Connect with us

بی بی سی فارسی

زبان مادری؛ تاجیکان ازبکستان از رئیس‌جمهور چه می خواهند؟

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: فوریه 22, 2021)
ازبکستان

BBC

از زمان به قدرت رسیدن شوکت میرضیایف در ازبکستان، و نوید دادنش از “اصلاحات گسترده” در ازبکستان بسیاری از تاجیکان ساکن این کشور به آینده روشن‌تری برای توسعه زبان و فرهنگ ملی خود بس امیدوار شده بودند. اما به نظر می‌رسد با گذشت پنج سال از این رویداد بسیاری از توقعات آنها برآورده نشده است.

بسیاری از فرهنگیان تاجیک ازبکستانی از جمله امید بر این داشتند که فرزندان‌شان از آموزش زبان و ادبیات فارسی که زبان مادری‌شان است، به طور بهتر و بیشتر بهره‌مند خواهند شد و شمار مدارس تاجیکی در مناطق تاجیک‌نشین افزایش خواهد یافت؛ تاجیکانی که طی دوران شوروی ازبک ثبت شده بودند، امکان خواهند یافت که هویت خود را بدون ترس و بیم بازیابند و مراکز فرهنگی تاجیکان فعال شود. ولی به نظر می‌رسد برعکس در سال‌های اخیر شمار ساعتها برای تدریس زبان فارسی (تاجیکی) در مدارس ازبکستان کاهش یافته است.

با توجه به این، گروهی از فرهنگیان تاجیک در ازبکستان بتازگی از عدم پاسخگویی دولت به خواسته‌هایشان ابراز نگرانی کرده‌اند. امینه شراف‌الدین، از کنشگران فرهنگی تاجیک سمرقند، اخیرا در صفحه فیسبوکی خود خبر داد که دولت ازبکستان به مراجعت‌نامه سه ماه پیش ۲۲۴ تن از معلمان زبان تاجیکی (فارسی) مدارس سمرقند در مورد افزایش تدریس زبان مادری (فارسی) در این مدارس پاسخ نداده است.

شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور ازبکستان

Getty Images
شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور ازبکستان

نامه‌های بی‌پاسخ

خانم شراف‌الدین روز پنجم فوریه متن این مراجعت‌نامه را منتشر کرد و خطاب به شوکت میرضیایف، رئیس‌جمهور ازبکستان نوشت: “انتظارات ۲۲۴ نفر از آموزگاران ولایت سمرقند که به عنوان شما… نهم نوامبر سال ۲۰۲۰ با امید و اعتماد قوی با مراجعت‌نامه زیرین رو آورده بودند، تا این دم بی‌نتیجه است.”

خانم شراف‌الدین افزوده است: “این بی‌اعتنایی باعث ناراحتی و نافهمی مراجعت‌کنندگان شده است. از این مناسبت مبهم به چنین نتیجه می‌توان رسید که مراجعت‌نامه مذکور به دست شما نرسیده است. از این رو ما ضرور دانستیم که درخواست‌های خود را توسط شبکه‌های اجتماعی دوباره به سمع شما رسانیم. و امید بر آن می‌بندیم که صدای عرض‌کنندگان این بار شنیده شود.”

آن‌گونه که از متن این مراجعت‌نامه برمی‌آید، آموزگاران سمرقندی از کاهش ساعات تدریس زبان مادری (فارسی) در مدارس تاجیکی ولایت سمرقند از سوی مسئولان آموزش و پرورش این کشور ناخوشنودند. این نامه خطاب به رئیس‌جمهور، پارلمان، وزارت آموزش و پرورش و مرکز تعلیم ازبکستان نوشته شده است.

در این نامه آمده است: “معلمان ولایت سمرقند از بعضی تدبیرهای وزارت تعلیم در حیرتند و از شما در حل یک قطار مسایل مهم و در عین حال دردناک کمک می‌پرسند. مسئله این است که در دستور تعلیم مکاتب میانه درس‌های زبان و ادبیات سال از سال اختصار کرده می‌شوند. اما چرا؟ به چه اساس و به چه دلیل؟”

در ضمن، این تنها نامه آموزگاران سمرقند نیست که دولت ازبکستان به آن تا کنون پاسخ نداده است. مراجعت‌نامه‌ای مشابه از سوی آموزگاران تاجیک از ولایات چغانیان (سُرخان‌دریا) و نخشب (قشقه‌دریا) نیز در ماه اوت سال گذشته به رئیس‌جمهور و پارلمان ازبکستان فرستاده شده بود، ولی تا به حال پاسخی به آن نرسیده است.

کلاس درس

Getty Images

روسی به جای فارسی؟

معلمان سمرقندی نوشته‌اند که هدف از آموزش زبان و ادبیات مادری باسواد ساختن دانشاموزان است. با سواد کافی به زبان مادری است که دانش‌آموز می‌تواند علم‌های دیگر و زبان‌های دیگر را هم فرا بگیرد. و اگر دانش‌آموز زبان مادری خود را فرا نگیرد، علم‌ها و زبان‌های دیگر را هم نمی‌تواند فرا بگیرد.

طبق این نامه در سال‌های اخیر وزارت معارف ازبکستان درس‌های زبان مادری را برای کلاس‌های تاجیکی مدارس این کشور به طور چشمگیری کاهش داده و بخش اعظمی از ساعت‌های درسی زبان مادری را به آموزش زبان روسی اختصاص داده است که این امر نوعی تبعیض محسوب می‌شود.

