Connect with us

بی بی سی فارسی

‘رمان های فراموش ناشده’؛ سفر شب و ظهور حضرت: هومر در تهران

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: سپتامبر 24, 2020)

بی‌بی‌سی فارسی در مجموعه‌ای به معرفی رمان‌هایی می‌پردازد که فقط یکبار در داخل ایران منتشر شدند اما بر فضای ادبیات داستانی ایران تاثیرگذار بودند و گاهی با جنجال های حاشیه ای هم همراه بودند.

بیشتر از این مجموعه بخوانید:

سفر شب

BBC
رمان “سفر شب و ظهور حضرت” که نخستین رمان بهمن شعله‌ور، نویسنده و پزشک ایرانی ساکن آمریکا، برگرفته از زندگی واقعی خود نویسنده است، اما تصویری کلی از فضای جامعه ایران، به ویژه وضعیت جوانان این کشور، در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به دست می‌دهد.

“آن شب در خانه ارژنگ همه می‌دانستیم که فاجعه اتفاق خواهد افتاد. تا هفته پیشش پانزده روز تمام بود که همه روی کتابها افتاده بودیم و خودکشی کرده بودیم. امتحان فارماکولوژی را که هیچ کس از سال پیش امتحان نداده بود و عقب انداخته بودیم و امتحان پزشکی قانونی را با هم امتحان می‌دادیم و اضطرابی را که همه از این دو امتحان داشتند به ما هم سرایت کرده بود…”

رمان “سفر شب و ظهور حضرت” که نخستین رمان بهمن شعله‌ور، نویسنده و پزشک ایرانی ساکن آمریکا، برگرفته از زندگی واقعی خود نویسنده است، اما تصویری کلی از فضای جامعه ایران، به ویژه وضعیت جوانان این کشور، در دهه‌های ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به دست می‌دهد.

تصویری از سرگشتگی جوانان در ایران پیش از انقلاب

این رمان اولینی رمانی نبود که در آن از سال‌های جوانی و آرمان‌های از دست رفته سخن گفته می‌شد، اما جزو اولین آثار در رمان‌نویسی فارسی به شمار می‌رود که در آن “سردرگمی نسل نو” به تصویر کشیده شده است: “نسلی که در پشت سر خاطره تلخ شکستی را داشت و در پیش‌رو هیچ اطمینان خاطری نداشت.”

این رمان در سال ۱۳۴۶ زمانی که نویسنده‌اش ۲۷ ساله بود از سوی نشر خوشه در ایران چاپ شد، اما نگارش آن ده سال قبل آغاز شده بود و در این سال‌ها شعله‌ور در تهران، واشنگتن و آنکارا به سر برده بود. به همین دلیل، برخی معتقدند علت اصلی «”سستگی در ساختمان” این رمان، همین “انقطاع زمانی و مکانی” است.

در این رمان، دیالوگ‌های برگرفته از ادبیات عامه به همراه تک‌گویی‌های یک راوی تحصیل‌کرده در هم آمیخته شده و تضادی زبانی را ایجاد کرده که می‌تواند نمادی از تضاد در جامعه آن زمان ایران باشد.

شعله‌ور پیش از این رمان، در نوزده سالگی، رمان”خشم و هیاهو” از ویلیام فاکنر را ترجمه و منتشر کرده بود. او همچنین “سرزمین هرز” تی.اس. الیوت را به فارسی برگرداند. آشنایی با ادبیات آمریکا موجب شده بود که شعله‌ور از ادبیات این کشور برای نوشتن اولین رمان خود بسیار بهره ببرد.

همچنین برخی از منتقدان، این رمان را متاثر از مکتب ادبی ناتورالیسم دانسته‌اند که بر جنبه‌های توارث، محیط، لحظه و مشاهده زندگی انسان به دور از آرمانگرایی تأکید می‌ورزد.

