Connect with us

بی بی سی فارسی

روز جهانی زنبور عسل؛ صادرات عسل افغانستان راه خود را به امارات و هند باز کرد

منتشر شده

 در

(Last Updated On: ثور ۳۱, ۱۳۹۹)
تولید عسل افغانستان به بیشتر از دو هزار تن رسیده ولی ظرفیت تولید به گفته مسئولین 11 هزار تن عسل است

Getty Images
تولید عسل افغانستان به بیشتر از دو هزار تن رسیده ولی ظرفیت تولید به گفته مسئولین ۱۱ هزار تن عسل است

مجمع عمومی سازمان ملل روز ۳۰ ثور/اردییبهشت را براساس پیشنهاد رسمی کشور اسلوونی به عنوان روزجهانی زنبور عسل نامگذاری کرده است.

هدف از نامگذاری این روز آگاهی‌ بخشی از اهمیت زنبورعسل، حمایت از صنعت زنبورداری، تاثیرات مهم گرده‌افشانی زنبور عسل در توسعه پایدار کشاورزی و تامین غذا است.

در سال‌های اخیر پرورش زنبورهای عسل در افغانستان گسترش یافته و حالا در دشت و کوه‌های سرسبز بسیاری از ولایت‌ها صندوق های زنبور عسل دیده می‌شود.

براساس آمار وزارت کشاورزی / زراعت افغانستان، در این کشور سالانه دو هزار و ۱۰۰ تن عسل تولید می‌شود ولی ظرفیت تولید این کشور ۱۱ هزار تن اعلام شده است.

با توجه به تمام تلاش‌های که در افغانستان انجام شده اکنون بازارهای این کشور مملو از عسل‌های تولید خارج از آمریکا و استرالیا گرفته تا کشورهای همسایه است، اما مقام‌های وزارت زراعت می‌گویند که رشد صنعت زنبورداری و بازاریابی برای تولید داخلی از اولویت‌های این نهاد است.

این روزها اوج گردش زنبورهای عسل در تپه‌ها و دشت‌های ولسوالی‌های امام صاحب، دشت ارچی و مناطق سرسبز اطراف شهر قندوز در شمال شرق افغانستان است.

در سال‌های اخیر پرورش زنبور عسل در برخی ولایت‌ها از جمله قندوز رونق بیشتر یافته است. دهقانان می‌گویند که در کنار تولید محصولات زراعتی، تولید عسل نیز اکنون به شغل پر درآمد تبدیل شده‌است.

اکنون صندوق‌های زنبور عسل را در گوشته و کنار افغانستان می‌توان دید

Getty Images
اکنون صندوق‌های زنبور عسل را در گوشته و کنار افغانستان می‌توان دید

حشمت الله دهقان از دوازده سال به این سو در ولایت قندوز مشغول پرورش زنبور عسل است. او می‌گوید با گذشت هرسال صندوق هایش بیشتر و میزان تولیداتش افزایش یافته است.

او می گوید: “از پنج صندوق زنبور شروع کردم، حالا ۴۰۰ صندوق زنبور دارم. سال گذشته دوتن عسل تولید کردم.”

به گفته او واردات عسل و زنبور از پاکستان بازار داخلی را از رونق انداخته است، عسل تولید شده خریدار ندارد و زنبورهای وارد شده از پاکستان نیز بیمار بودند که باعث بیماری زنبورهای زنبوردارن نیز شد.

او شکایت دارد که واردات بدون رویه عسل باعث کاهش قیمت عسل شده، در سالهای گذشته قیمت یک کیلو عسل ۸۰۰ افغانی( معادل ۱۰ دلار) بود و اکنون به ۴۰۰ افغانی کاهش یافته است.

به گفته تولید کنندگان اکنون عسل گل جمبیلک، درختان عکاسی و بته‌های سیچ، چییر و تاران، به ترتیب بهترین عسل مناطق شمال شرقی افغانستان است که جایگاه خود را در بازار عسل یافته است.