این در حالی است که آموزگاران سمرقندی می‌گویند برای آموزش زبان روسی باید ساعت‌های جداگانه اختصاص داده شود، همان طور که برای کلاس‌های ازبکی رایج است، نه این که ساعت‌های تدریس زبان مادری را به آموزش زبان روسی اختصاص دهند.

در این نامه آمده است: “مگر ناعدالتی نیست که خواننده (دانش‌آموز) تاجیک زبان مادری خویش را نسبت (به) خواننده ازبکی زبان در یک هفته ۱۷ ساعت و در یک سال ۵۸۷ ساعت کمتر می‌آموزد؟”

از جدولی که در این مراجت‌نامه آمده است، چنین برمی‌آید که دانش‌آموزان تاجیک کلاس‌های ۵ تا ۱۱ مدارس ازبکستان در هفته‌ فقط ۱۰ ساعت درس زبان مادری می‌خوانند، در حالی که ساعت‌های آموزش زبان ازبکی و زبان‌های خارجی ۳۳ ساعتی است. در سال، میزان تدریس زبان مادری برای تاجیکان ۳۴۰ ساعت است، در حالی که برای آموزش زبان ازبکی و زبان‌های خارجی ۱۱۲۲ ساعت اختصاص داده شده است.

به گفته آموزگاران سمرقندی، کاهش تدریس زبان مادری برای تاجیکان باعث شده که آنها نتوانند فصل‌های دشوار زبان، مانند صرف و نحو و غیره را به دانش‌آموزان، به‌ویژه در کلاس‌های بالاتر به طور کافی تدریس کنند.

بیشتر بخوانید:

ادبیات فارسی، درس آدمیت

ظاهرا تدریس ادبیات فارسی هم با وضعیتی بدتر از این روبروست، به‌ویژه این که ادبیات فارسی بسیار غنی و گرانبار است و ساعات درسی برای آموزش آن به دانش‌آموزان تاجیک مدارس کشور اصلا کافی نیست. این در حالی است که در زمان‌های پیش از دوران شوروی آموزش آثار شاعرانی چون حافظ و سعدی و مولوی و بیدل در مکتب‌ها و یا مدارس ورارود ماه‌ها و سال‌ها ادامه می‌یافته است.

در نامه آموزگاران سمرقندی به رئیس‌جمهور میرضیایف و اعضای پارلمان آمده است: “آیا معلم ادبیات در دوام یک ساعت خواننده (دانش‌آموز) را با یک چهره ادبی می‌تواند آشنا سازد؟ مگر ادبیات فقط به آموزش زندگی‌نامه ادبا محدود می‌شود؟ این عمل مگر خنده‌خریش ادبیات نیست؟ ادبیات که فن آدمگری (آدمیت) است، آدم شدن است، رسالتش تربیت انسان کامل است، آیا می‌توان با یک دو ساعت، انسان کامل تربیت کرد؟”

معلمان کلاس‌های تاجیکی مدارس سمرقند می‌گویند این شیوه برخورد مقام‌های آموزش و پرورش ازبکستان به کیفیت تدریس زبان فارسی در مدارس لطمه می‌زند، تدریس ادبیات کلاسیک را غیرممکن می‌سازد و بر خلاف آنچه در قاون اساسی ذکر شده، حقوق تاجیکان را به بهره‌وری از فرهنگ و ادب‌شان پایمال می‌سازد.

به نظر می‌رسد، این وضع بسیاری از فرهنگیان تاجیک را که به سیاست‌های اصلاح‌طلبانه شوکت میرضیایف امید بسته بودند، مأیوس کرده است. ادش ایستد، نویسنده معروف از سمرقند می‌گوید: “میرضیایف اساسا به اقتصاد اعتبار می‌دهد، به مراجعت و مقاله‌ها در باره معارف تاجیک یا مدنیت و هنر تاجیک اعتبار نمی‌دهد.”

آقای ایستد می‌گوید که رئیس‌جمهور بجز عوض کردن چند مقام در دستگاه اداری کارهای جدی دیگری برای تاجیکان انجام نداده و تاجیکان از پست‌های دولتی هم محروم هستند: “در آغاز استقلال ازبکستان یک معاون حاکم ولایت سمرقند و حاکم شهر سمرقند تاجیک بودند. حالا منصب‌های دولتی و حکومتی در دست ازبک‌هاست.”

زبان مادری برای همه مقدس است

مشکلات فرهنگی تاجیکان در ولایت سمرقند فقط به کاهش تدریس زبان مادری در مدارس محدود نمی‌شود. از مشکلات عمده آنان موجود نبودن کودکستان‌ها به زبان مادری آنان است. هرچند در شهر سمرقند و روستاهای اطراف آن تاجیکان اکثریت یا تنها جمعیت محل را تشکیل می‌دهند، ولی تا به حال حتی یک کودکستان هم برای فرزندان آنها به زبان مادری‌شان وجود ندارد.

در نامه آموزگاران سمرقندی آمده: “آیا عیب نیست که کودک در خانه به زبان تاجیکی (فارسی) حرف زند و به باغچه (کودکستان) آمده، زبان غیر را زبان مادری خواند؟ آخر زبان مادری برای همه برابر عزیز و مقدس است، چه برای تاجیک و چه برای ازبک و چه برای ترکمن و چه برای قزاق.”