برخی دیگر نیز به دلیل بهره‌گیری نویسنده از تکنیک‌های مختلف داستانی، این رمان را تجربه‌ای “پست مدرن” خوانده‌اند.

رمان “سفر شب و ظهور حضرت” در همان سال‌های انتشارش با استقبال نویسندگان ایران مواجه شد. جلال آل‌احمد، در مجله آرش درباره این کتاب نوشت: “نسل جوانتر از سرخوردگی‌های خودش در ‘سفر شب’ انتقام گرفته است.”

بعدها، پس از انقلاب، با وجود این که این کتاب به صورت قانونی در ایران منتشر نشد، اما در دهه هشتاد بار دیگر به این رمان در مطبوعات ایران توجه شد.

یونس تراکمه، نویسنده، درباره این رمان نوشت: “در فصل پایانی کتاب، آن فصل بسیار درخشان و ماندگار، شعله‌ور اجرای دیگری از اولیس جویس ارائه می‌دهد.”

حسین مرتضاییان آبکنار، نویسنده، نیز گفت: “زمانیکه این کتاب چاپ شده بود، شاید من به دنیا نیامده بودم و شاید هم یکساله بودم. الان می‌گردم پیدایش می‌کنم و کپی می‌گیرم و به بچه‌های کارگاهم می‌دهم.”

داستان سفر شب و ظهور حضرت چیست؟

رمان “سفر شب …” در نگاه اول درباره زندگی جوانی به نام هومر است که اسم او بسیار نمادین انتخاب شده. در کنار او، زندگی شخصیت‌های دیگر هم در فصول مختلف و جداگانه به صورت داستانک‌هایی روایت می‌شود.

هومر، دانشجوی پزشکی است، اما می‌خواهد نمایشنامه‌نویس بزرگی شود و در سالن تئاتری که کار می‌کند آرزوی ایفای نقش هملت را دارد.

داستان در دوازده فصل روایت می‌شود. فصولی که گاه ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند اما در واقع حلقه ارتباط میان آنها، نمایش زندگی نسل جوان در نیمه دوم دهه سی و چهل ایران و پوچی حاکم بر فضای آن زمان است. در بخش‌های مختلف این رمان و در زندگی شخصیت‌های آن، تاثیر مستقیم و حتی غیرمستقیم کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دلمردگی روشنفکران و جوانان را می‌توان مشاهده کرد.

رمان “سفر شب” با قطعاتی از سه شعر از نیما یوشیج، فروغ فرخزاد و پل الوار درباره شب آغاز می‌شود و فصل نخست رمان نیز از ابتدای یک شب تا سحر می‌گذرد. چند جوان به نام‌های شاه‌پسر، کاووس، سوری و هومر ساعاتی را در کافه‌ها به میگساری می‌گذرانند و در آخر رهسپار محله مشهور”قلعه” می‌شوند:

“زن خپله وارفته گفت: آقا بیا جیتون بگیر.

مرد گفت: چی؟ من ژتون بگیرم؟ منو تموم خونه‌های قلعه می‌شناسن. من همیشه ژتون رو بعد می‌گیرم.”

شعله‌ور در همان ابتدای رمان، تصویری از زندگی شبانه تهران در آن سال‌ها ارائه می‌کند و دیالوگ‌هایی که خلق کرده، سرشار است از متلک‌ها و تکیه کلام‌هایی که زبان مردم کوچه و بازار، از جمله جوانان آن زمان را تشکیل می‌داد.

در میان آنان هرچند هومر آمده که فقط لبی تر کند و خودش را برای نوشتن شبانه آماده کند. او که شکسپیر می‌خواند و ترجمه می‌کند و به ایفای نقش هملت می‌پردازد، خود نیز در فکر نوشتن نمایشنامه‌ای تاریخی است. اما تا پایان شب، با بقیه می‌ماند:

“شاه پسر بطری را برداشت و گیلاس‌ها را پر کرد. وقتی خواست گیلاس هومر را پر کند، هومر گفت: من دیگه نخورم، هان؟

شاه پسر گفت: چرا؟

شنگولم. اون پرده‌ای که می‌خوام جلوی چشمم کشیده شده.