متخصصان تولید عسل می گویند که استفاده از مواد شیمیایی برای حفاظت زنبور و همچنین فراوری عسل اعتبار تولیدات داخلی را زیر سوال برده است.

صفی نظری از متخصصاان فراوری عسل در کابل با اشاره به این موضوع می‌گوید: ” برای رقابت سالم نیاز است که زنبورداران، معیارهای (استاندردهای) بین‌المللی عسل کشی (فراوری) سالم را مراعات کنند. هنگام بسته بندی بهداشت را در نظرداشته باشند. از استفاده اسید اکزالیک، اسید فرمیک و سایر مواد کیمیاوی (شیمایی ( خود داری کنند. این معیار سبب خواهد شد که میزان دی اکسید کربن و انتی شکر صفر شود. دراین صورت ما توانیم که در بازارهای جهان صاحب نام شویم.”

صنعت زنبورداری افغانستان در حال رونق است

Getty Images
صنعت زنبورداری افغانستان در حال رونق است

زنبورداران در ولایات شمال شرقی افغانستان امیدوارند که در سال جاری درآمد شان بیشتر شود.

بر اساس آمارهای رسمی در چند سال گذشته میزان تولید عسل در ولایت‌های تخار و بدخشان در شمال شرق، بلخ در شمال، بامیان در مرکز، هرات در غرب، ننگرهار در شرق و برخی دیگر ولایت‌ها از ۳۰ تا ۷۰ درصد افزایش یافته است.

به گفته مسئولین در سال‌های اخیر بازارهای منطقه از جمله امارات متحده عربی و هند نیز برای نخستین بار شاهد حضور عسل افغانستان بود و به دلیل کیفیت خوبش، مورد استقبال قرار گرفت.

اکبر رستمی، سخنگوی وزارت زراعت افغانستان می‌گوید رشد صنعت زنبورداری و بازاریابی برای عسل افغانستان از اولویت‌های این وزارت است.

او افزود که با افزایش تولیدات داخلی، میزان واردات عسل نیز کاهش یافته است. او افزود: “اگر ما مطمین شویم که تولیدات داخلی نیاز داخلی را تامین می تواند، وزارت زراعت یا صادارات را متوقف و یا هم تعرفه بیشتری بر واردات عسل وضع خواهد کرد.”

آقای رستمی صادرات عسل افغانستان را اندک اعلام کرد ولی گفت که در نمایشگاه‌های بین‌المللی از عسل افغانستان استقبال شده که حالا نیاز به سرمایه گذاری بیشتر در این زمینه است.

اجرای برنامه‌های آموزشی برای زنبورداران، تهیه وسایل مدرن‌ زنبورداری و درآمد خوب از تولید عسل، باعث رونق زنبورداری و تولید عسل در افغانستان شده است.

تاکنون پنج نژاد معروف زنبور عسل در جهان شناسایی شده و پرورش می‌یابند. متخصصان می‌گویند آب و هوای افغانستان برای پرورش دو نسل زنبور عسل مناسب است، زنبورهای ایتالیایی یا طلایی و زنبورهای قفقازی.

آمار وزارت زراعت افغانستان نشان می‌دهد که در حال حاضر نزدیک به یک صد هزار نفر در ۲۰ ولایت افغانستان در صنعت زنبوداری مشغول کارند.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

پیشنهاد ۱۰ میلیون پوندی برای خرید زندان ردینگ؛ حمایت بنکسی از کارزار تبدیل زندان اسکار وایلد به مرکز هنری

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۵, ۱۴۰۰)
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

BBC
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

بنکسی هنرمند گرافیتی بریتانیایی می‌گوید حاضر است میلیون‌ها پوند برای خرید زندان ردینگ، زندانی که زمانی اسکار وایلد را در خود جای داده بود، از طریق حراج شابلون‌هایش جمع‌آوری کند.

این هنرمند خیابانی بریتانیایی می‌گوید حاضر است بهای ۱۰ میلیون پوندی درخواستی برای فروش این زندان را با فروش استنسیل‌ها و شابلون‌هایی بپردازد که از آن‌ها برای کشیدن یک نقاشی روی دیوار این زندان در ماه مارس استفاده کرده بود.