نبود کتب درسی، به‌ویژه کتب بدیعی یا داستانی، نظم و نثر فارسی و جهانی، در کتابخانه‌های مدارس و در بازارهای کتاب‌فروشی و عدم طبع و نشر به زبان فارسی (حتی به خط سیریلیک) در ازبکستان از مشکلات عمده دیگر است که تاجیکان را از امکان خواندن کتاب به زبان مادری‌شان محروم کرده است.

تاجیکستان

Getty Images

تیشه بر ریشه ما

به نوشته آموزگاران سمرقندی، هیچ نشریه تخصصی‌ای هم برای معلمان تاجیک در ازبکستان وجود ندارد. در محلات تاجیک‌نشین ازبکستان بر خلاف آنچه در قانون آمده، نوشته‌های سردر مؤسسات و شعار و آویزه‌ها به زبان تاجیکان موجود نیست. برنامه‌های رادیو و تلویزیون هم به زبان فارسی برای تاجیکان بسیار اندک بوده و آموزگاران سمرقندی در مجموع این سیاست‌ها را “تیشه بر ریشه ما” عنوان کرده‌اند.

با برشمردن این مشکلات، آموزگاران ولایت سمرقد از دولت و پارلمان ازبکستان از جمله خواسته‌اند که تدریس زبان مادری را در مدارس برای تاجیکان افزایش دهد، اجازه طبع و نشر کتب به زبان تاجیکی (فارسی) بدهد، یکی از شبکه‌های تلویزیونی کشور را به تاجیکان احتصاص بدهد یا شبکه‌ای برای آنان تأسیس کند، تا بدین وسیله برگزاری درس‌های تلویزیونی برای تاجیکان در زمان بحران کرونا هم فراهم شود.

تاجیکان بخش اعظمی از جمعیت تقریبا سی‌میلیونی ازبکستان را تشکیل می‌دهند، ولی بر اساس آمار رسمی تعداد آنها همه‌اش پنج درصد اعلام شده است. هرچند پژوهشگران می‌گویند آنها تا نیمی از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند. تاجیکان بیشتر در شهرو روستاهای سمرقند و بخارا، کیش و نخشب و ترمذ و وادی فرغانه به سر می‌برند. به گفته محققان، هویت قومی بسیاری از آنها طی دوران شوروی اجبارا تغییر داده شده است.

این در حالی است که قلمرو امروزه ازبکستان خواستگاه زبان فارسی نوین محسوب می‌شود. ده سده پیش رودکی، پدر شعر پارسی در دربار سامانیان در بخارا آثار فراوانی به زبان پارسی دری تألیف کرده است. تا پیش از اشغال ورارود از سوی روسیه، زبان فارسی در امارت‌های بخارا و فرغانه زبان رسمی و زبان آموزش و پرورش و زبان توده‌های مردم بوده و در پادشاهی خوارزم هم در کنار ‘ترکی خوارزمی’ رواج گسترده‌ای داشته است.

در سالهای اخیر تقاضاهایی برای رسمیت بخشیدن به زبان فارسی (تاجیکی) در کنار ازبکی در ازبکستان، حتی از سوی برخی از فعالان مدنی ازبک، مطرح شده است. در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۴ قناعت عادل، از فعالان ازبک مقیم اروپا ضمن سخنرانی در یک همایش سازمان همکاری و امنیت اروپا خواستار دادن مقام رسمی به زبان تاجیکی (فارسی) در ازبکستان شده بود، ولی مقامات ازبک به این نقاضاها پاسخی نداده اند.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

‘یک دور دیگر’؛ چگونه فیلمی در مورد مشروب‌نوشی به ستایش زندگی بدل شد؟

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 7, 2021)
Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مدس میکلسن در فیلم یک دور دیگر می‌درخشد

در عجیب‌ترین فصل جوایز سینمایی که تاکنون دیده‌ایم، یک فیلم دانمارکی در مورد چهار مرد میانسال سفیدپوست که یک نظریه را با نوشیدن الکل می‌آزمایند، به موفقیتی بزرگ بدل شده است.

“یک دور دیگر” فیلمی به کارگردانی توماس وینتربرگ با بازی مدس میلکسن برنده چهار جایزه اروپایی در ماه دسامبر شد.

این فیلم همچنین نامزد چهار جایزه بفتا از جمله در بخش بهترین بازیگر برای میکلسن و نامزد دو جایزه اسکار از جمله در بخش بهترین کارگردانی است.

کارگردان فیلم می‌گوید که هر جایزه‌ای که فیلم ببرد (مثل خود فیلم) یادبود ایدا دختر نوجوان او است که چهار روز پس از شروع فیلم‌برداری در تصادف اتومبیل کشته شد. این دختر ۱۹ ساله قرار بود در این فیلم بازی کند.

Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
لارس رانته، توامس بو لارسن، مدس میکلسن و مگنوس میلنگ (به ترتیب در جهت عقربه‌های ساعت) نقش چهار دوست که معلم هستند را بازی می‌کنند

وینتربرگ می‌گوید: “این فیلم خیلی برایم خاص است چون هنگام ساخت آن دخترم را از دست دادم. به همین دلیل فیلم را برای او و به افتخار او ساختیم. او عاشق این پروژه بود و آن را می‌ستود؛ بنابراین هر تلالو درخشش فیلم به او تعلق دارد.”