سوری گفت: باز مادسّگ نویسنده بازیش گل کرد.”

اما وضعیت این چند جوان در همین فصل ابتدایی و کافه‌گردی و مستی آنها بیش از آنکه نشانی از سرخوشی آنها داشته باشد از دلمردگی آنها حکایت می‌کند. همچنان که در پیاده‌روی‌های آن شب، یکی از آنها بخش‌هایی از شعر “زمستان” مهدی اخوان ثالث را می‌خواند؛ شعری که در سال ۱۳۳۴ سروده شده و ارجاع به سردی جامعه در روزها و سال‌های پس از کودتا دارد:

کاووس ایستاد و سیگار آتش زد. بعد شاه پسر دست هومر را کشید جلو برد و شروع کرد به شعر خواندن:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است

کسی سرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را…

و هومر دنبالش را گرفت:

مسیحای جوانمرد من!

ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناجوانمردانه سرد است… آی

در فصل‌های بعدی رمان “سفر شب”، به ترتیب زندگی هومر و پدرش روایت می‌شود. اینکه آقای پولادین، پدر هومر بعد از خواندن کتاب‌های بسیار و آشنایی با فلسفه و ادبیات و تاریخ و حقوق، زندگی را به کسب مال و تجدید فراش می‌گذراند: “به زودی شعرا هم رسالت خود را برای آقای پولادین از دست دادند و او به این نتیجه رسید که همه شعرا و نویسندگان آدم‌های احمقی هستند.”

با وجود نقد برنده‌ای که علیه آقای پولادین می‌شود و مثلا انگیزه‌های رفتارهای انسانی در او زیر سوال می‌رود، اما سرگردانی هومر نیز تا حدودی شبیه پدرش است. او هم که از این زندگی بیزار است، به جای حاضرشدن سر کلاس‌های دانشکده پزشکی، به کافه‌های پاتوق هنرمندان می‌رود و تلاش می‌کند در آن فضا، نمایشنامه‌اش را بنویسد.

تصویری از طبقات مختلف، از روشنفکران تا لات‌ها

“آن شب خواب به چشم هیچ‌یک از بچه‌های شمران نرفت.”

همچنین شعله‌ور از این فضا و فرصت، بهره می‌برد تا توصیف و در واقع نقد خود از فضای روشنفکری آن زمان ایران را ارائه کند، هرچند گاهی با اشاره‌هایی به برخی روشنفکران آن زمان ایران، برخی از آنان را “نکبت‌زده و معتاد” معرفی می‌کند.

در ادامه هومر که مثل بهمن شعله‌ور، هم پزشک است و هم علاقمند ادبیات و فلسفه هم می‌خواند و شب‌ها شکسپیر می‌خواند، نه تنها نمی‌تواند نمایشنامه‌اش را بنویسد بلکه در سالن تئاتر هم ناگزیر به ایفای نقش امیرارسلان می‌شود و آرزوی بازی در نقش هملت را به فراموشی می‌سپارد.

او در فصلی از کتاب، مقابل آینه می‌ایستد و با خود حرف می‌زند: “آینه هم مثل مردم ظاهربین است. این همه خبرها شده و حالا جلو آینه می‌ایستی و خودت را نگاه می‌کنی و انگار نه انگار اعینهو سابق سرو مرو گنده. ظاهرمان مردم را می‌کشد و باطنمان خودمان را.”

مدتی بعد بازیگری را هم رها می‌کند و هم پیاله لات‌های شمیران می‌شود. این ارتباط هم با فصلی که مربوط به دار زدن “اکبر شیراز” از گنده لات‌های تهران در میدان تجریش است، پایان می‌یابد.