بنکسی اوایل امسال تایید کرد اثری که روی دیوار این زندان کشیده شده کار اوست.

این نقاشی دیواری یک زندانی را نشان می‌دهد که با طناب تهیه شده از چند ملافه در حال پایین آمدن از دیوار است و پایین طناب یک ماشین تحریر بسته شده است. احتمالا این تصویری از اسکار وایلد، نمایشنامه‌نویس و شاعر مشهور ایرلندیست که حدود ۱۳۰ سال پیش چون همجنسگرا بود در این زندان مخوف به دو سال زندان انفرادی محکوم شد.

زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

BBC
زندانی در حال فرار از زندان ردینگ، اثر بنکسی هنرمند بریتانیایی

بنکسی امیدوار است با این پیشنهاد از فروش این زندان به شرکت‌های سازنده املاک مسکونی جلوگیری کند و آن را به یک مرکز هنری تبدیل کند.

این هنرمند مقیم بریستول می‌گوید: “وایلد خدای آمیختن چیزهای متضاد با هم برای خلق جادو بود. ایده تبدیل جایی که او را نابود کرد به پناهنگاهی برای هنر و هنرمندان آن‌قدر معرکه است که ناچاریم عملی‌اش کنیم.”

وزارت دادگستری در واکنش به این پیشنهاد گفته: “موعد دریافت پیشنهاد‌های خرید گذشته است” و این وزارت‌خانه در حال بررسی پیشنهادهایی است که پیش از این دریافت کرده است.

سخنگوی بنکسی به بی‌بی‌سی گفته این پیشنهاد به شرط آن خواهد بود که این زندان به شهرداری ردینگ واگذار و تبدیل به یک مرکز هنری شود.

مت رودا، نماینده پارلمان از شرق ردینگ، می‌گوید امیدوار است دولت این پیشنهاد سخاوتمندانه را قبول کند و با تجدیدنظر در تصمیم خود، برای تبدیل این زندان به مرکزی برای هنرمندان این ناحیه کمک کند.

اسکار وایلد شاعر و نویسنده ایرلندی بعد از افشای رابط همجنس‌گرایانه‌اش با لرد آلفرد داگلاس، از سال ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۷ در این زندان محبوس بود. وایلد در یکی از اشعارش با نام “تصنیف زندان ردینگ” که در همین دوره سروده و با نام ناله‌هایی از زندان ردینگ به فارسی هم ترجمه شده، به انتقاد از شرایط این زندان و زندان‌های دوره ویکتوریا در بریتانیا می‌پردازد.

زندان ردینگ از سال ۲۰۱۳ متروکه بوده است و در سال ۲۰۱۹ وزارت دادگستری تصمیم به فروش آن گرفت.

شماری از بازیگران مشهور از جمله کنت برانا، جودی دنچ، کیت وینسلت و ناتالی دورمر هم از جمله افرادی هستند که از کارزار تبدیل این زندان به یک مرکز هنری حمایت کرده‌اند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

عفو بین‌الملل: خانه‌های امن بسته شده و زنان قربانی خشونت پس از تسلط طالبان رها شده‌اند

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۵, ۱۴۰۰)

عفو بین‌الملل در گزارشی تازه گفته است که ارایه خدمات ضروری به زنان و دختران قربانی خشونت در افغانستان پس از تسلط طالبان از بین رفته است و بسیاری از بازماندگان و همچنین کارکنان خانه‌های امن، وکلا، قضات، مقامات دولتی و سایر افرادی که در خدمات حفاظتی دخیل بودند، اکنون در معرض خطر خشونت و مرگ هستند.

عفو بین‌الملل با بازماندگان و افراد درگیر در خدمات حفاظتی در ولایت‌های بادغیس، بامیان، دایکندی، هرات، کابل، کندز، ننگرهار، پکتیکا، سرپل و تخار مصاحبه کرده است.