“اوایل، ادامه کار تقریبا غیرممکن بود، همه ما خرد شده بودیم. تنها راه ادامه کار این بود که فیلم را برای او بسازیم. به همین دلیل نام دختر من در پایان فیلم به چشم می‌خورد. این به من انگیزه می‌دادصبح از خواب بیدارم شوم تا برایش کاری انجام دهم. احساس می‌کردم، فیلم برایم معنای خاصی داشت هرچند که در عین حال همه چیز بی‌معنا به نظر می‌رسید.”

کارگردان “یک دور دیگر” می‌گوید این قضیه موجب شد که فیلم “باشکوه‌تر” شود: “اول قرار بود فیلمی در مورد الکل و رفاقت بسازیم، بعد بلندپروازانه به این فکر افتادیم که یک دور دیگر را راجع به زندگی بسازیم. نه فقط راجع به زنده ماندن، بلکه در مورد زندگی. فیلم در کلاس ایدا و میان همکلاسی‌های او در مدرسه فیلم‌برداری شد و به نوعی بزرگداشت جوانی و نوع زندگی او نیز بود.”

Mads Mikkelsen in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
بسیاری از صحنه‌های فیلم در کلاس ایدا، دختر درگذشته وینتربرگ فیلم‌برداری شد

وینتربرگ فیلم‌نامه “یک دور دیگر” را با همکاری توبیاس لیندولم، فیلمنامه‌نویس دانمارکی نوشت. مدس میکلسن، نقش مارتین یک معلم تاریخ را بازی می‌کند که همراه رفقایش تامی، پیتر و نیکلای (با بازی توماس بو لارسن، لارس رانته و مگنوس میلنگ) این فرضیه را آزمایش می‌کنند که الکل می‌تواند کمک کند سرزندگی و طراوت از دست رفته جوانی را بازیابند.

نویسندگان فیلم از فرضیه فین اسکاردرود، روانپزشک نروژی الهام گرفته‌اند که می‌گوید خون انسان مادرزاد ۰/۰۵ درصد کمبود الکل دارد. وینتربرگ می‌گوید: “او معتقد است که این مقدار الکل می‌تواند خلاقیت، شجاعت و انگیزه ایجاد کند. من همچنین تاریخ جهان را مطالعه کردم و از کشف این حقیقت مشعوف شدم که بسیاری از بزرگ‌ترین دستاوردها برای کسانی حاصل شده که در هنگام بدست آمدن آن‌ها، احتمالا مست بوده‌اند.”

“من و توبیاس لیندولم کشف کردیم که الکل می‌تواند افراد و موقعیت‌ها را ارتقا دهد و هم‌زمان می‌تواند انسان‌ها را بکشد و خانواده‌ها را متلاشی کند.”

Mads Mikkelsen and Maria Bonnevie in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مارتین (با بازی مدس میکلسن) و همسرش آنیکا (با بازی ماریا بونوی) تلاش می‌کنند رابطه سرد زناشویی خود را از نو گرم کنند

“ما می‌خواستیم بزرگداشتی برای الکل برگزار کنیم اما واضح است که قصد داشتیم این کار را تلویحی انجام دهیم. هرگز نمی‌خواستیم بیانیه‌ای اخلاقی راجع به الکل صادر کنیم همان طور که قصد نداشتیم یک آگهی تبلیغاتی برای الکل بسازیم.”

آقای وینتربرگ همچنین می‌گوید که هنگام فیلم‌بردای خبری از مصرف الکل نبود: “موقع فیلم‌بردای هیچ کس الکل نمی‌نوشید اما هنگام تمرین و گرفتن برداشت‌های آزمایشی ما برای امتحان کردن فرآیند تحقیق، لبی تر می‌کردیم.”

“یک دور دیگر”، آخرین همکاری بین وینتربرگ و میکلسن است. این دو هنرمند دانمارکی سال ۲۰۱۲ در فیلم شکار نیز همکار بودند؛ اثری در مورد آزار کودکان که نامزد اسکار، گلدن گلوب و بفتا شد و میکلسن با بازی در آن برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن شد.

وینتربرگ در مورد این بازیگر می‌گوید: “او خودِ فیلمِ یک دور دیگر است و همین طور سه بازیگر دیگر. این فیلم برای آن‌ها و بخصوص مدس ساخته شده است. آن‌ها تبدیل به یک فیلم سینمایی شده‌اند و این دو را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد.”

“مدس بازیگر فوق‌العاده‌ای است و بهترین سازی که یک رئیس ارکستر می‌تواند در اختیار داشته باشد. و فیلم، همان طور که دیدید با یک رقص تمام می‌شود. این قدرت او به عنوان یک هنرپیشه را نشان می‌دهد. او عالی کار کرد.”

Mads Mikkelsen in Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
مارتین با بازی مدس نیکلسن مردی است بی‌هدف که در گرداب افسردگی غرق شده است

فیلم پارسال و زمانی که سینماهای دانمارک باز بودند، بسیار پربیننده شد. وینتربرگ می‌گوید: “نگران بودم که فیلمی که از الکل و نوشیدن احمقانه پر شده‌است و با صحنه رقص آغاز می‌شود را در دنیایی که با مرگ و بحران‌های مالی روبرو بود، نمایش دهم.”

