Connect with us

بی بی سی فارسی

شیوع ویروس کرونا در افغانستان؛ مرده‌ها نیز غریبانه دفن می‌شوند

منتشر شده

 در

(Last Updated On: حمل ۲۴, ۱۳۹۹)
شیوع ویروس کرونا در افغانستان؛ مرده‌ها نیز غریبانه دفن می‌شوند.

BBC
شیوع ویروس کرونا در افغانستان؛ مرده‌ها نیز غریبانه دفن می‌شوند.

از امروز کابل، پرجمعیت‌ترین شهر افغانستان در “قرنطینه کامل” قرار گرفته است. ۱۶هزار پلیس اجرای این برنامه سختگیرانه بر رفت‌وآمد را برعهده دارند. شمار مبتلایان به ویروس کرونا در پایتخت به ۱۱۸ نفر و در سراسر کشور به ۵۵۵ نفر رسیده است. ۱۸ نفر هم جان داده‌اند.

برای بسیاری‌ها در افغانستان قرنطینه، به شمشیر دو دم می‌ماند. از یک‌طرف اگر مانع گسترش ویروس کرونا می‌شود، از طرف دیگر مانع کسب‌ و درآمدشان شده است. پیامدهای منفی ویروس کرونا، از جمله تاثیرات اقتصادی آن در تمام جاها دیده می‌شود؛ از کسب‌وکارهای کلان گرفته تا کاروبار پسری نوجوان در قبرستان که با آوردن آب و خواندن قرآن درآمد دارد.

در دامنه یکی از تپه‌های پر از قبر در غرب کابل، سه نوجوان به سمت موتر/ ماشینی که سرنشینان آن برای خواندن فاتحه آمده‌ و در حال بازگشت بودند، دویدند و گفتند: “کاکا قرآن بخوانیم؟ راننده به آن‌ها مقداری پول داد و رفت. هر سه نوجوان پس از گرفتن پول به سمت قبر حرکت کردند. دو نفر از آن‌ها خطاب به سومی گفتند: او که رفت، ولی باید قرآن بخوانی، نخوانی گناه است. گناه.

آن‌ها برای مصاحبه، سه نام تازه برای خود انتخاب کردند: محمد، میرآغا و فیروز. نمی‌خواستند با نام خودشان یاد شوند. وقتی از آن‌ها خواستم که درباره تاثیر اوضاع پیش‌آمده به‌علت همه‌گیری کرونا بر کاروبارشان باهم صحبت کنیم، پذیرفتند.

ماه‌های قبل اگر گذرتان به این قبرستان می‌افتاد با پسرها و دختران زیادی سر می‌خوردید که هنوز نرسیده به شما، از دور داد می‌زدند: کاکا/خاله آب بیاریم؟

اما حالا در تمام قبرستان فقط سه چهار نفرشان دیده می‌شوند، در بین آن‌ها هیچ دختری، برخلاف گذشته، دیده نمی‌شود.

کار محمد آوردن آب برای شستن سنگ قبرهاست. به دو قوطی پلاستیکی روغن، ریسمان باریکی بسته و با آن آب می‌آورد و پول می‌گیرد. “قبل از کرونا، بیش از دوصد افغانی/ دو و نیم دالر کار می‌کردیم، اما حالا حدود چهل افغانی گیرمان می‌آید.”

ترس از کرونا یک‌طرف، نگرانی از اوضاع اقتصادی کرونایی از طرف دیگر.

BBC
ترس از کرونا یک‌طرف، نگرانی از اوضاع اقتصادی کرونایی از طرف دیگر.

میرآغا وسط حرف محمد می‌پرد و می‌گوید:” اوضاع قبرستان نسبت به گذشته خیلی تغییر کرده. قدیم در تشییع جنازه، افراد زیادی می‌آمدند، گاهی اوقات نزدیک به سیصد نفر، اما حالا این‌طور نیست.”

موضوع جالب توجه “کم‌شدن جنازه‌‌ها” در “قبرستان شهرک” است؛ بزرگ‌ترین قبرستان در غرب کابل، منطقه‌ای با تراکم زیاد جمعیت.

به گفته محمد در گذشته روزانه بیش از ده جنازه به این قبرستان آورده می‌شد، اما حالا ” دو یا سه جنازه” منتقل می‌شود.

حرف میرآغا و فیروز هم با محمد یکی است: “تعداد جنازه‌ها در یک ماه گذشته کمتر شده.”

