Connect with us

بی بی سی فارسی

سیاست‌زدگی، تیغی بر گلوی زبان فارسی در افغانستان

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: فوریه 12, 2021)
خط

Getty Images

در آستانه سده نویِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند که بمرور در وبسایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر می‌شوند. در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

n

Getty Images

در این‌ که زبان فارسی در افغانستان دچار تشتت است، تردید چندانی نیست و علت‌ها و ریشه‌های این هرج‌ومرج زبانی نیز کم‌وبیش معلوم است. اما آیا باید برای این هرج‌ومرج چاره‌ای سنجید یا چاره آن است که همین تشتت به عنوان هنجار پذیرفته شود؟ این پرسش در وهلهٔ اول شاید بیهوده به نظر آید. اما وقتی به رابطه سیاست،‌ زبان و هویت، به‌ویژه در جامعه چندفرهنگی و چندقومی افغانستان دقت کنیم، اهمیت پاسخ مناسب و درخور به این پرسش نمایان می‌شود.

بایسکل یا دوچرخه؟ دانشگاه یا پوهنتون؟

فارغ از آن‌که موافق بایسکل باشیم یا مخالف پوهنتون، واژه‌هایی از این دست این‌ روزها دیگر صرفا کلماتی روزمره نیستند، بلکه تبدیل به نمادهایی از هویت و سیاست شده‌اند. بسیاری از شهروندان افغانستان، از جمله بسیاری از تحصیل‌کرده‌ها، مایلند در نوشتار و گفتار خود واژه‌هایی را به کار برند که مشخصا بر هویت آن‌ها به عنوان مردمان یک کشور مستقل دلالت می‌کند.

ولی چنین سلیقهٔ زبانی‌ای منحصر به افغانستان نیست؛ زبان رسمی اتریش آلمانی است اما با زبان آلمانی در خود آلمان، تفاوت‌هایی دارد، همان‌طور که دیگر زبان‌های اروپایی نیز در بیرون از سرزمین‌های خاستگاه‌ با لهجه‌های متفاوتی رایجند. این تفاوت‌ها بخشی از هویت گویشوران آن سرزمین‌هاست، مثلا مردمان مکزیک به دلایل تاریخی عمدا از لهجه و تلفظ اسپانیایی اروپا دوری می‌کنند و تلفظ واژه‌ها به این لهجه را نمی‌پسندند. برای آن‌ها، اسپانیایی امریکای لاتین نمادی از هویت‌شان است، همان‌طور که لهجه فرانسوی و انگلیسی در کشورهای افریقایی که به این زبان‌ها صحبت می‌کنند، حالا تبدیل به نمادی از هویت ملی و نیز ادبی گویشوران این زبان‌ها شده است. کمتر کسی منکر تاثیری است که آثار نویسندگان هندی‌تبار مثل سلمان رشدی یا افریقایی‌تبار مثل چینوا اچه‌به، نویسنده فقید نیجریایی بر زبان انگلیسی و آثار گابریل گارسیا مارکز بر زبان اسپانیایی و آثار عبدالقادر بن‌علی نویسنده هلندی مراکشی‌تبار بر زبان هلندی گذاشته‌اند.

سوادآموزی در مزار شریف

Getty Images
سوادآموزی در مزار شریف

به عبارت دیگر، بیشتر جوامعی که به اشکال مختلف (از جمله از طریق استعمار یا مهاجرت) زبانی به میراث برده‌اند و حالا تبدیل به زبان رسمی یا ملی آن‌ها شده، آن زبان را “از آن خود” کرده‌اند و به آن بسط و غنا بخشیده‌اند. نویسندگان مهاجرتبار زیادی هم بر زبان کشور میزبان خود تاثیر گذاشته‌اند. کُنه سخن آن‌که، زبان را نمی‌توان صرفا به ابزار ارتباطات فروکاست و از نقش اساسی آن در ادبیات، فرهنگ، سیاست و هویت یک سرزمین غافل ماند.

از این منظر، تمایل،‌ اصرار یا عادت بخش بزرگی از شهروندان افغانستان به کاربرد واژه‌ها و عبارت‌های خاص این سرزمین نیز امری طبیعی و حتی لازم است و چه بسا باید بخشی از غنای زبان فارسی به حساب آید. آن‌چه این امر طبیعی را به آفت زبان مبدل می‌کند، نه نفس سیاسی بودن زبان، که سیاست‌زده شدن آن است.

تیغ سیاست‌زدگی بر گلوی فارسی

مشکل اصلی زبان فارسی در افغانستان کاربرد واژه‌های بومی اغلب گفتاری و وام‌واژه‌هایی مثل پوهنتون برای دانشگاه، لیسه برای دبیرستان، بایسکل برای دوچرخه یا موتر برای خودرو نیست. وام‌واژه‌ها به درجاتی در همه زبان‌ها، از جمله انگلیسی، نقشی بنیادین دارند و تقریبا هیچ زبان مدرنی را نمی‌توان یافت که از وام‌واژه‌ها بی‌نیاز باشد.

چالش اصلی زبان فارسی در افغانستان سیاست‌زدگی آن است؛ این‌که حکومت‌های افغانستان تا به امروز تلاش می‌کنند از زبان فارسی به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های نه‌چندان ‌سنجیده‌ استفاده کنند

کابل

Getty Images

حتی امروز هم کمتر سیاستمداری را می‌توان درافغانستان یافت که در زبان فارسی (یا پشتو، آن‌طور که از دوستان ادیب پشتوزبان خود شنیده‌ام) سخنور یا نویسندهٔ قابل قبولی باشند (گرچه برخی از آن‌ها لکنت گفتار و خامی نوشتارشان را با مقولهٔ سخن گفتن به زبان و درجهٔ فهم عوام‌الناس توجیه می‌کنند).