عفو بین الملل گفته است پس از روی کارآمدن طالبان، سیستم خدمات حفاظتی قربانیان خشونت از بین رفته است. خانه‌‌های امن بسته شدند و بسیاری از آنها توسط اعضای طالبان غارت و تصرف شده اند.

به گفته این نهاد، در برخی موارد، اعضای طالبان کارکنان آنها را مورد آزار و اذیت یا تهدید قرار دادند.

اما، در ۲۶ و ۲۹ نوامبر، سهیل شاهین، سخنگوی طالبان در صحبت تلفن به عفو بین‌الملل گفته است که “طبق احکام اسلام، جایی برای خشونت علیه زنان و دختران وجود ندارد… زنانی که با خشونت خانگی مواجه‌اند می‌توانند به محاکم ارجاع شوند. محاکم موضوع آنها را خواهد شنید … و به عریضه‌های آنها رسیدگی خواهد شد.”

در ۲۶ مصاحبه تازه، بازماندگان و ارائه دهندگان این گونه خدمات به عفو بین الملل گفتند که طالبان خانه‌های امن را بستند و زندانیان را از زندان آزاد کردند، از جمله بسیاری از محکومان به جرایم خشونت مبتنی بر جنسیت نیز رها شده‌اند.

اگنس کالامار، دبیر کل عفو بین‌الملل گفت: “زنان و دخترانی بازمانده از خشونت مبتنی بر جنسیت اساسا در افغانستان به حال خود رها شده‌اند. شبکه حمایتی آنها و پناهگاه‌های آنها از بین رفته است.”

او افزود: “طالبان درهای زندان را در سرتاسر کشور باز کردند، بدون فکر کردن به خطراتی که مجرمان محکوم علیه زنان و دخترانی که قربانی شده‌اند، و کسانی که برای بازماندگان کار می‌کردند.”

برای محافظت زنان و دختران در برابر خشونت بیشتر، عفو بین الملل از طالبان خواسته که “از بازگشایی سرپناه‌ها و بازگرداندن سایر خدمات حفاظتی برای بازماندگان، احیای وزارت امور زنان، و اطمینان از کار آزادانه و بدون ترس از انتقام دهندگان خدمات حمایت کنند.”

از ۲۶ اکتبر تا ۲۴ نوامبر ۲۰۲۱، عفو بین‌الملل با شش قربانی و ۲۰ نفر مدیران و کارکنان خانه‌های امن، دادستان‌ها، قضات، روان‌شناسان، پزشکان و نمایندگان وزارت پیشین امور زنان به صورت تلفنی مصاحبه‌ کرده است.

علاوه بر آن با ۱۸ فعال محلی، روزنامه‌نگار، نمایندگان سازمان‌های غیردولتی و سازمان ملل متحد و دیگر کارشناسان در مورد خشونت‌های جنسیتی در افغانستان مصاحبه شده است.

عفو بین‌الملل همچنین از جامعه بین‌المللی خواسته است که بودجه فوری و درازمدت برای گونه خدمات حفاظتی فراهم کند، بازماندگان و ارائه‌دهندگان خدمات را که در معرض خطر هستند، تخلیه کند، و از طالبان بخواهد که به وظایف خود در قبال زنان و دختران، به‌ویژه قربانیان و افراد در معرض خطر خشونت مبتنی بر جنسیت پایبند باشند.

فروپاشی سیستم

قبل از تسلط طالبان، بسیاری از زنان و دختران قربانی خشونت به شبکه سراسری “خانه‌های امن” و خدمات، از جمله وکالت حقوقی، درمان و حمایت “روانی اجتماعی” دسترسی داشتند.

این افراد از وزارت امور زنان و کمیسیون حقوق بشر و همچنین از خانه‌های امن، بیمارستان‌ها و پاسگاه‌های پلیس در سراسر کشور ارجاع می‌شدند.

.

