌های فراموش‌نشدنی و تلفیق غیرمنتظره حزن با شوخ‌طبعی و هجو را می‌توان در کارهایش تشخیص داد.

انیو موریکونه در دهم نوامبر ۱۹۲۸ در رم متولد شد. او در کنسرواتوآر سانتا چیچیلیا درس موسیقی گرفت و هرگز تصور نمی‌کرد روزی از دنیای موسیقی کلاسیک به دنیای سینما پرتاب شود.

قبل از ورود به سینما، موریکونه که برای امرار معاش به گرفتاری خورده بود، دوره‌ای را به تنظیم آهنگ‌های پاپ گذراند. این دوره اهمیت زیادی در درآمدن آن نوای منحصر به فرد موریکونه‌ای داشت؛ با استفاده گسترده و خلاق از گروه کُر، هارمونی‌خوان‌های مرد و زن و سازهای الکترونیک موسیقی راک.

موسیقی پاپ به او آموخت چطور پیام موسیقایی را در سه دقیقه – یک روی یک صفحۀ ۴۵ دور – منتقل کند که در موسیقی فیلم کمک زیادی به او کرد.

لوچانو سالچه، کارگردان ایتالیایی، به او پیشنهاد نوشتن موسیقی فیلمی به نام “فاشیست” (۱۹۶۱) را داد که موفقیتش موریکونه را تا آخر عمر در سینما ماندگار کرد.

از همان کارهای اول،استفادۀ خلاق و گاه غیرمتعارف از سازهای مسی، گروه کر و سازهای ضربی تقریباً وجود داشت اگرچه با تغزل سال‌های بعد هنوز اندکی فاصله‌ داشت.

موسیقی موریکونه برای یک وسترن سه‌گانه، ساختۀ سرجو لئونه (“به خاطر یک مشت دلار”، “به خاطر چند دلار بیشتر” و “خوب، بد، زشت”)، بود که نامش را به عنوان یکی از محبوب‌ترین آهنگسازان تاریخ سینما ماندگار کرد.

موریکونه

Getty Images

این سه‌گانه، اولین وسترن‌های موریکونه نبود و سرجو لئونه دقیقاً به این خاطر سراغ او رفت که قبلاً دو کار وسترن از او شنیده بود که یکی از آن‌ها برای وسترنی اسپانیایی تصنیف شده بود. وقتی لئونه به دیدار موریکونه رفت، این موریکونه بود که به خاطر آورد که آن‌ها در کلاس سوم ابتدایی هم‌کلاس بوده‌اند و در حیاط مدرسه دزد و پلیس بازی می‌کرده‌اند. همکاری آن‌ها تا زمان مرگ لئونه ادامه پیدا کرد.

موسیقی موریکونه برای فیلم‌های لئونه، که خود تلفیقی از دنیاهای مختلف بودند، ترکیبی بود از هم‌آوایی طنزآمیز و محشر دنیاهایی متناقض. اولین فیلم سه‌گانه، فیلمی ایتالیایی بود بر اساس داستان فیلم ژاپنی (“یوجیمبو”ی آکیرا کوروسوا) که ژانر آمریکایی وسترن را در لوکیشن‌های اسپانیایی خلق می‌کرد.

در موسیقی این فیلم‌ها رنگ‌آمیزی‌های صوتی‌ای هست که معلوم نیست خود موریکونه چطور آن‌ها را اول در ذهنش شنیده تا بعد روی کاغذ پیاده کند. او در این فیلم‌ها از تم‌های قدیمی‌اش که کارگردانان دیگر رد کرده بودند استفاده می‌کرد تا ثابت کند موریکونه تم بد یا ضعیف ندارد. حتی یکی از تم‌های اصلی فیلم یک لالایی قدیمی بود که موریکونه در اصل برای اجرای تلویزیونی از یکی از نمایشنامه‌های یوجین اونیل نوشته بود.