“نگران بودم که فیلم کمی بی‌ربط به نظر برسد ولی عکس آن اتفاق افتاد. به نظرم مردم به رفتاری غیر منطقی و کاملا فیزیکی نیاز داشتند. از خوش شانسی من به نظر می‌‌رسید که مردم فیلم را در آن موقعیت بیشتر هم دوست داشتند.”

“ما جوانان ۱۹ ساله‌ای را داشتیم که با کوله‌پشتی‌هایی که در آن آبجو گذاشته بودند برای بار چهارم به تماشای این فیلم می‌نشستند و همین طور الکلی‌های ناشناسی که فکر می‌کردند موضوع فیلم در مورد آن‌هاست.”

نقطه اوج “یک دور دیگر” موفقیت سینمای مستقل اروپاست؛ آن هم زمانی که سینماها حدود یک سال است بسته هستند و اقتصاد سینما وضعیت بی‌ثباتی دارد.

Another Round

StudioCanal/Henrik Ohsten
چهار دوست پس از یک شب میگساری به خانه بازمی‌گردند

وینتربرگ از سازمان‌هایی مانند آکادمی اسکار به دلیل ادامه دادن فعالیت‌هایشان تمجید کرد: “آن‌ها برای سینما می‌جنگند و این نیازمند توجه است. هرچند که ممکن است موفقیت آن‌ها به اندازه قبل از محدودیت‌ها نباشد.”

“من تا حالا برنده اسکار نشده‌ام. اگر برنده شوم بسیار اسباب افتخارم است. خیلی به دخترم فکر می‌کنم. این فیلم بخصوص برایم معنای دیگری دارد؛ متفاوت از تمام فیلم‌هایی که تا الان ساخته‌ام. همین حالا هم با دیدن سکانس‌هایی که به یاد دخترم ساختم، حس عجیبی پیدا می‌کنم.”

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

زبان در جاده سیاست؛ ماجرای تغییر خط در ترکیه

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 7, 2021)
خط

Getty Images

در آستانه سده نوِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند.

در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

n

Getty Images

بحث در مورد نارسایی‌های خط عربی، تنها مربوط به زبان فارسی و ایران صد سال اخیر نبوده است. این خط و ضعف‌ و قوت‌هایش در سال‌های آغازین جمهوری ترکیه و پیش‌تر از آن در دوران عثمانی هم، یکی از دغدغه‌های روشنفکران و در عین حال سیاسیون ترکیه هم بوده است.

نزدیک به یک‌صد سال پیش، ترکیه خط خود را از عربی به لاتین تغییر داد و این تغییر به یکی از مهم‌ترین و جنجال‌برانگیزترین اصلاحاتی تبدیل شد که هنوز هم در این کشور موضوع بحث و درگیری است. از یک طرف طرفدارن این تغییر از مدرن شدن جامعه ترکیه و ارتباط بیشتر این کشور با جهان غرب سخن گفته و از سویی دیگر مخالفان آن، به گسست تاریخی به‌وجود آمده در جامعه ترکیه و تبعات ناشی از آن سخن می‌گویند.

نگاهی به تاریخچه و تبعات مثبت و منفی این تغییر، می‌تواند ایرانیان را به درکی از آنچه عملا در فرآیند تغییر خط اتفاق می‌افتد برساند.

داستان تغییر خط ترکی از عربی به لاتین

ترک‌ها در طول تاریخ خود از الفباهای بسیاری مانند اورخون، سیریلیک و یونانی استفاده می‌کردند. پس از استیلای اسلام در منطقه آناتولی برای نزدیک به ۱۰۰۰ سال، زبان ترکی با استفاده از الفبای ترکی عثمانی که مبتنی بر خط عربی بود نوشته می‌شد اما این خط برای نوشتن کلمات ترکی ناکافی و ناقص بود. برای برخی از واج‌های چند حرف و برای برخی دیگر به ویژه واج‌های صدادار، هیچ حرفی وجود نداشت.

از اواسط قرن نوزدهم میلادی و با رواج تلگراف و صنعت چاپ، بحث در مورد الفبای ترکی و مشکلات و ضعف‌های خط عربی برای نگارش زبان ترکی آغاز شد. در این دوره، برخی روشنفکران ترک شروع به بحث در مورد دلایل عقب‌ماندگی عثمانی در برابر غرب پرداختند. یکی از مهمترین مواردی که این روشنفکران روی آن دست گذاشتند، بالا بودن نرخ بی‌سوادی و اصلاحاتی بود که باید در زمینه آموزش انجام می‌پذیرفت. اصلاح الفبای ترکی یکی از این موارد بود. البته بیشتر این بحث‌ها پیرامون اصلاح خطِ موجود و تغییراتی در جهت بهینه کردن آن بود نه تغییر کامل خط..

با فروپاشی امپراطوری عثمانی و تاسیس جمهوری ترکیه در سال ۱۹۲۳ به رهبری مصطفی کمال آتاتورک، که خود تحصیل کرده مدارس نظامی سکولار و غرب‌گرا بود و تصمیم داشت تا با گسستی همه جانبه از میراث عثمانی تاریخی یک‌سره جدید برای ترکیه نوین بسازد، اصلاحات وسیعی در زمینه‌های گوناگون در دستور کار قرار گرفت.