Getty Images
کلاس آموزشی در یک خانه امن در کابل پیش از آمدن طالبان

به گفته یوناما، این سیستم “عالی” بود، سالانه به هزاران زن در افغانستان خدمات ارایه می‌کرد و از هر ۱۰ زن، ۹ زن در طول زندگی خود حداقل شکلی خشونت را تجربه می‌کنند.

شایع ترین موارد خشونت مبتنی بر جنسیت شامل ضرب و شتم، تجاوز جنسی، خشونت فیزیکی و جنسی و ازدواج اجباری است. قربانیان اغلب نیاز به درمان فوری داشتند.

یکی از کارکنان این خدمات در ننگرهار گفته است: “[موارد] بسیار شدید بود. ما موردی داشتیم که مردی ناخن‌های انگشتان همسرش را کشیده بود… [یکی] مردی با یک ابزار نجاری پوست همسرش را جدا کرد… زنی بود که با آزار و اذیت‌های فراوان خانواده‌اش مواجه شد. او حتی دیگر نمی توانست از حمام استفاده کند.”

بسیاری از زنان و دختران بازمانده به خانواده‌هایشان بازگردانده شدند، و برخی نیز به زور توسط اعضای خانواده کشیده شدند. برخی نیز در خیابان یا در موقعیت‌های ناپایدار دیگری به سر می‌برند.

زینت (نام مستعار) قبل از اینکه به یک خانه امن پناه ببرد، مرتبا توسط شوهر و برادرش مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفت. با رسیدن طالبان، او و چند زن دیگر از آنجا فرار کردند. آنها اکنون مخفی شده اند.

.

Getty Images
طالبان بر دروازه وزارت امور زنان افغانستان تابلوی وزارت دعوت و ارشاد امر به معروف و نهی از منکر را نصب کرده است.

او گفت: “ما فقط با لباس‌هایی که پوشیده بودیم برآمدیم (از این محل خارج شدیم). ما بخاری نداریم و گرسنه می‌خوابیم… برادرم دشمن من است و شوهرم دشمن من. اگر من و بچه‌هایم را ببینند، ما را می‌کشند… مطمئنم که آنها در جستجوی من هستند چراکه می‌دانند پناهگاه بسته شده است.”

یکی از مدیران پناهگاه که در حال حاضر با برخی از بازماندگان پناهگاه خود مخفی شده است، به عفو بین‌الملل گفت: “ما مکان مناسبی نداریم، نمی‌توانیم بیرون برویم، خیلی می‌ترسیم… لطفا ما را از اینجا بیرون ببرید. اگر نه، پس منتظر کشته شدن ما باشید.”

مجرمان آزاد شدهاند

با پیشروی طالبان، آنها همچنین منظما زندانیان را از زندان‌ها آزاد می‌کردند، که بسیاری از آنها به خاطر جرایم خشونت مبتنی بر جنسیت محکوم شده بودند. شهادت شاهدان و سایر افراد با اطلاعات دست اول و همچنین گزارش‌های معتبر رسانه‌ها نشان می‌دهد که اعضای طالبان مسئول رهایی آنها هستند.

سخنگوی طالبان به عفو بین الملل این موضوع را رد کرد و تاکید کرد و مدعی شد که “دولت قبلی زندان‌ها را باز کرده است.”

زنی که در کار قضایی در زمینه خشونت مبتنی بر جنسیت تخصص دارد، گفت که در محکومیت بیش از ۳۰۰۰ نفر در سال پیش از تسلط طالبان کار کرده است.

او گفت: “هرجا [طالبان] رفتند، زندانیان را آزاد کردند… می‌توانید تصور کنید؟ بیش از ۳۰۰۰ نفر در تمام ولایت‌های افغانستان در یک ماه آزاد شده اند.”

عفو بین‌الملل همچنین گزارش‌های موثقی دریافت کرده است مبنی بر اینکه برخی بازماندگان نیز توسط طالبان به سیستم بازداشت از جمله به زندان پلچرخی در حومه کابل منتقل شده‌اند.