بیشتر بخوانید:

با این وجود، در نسخه‌‌های بین‌المللی سه‌گانۀ لئونه، نام‌های ایتالیایی (از جمله اسم خود لئونه) با اسم‌های ساختگی آنگلوساکسون عوض شده بود تا فیلم آمریکایی به نظر برسد. به همین خاطر، استاد موسیقی فیلم، نه با نام موریکونه، بلکه با نام لئو نیکولز به جهانیان معرفی یا در واقع هویتش پنهان شد.

موریکونه در دهۀ شصت میلادی بعضی از زیباترین و پیچیده‌ترین شاهکارهایش را در سینما تصنیف کرد، از جمله وسترنی دیگر از سرجو لئونه به نام “روزی روزگاری در غرب” که کاری بس فاخر و حماسی بود و موسیقی “نبرد الجزیره”، که روح انقلاب الجزایر را در خود داشت.

در همان دهه موریکونه همکاری‌ با کارگردان‌های سینمای نوین ایتالیا را آغاز کرد از جمله دو فیلم با مارکو بلوکیو، “حرم” (مارکو فره‌ری) و موسیقی‌ای متفاوت و مبتنی بر سازهای زهی برای “تئورما” ساختۀ پیر پائولو پازولینی.

موریکونه در دهۀ هفتاد همکاری مستمر و ثمربخشی با کارگردانانی مثل مائورو بولونینی، داریو آرجنتو، الیو پتری، آنری ورنوی و دامیو دامیانی داشت و برای فیلم “۱۹۰۰” ساختۀ برناردو برتولوچی موسیقی نوشت.

موریکونه

Getty Images

دهه ۱۹۸۰، سال‌های جهانی شدن موریکونه بود. او با این که در دهۀ هفتاد به واسطۀ کلینت ایستوود برای فیلم‌هایی مثل “دو قاطر برای خواهر سارا” در هالیوود کار کرده بود، اما بعد از فیلم‌هایی مثل “روزهای بهشت” (ترنس مالیک، ۱۹۷۸) و “روزی روزگاری در آمریکا” (سرجو لئونه، ۱۹۸۴)، خواهان زیادی در تولیدات آمریکایی یا بین‌المللی پیدا کرد و موسیقی متن فیلم‌هایی مثل “مأموریت” (۱۹۸۷، برندۀ جایزۀ گلدن گلوب) و “تسخیرناپذیرها” (۱۹۸۸، برندۀ جایزۀ گرمی) را نوشت.

یکی از آخرین کارهای موریکونه، تصنیف موسیقی متن برای فیلم وسترن کوئنین تارانتینو، “هشت نفرت‌انگیز” (۲۰۱۶)، بود که هر سه جایزۀ اسکار، گلدن گلوب و بفتا را از آن خودش کرد.

موسیقی موریکونه تقریباً همیشه بالاتر از فیلم می‌ایستاد، به خصوص وقتی فیلم خوب نبود. باید صادقانه گفت که تعداد نسبتاً قابل‌توجهی فیلم‌‌های تجاری کم‌ارزش در کارنامۀ موریکونه وجود دارند که دقیقاً فقط به خاطر موسیقی اوست که قابل تحمل یا حتی دیدنی می‌شوند.

این استاد کهنه‌کار، مردی خجالتی بود که با دنیای موسیقی‌اش تفاوت‌های عمده‌ای داشت. موریکونه، هارمونی‌های غیرمنتظره و نواهای دورریختنی‌ را در ترکیبی نفس‌گیر به کار می‌برد. او می‌توانست از صدای یک سطل آب و پاره کردن کاغذ هم موسیقی بسازد. در “خوب، بد، زشت”، سازها و دنیاهای متنافر فلوت آمریکای جنوبی، سوت، طبل سرخپوستی، ساز دهنی، گیتار برقی، زنبورک، و اُبوا (که این ساز آخری به یکی از مشخصه‌های کلیدی موسیقی موریکونه بدل شد) را چنان طبیعی تلفیق کرده بود که احتمالاً خیلی‌های متوجه نبوغ این آهنگساز نشدند.