افزون بر این ناآشنایی با زبان، ساختار سنتی و غیردموکراتیک حاکمیت در افغانستان به سیاستمداران قدرت داده به اشکال مختلف (از جمله در چارچوب معارف و آموزش و پرورش) در پی تحدید زبان فارسی و تحمیل زبان الکن حکومتی زیر نام “دری” باشند.

نتیجه این سیاست‌زدگی حالا این شده که به‌ندرت می‌توان در ادبیات حکومتی (مثل مکاتیب، اسناد، محتوای وبسایت‌ها) و کتاب‌های درسی مکاتب و لیسه‌ها، و حتی در اسناد سازمان‌های بین‌المللی دخیل در افغانستان، جمله‌ای بدون اشکال املایی یا انشایی یافت.

زبان فارسی “دری” امروزِ افغانستان به‌سختی برای مقاصدی فراتر از ارتباط روزمره، مثل آموزش مسلکی و فنی، قابل استفاده است و اغلب آموزشیار و دانشجو هر دو ناچارند برای بیان منظور خود به واژه‌های خارجی (از جمله واژه‌هایی که مقامات حکومتی “ایرانی” می‌خوانند) و گاهی حتی به زبانی خارجی متوسل شوند.

شواهد زیادی نشان می‌دهد علاقهٔ حکومت‌های افغانستان به زبان فارسی -به‌ویژه حکومت‌های دو دهه اخیر- نه برای ارتقاء این زبان،‌ که شاید به نوعی برای کنترل آن بوده است. به عنوان مثال وبسایت‌های بسیاری از ادارات و نهادهای دولتی به زبان انگلیسی تقریبا مرتب به‌روز می‌شود اما این وبسایت‌ها یا نسخه فارسی/دری ندارند یا کمتر به‌روز می‌شوند. اندک متون “دری” موجود در این وبسایت‌ها کاملا معلوم است که حتی با معیارهای “دری” هم ویرایش نشده و مملو از اشتباهات دستوری و غلط‌های املایی‌اند. علاوه براین، نوشته‌ها و بیانیه‌های رسمی سخنگویان و مقامات حکومت در شبکه‌های اجتماعی اغلب مضمون نقد گاها تند مخاطبان است و آنطور که به نظر می‌رسد حتی در استخدام‌های دولتی تسلط بر زبان فارسی (و نیز پشتو) تقریبا همیشه اهمیت بسیار کمتری از تسلط بر زبان انگلیسی داشته است.

با وجود این، حکومت‌های دو دهه اخیر -گاه حتی به شکلی عیان‌تر از حکومت‌های پیشین افغانستان- از راه‌های مختلف تلاش کرده‌اند نسخه موردپسند خود از زبان فارسی را بر فارسی‌زبانان افغانستان تحمیل کنند و سیاست‌هایی برای نیل به این هدف برگزیده‌اند که شهروندان زیادی آن را “فارسی‌ستیزی” می‌خوانند.

شمس النهار نخستین نشریه رسمی در افغانستان

BBC
شمس النهار نخستین نشریه رسمی در افغانستان

حکومت‌ها در همه کشورها بیشترین ادبیات نوشتاری را تولید می‌کنند (از بیانیه و سخنرانی گرفته تا دستورالعمل و قانون) و شهروندان نیز طبیعتا تعامل زیادی با این اسناد و نوشته‌ها دارند و از آن تاثیر می‌پذیرند. مسلما انتظار نمی‌رود که حکومت‌ سرمشق شهروندان در کاربرد زبان درست و پاکیزه باشند اما اینکه در عرصه زبان دخالت نکنند و هرازگاهی با شهروندان ادیب یا نهادهایی که با زبان سروکار دارند، مشورت کنند، انتظار بی‌جایی نیست.

از سوی دیگر، با آن‌که رسانه‌های آزاد در افغانستان نقشی غیرقابل‌انکار در تسهیل دسترسی شهروندان به اطلاعات دارند، اما بیشترشان هنوز دچار تشتت زبانی‌اند. رسانه‌ها حداقل به اندازه حکومت بر زبان شهروندان تاثیرگذارند و هرج‌ومرج‌ زبانی در رسانه‌ها در سردرگمی شهروندان و بخصوص نسل جوان تاثیر عمیقی دارد. کمتر رسانه‌ای را می‌توان یافت که از مجموعه‌ای روشن از قواعد زبانی (بخصوص در نشر دیجیتال) پیروی کند. در مقابل، رسانه‌هایی نیز هستند که با هدف سره‌سازی زبان فارسی عبارات و اصطلاحاتی را برساخته‌اند که به سختی می‌توان میان آن عبارات و معنایی که تلاش دارد القاء کند، ربطی یافت.

زبان هنجار و نابهنجار

به‌دشواری می‌توان از واژه‌ها و ساختار یک شعر فارسی حدس زد که سرایندهٔ آن اهل ایران است یا افغانستان. بنابراین، می‌توان گفت که در سطح ادبی حتی اگر تفاوتی میان فارسی ایران و افغانستان به چشم آید، آن تفاوت به نوعی یک ارزش ادبی است و غنای زبان. اما فارسی زبان آموزش و ارتباطات و مذاکره و مباحثه و استدلال و منطق نیز باید باشد. یک سیاستمدار باید بتواند به مهارت یک شاعر از این زبان برای سخنوری استفاده کند؛ یک استاد دانشگاه باید قادر باشد از این زبان برای تدریس و یک دانشجو برای نوشتن پایان‌نامه‌اش در رشته پزشکی یا فلسفه استفاده کند.