در سال ۱۹۲۸ یکی از تنش‌زاترین این اصلاحات، یعنی تغییر خط ترکی از عربی به لاتین که در ادبیات سیاسی ترکیه به نام “انقلاب حروف” نامیده می‌شود، آغاز شد. الفبای جدید برگرفته از الفبای لاتین و متشکل از ۲۹ حرف بود که هفت‌تای آن‌ها (Ç، Ğ، I، İ، Ö، Ş وÜ) شکل تغییر یافته‌ای از حروف اصلی لاتین بود که متناسب با احتیاجات آوایی زبان ترکی ساخته شده بودند. این “انقلاب” تاثیرات کوتاه و بلند مدت بسیاری چه در عرصه فرهنگ و چه در عرصه سیاست و اجتماع ترکیه برجا گذاشت.

محافظه‌کاران با این استدلال که حذف خط عربی از الفبای ترکی هویت مذهبی ترکیه را از بین برده و باعث جدایی این کشور از جهان اسلام می‌شود مخالف این طرح بودند. عده دیگری از روشنفکران هم به دلایلی دیگر با این طرح و نحوه اجرای آن مخالفت می‌کردند.

علی‌رغم پیشنهادات داده شده برای تغییر الفبا در طول ۳ سال، آتاتورک دستور داد تا این تغییر ۳ ماهه اجرایی شود. معنی این‌کار تغییر نام خیابان‌ها، مغازه‌ها و علایم عمومی، به روز شدن اسناد رسمی و تالیف و چاپ کتاب‌های درسی جدید بود، صرف نظر از این‌که شهروندان می‌توانند آنها را بفهمند یا نه.

همه شهروندان بین شانزده تا چهل سال سن ملزم به آموختن خط جدید شدند و مدارسی به این منظور افتتاح شد. فقط در استانبول نزدیک به دویست هزار زن و مرد در کلاس‌ها ثبت نام کردند.

آتاتورک برای توجیه و ترویج خط جدید با گچ و تخته سیاه قابل حمل به بسیاری از نقاط کشور سفر کرد و خط جدید را تقریباً در هر محیطی مانند مدارس، میدان‌ها و سایر مکان‌های عمومی توضیح داد: “دوستان من، زبان غنی و هماهنگ ما از امروز می‌تواند خود را با حروف جدید ترکی نشان دهد. ما باید خود را از شر این نشانه‌های نامفهوم و بی‌معنی، که قرن‌ها ذهن ما را در زندانی آهنین نگه داشته بود، نجات دهیم. شما باید خط ترکی جدید را به سرعت یاد بگیرید و آن را به دیگر هموطنان، زنان، مردان، باربرها و قایقرانان بیاموزید. این را به عنوان وظیفه‌ای ملی و میهنی در نظر بگیرید … اکنون زمان ریشه‌کن کردن خطاهای گذشته است. ما باید این خطاها را ترمیم کنیم … ملت ما با ذهن و الفبای خود جایگاهش را در جهان متمدن نشان خواهد داد.”

به این صورت مساله تغییر خط نه فقط به اصلاحاتی در زبان نوشتاری که خط جدید را به یکی از خطوط قرمز سکولارهای ترکیه تبدیل کرده و خط عربی ارتجاعی و حروف لاتین مترقی قلمداد شدند.

با تصویب این قانون نوشتن ترکی به خط قبلی ممنوع شد و با تاسیس فرهنگستان زبان ترکی در سال ۱۹۳۲، قوانین جدیدی برای حذف کلمات و اصطلاحات عربی و فارسی، به عنوان بخشی از ساخت “ترکیه جدید” و رسیدن به زبان “ترکی خالص” وضع شد. شهرهایی که نام غیر ترکی داشتند تغییر کردند. کتاب‌هایی که در متن آن‌ها زبان فارسی و یا عربی استفاده شده بود، حتی کتاب‌های دینی ممنوع شدند. استفاده از متون قبلی تنها با قصد امور پژوهشی مجاز اعلام شد و معلمان هم موظف به عدم استفاده از این دو زبان در تدریس شدند و زبان فارسی و عربی هم به عنوان زبان خارجی از برنامه آموزشی مدارس ترکیه حذف شدند.

تغییر خط در ترکیه

Getty Images
آگهی تغییر خط در ترکیه ۱۹۲۸

دست‌آورد‌ها و گرفتاری‌های تغییر خط

هرچند تصمیم تغییر خط از عربی به لاتین و پاک‌سازی زبان، مانند بسیاری دیگر ازتصمیم‌های دولت تازه تاسیس ترکیه، نه برآمده از سطح جامعه و حتی روشنفکران محلی که تصمیمی یک جانبه و بالا به پایین برای متجدد کردن جامعه بود اما این تغییر دستاوردهایی را با خود به همراه داشت.