محافظان زنان قربانی حالا خود نیاز به حفاظت دارند

بسیاری از افرادی که در روند خدمات حفاظتی قربانیان کار می‌کنند، می‌گویند اگرچه قبل از تسلط طالبان با خطراتی روبرو بودند، اما اکنون زندگی آنها در خطر بیشتری قرار گرفته است و آنها به عفو بین الملل گفتند که “به شدت” به حفاظت نیاز دارند.

یکی از کارکنان خدمات در بادغیس توضیح داد: “همه این زنانی که در این [سیستم حمایتی] کار می‌کردند – اکنون ما به یک سرپناه نیاز داریم… ما هر روز در اضطراب و ترس زندگی می‌کنیم.”

یکی دیگر از کارکنان خدمات در ننگرهار گفت: “من هر روز از سوی طالبان، داعش، مجرمان و اعضای خانواده… تهدید می‌شوم.”

یکی دیگر از کارکنان در بامیان نیز گفت: “هر روز سه بار از مردانی که از زندان فرار کرده بودند، تماس دریافت می‌کردم. پس از اینکه طالبان نیز با من تماس گرفتند، شماره (مبایلم) را تغییر دادم.”

یک قاضی سابق افغان به عفو بین‌الملل گفت: “به مدت ۲۰ سال، تلاش کردم همه چیز را از ابتدا بسازم – فشار، دویدن از این دفتر به آن دفتر. سعی می‌کردم همه را متقاعد کنم، تا چارچوبی برای محافظت از زنان داشته باشیم… ساختن چیزی از هیچ، شجاعت، فداکاری و انرژی زیادی می‌طلبد – و سپس دوباره به هیچ تبدیل می‌شود.”

او افزود: “دیگر هیچ کجا جای امن نداریم”

برای زنان و دخترانی که از زمان تسلط طالبان با خشونت مواجه شده اند، جایی برای مراجعه وجود ندارد.

یک روانشناس که با بازماندگان خشونت مبتنی بر جنسیت در کابل کار می کرد به عفو بین الملل گفت: “طالبان هیچ رویه‌ای در مورد نحوه برخورد با این موارد ندارد.”

عادله (نام مستعار) در سن هفت سالگی مجبور به ازدواج با یک پیرمرد ۸۰ ساله شد. او گفت: “یک سال با او زندگی کردم و او هر روز کتکم می‌زد و می‌گفت: چرا حامله نمی‌شوی؟”

عادله فرار کرد، و دوباره ازدواج کرد و مرتبا مورد ضرب و شتم و سایر اشکال خشونت و آزار و اذیت شوهر دوم و بستگانش قرار گرفت. هنگامی که او با عفو بین الملل صحبت می‌کرد، اخیرا به یکی از معدود خانه‌ امن که هنوز در افغانستان فعال هستند، منتقل شده بود.

او گفت: “حالا ما خیلی می‌ترسیم… تا کی می‌خواهیم اینجا بمانیم؟ طالبان ساعت ۱۲ صبح، ساعت ۱ بامداد و بارها در طول روز به پناهگاه آمدند. ما به [آنها] گفتیم که اینجا مکان امن برای ماست، اما آنها ما را باور نمی‌کنند.”

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

ناظران می‌گویند: نقاشی مهاجر افغان در ایران با ‘قیر’ برای ترسیم ‘لحظات تاریک هویتی’

منتشر شده

در

(Last Updated On: قوس ۱۶, ۱۴۰۰)
ناظران

BBC

مجموعه “ناظران می‌گویند” بیانگر نظر نویسندگان آن است. بی‌بی‌سی می‌کوشد تا با انتشار مطالبی از طیف‌های گوناگون، چشم‌انداز متنوع و متوازنی از دیدگاه‌ها ارائه دهد.

نویسنده، در این مطلب، آثار عبدالله علوی، هنرمند مهاجر اهل افغانستان با عنوان “مطرود” را نقد و بررسی کرده است.

.