می‌پرسم حالا که موضوع کرونا داغ شده، اگر جنازه‌ای آورده شود، به آن نزدیک می‌شوند؟

میرآغا و فیروز کارشان خواندن قرآن بر سر قبر و نوشتن نام متوفی روی سنگ قبر است. پاسخ هر دو یکی‌ست: “پدر و مادرم می‌گویند که به جنازه و قبر نزدیک نشو، اما من نزدیک می‌روم، چون نام مرده را روی سنگ می‌نویسم.”

“حالا با هر جنازه، کمتر از ده نفر می‌آیند، قبلا صد، دوصد و یا سیصد نفر بود. در گذشته حدود سی-چهل موتر/ماشین می‌آمد اما حالا فقط یک موتر.”

میرآغا ادامه داد: ” دیروز یک جنازه را آورده بودند که می‌گفتند مشکوک است. ما پرسیدیم که به خاطر کرونا فوت شده؟ جواب درستی نگفتند که کرونا داشته یا نداشته. آن‌هایی که با جنازه آمده بودند از دو متر نزدیک‌تر نمی‌رفتند. ماسک زده‌ بودند. دستکش داشتند. خودشان روی قبر آب نریختند، به ما گفتند که آب بریزیم. جنازه را هم در تابوت آورده بودند که آن‌را در قبرستان رها کردند و با خود نبردند.”

تقریبا تمام باشندگان غرب کابل که شیعه هستند، عمدتا جنازه‌ها را با استفاده از وسیله‌ای شبیه برانکارد تشییع می‌کنند نه تابوت.

اوضاع همان‌گونه که بر وفق مراد خیلی‌ها نیست، به کام میرآغا هم نیست: “نزدیکان جنازه و یا آن‌هایی که برای فاتحه به قبرستان می‌آیند، نسبت به گذشته کمتر پول می‌دهند. می‌گویند کاروبار نیست. به خاطر کرونا خیلی کمتر شده است. قبلا برای خواندن قرآن حدود پنجاه افغانی/ بیشتر از شصت سنت می‌دادند، اما حالا ده افغانی، بیست افغانی. می‌پرسیم چرا کم می‌دهید، می‌گویند کار نیست، خودمان به غم نان ماندیم.”

اسماعیل هم چند هفته‌ای است که سفارش سنگ قبر، نسبت به هفته‌های قبل‌تر، کم‌تر گرفته است. “بعد از کرونا، خیلی جنازه کمتر شده، قبل از آن خیلی بود، روزی ده تا پانزده جنازه آورده می‌شد، بعد از این مریضی اما خیلی کمتر شده. نصف شده. امروز اصلا جنازه‌ای آورده نشده.”

داستان این‌روزهای علی‌دوست که به نظر می‌رسد سنش از پنجاه گذشته هم شبیه افراد قبلی است. “بیشتر مردم ده افغانی ندارند به افرادی که سر قبر عزیزان‌ آن‌ها قرآن می‌خوانند، بدهند. به خدا، الان وقتی می‌رویم و پیش قبرها می‌نشینیم، می‌گویند محضا لله اگر قرآن می‌خوانید، بخوانید، اگر هم نمی‌خوانید، پول نداریم.”

علی‌دوست کیسه پلاستیکی کوچکی که در داخل آن چند دانه خرما است را داخل جیبش می‌گذارد و می‌گوید: “بیکاری و گرانی غوغا کرده، باور کن الان من خانواده‌ای را می‌شناسم که نان شب را ندارد. کرونا نود درصد تاثیر منفی گذاشته.”

این تاثیر منفی به‌خوبی در صحبت‌های جواد هم شنیده می‌شود. او دو سماوات/ سماور و یک کراچی/ چهارچرخه را در دامنه تپه قبرستان گذاشته و چای می‌فروشد.

ویروس کرونا که کسب‌وکارش در جهان داغ شده، بساط چای جواد را اما سرد ساخته است.

روی یک بشکه آب می‌نشیند و می‌گوید: “از روزی که این مرض کرونا پیدا شده، تشییع جنازه کم شده. در گذشته متوسط روزانه ده جنازه منتقل می‌شد، اما این روزها بیشتر از شش جنازه را ندیدم. چون مردم احتیاط می‌کنند. به هر حال کم شده.”

ادامه می‌دهد: ” تشییع‌کننده‌ها هم کم می‌آیند. چند روز قبل دیدیم که با یک جنازه فقط شش نفر آمده بودند. همه مشکوک شده بودند که شاید جنازه مبتلا به کرونا بوده. نزدیک غروب، دو پسرش پیش ما آمدند. به آن‌ها گفتیم قضیه چه است؟ اگر کروناست که ما به دولت خبر بدهیم تا ویروس تمام جا را نگیرد؟ یکی از پسرها گریه کرد و گفت که پدرم یک سال بیمار بود و حالا فوت شده، اما هیچ کس از ترس، دور و بر ما نیست. مجبور شدیم (با تعداد کم) او را دفن کنیم.”