یکی از مهمترین این دستاوردها، یکسان شدن گفتار و نوشتار ترکی بود. به صورت خاص حروف صداداری که در زبان ترکی موجود و خط عربی حرفی برای ثبت آن‌ها ندارد. پروفسور مینا اورگان استاد دانشگاه و نویسنده در خاطرات خود این تغییر را چنین توصیف می‌کند: “من به خوبی ظهور الفبای لاتین را به یاد می آورم. گرچه من بچه‌ای باهوش طبیعی بودم و دو زبان خارجی یاد گرفته بودم، اما نمی‌توانستم زبان خودم را به درستی بخوانم. حروف عربی برای زبان ترکی نامناسب هستند، وقتی متنی که با حروف عربی نوشته شده است را می‌خوانم، گیج می‌شوم. به عنوان مثال، متداول‌ترین حروف صدادار ترکی u ،ö و ü در بین حروف عربی وجود نداشتند و به جای آنها “و” وجود داشت که آن را می توان به پنج روش مختلف تلفظ کرد.”

همچنین در جامعه‌ای که نرخ باسوادی در آن نزدیک به ۱۰ درصد بود، این تغییر آسان‌تر بود اما از سوی دیگر در طی ۳ ماه بخش بزرگی از این تعداد هم به جمع بی‌سوادان پیوستند. برای مبارزه با این حجم بی‌سوادی در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ میلادی طرح‌های دیگری با نام “خانه‌های مردم” و “انستیتوهای روستایی” شکل گرفتند و نرخ باسوادی در سال ۱۹۳۵ به ۲۰ درصد رسید. امکان چاپ ارزان‌ و راحت‌تر کتاب‌هایی با الفبای جدید (خط عربی به نزدیک به ۴۰۰ قطعه برای حروف‌چینی نیاز داشت) توانست وضعیت سوادآموزی را بهبود بخشد.

اما دلیل اصلی این تغییر خط را نمی‌توان تنها با مزایای خط لاتین به عربی مرتبط دانست. یکی از مهمترین دلایل اصرار آتاتورک به تغییر خط، برنامه او برای گسست از تمام مظاهر قدیم و در عین حال برای فاصله گرفتن جامعه ترکیه از اسلام بود. این خط در عین حال از نظر سیاسی کمک کرد تا ترکیه از شرق و اسلام گسسته و به کشورهای غربی نزدیک‌تر شود. هرچند این تغییر خط و از بین رفتن ارتباط مردم با متون گذشته در عین حال گسستی تاریخی در تاریخ معاصر ترکیه ایجاد کرد که خود موجب جریانی از دل جامعه برای بازگشت به خویشتن شد. بسیاری از حرکت‌های اسلامی و محافظه‌کار در دهه‌های اخیر هم از دل این بازگشت به خویشتن متولد شدند.

اما این رفرم زبانی، باعث تبعیضاتی علیه مخالفان این تغییر و سایر اقلیت‌ها هم شد. به عنوان مثال هنگامی که دارالفنون قدیمی در استانبول مجدداً تاسیس شد، دو سوم کادر آموزشی این دانشگاه اخراج شدند و تنها پیروان اصلاحات کمالیستی و طرفداران خط جدید توانستند موقعیت خود را حفظ کنند. این تازه آغاز بسیاری از پاکسازی‌های دانشگاه‌های ترکیه در سال‌های بعدی بود.

این اصلاحات هدف سیاسی دیگری هم داشت؛ امحای اقلیت‌های ترکیه در ساختار دولت‌/ملت مبتنی بر ترک بودن. در حالی که حروف جدیدی به الفبای لاتین اضافه شدند، سایر حروفی که در زبان‌های دیگر منطقه آناتولی وجود داشتند ممنوع اعلام شدند. حروف Q ،X وW به علت آنچه سازگار نبودن با آوای ترکی خوانده شد جایی در این الفبا پیدا نکردند و در عین حال استفاده از این سه حرف غیرقانونی تلقی و جرم محسوب شده و تنها در صورتی که بخشی از یک کلمه‌ی لاتین بود مجاز تلقی می‌شد.

اما این سه حرف هجاهایی را در زبان کردی نمایندگی می‌کردند. با اجرایی شدن این قانون کسانی که در نامشان این حروف وجود داشت قادر به گرفتن شناسنامه نبودند و کسانی هم به علت استفاده از این سه حرف در نوشته‌هایشان زندانی شدند. حساسیت به این حروف تا حدی بود که استفاده از آنها از سوی دولت ترکیه به مثابه “حمایت از تروریسم” تلقی می‌شد.

این ممنوعیت تا چند سال پیش برقرار بود و در سال ۲۰۰۷ شهردار یکی از شهرهای منطقه کردنشین ترکیه به علت نوشتن تبریک نوروز با حرف W دادگاهی شد. دو سال بعد ۲۰ تن از شهروندان کرد ترکیه به همین جرم جریمه شدند. در نهایت در سال ۲۰۱۳ حروف W، Q و X قانونی شدند.

زبان و خط، دعوایی که هنوز ادامه دارد

مساله خط عربی یا لاتین هنوز هم عرصه مهمی برای درگیری‌های سیاسی در ترکیه است. از یک‌سو طریقت‌های اسلامی تبلیغات زیادی برای بازگشت خط عربی و آموزش زبان عثمانی انجام می‌دهند و از سوی دیگر بخش‌های مدرن‌تر جامعه، این خط را به نوعی نماینده محافظه‌کاری و عقب‌ماندگی در جامعه می‌بینند. بسیاری یکی از دلایل بروز اسلام‌گرایی سیاسی در دهه‌های اخیر در ترکیه را سیاست‌های مدرنیته از بالای آتاتورک و سال‌های اول جمهوری به ویژه تغییر یک‌باره خط مرتبط می‌دانند.

رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان در سال ۲۰۱۴ در مراسم اهدای جایزه هیئت تحقیقات علمی و فناوری ترکیه گفت: “در حالی که ما زبانی بسیار غنی داشتیم که برای تولید علم بسیار مناسب بود، یک شب خوابیدیم و صبح روز بعد زبان‌مان از بین رفته بود. اکنون ما به سطح کشوری رسیده‌ایم که به زبان‌های خارجی علم می‌آموزد و کلمات کنونی زبان ترکی برای فلسفه‌ورزی کفایت نمی‌کند.” البته این اولین و آخرین باری نبود که اردوغان به تغییر خط و زبان ترکی اشاره می‌کرد.

در همین سال “نوزدهمین شورای ملی آموزش” تصویب کرد که ترکی عثمانی باید به عنوان یک واحد درسی اجباری به برنامه آموزشی دبیرستان‌ها افزوده شود. با اعلام این خبر صدای کمالیست‌ها درآمد و این موضوع را گام جدیدی از سوی دولت برای عدول از اصول لائیسیته دانسته و تلاشی برای بازگشت به دوران عثمانی تلقی کردند. هرچند این طرح هنوز هم اجرایی نشده و شهروندان ترکیه هنوز از خواندن متون پیش‌تراز یک‌صد سال پیش خود ناتوان هستند.


قسمت‌های قبلی مجموعه زبان و خط فارسی:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

بازگشت شاهان باستانی مصر در رژه مومیایی‌ها

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: آوریل 4, 2021)

مصری ها نظاره‌گر رژه تاریخی حاکمان کهن این سرزمین در قاهره پایتخت هستند.

در این برنامه پر زرق و برق چند میلیون دلاری ۲۲ مومیایی – ۱۸ شاه و چهار ملکه – از موزه نئوکلاسیک مصر به نمایشگاه جدیدی در فاصله ۵ کیلومتری محل قبلی منتقل می شوند.

این مومیایی ها در میان تدابیر شدید امنیتی که با جایگاه و منزلت سلطنتی آنها همخوانی دارد به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند. این برنامه “رژه طلایی فراعنه” نام دارد.

آنها به ترتیب زمانی سلطنت خود منتقل می شوند؛ از تائو دوم فرمانروای سلسله هفدهم گرفته تا رامسس نهم، که در قرن ۱۲ قبل از میلاد سلطنت می کرد.

مصر یک سال پیش افزایش شدید آمار ابتلا به کووید -۱۹ را تجربه کرد، اما بعدا به دنبال کاهش آمار ابتلا و مرگ، محدودیت های گردهمایی در فضای باز لغو شد.

یکی از جذابیت های اصلی رویداد روز شنبه شاه رامسس دوم، معروف ترین فرعون از دوران پادشاهی جدید، است که برای ۶۷ سال حکمرانی کرد و به خاطر امضای اولین پیمان صلح معروف است.

شاه رامسس دوم در این رژه منتقل شد

Reuters
شاه رامسس دوم در این رژه منتقل شد

یک جاذبه دیگر ملکه حتشِپسوت یا بانوی اشرافی اصیل است. او در زمانی حاکم شد که طبق آداب و رسوم وقت، زنان فرعون نمی شدند.

هر مومیایی سوار بر یک وسیله نقلیه با دکوراسیون خاص منتقل می شود و دور آنها را کاروانی شامل ارابه ها احاطه کرده است.

مومیایی ها برای حفاظت بهتر در جریان این انتقال در جعبه های مخصوص نیتروژن قرار داده شده اند. جاده های مسیر حرکت هم دوباره آسفالت شده تا حرکت آنها روان و بی دست انداز باشد.

این مومیایی ها در سال ۱۸۸۱ و ۱۸۹۸ در دو محفظه در ویرانه تبای (تبس) پایتخت باستانی مصر یا همان الاقصر در مصر علیا کشف شد.

این بقایا در موزه معروف مصر که جهانگردان از اطراف جهان در یک قرن اخیر به دیدن آن را رفته اند قرار گرفت.

مقام های مصری امیدوارند که موزه تازه که در ماه جاری به طور کامل فعال می شود به احیای صنعت گردشگری مصر کمک کند که از درآمدهای مهم کشور است.

مومیایی ها از موزه مصر در میدان تحریر به جایگاه تازه منتل شدند

EPA
مومیایی ها از موزه مصر در میدان تحریر به جایگاه تازه منتل شدند

این صنعت در یک دهه اخیر به دلیل تلاطم سیاسی و در یک سال اخیر به دلیل همه گیری کرونا ضربه خورده است.

نمایشگاه تازه آنها “مومیایی های تالار سلطنتی” خواهد بود که از روز ۱۸ آوریل به روی عموم باز می شود.

این تالار طوری طراحی شده که فضای دره پادشاهان در الاقصر را برای بازدیدکنندگان تداعی می کند.

“موزه کبیر مصر” که مجموعه معروف توتانخامون در آن مستقر می شود قرار است سال آینده افتتاح شود. این موزه به اهرام بزرگ در جیزه قرار دارد.

mummies on theior way across caiuro

Reuters
انتقال با وسایل نقلیه ویژه
مومیایی ها به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند

EPA
مومیایی ها به موزه جدید ملی تمدن مصر منتقل می شوند

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است