BBC

از پنجم تا پانزدهم آذرماه سال ۱۴۰۰ مجموعه‌ای از آثار عبدالله علوی در ترکیبی از نقاشی‌های محتوا‌گرا با سبک آبسترکت (انتزاعی)، در “گالری بن‌بست” مشهد با عنوان “مطرود” به نمایش در‌آمده ‌است.

در این آثار، تاریکی و تیرگی درهم آمیخته با مدیا‌ی یک‌پارچه و تشابه رنگ و فضا، ذهن انسان بی‌قرار را در زمان پاندومی کرونا می‌بلعد، سرفه‌های زمان را در می‌نوردد و حاصل کار را می‌توان به مثابه تعاملی هدفمند بین دنیای امروز و هنرمند قلمداد کرد. در این ‌میان شاهد جریان متفاوت و مؤثری هستیم که در ترکیب و چیدمان خود، تعمقی بیشتر را در برابر نقش‌ها می‌‌طلبد.

خود هنرمند در معرفی این نمایشگاه نوشته ‌است:

“این مجموعه به مهاجرت و سرنوشت تاریک و محتوم انسان افغانستانی می‌پردازد، به لحظاتی سرگردان که تاریکی بر هویت تسلط پیدا می‌کند. در این مجموعه از “قیر” به‌عنوان مادۀ اصلی در نقاشی‌ها استفاده شده‌است. قیر را ترجیح می‌دهم، زیرا به‌عنوان ردی کوتاه، ریتم تپندۀ خود را زنده می‌کند. پالت رنگی در این‌جا محدود و تیرگی بر آن غالب است که به عنوان یک توده‌ بی‌زمان و خاکی عمل کرده، از قبل وجود داشته و پس از آن نیز باقی خواهد ماند. برای من این تغییر رنگ نشان‌دهنده‌ بیگانگی، پوچی و عدم ماست. حتی با کوچک‌ترین حضور، قیر قدرت رنگ‌های روشن را از حرکت بازمی‌دارد.”

.

BBC

علوی می‌خواهد روایتی از “مطرود” را تصویر کند. مطرود در معنای عام خود مفهومی انتزاعی و ایستا دارد و یادآور “بیگانگی، حاشیه و رانده شدن” است؛ اما در این نمایشگاه تعامل ایستایی تصویر و پویایی رنگ‌ها در نور، تحولی در محتوا به‌وجود آورده‌است. در این مفهوم سویِ دیگرِ “مطرود” به طرفِ “یگانگی، رانده‌شدن و عدم” نیست و خودِ وجود است. سلبیتِ مطرود، شاعرانه‌ و به تجربه‌ای خردمندانه تبدیل گشته‌است.

روایت مطرود، مرا به یاد “ویلیام ترنر” نقاش بریتانیایی مشهور به نقاش نور می‌اندازد، ویلیام ترنر هنگام خرید رنگ‌های نقاشی‌اش، رنگ لاجورد را که از افغانستان می‌آمد، بسیار دوست داشت. در این‌جا سوژه همان اُبژه است، سیاهی با این کشور در هم آمیخته، فصلی جدا ناشدنی از یک تاریخ و ملت، کشوری که دهه‌هاست با تاریکی دست و پنجه نرم می‌کند. گویی دیوهای سیاه نامرئی محاصره‌اش کرده‌اند و همین‌ که از چاه بالا می‌آید به چاهی دیگر گرفتار می‌گردد. از چنگ ارتش سرخ شوروی خلاص نشده به دامان جنگ‌های داخلی می‌افتد، از دست سربازان آمریکایی رها و در قفس تاریک طالبان به اسارت می‌رود، گویی سرنوشتی محتوم برای این سرزمین است.

.