اما نگاهی به مقالات منتشر شده در رسانه‌های افغانستان، کتاب‌های درسی نظام آموزشی این کشور، ادبیات نوشتاری و گفتاری سیاست‌مداران و حجم‌ کلانی از شواهد مشابه نشان می‌دهد که زبان فارسی “دری” در نتیجه‌ٔ سیاست‌زدگی تضعیف شده است. در واقع، وفور اشتباهات دستورزبانی، غلط‌های املایی، مغلق‌نویسی نالازم، عبارات و ترکیب‌های ملانقطی در حدی است که “دری” را به عنوان “نسخه نابهنجار فارسی” جا انداخته است.

آموزش

Getty Images

همین است که این پرسش مطرح می‌شود آیا واقعا لازم است که نابهنجاری “دری” را اصلاح کرد؟ یا آن‌که این “نابهنجاری” را به عنوان هنجار پذیرفت؟ این پرسش در واقعیت امر پرسشی تازه و بدیع نیست. بیشتر تحصیل‌کردگان افغان، بخصوص نسل پیشین، انتقادها از نگارش یا کاربرد نادرست کلمات در گفتار و نوشتارشان را رد می‌کنند و آن را صرفا بخشی از تفاوت‌ها میان “دری افغانستان” و “فارسی ایران” تلقی می‌کنند. به عبارتی آن‌چه به چشم افرادی مثل نگارنده “اشتباهات دستورزبانی یا اغلاط املایی” می‌آید، برای بسیاری از قائلان به تفاوت زبان فارسی ایران با افغانستان “هنجار” است.

مسلما جوامع حق دارند که بر زبانی که صحبت می‌کنند، نام دلخواه خود را بگذارند و قواعد آن را هم طوری که دوست دارند تغییر دهند. زبان تابع جمع است و نه حکومت می‌تواند نسخه‌ مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کند و نه افراد و نهادهای غیردولتی.

اما چالش اصلی افغانستان، زبان گفتاری و عامیانه مردم نیست. از سمرقند و بخارا و بدخشان تا کابل و هرات و نیشابور و تهران، فارسی عامیانه و گفتاری همان “قند پارسی” است و یکسان‌سازی لهجه‌ها نه ضروری است نه ممکن. چالش اصلی در افغانستان این است که آن‌چه زیر عنوان “زبان دری” با حمایت سنتی حاکمیت ترویج شده،‌ نسخهٔ نارسا و انعطاف‌ناپذیر زبان فارسی است. پیامدهای ترویج این زبان مثله‌شده را امروز می‌توان به‌روشنی در سطح سواد گفتاری و نوشتاری سیاستمداران افغانستان و در محتوای کتاب‌های درسی نظام آموزشی این کشور مشاهده کرد. تبعادت ادامه این تشتت زبانی برای نسل‌های آینده حتی بیشتر نیز خواهد بود.

چالش ‘دری’ برای آیندگان

آن‌چه که طرفداران زبان دری “تفاوت‌ها میان گویش فارسی افغانستان و ایران” تلقی می‌کنند، یک‌دست و منسجم و برنامه‌ریزی‌شده نیست و به شکلی طبیعی، آگاهانه و براساس اصولی روشن مطرح نشده است. به عنوان مثال یکدستی تفاوت‌های زبانی، می‌توان به انگلیسی رایج در جزایر مالت در جنوب اروپا اشاره کرد که وام‌واژه‌های عربی، مالتی، ایتالیایی و فرانسوی فراوانی دارد که آن را از انگلیسی بریتانیایی متمایز می‌کند. ولی این وام‌واژه‌ها یکدست است و از اصول و چارچوب مشخصی پیروی می‌کنند.

مدرسه ای در کابل

Getty Images

ولی تفاوت‌های “دری” با فارسی به نظر نمی‌رسد یکدست و طبیعی باشد و در نتیجه “دری” به عنوان یک کلیت زبانی هنوز فاقد ساختار و شکل زبانی مشخصی است. تعجبی هم ندارد چون بیشتر این تفاوت‌ها به عنوان یک سیاست حکومتی از بالا به پایین تحمیل شده و مثل انگلیسی مردمان جزایر مالت حاصل انتخاب طبیعی در طول زمان نبوده است.

در نهایت، زبان فارسی (یا دری) در افغانستان باید از پویایی و توانمندی ذاتی خود برخوردار شود تا بتواند به عنوان ابزاری موثر در ارتباطات و آموزش نسل آینده نقش خود را ایفاء کند. برای دستیابی به این هدف، نیازی نیست افغانستان نسخه بومی خود از زبان فارسی را کنار گذارد؛ چنان کاری نه ممکن است نه لازم. به‌جای آن، کافی است که نسخه “فارسی دری” از قیدوبند سیاست آزاد شود و اجازه یابد به شکلی طبیعی و همگام با نیاز جامعه و آموزش مدرن رشد کند.

این مستلزم آن است که حکومت‌ها زبان‌ فارسی (و نیز پشتو و سایر زبان‌های رایج در افغانستان) را ابزاری برای پیشبرد سیاست‌های خود نبینند و این عرصه را به شهروندان و سازمان‌های مردم‌نهاد واگذار کنند.