ترس از کرونا یک‌طرف، نگرانی از اوضاع اقتصادی کرونایی از طرف دیگر جواد را درمانده ساخته است. می‌گوید: “قبلا مشتری خوب بود، از روزگار پسمان نبودیم. اما از روزی که این مرض سبیل‌مانده پیدا شده، باور کن پول نان خشک را نمی‌توانیم به‌دست بیاوریم. کمک دولت هم به دست فقرا و نیازمندان نمی‌رسد. کاش دولت یا هر کس دیگری تنها نان خشک به ما کمک کند، به خدا از خانه بیرون نمی‌شویم. ما هم به اندازه دیگران جان خود را دوست داریم. اما پیدا کردن نفقه بسیار مشکل است. قبل از آمدن کرونا هفته‌ای یک‌بار می‌توانستیم میوه بخوریم، حالا در این وضعیت تلویزیون‌ها تبلیغ می‌کنند که این میوه و آن میوه را بخورید. قبلا شاید می‌توانستیم بخوریم، اما حالا نمی‌توانیم.”

از جواد می‌پرسم اگر این وضعیت ادامه پیدا کند چه؟

می‌گوید: “اگر این وضعیت یک ماه دیگر ادامه پیدا کند، نه تنها من، که اکثر فقرا شاید سه وعده غذای‌شان، یک وعده غذا شود.”

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

حسین والامنش، نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی ساکن استرالیا درگذشت

منتشر شده

در

(Last Updated On: جدی ۲۶, ۱۴۰۰)
حسین والامنش

BBC
حسین والامنش، هشت سال پیش نمایشگاهی در لندن برگزار کرد که عنوان آن “نفس” بود

حسین والامنش، نقاش و مجسمه‌ساز ایرانی ساکن استرالیا در ۷۳ سالگی در شهر آدلاید، در استرالیای جنوبی درگذشت.

او از هنرمندان مطرح استرالیاست و آثاری از او و همسرش آنجلا والامنش در بسیاری از موزه ها و مراکز فرهنگی و شهری دیده می‌شود.

حسین والامنش در سال ۱۳۲۷ در تهران متولد شد. او در پانزده سالگی به “هنرستان هنرهای زیبای پسران” در تهران رفت.

خودش در گفتگویی گفته بود که اولین فعالیت هنری جدی خود را با بازی در نقش “فیل” در نمایشنامه “شهر قصه”، شاهکار بیژن مفید شروع کرد.

آقای والامنش، پنج سال پیش از انقلاب ایران و زمانی که بیست و سه ساله بود از ایران به شهر پرت در استرالیا رفت و آنجا ماند.

حسین والامنش در مصاحبه با تماشا، مجله فرهنگی هنری بی‌بی‌سی فارسی

BBC
پیوند هنر ایران و استرالیا؛ حسین والامنش در مصاحبه با تماشا، مجله فرهنگی هنری بی‌بی‌سی فارسی

او می‌گوید که “به خاطر دوستی که با مادرش به استرالیا رفته بود”، به شهر پرت رفت اما بعد از مدتی دوستی آنها ادامه پیدا نکرد.

او بعدا به شهر آدلاید در جنوب استرالیا رفت و تا پایان عمر در آنجا ماند.

آقای والامنش زمانی که در شهر پرت استرالیا بود، به تحقیق و کار با گروه‌های بومی استرالیا پرداخت و با هنر و موسیقی آنها آشنا شد.

آثار متعددی از این هنرمند در موزه های مختلف استرالیا و همچنین در سطح شهرهای استرالیا قرار داده شده و او جوایز زیادی را از آن خود کرده است.

چیدمان هنری با عنوان “یادبود قحطی بزرگ ایرلند” در هایدپارک شهر سیدنی و آب نمایی به نام “چهارده قطعه” در مقابل موزه استرالیای جنوبی از جمله آثار متعدد این هنرمند سرشناس در شهرهای مختلف استرالیا است.

این نیز بگذرد

BBC
تابستان امسال این اثر حسین والامنش در نمایشگاه “شکوه ایران”در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، به نمایش گذاشته شد

آقای والامنش، همواره از هنرمندان جوان مهاجر حمایت می‌کرد و در پی انتشار خبر درگذشت او ، برخی خاطراتی از حمایت‌ها و تشویق‌های او نوشتند.