BBC

اصولا تاریکی در نقاشی‌های عبدالله علوی، مظهر ذهنیت ملتی است تک‌نفره، اما در واقع هنرمندی که خود به مثابه یک ملت است، او که در ایران به دنیا آمده و در تمام طول عمر خویش، “دگری” بوده، مثل میلیون‌ها هم‌وطنش هرگز پذیرفته نشده و از تمام جهات رانده شده، بی‌چشم‌داشت از کمترین حق و حقوق شهروندی، این سیاهی و تاریکی، نه تنها توشه‌ وطنش، بلکه هویت تمام مهاجران هم‌تبار عبدالله علوی است که در ایران زندگی می‌کنند. عده‌ای برآنند که دیالکتیک کلمات را به هم بریزند و واژه‌ای بیافرینند بر این هویت، گاهی به نام بی‌هویّتی این نسل از مهاجرین، گاهی چند‌هویّتی و… اما واقعیت همان است که در نمایشگاه مطرود به تصویر کشیده شده‌.

.

BBC

دراماتولوژی نقاشی‌ها با تکنیک “قیر، آکرلیک و رنگ روغن”، معناهای متعددی از هستی، امور بالقوه، منشأ و استعلا را برای مطرود آشکار می‌کند. قیر سرانجام حیوانات، درختان و چه بسا انسان‌های نخستین است که از شکلی به شکلی در‌‌آمده‌اند، قیر ماده‌ای در حال تغییر است در طول زمان، جز سیاهی، صفتی در قیر است که نشان از کرختی آن دارد. مراحل مطرود به “بیگانگی، رانده‌شدن و نیستی” نمی‌انجامد. عناصرِ در حال طرد، محو نمی‌شوند و تا مرحله‌ نیستی پیش نمی‌روند. در این نمایشگاه، طرد شدن حایز بُعد وجودی است و با هستی در حال تعامل است. مطرود توضیح این جمله است که: واقعیت، درونی است و تعریف آن به عهده‌ بیننده است.

هنرمند با به‌وجود آوردن ارتباطی خلاقانه در زبان رسانه‌ای (هنر) خود، توان مفهومی کلیت آثار را ارتقا داده ‌و هر چه ‌دامنه‌ تجربیاتش گسترده‌تر و برای تولید محتوا، مرز کار خود را گسترش می‌دهد، وارد جریان باز تعریف معنای هنر در زمان خود می‌‌شود. مفهوم این نمایشگاه تجربه ‌و امکانی متفاوت از ترکیب قیر، آکرلیک و رنگ روغن را برای ارتباط با مخاطب خود به ارمغان می‌آورد، هنرمند باید به تمام جوانب کار احاطه داشته باشد (اعم از تکنیک، فرم و محتوا) اما در زمان انجام کار، باید همه را فراموش کرد. مطرود تمام جوانب را در نظر گرفته اما به هیچ قاعده‌ای اصرار ندارد. در زمانی که موجودیت بشر با پیشرفت فناوری و علم رقم خورده است، ترکیب هنر با علم و فلسفه می‌تواند یک اثر هنری را به یک مرجع متفاوت برای یک فعالیت اجتماعی بدل کند.

ترکیب مجموعه‌ای از بینش‌ها و هنرها مانند: ادبیات و هنرهای تجسمی به‌طور خلاقانه به دست می‌آید. این ادغام ایده‌ها و اشکال از یک بُعد، و همچنین موجودیتِ هنر معاصر سعی دارد مخاطب را به روشی بدیع و منحصر به ‌فرد درگیر کند. شعر و نقاشی با دو وجهه‌ متفاوت، یکی هنر مفهومی و دیگری هنر تجسمی، اما علوی هر دو را در هم آمیخته، با نقاشی‌هایش شعرهای بسیاری نوشته است.

.

BBC

هنرهای جدید، محتوا را از طریق ارتباط و گفتگو منتقل می‌کنند مثل سینما و…؛ و این، از ویژگی‌های هنرهای سنتی نیز هست. تعامل بین یک اثر هنری و یک بیننده، بین هنرمندان و مخاطبان، بین یک اثر هنری و خالق آن، بین هنرمندان با ژانر‌‌ها و تکنیک‌های مختلف. هر هنر جدیدی را در نهایت جذابیت، می‌توان به‌عنوان چتری که شیوه‌های مختلف هنر معاصر را پوشش می‌دهد، درک کرد. از نقاشی گرفته تا ادبیات و هنرهای دیگر.

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است