در حال حاضر، “دری” با پذیرش تحدیدهای ناشی از سیاست‌گذاری‌های ناسنجیده و جداانگاری از فارسی خود را از استحکام و ساختارمندی یک زبان- از قواعد نگارشی روشن گرفته تا کاربرد علائم سجاوندی و پیروی از دستور زبانی یکدست و درست- محروم کرده است. نگاهی به کتاب‌های درسی مکاتب می‌تواند نشان دهد که چالش “دری” و پیامدهای جدی ضعف آن برای نسل‌های آینده بسیار جدی‌تر از آن است که به یک اختلاف نظر سیاسی یا تفاوت سلیقه‌ فروکاسته شود.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

‘یک دور دیگر’؛ چگونه فیلمی در مورد مشروب‌نوشی به ستایش زندگی بدل شد؟

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 7, 2021)
Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مدس میکلسن در فیلم یک دور دیگر می‌درخشد

در عجیب‌ترین فصل جوایز سینمایی که تاکنون دیده‌ایم، یک فیلم دانمارکی در مورد چهار مرد میانسال سفیدپوست که یک نظریه را با نوشیدن الکل می‌آزمایند، به موفقیتی بزرگ بدل شده است.

“یک دور دیگر” فیلمی به کارگردانی توماس وینتربرگ با بازی مدس میلکسن برنده چهار جایزه اروپایی در ماه دسامبر شد.

این فیلم همچنین نامزد چهار جایزه بفتا از جمله در بخش بهترین بازیگر برای میکلسن و نامزد دو جایزه اسکار از جمله در بخش بهترین کارگردانی است.

کارگردان فیلم می‌گوید که هر جایزه‌ای که فیلم ببرد (مثل خود فیلم) یادبود ایدا دختر نوجوان او است که چهار روز پس از شروع فیلم‌برداری در تصادف اتومبیل کشته شد. این دختر ۱۹ ساله قرار بود در این فیلم بازی کند.

Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
لارس رانته، توامس بو لارسن، مدس میکلسن و مگنوس میلنگ (به ترتیب در جهت عقربه‌های ساعت) نقش چهار دوست که معلم هستند را بازی می‌کنند

وینتربرگ می‌گوید: “این فیلم خیلی برایم خاص است چون هنگام ساخت آن دخترم را از دست دادم. به همین دلیل فیلم را برای او و به افتخار او ساختیم. او عاشق این پروژه بود و آن را می‌ستود؛ بنابراین هر تلالو درخشش فیلم به او تعلق دارد.”

“اوایل، ادامه کار تقریبا غیرممکن بود، همه ما خرد شده بودیم. تنها راه ادامه کار این بود که فیلم را برای او بسازیم. به همین دلیل نام دختر من در پایان فیلم به چشم می‌خورد. این به من انگیزه می‌دادصبح از خواب بیدارم شوم تا برایش کاری انجام دهم. احساس می‌کردم، فیلم برایم معنای خاصی داشت هرچند که در عین حال همه چیز بی‌معنا به نظر می‌رسید.”

کارگردان “یک دور دیگر” می‌گوید این قضیه موجب شد که فیلم “باشکوه‌تر” شود: “اول قرار بود فیلمی در مورد الکل و رفاقت بسازیم، بعد بلندپروازانه به این فکر افتادیم که یک دور دیگر را راجع به زندگی بسازیم. نه فقط راجع به زنده ماندن، بلکه در مورد زندگی. فیلم در کلاس ایدا و میان همکلاسی‌های او در مدرسه فیلم‌برداری شد و به نوعی بزرگداشت جوانی و نوع زندگی او نیز بود.”

Mads Mikkelsen in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
بسیاری از صحنه‌های فیلم در کلاس ایدا، دختر درگذشته وینتربرگ فیلم‌برداری شد

وینتربرگ فیلم‌نامه “یک دور دیگر” را با همکاری توبیاس لیندولم، فیلمنامه‌نویس دانمارکی نوشت. مدس میکلسن، نقش مارتین یک معلم تاریخ را بازی می‌کند که همراه رفقایش تامی، پیتر و نیکلای (با بازی توماس بو لارسن، لارس رانته و مگنوس میلنگ) این فرضیه را آزمایش می‌کنند که الکل می‌تواند کمک کند سرزندگی و طراوت از دست رفته جوانی را بازیابند.

نویسندگان فیلم از فرضیه فین اسکاردرود، روانپزشک نروژی الهام گرفته‌اند که می‌گوید خون انسان مادرزاد ۰/۰۵ درصد کمبود الکل دارد. وینتربرگ می‌گوید: “او معتقد است که این مقدار الکل می‌تواند خلاقیت، شجاعت و انگیزه ایجاد کند. من همچنین تاریخ جهان را مطالعه کردم و از کشف این حقیقت مشعوف شدم که بسیاری از بزرگ‌ترین دستاوردها برای کسانی حاصل شده که در هنگام بدست آمدن آن‌ها، احتمالا مست بوده‌اند.”

“من و توبیاس لیندولم کشف کردیم که الکل می‌تواند افراد و موقعیت‌ها را ارتقا دهد و هم‌زمان می‌تواند انسان‌ها را بکشد و خانواده‌ها را متلاشی کند.”

Mads Mikkelsen and Maria Bonnevie in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مارتین (با بازی مدس میکلسن) و همسرش آنیکا (با بازی ماریا بونوی) تلاش می‌کنند رابطه سرد زناشویی خود را از نو گرم کنند

“ما می‌خواستیم بزرگداشتی برای الکل برگزار کنیم اما واضح است که قصد داشتیم این کار را تلویحی انجام دهیم. هرگز نمی‌خواستیم بیانیه‌ای اخلاقی راجع به الکل صادر کنیم همان طور که قصد نداشتیم یک آگهی تبلیغاتی برای الکل بسازیم.”

آقای وینتربرگ همچنین می‌گوید که هنگام فیلم‌بردای خبری از مصرف الکل نبود: “موقع فیلم‌بردای هیچ کس الکل نمی‌نوشید اما هنگام تمرین و گرفتن برداشت‌های آزمایشی ما برای امتحان کردن فرآیند تحقیق، لبی تر می‌کردیم.”