در این فصل نویسنده با مرور کوتاه زندگی اکبر شیراز و روایت آرزوهای او، بار دیگر به ثمر نرسیدن آرزوهای آن نسل را یادآوری می‌کند. نسلی که روشنفکران و تحصیلکردگان و حتی لات‌های آن سرخورده می‌شوند و آرزوهای‌شان را به گور می‌برند: “اکبر شیراز حکم اعدامش را خیلی با خونسردی پذیرفته بود. حتی به هومر گفته بود که زیاد برای عوض کردن حکم تقلا نکند. تنها نگرانیش برای خواهرش بود. از هومر و حسین قول گرفته بود که با پولی که برایش مانده بود برای خواهرش یک جهیزیه خوب تهیه کنند.”

هومر بعد از آن و با خودکشی همکلاسی‌اش ارژنک که به ترک تحصیل دو دوست دیگرش می‌انجامد، خود نیز درس را رها می‌کند و به آمریکا می‌رود: “وقتی از سر خاک برگشتیم دیگر می‌دانستیم چکار خواهیم کرد. طلسم شکسته شده بود و دیگر بقیه کارها راحت بود. ارژنگ راه برگشتی برای هیچ کداممان باقی نگذاشته بود. روز بعد فرخ خودش را به عنوان یک سرباز ساده به نظام وظیفه معرفی کرد و به پیاده نظام رفت. پرویز و ایرج پیانو و زمین را به مشتری‌هایی که پایش ایستاده بودند فروختند و به اداره گذرنامه رفتند. وقتی من پی گذرنامه رفتم حتی خیال آن که تئاتر بخوانم هم نداشتم. فقط می‌خواستم گورم را گم کنم و از آن خراب شده بیرون بروم. می‌خواستم یک نفس آزاد و عمیق بکشم. شاید برای آن که من حتی از آن ادم‌ها نیستم که خودشان را می‌کشند.”

فصل پایانی و پایان منجی

فصل پایانی رمان نیز که پر است از عبارات خارجی نقل شده از آثار مختلف است که با بقیه رمان چندان همخوانی ندارد، اما با ارجاع‌های مختلف به متون مقدس از جمله قرآن، مفهوم “منجی” را زیر سوال می‌برد:

س: جناب استاد بفرمایید فلسفه مصلوب شدن و رستاخیز مجدد جنابعالی چه بود.

ج: مصلوب شدن بنده بیشتر یک نوع نمایش تبلیغاتی بود که تحت فشار تهیه‌کننده و کارگردان صورت گرفت. اما رستاخیز مجدد من بیشتر بخواهش تماشاچیانی بود که از داستان‌های هپی اند خوششان می‌آید.

نویسنده در این فصل در پی این پرسش است که “خب حالا چه کار کنیم؟” اما باز هم به سیاهی شب می‌رسد: “…سه دسته ملت. خارج رفته‌ها، خارج نرفته‌ها و اونایی که می‌خوان خارج برن. خب حالا چه کار کنیم؟ همیشه چه کار کنیم؟ نقش مکداف رو بازی کنیم یا با ابلیس قراری ببندیم؟ دنیا رو نگهدار من می‌خواهم پیاده شم. یک جهش بزرگ در تاریکی. چون عیسی مسیح دوباره ظهور کرده و این بار در ملکوت آسمان در کنار پدر تاجدارش بر تخت نشسته و شب هنوز هم گوئی ادامه همان شب بیهوده است…”

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

بزرگداشت هفتصدضمین سالگرد تولد کمال خجندی در تاجیکستان

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: اکتبر 17, 2020)
کمال خجندی

BBC

در تاجیکستان از هفتصدمین سالگرد تولد کمال‌الدین مسعود خجندی، معروف به شیخ کمال و کمال خجندی، از عارفان و شاعران پارسی‌گوی قرن هشتم هجری تجلیل ‌کردند.