الیاس علوی، شاعر و هنرمند افغان که ساکن استرالیای جنوبی و از دوستان آقای والامنش است در صفحه اینستاگرامش نوشت: “حسین والامنش، یکی از هنرمندان بزرگ زمانه از میان ما رفت.”

https://www.instagram.com/p/CYx2bqAvbq-/

این هنرمند افغان درباره آشنایی خود با آقای والامنش نوشت: “سال‌ها قبل که به استرالیا آمدم، در یک نمایشگاهی دیدیم. به خانه‌اش دعوت کرد و طراحی‌هایم را دید و تاکید کرد که هنر را جدی ادامه بدهم. تشویق او به من و بسیاری دیگر باعث شد راه زندگی‌مان تغییر کند.”

آقای علوی نوشت که آقای والامنش “شیفته “مولانا” بود و بیشتر کارهایش از شعرهای مولانا تاثیر می‌گرفت.

حسین والامنش نمایشگاه‌های متعددی در جهان برگزار کرد. هشت سال پیش او در لندن در نمایشگاهی با عنوان “نفس” تعدادی از آثارش را به نمایش گذاشت.

تابستان امسال یکی از آثار حسین والامنش در نمایشگاه “شکوه ایران” که درباره پنج هزار سال فرهنگ و هنر ایران بود، در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن به نمایش گذاشته شد.

با این هنرمند بیشتر آشنا شوید:

https://www.youtube.com/watch?v=UoNe8_Xj-kQ

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

به یاد محمود کیانوش؛ یک سال گذشت

منتشر شده

در

(Last Updated On: جدی ۲۸, ۱۴۰۰)
محمود کیانوش

BBC
نوشتن برای محمود کیانوش در حقیقت بهانهٔ ادامهٔ حیات بود و بخصوص در سال های آخر زندگی اش با وجود مریض احوالی وابستگی او به نوشتن برای زنده ماندن با تعهدی اجتماعی برای آگاه کردن توام شده بود

یک سال قبل در چنین روزی محمود کیانوش، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی، روزنامه نگار و نویسنده و گویندهٔ رادیو درگذشت. کیانوش از دوران دبیرستان شعر گفتن و داستان نویسی را شروع کرد و تا سن ۸۷ سالگی که چشم از جهان فروبست هرگز از نوشتن دست نکشید.

نوشتن برای محمود کیانوش در حقیقت بهانهٔ ادامهٔ حیات بود و بخصوص در سال های آخر زندگی اش با وجود مریض احوالی وابستگی او به نوشتن برای زنده ماندن با تعهدی اجتماعی برای آگاه کردن توام شده بود و به همین دلیل خودرا از نظر زمانی در مضیقه می دید و «وقت تلف کردن» را جایز نمی دید و می نوشت و می نوشت.

یکی از کارهای اخیر کیانوش که نوشتن آن را دوسال قبل از مرگش شروع کرده بود کتابی ست زیر عنوان «بی شکی، بی سؤالی» که در آن تلاش دارد به جامعه بگوید دنباله‌روی برٌه وار هرگز از بشر دوپا انسان نمی سازد. ارتقاء بشر به مقام انسانی در شک کردن و سؤال کردن است. عادتی که هرگز کیانوش را ترک نکرد. کیانوش در مقدمه این کتاب می گوید:

عنوان کتابی که الآن در پیش چشم دارید، «بی شکّی، بی سؤالی» است. هشتاد و پنج سال زندگی برای کسی که از کودکی، سایه وار و ساکت، در حاشیۀ زندگی بزرگسالان نشسته باشد، و به گفتار آنها گوش سپرده باشد، و کردار آنها را نظاره کرده باشد، و تجربه های هر روزۀ این حاشیه نشینی او را گرفتار سؤالهایی کرده باشد که نتواند آنها را با هیچکس، علی الخصوص با پدر و مادر خود، در میان بگذارد، «سؤال داشتن» برای او به عادتی مهمّ و لازم و پایدار تبدیل می شود، و این عادت او را همیشه در فکرِ جستن و یافتن جواب نگه می دارد.»

کیانوش در همهٔ ژانرهای شعری به واقع استاد بود از مثنوی و قصیده و غزل تا قالب های نیمایی و شعر به اصطلاح سپید. و این هم یکی از شعرهایش از کتاب «شکوفهٔ حیرت» او:

برایم آواز بخوان

ستارهٔ پرنده ای من

برایم آواز بخوان.

موج ترانه هایت

نسیم سرزمین رؤیاهاست

و من در بهارِآوازهایت

سبزه زارِ کرانهٔ آرام ترین رودها هستم.