“یک دور دیگر”، آخرین همکاری بین وینتربرگ و میکلسن است. این دو هنرمند دانمارکی سال ۲۰۱۲ در فیلم شکار نیز همکار بودند؛ اثری در مورد آزار کودکان که نامزد اسکار، گلدن گلوب و بفتا شد و میکلسن با بازی در آن برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد.

وینتربرگ در مورد این بازیگر می‌گوید: “او خودِ فیلمِ یک دور دیگر است و همین طور سه بازیگر دیگر. این فیلم برای آن‌ها و بخصوص مدس ساخته شده است. آن‌ها تبدیل به یک فیلم سینمایی شده‌اند و این دو را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد.”

“مدس بازیگر فوق‌العاده‌ای است و بهترین سازی که یک رئیس ارکستر می‌تواند در اختیار داشته باشد. و فیلم، همان طور که دیدید با یک رقص تمام می‌شود. این قدرت او به عنوان یک هنرپیشه را نشان می‌دهد. او عالی کار کرد.”

Mads Mikkelsen in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مارتین با بازی مدس نیکلسن مردی است بی‌هدف که در گرداب افسردگی غرق شده است

فیلم پارسال و زمانی که سینماهای دانمارک باز بودند، بسیار پربیننده شد. وینتربرگ می‌گوید: “نگران بودم که فیلمی که از الکل و نوشیدن احمقانه پر شده‌است و با صحنه رقص آغاز می‌شود را در دنیایی که با مرگ و بحران‌های مالی روبرو بود، نمایش دهم.”

“نگران بودم که فیلم کمی بی‌ربط به نظر برسد ولی عکس آن اتفاق افتاد. به نظرم مردم به رفتاری غیر منطقی و کاملا فیزیکی نیاز داشتند. از خوش شانسی من به نظر می‌‌رسید که مردم فیلم را در آن موقعیت بیشتر هم دوست داشتند.”

“ما جوانان ۱۹ ساله‌ای را داشتیم که با کوله‌پشتی‌هایی که در آن آبجو گذاشته بودند برای بار چهارم به تماشای این فیلم می‌نشستند و همین طور الکلی‌های ناشناسی که فکر می‌کردند موضوع فیلم در مورد آن‌هاست.”

نقطه اوج “یک دور دیگر” موفقیت سینمای مستقل اروپاست؛ آن هم زمانی که سینماها حدود یک سال است بسته هستند و اقتصاد سینما وضعیت بی‌ثباتی دارد.

Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
چهار دوست پس از یک شب میگساری به خانه بازمی‌گردند

وینتربرگ از سازمان‌هایی مانند آکادمی اسکار به دلیل ادامه دادن فعالیت‌هایشان تمجید کرد: “آن‌ها برای سینما می‌جنگند و این نیازمند توجه است. هرچند که ممکن است موفقیت آن‌ها به اندازه قبل از محدودیت‌ها نباشد.”

“من تا حالا برنده اسکار نشده‌ام. اگر برنده شوم بسیار اسباب افتخارم است. خیلی به دخترم فکر می‌کنم. این فیلم بخصوص برایم معنای دیگری دارد؛ متفاوت از تمام فیلم‌هایی که تا الان ساخته‌ام. همین حالا هم با دیدن سکانس‌هایی که به یاد دخترم ساختم، حس عجیبی پیدا می‌کنم.”

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

زبان در جاده سیاست؛ ماجرای تغییر خط در ترکیه

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 7, 2021)
خط

Getty Images

در آستانه سده نوِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند.

در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

n

Getty Images

بحث در مورد نارسایی‌های خط عربی، تنها مربوط به زبان فارسی و ایران صد سال اخیر نبوده است. این خط و ضعف‌ و قوت‌هایش در سال‌های آغازین جمهوری ترکیه و پیش‌تر از آن در دوران عثمانی هم، یکی از دغدغه‌های روشنفکران و در عین حال سیاسیون ترکیه هم بوده است.

نزدیک به یک‌صد سال پیش، ترکیه خط خود را از عربی به لاتین تغییر داد و این تغییر به یکی از مهم‌ترین و جنجال‌برانگیزترین اصلاحاتی تبدیل شد که هنوز هم در این کشور موضوع بحث و درگیری است. از یک طرف طرفدارن این تغییر از مدرن شدن جامعه ترکیه و ارتباط بیشتر این کشور با جهان غرب سخن گفته و از سویی دیگر مخالفان آن، به گسست تاریخی به‌وجود آمده در جامعه ترکیه و تبعات ناشی از آن سخن می‌گویند.

نگاهی به تاریخچه و تبعات مثبت و منفی این تغییر، می‌تواند ایرانیان را به درکی از آنچه عملا در فرآیند تغییر خط اتفاق می‌افتد برساند.

داستان تغییر خط ترکی از عربی به لاتین

ترک‌ها در طول تاریخ خود از الفباهای بسیاری مانند اورخون، سیریلیک و یونانی استفاده می‌کردند. پس از استیلای اسلام در منطقه آناتولی برای نزدیک به ۱۰۰۰ سال، زبان ترکی با استفاده از الفبای ترکی عثمانی که مبتنی بر خط عربی بود نوشته می‌شد اما این خط برای نوشتن کلمات ترکی ناکافی و ناقص بود. برای برخی از واج‌های چند حرف و برای برخی دیگر به ویژه واج‌های صدادار، هیچ حرفی وجود نداشت.