با این وجود مزد معنوی موریکونه جایی پرداخت می‌شد که بیننده‌ای بعد از بیرون زدن از سالن سینما و در راه خانه، موسیقی متن موریکونه را با سوت زمزمه می‌کرد؛ معمولاً یک ‌بار دیدن فیلم برای ابدی شدن نغمه‌های موریکونه در ذهن بیننده کافی بود. از این نظر موریکونه در موسیقی فیلم درست مثل چاپلین در بازیگری بود، هنرمندی که از مرزهای رسانه سینما فراتر رفت و تنها آهنگساز فیلمی شد که حتی آن‌هایی که اهل سینما یا موسیقی نبودند کارهایش را شنیده بودند.

موریکونه

Getty Images

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

درگذشت انیو موریکونه، خالق موسیقی‌های به‌یاد ماندنی سینما

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: سرطان ۱۶, ۱۳۹۹)
انیو موریکونه

EPA
انیو موریکونه برای بیش از ۵۰۰ فیلم در طی ۷۰ سال موسیقی ساخت

انیو موریکونه، آهنگساز مشهور ایتالیایی در ۹۱ سالگی در رم درگذشت. موسیقی متن فیلم‌های وسترن اسپاگتی با بازی کلینت ایستوود که او را به شهرت رساند، از کارهای او بود.

براساس خبرگزاری ایتالیایی انسا، او که از چند روز پیش به دلیل شکستگی ران بر اثر زمین‌خوردگی بستری بود، در بیمارستان فوت کرد.

این آهنگساز پرآوازه و پرکار، همچنین موسیقی متن فیلم‌های “روزی روزگاری در آمریکا”، “تسخیرناپذیران”، و “سینما پارادیزو” را ساخت.

موریکونه در سال ۲۰۰۷ اسکار افتخاری دریافت کرد، ولی در سال ۲۰۱۶ بود که برای فیلم “هشت نفرت‌انگیز” ساخته کوئنتین تارانتینو برنده اسکار شد.

موریکونه، که در زادگاهش رم به “مائسترو” یا همان استاد و مرشد معروف بود، برای بیش از ۵۰۰ فیلم در طی ۷۰ سال موسیقی ساخت.

با این حال، خیلی‌ها او را با ملودی فراموش‌نشدنی می‌شناسند که برای فیلم‌های ژانر “وسترن اسپاگتی” دهه ۶۰ میلادی به کارگردانی سرجو لئونه ساخت.

“به خاطر یک مشت دلار”، “به خاطر چند دلار بیشتر”، و “خوب، بد، زشت” از جمله این فیلم‌هاست که در آن کلینت ایستوود نقش یک هفت‌تیر‌کش کم‌حرف را بازی می‌کند.

موریکونه

Reuters
انیو موریکونه برای موسیقی فیلم “هشت نفرت‌انگیز” ساخته کوئنتین تارانتینو برنده اسکار شد

لئونه اهمیت مشارکت و حضور این آهنگساز در فیلم‌هایش را اجتناب‌ناپذیر توصیف کرده بود، به طوری که می‌گذاشت موریکونه اول موسیقی را بنویسد و بعد او صحنه را بر اساس آن موسیقی هماهنگ می‌کرد.

روبرتو اسپرانزا، وزیر بهداشت ایتالیا در بزرگداشت او توییت کرد: “بدرود استاد! و سپاس برای شور و احساساتی که به ما بخشیدی!”

هانس زیمر، آهنگساز آلمانی به بی‌بی‌سی گفت که موریکونه “آدم منحصر به فرد” و “یک نماد” بود. او گفت که “موسیقی‌های موریکونه همیشه ممتاز بود و مملو از احساسات قوی و اندیشه‌های روشنفکرانه”.

به خواندن ادامه دهید

Trending