پرندهٔ ستاره ایِ من،

برایم آوازبخوان

مخزن گیتار تو

قلب آفتابی است،

تارهای اثیری روحت را

با لطافتِ سرود سایه ها بنواز.

دستان نیلوفرینت را بیفشان،

و من بسانِ بستری حریر،

خویشتن را زیر گامهای پروانه ایِ تو خواهم گسترد.

دریچهٔ چشمانِ دریارنگت را باز کن،

و من در اعماق تاریک ترین اندیشه هایم

-با تازه ترین خورشیدها –

صبح خواهم کرد.

پرندهٔ من،

ستارهٔ من

برایم آواز بخوان.

کیانوش در سال ۱۳۸۵ رشته برنامه هایی زیر عنوان «هزار سال غزل فارسی» در ۱۴ قسمت برای بخش فارسی بی بی سی تهیه و اجرا کرد که متاسفانه همهٔ آن برنامه ها در بخش فارسی بی بی سی موجود نیست. بخش اول این برنامه را می توانید در لینک زیر بشنوید.

از خوانندگانی که ممکن است احیانا بخش های دیگر این برنامه را هنگام پخش از رادیو ضبط کرده باشند و در اختیار داشته باشند تقاضا می کنم با ما تماس بگیرند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

لندن قدیم به روایت عکس‌های لندن جدید

منتشر شده

در

(Last Updated On: جدی ۲۲, ۱۴۰۰)
تصویر لاد‌گیت هیل و کلیسای جامع سنت پل در سال ۱۷۸۰ و اکنون

Bank of England Museum
لاد‌گیت هیل و کلیسای جامع سنت پل در سال ۱۷۸۰ و اکنون

تصاویری از لندن امروز و دیروز در بانک مرکزی بریتانیا به نمایش در آمده است.

در این نمایشگاه، نقاشی‌های گرد‌آوری‌شدهٔ بانک مرکزی انگلستان از لندن قدیم و عکس وضعیت امروزی آنها نشان داده می‌شود.

کریستی پارسونز، مسئول این نمایشگاه می‌گوید: “این تصاویر نشان می‌دهد زندگی روزمرهٔ ما در طول زمان چگونه در عرصه‌هایی هم دگرگون شده است و هم ثابت مانده است”.

این نمایشگاه به صورت آنلاین هم قابل مشاهده است.

نمایی از پل واترلو در سال ۱۸۶۰

Bank of England Museum
نمایی از پل واترلو در سال ۱۸۶۰ و نمای امروزی

در این هشت نقاشی مردم را در حال خرید و کار و فراغت در نقاط مختلف پایتخت در ۳۰۰ سال گذشته می‌بینیم.

تصاویر نماهایی از پل لندن و دورنمای شهر و کارگرانی که روی رود تایمز مشغول کارند و پیک‌نیک گروهی از مردم در همپستد لندن است.

هربرت پوگ، جوزف ون آخن، جان گریفیر و توماس ویک از هنرمندان نقاشی هستند که آثار آنها در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده است.

تصویر کاونت گاردن در مرکز لندن اوایل قرن هجدهم

Bank of England Museum
کاونت گاردن در مرکز لندن اوایل قرن هجدهم

تابلو‌هایی از این تصاویر همراه با توضیحات و اطلاعات مربوط به بنا‌های موجود در هر تصویر در نقاط مختلف شهر لندن نصب شده است.

فهرست این مکان‌ها را در سایت موزهٔ بانک انگلستان، بانک مرکزی بریتانیا می‌توانید بیابید و از این نمایشگاه در سایت فرهنگ‌وهنر گوگل به صورت آنلاین بازدید کنید.

همپستد در حدود سال ۱۸۰۰

Bank of England Museum
همپستد در حدود سال ۱۸۰۰

کریستی پارسونز مسئول موزهٔ بانک انگلستان می‌گوید:”این تصاویر را انتخاب کردیم تا نشان دهیم چهرهٔ اقتصادی شهر لندن در طول چند قرن گذشته چطور دستخوش تحول شده است”.

“این نمایشگاه نمایانگر حضور دیرپای مردم لندن برای زندگی و کار و فراغت در این شهر است و نشان می‌دهد زندگی روزمرهٔ ما در طول زمان چگونه در عرصه‌هایی هم دگرگون شده است و هم ثابت مانده است”.

این نمایشگاه تا ۲۰ مارس ۲۰۲۲ ادامه دارد.

پل لندن یا لاندن‌بریج در سال ۱۷۶۶

Bank of England Museum
پل لندن یا لاندن‌بریج در سال ۱۷۶۶

All images are subject to copyright

به خواندن ادامه دهید

Trending