از اواسط قرن نوزدهم میلادی و با رواج تلگراف و صنعت چاپ، بحث در مورد الفبای ترکی و مشکلات و ضعف‌های خط عربی برای نگارش زبان ترکی آغاز شد. در این دوره، برخی روشنفکران ترک شروع به بحث در مورد دلایل عقب‌ماندگی عثمانی در برابر غرب پرداختند. یکی از مهمترین مواردی که این روشنفکران روی آن دست گذاشتند، بالا بودن نرخ بی‌سوادی و اصلاحاتی بود که باید در زمینه آموزش انجام می‌پذیرفت. اصلاح الفبای ترکی یکی از این موارد بود. البته بیشتر این بحث‌ها پیرامون اصلاح خطِ موجود و تغییراتی در جهت بهینه کردن آن بود نه تغییر کامل خط..

با فروپاشی امپراطوری عثمانی و تاسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، که خود تحصیل کرده مدارس نظامی سکولار و غرب‌گرا بود و تصمیم داشت تا با گسستی همه جانبه از میراث عثمانی تاریخی یک‌سره جدید برای ترکیه نوین بسازد، اصلاحات وسیعی در زمینه‌های گوناگون در دستور کار قرار گرفت.

در سال ۱۹۲۸ یکی از تنش‌زاترین این اصلاحات، یعنی تغییر خط ترکی از عربی به لاتین که در ادبیات سیاسی ترکیه به نام “انقلاب حروف” نامیده می‌شود، آغاز شد. الفبای جدید برگرفته از الفبای لاتین و متشکل از ۲۹ حرف بود که هفت‌تای آن‌ها (Ç، Ğ، I، İ، Ö، Ş وÜ) شکل تغییر یافته‌ای از حروف اصلی لاتین بود که متناسب با احتیاجات آوایی زبان ترکی ساخته شده بودند. این “انقلاب” تاثیرات کوتاه و بلند مدت بسیاری چه در عرصه فرهنگ و چه در عرصه سیاست و اجتماع ترکیه برجا گذاشت.

محافظه‌کاران با این استدلال که حذف خط عربی از الفبای ترکی هویت مذهبی ترکیه را از بین برده و باعث جدایی این کشور از جهان اسلام می‌شود مخالف این طرح بودند. عده دیگری از روشنفکران هم به دلایلی دیگر با این طرح و نحوه اجرای آن مخالفت می‌کردند.

علی‌رغم پیشنهادات داده شده برای تغییر الفبا در طول ۳ سال، آتاتورک دستور داد تا این تغییر ۳ ماهه اجرایی شود. معنی این‌کار تغییر نام خیابان‌ها، مغازه‌ها و علایم عمومی، به روز شدن اسناد رسمی و تالیف و چاپ کتاب‌های درسی جدید بود، صرف نظر از این‌که شهروندان می‌توانند آنها را بفهمند یا نه.

همه شهروندان بین شانزده تا چهل سال سن ملزم به آموختن خط جدید شدند و مدارسی به این منظور افتتاح شد. فقط در استانبول نزدیک به دویست هزار زن و مرد در کلاس‌ها ثبت نام کردند.

آتاتورک برای توجیه و ترویج خط جدید با گچ و تخته سیاه قابل حمل به بسیاری از نقاط کشور سفر کرد و خط جدید را تقریباً در هر محیطی مانند مدارس، میدان‌ها و سایر مکان‌های عمومی توضیح داد: “دوستان من، زبان غنی و هماهنگ ما از امروز می‌تواند خود را با حروف جدید ترکی نشان دهد. ما باید خود را از شر این نشانه‌های نامفهوم و بی‌معنی، که قرن‌ها ذهن ما را در زندانی آهنین نگه داشته بود، نجات دهیم. شما باید خط ترکی جدید را به سرعت یاد بگیرید و آن را به دیگر هموطنان، زنان، مردان، باربرها و قایقرانان بیاموزید. این را به عنوان وظیفه‌ای ملی و میهنی در نظر بگیرید … اکنون زمان ریشه‌کن کردن خطاهای گذشته است. ما باید این خطاها را ترمیم کنیم … ملت ما با ذهن و الفبای خود جایگاهش را در جهان متمدن نشان خواهد داد.”

به این صورت مساله تغییر خط نه فقط به اصلاحاتی در زبان نوشتاری که خط جدید را به یکی از خطوط قرمز سکولارهای ترکیه تبدیل کرده و خط عربی ارتجاعی و حروف لاتین مترقی قلمداد شدند.

با تصویب این قانون نوشتن ترکی به خط قبلی ممنوع شد و با تاسیس فرهنگستان زبان ترکی در سال ۱۹۳۲، قوانین جدیدی برای حذف کلمات و اصطلاحات عربی و فارسی، به عنوان بخشی از ساخت “ترکیه جدید” و رسیدن به زبان “ترکی خالص” وضع شد. شهرهایی که نام غیر ترکی داشتند تغییر کردند. کتاب‌هایی که در متن آن‌ها زبان فارسی و یا عربی استفاده شده بود، حتی کتاب‌های دینی ممنوع شدند. استفاده از متون قبلی تنها با قصد امور پژوهشی مجاز اعلام شد و معلمان هم موظف به عدم استفاده از این دو زبان در تدریس شدند و زبان فارسی و عربی هم به عنوان زبان خارجی از برنامه آموزشی مدارس ترکیه حذف شدند.

تغییر خط در ترکیه

Getty Images
آگهی تغییر خط در ترکیه ۱۹۲۸

دست‌آورد‌ها و گرفتاری‌های تغییر خط

هرچند تصمیم تغییر خط از عربی به لاتین و پاک‌سازی زبان، مانند بسیاری دیگر ازتصمیم‌های دولت تازه تاسیس ترکیه، نه برآمده از سطح جامعه و حتی روشنفکران محلی که تصمیمی یک جانبه و بالا به پایین برای متجدد کردن جامعه بود اما این تغییر دستاوردهایی را با خود به همراه داشت.

یکی از مهمترین این دستاوردها، یکسان شدن گفتار و نوشتار ترکی بود. به صورت خاص حروف صداداری که در زبان ترکی موجود و خط عربی حرفی برای ثبت آن‌ها ندارد. پروفسور مینا اورگان استاد دانشگاه و نویسنده در خاطرات خود این تغییر را چنین توصیف می‌کند: “من به خوبی ظهور الفبای لاتین را به یاد می آورم. گرچه من بچه‌ای باهوش طبیعی بودم و دو زبان خارجی یاد گرفته بودم، اما نمی‌توانستم زبان خودم را به درستی بخوانم. حروف عربی برای زبان ترکی نامناسب هستند، وقتی متنی که با حروف عربی نوشته شده است را می‌خوانم، گیج می‌شوم. به عنوان مثال، متداول‌ترین حروف صدادار ترکی u ،ö و ü در بین حروف عربی وجود نداشتند و به جای آنها “و” وجود داشت که آن را می توان به پنج روش مختلف تلفظ کرد.”

همچنین در جامعه‌ای که نرخ باسوادی در آن نزدیک به ۱۰ درصد بود، این تغییر آسان‌تر بود اما از سوی دیگر در طی ۳ ماه بخش بزرگی از این تعداد هم به جمع بی‌سوادان پیوستند. برای مبارزه با این حجم بی‌سوادی در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ میلادی طرح‌های دیگری با نام “خانه‌های مردم” و “انستیتوهای روستایی” شکل گرفتند و نرخ باسوادی در سال ۱۹۳۵ به ۲۰ درصد رسید. امکان چاپ ارزان‌ و راحت‌تر کتاب‌هایی با الفبای جدید (خط عربی به نزدیک به ۴۰۰ قطعه برای حروف‌چینی نیاز داشت) توانست وضعیت سوادآموزی را بهبود بخشد.

اما دلیل اصلی این تغییر خط را نمی‌توان تنها با مزایای خط لاتین به عربی مرتبط دانست. یکی از مهمترین دلایل اصرار آتاتورک به تغییر خط، برنامه او برای گسست از تمام مظاهر قدیم و در عین حال برای فاصله گرفتن جامعه ترکیه از اسلام بود. این خط در عین حال از نظر سیاسی کمک کرد تا ترکیه از شرق و اسلام گسسته و به کشورهای غربی نزدیک‌تر شود. هرچند این تغییر خط و از بین رفتن ارتباط مردم با متون گذشته در عین حال گسستی تاریخی در تاریخ معاصر ترکیه ایجاد کرد که خود موجب جریانی از دل جامعه برای بازگشت به خویشتن شد. بسیاری از حرکت‌های اسلامی و محافظه‌کار در دهه‌های اخیر هم از دل این بازگشت به خویشتن متولد شدند.

اما این رفرم زبانی، باعث تبعیضاتی علیه مخالفان این تغییر و سایر اقلیت‌ها هم شد. به عنوان مثال هنگامی که دارالفنون قدیمی در استانبول مجدداً تاسیس شد، دو سوم کادر آموزشی این دانشگاه اخراج شدند و تنها پیروان اصلاحات کمالیستی و طرفداران خط جدید توانستند موقعیت خود را حفظ کنند. این تازه آغاز بسیاری از پاکسازی‌های دانشگاه‌های ترکیه در سال‌های بعدی بود.

این اصلاحات هدف سیاسی دیگری هم داشت؛ امحای اقلیت‌های ترکیه در ساختار دولت‌/ملت مبتنی بر ترک بودن. در حالی که حروف جدیدی به الفبای لاتین اضافه شدند، سایر حروفی که در زبان‌های دیگر منطقه آناتولی وجود داشتند ممنوع اعلام شدند. حروف Q ،X وW به علت آنچه سازگار نبودن با آوای ترکی خوانده شد جایی در این الفبا پیدا نکردند و در عین حال استفاده از این سه حرف غیرقانونی تلقی و جرم محسوب شده و تنها در صورتی که بخشی از یک کلمه‌ی لاتین بود مجاز تلقی می‌شد.

اما این سه حرف هجاهایی را در زبان کردی نمایندگی می‌کردند. با اجرایی شدن این قانون کسانی که در نامشان این حروف وجود داشت قادر به گرفتن شناسنامه نبودند و کسانی هم به علت استفاده از این سه حرف در نوشته‌هایشان زندانی شدند. حساسیت به این حروف تا حدی بود که استفاده از آنها از سوی دولت ترکیه به مثابه “حمایت از تروریسم” تلقی می‌شد.

این ممنوعیت تا چند سال پیش برقرار بود و در سال ۲۰۰۷ شهردار یکی از شهرهای منطقه کردنشین ترکیه به علت نوشتن تبریک نوروز با حرف W دادگاهی شد. دو سال بعد ۲۰ تن از شهروندان کرد ترکیه به همین جرم جریمه شدند. در نهایت در سال ۲۰۱۳ حروف W، Q و X قانونی شدند.

زبان و خط، دعوایی که هنوز ادامه دارد

مساله خط عربی یا لاتین هنوز هم عرصه مهمی برای درگیری‌های سیاسی در ترکیه است. از یک‌سو طریقت‌های اسلامی تبلیغات زیادی برای بازگشت خط عربی و آموزش زبان عثمانی انجام می‌دهند و از سوی دیگر بخش‌های مدرن‌تر جامعه، این خط را به نوعی نماینده محافظه‌کاری و عقب‌ماندگی در جامعه می‌بینند. بسیاری یکی از دلایل بروز اسلام‌گرایی سیاسی در دهه‌های اخیر در ترکیه را سیاست‌های مدرنیته از بالای آتاتورک و سال‌های اول جمهوری به ویژه تغییر یک‌باره خط مرتبط می‌دانند.

رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۱۴ در مراسم اهدای جایزه هیئت تحقیقات علمی و فناوری ترکیه گفت: “در حالی که ما زبانی بسیار غنی داشتیم که برای تولید علم بسیار مناسب بود، یک شب خوابیدیم و صبح روز بعد زبان‌مان از بین رفته بود. اکنون ما به سطح کشوری رسیده‌ایم که به زبان‌های خارجی علم می‌آموزد و کلمات کنونی زبان ترکی برای فلسفه‌ورزی کفایت نمی‌کند.” البته این اولین و آخرین باری نبود که اردوغان به تغییر خط و زبان ترکی اشاره می‌کرد.

در همین سال “نوزدهمین شورای ملی آموزش” تصویب کرد که ترکی عثمانی باید به عنوان یک واحد درسی اجباری به برنامه آموزشی دبیرستان‌ها افزوده شود. با اعلام این خبر صدای کمالیست‌ها درآمد و این موضوع را گام جدیدی از سوی دولت برای عدول از اصول لائیسیته دانسته و تلاشی برای بازگشت به دوران عثمانی تلقی کردند. هرچند این طرح هنوز هم اجرایی نشده و شهروندان ترکیه هنوز از خواندن متون پیش‌تراز یک‌صد سال پیش خود ناتوان هستند.


قسمت‌های قبلی مجموعه زبان و خط فارسی:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

بازگشت شاهان باستانی مصر در رژه مومیایی‌ها

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 4, 2021)

مصری ها نظاره‌گر رژه تاریخی حاکمان کهن این سرزمین در قاهره پایتخت هستند.

در این برنامه پر زرق و برق چند میلیون دلاری ۲۲ مومیایی – ۱۸ شاه و چهار ملکه – از موزه نئوکلاسیک مصر به نمایشگاه جدیدی در فاصله ۵ کیلومتری محل قبلی منتقل می شوند.

این مومیایی ها در میان تدابیر شدید امنیتی که با جایگاه و منزلت سلطنتی آنها همخوانی دارد به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند. این برنامه “رژه طلایی فراعنه” نام دارد.

آنها به ترتیب زمانی سلطنت خود منتقل می شوند؛ از تائو دوم فرمانروای سلسله هفدهم گرفته تا رامسس نهم، که در قرن ۱۲ قبل از میلاد سلطنت می کرد.

مصر یک سال پیش افزایش شدید آمار ابتلا به کووید -۱۹ را تجربه کرد، اما بعدا به دنبال کاهش آمار ابتلا و مرگ، محدودیت های گردهمایی در فضای باز لغو شد.

یکی از جذابیت های اصلی رویداد روز شنبه شاه رامسس دوم، معروف ترین فرعون از دوران پادشاهی جدید، است که برای ۶۷ سال حکمرانی کرد و به خاطر امضای اولین پیمان صلح معروف است.

شاه رامسس دوم در این رژه منتقل شد

Reuters
شاه رامسس دوم در این رژه منتقل شد

یک جاذبه دیگر ملکه حتشِپسوت یا بانوی اشرافی اصیل است. او در زمانی حاکم شد که طبق آداب و رسوم وقت، زنان فرعون نمی شدند.

هر مومیایی سوار بر یک وسیله نقلیه با دکوراسیون خاص منتقل می شود و دور آنها را کاروانی شامل ارابه ها احاطه کرده است.

مومیایی ها برای حفاظت بهتر در جریان این انتقال در جعبه های مخصوص نیتروژن قرار داده شده اند. جاده های مسیر حرکت هم دوباره آسفالت شده تا حرکت آنها روان و بی دست انداز باشد.

این مومیایی ها در سال ۱۸۸۱ و ۱۸۹۸ در دو محفظه در ویرانه تبای (تبس) پایتخت باستانی مصر یا همان الاقصر در مصر علیا کشف شد.

این بقایا در موزه معروف مصر که جهانگردان از اطراف جهان در یک قرن اخیر به دیدن آن را رفته اند قرار گرفت.

مقام های مصری امیدوارند که موزه تازه که در ماه جاری به طور کامل فعال می شود به احیای صنعت گردشگری مصر کمک کند که از درآمدهای مهم کشور است.

مومیایی ها از موزه مصر در میدان تحریر به جایگاه تازه منتل شدند

EPA
مومیایی ها از موزه مصر در میدان تحریر به جایگاه تازه منتل شدند

این صنعت در یک دهه اخیر به دلیل تلاطم سیاسی و در یک سال اخیر به دلیل همه گیری کرونا ضربه خورده است.

نمایشگاه تازه آنها “مومیایی های تالار سلطنتی” خواهد بود که از روز ۱۸ آوریل به روی عموم باز می شود.

این تالار طوری طراحی شده که فضای دره پادشاهان در الاقصر را برای بازدیدکنندگان تداعی می کند.

“موزه کبیر مصر” که مجموعه معروف توتانخامون در آن مستقر می شود قرار است سال آینده افتتاح شود. این موزه به اهرام بزرگ در جیزه قرار دارد.

mummies on theior way across caiuro

Reuters
انتقال با وسایل نقلیه ویژه
مومیایی ها به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند

EPA
مومیایی ها به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است