کمال خجندی که در تبریز ایران مدفون است، زاده شهر خجند تاجیکستان است. خجند شهری قدیمی در کنار رود سیحون یا همان سیردریا و یکی از مراکز علمی و فرهنگی در تاریخ و ادبیات فارسی بوده است.

ماه دسامبر سال ۲۰۱۴ گروهی از فرهنگیان تاجیک به رهبری عبدالرحمان قادری، استاندار وقت سغد به ایران سفر کرده و مشتی از خاک تربت این شاعر و عارف را از تبریز به خجند آورده و در آرامگاه نمادینش، در باغ کمال خجندی گذاشته بودند.

به گفته دست‌اندرکاران جشن ۷۰۰ سالگی کمال خجندی، یک روز پیش مهمانان این جشن در پای مجسمه شیخ کمال گل گذاشتند، آرامگاه نمادین اورا زیارت کردند و از موزه شاعر بازدید به عمل آوردند.

کمال خجندی

BBC

به افتخار بزرگداشت ۷۰۰ مین سالگرد تولد کمال خجندی امروز (جمعه، ۱۶ اکتبر) در “کاخ رودکی”، در شهر خجند تحت عنوان “جایگاه کمال خجندی در ادبیات و فرهنگ شرق” همایشی بین‌المللی برگزار شد.

به نوشته رسانه‌های دولتی تاجیکستان، در این همایش امامعلی رحمان، رئیس جمهوری این کشور شرکت و سخنرانی کرده است.

آقای رحمان از کمال خجندی به عنوان “چهره تابناک شرق، شاعر آزاداندیش و متفکر برجسته تاجیک” نام برده است.

سال ۱۹۹۶ در تاجیکستان ۶۷۵-سالگی کمال خجندی را جشن گرفته بودند. بسیاری آن جشن را انگیزه‌ای برای آموزش و تحقیق کاملتر میراث کمال خجندی در تاجیکستان می‌دانند.

به گفته مسئولان فرهنگستان علوم تاجیکستان، طی این سالها پژوهشگران تاجیک نسخه‌های دستنویس دیوان کمال را از کتابخانه‌های بزرگ دنیا جمع آوردند.

دیوان اشعار کمال چندین بار به نشر رسیده، پیرامون زندگی و آثار او رساله و مقاله‌های زیادی تألیف شده است.

دو سال پیش حکومت تاجیکستان به یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد بزرگداشت ۷۰۰-مین سالگرد تولد کمال خجندی را پیشنهاد داده بود.

کمال خجندی

BBC

امامعلی رحمان در سخنرانی‌اش در همایش امروز “جایگاه کمال خجندی در ادبیات و فرهنگ شرق” گفته که “این تشکیلات بانفوذ سال گذشته پیشنهاد ما را در خصوص برگزاری جشن ۷۰۰-سالگی ‌خواجه ‌ کمال جانبداری کرد. باعث افتخار است که این سنه فرخنده را در برابر ما جامعه علمی و فرهنگی بسیاری از کشورهای عالم تجلیل می‌کنند.”

آقای رحمان از همه محققانی که در سراسر جهان شخصیت و آثار این شاعر برجسته تاجیک را مورد تحقیق قرار داده و مقاله و رساله‌هایی نوشته‌اند، اظهار سپاس کرده است.

بعد از سخنرانی رئیس جمهوری تاجیکستان، پیام تصویری خانم اُدره آزولِه ، مدیرکل یونسکو و سالم بن محمد المالک، مدیر کل آیسسکو (سازمان جهانی اسلامی برای آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ) را به افتخار بزرگداشت ۷۰۰-سالگی کمال خجندی و اهمیت ارج‌‌گذاری به چنین چهره‌های تاریخی نمایش دادند.

کمال خجندی

BBC

بعد از ظهر امروز همایش “جایگاه کمال خجندی در ادبیات و فرهنگ شرق” در دو بخش در دانشگاه دولتی خجند ادامه‌ داشته است. بخش اول به محیط علمی و ادبی زمان کمال خجندی و بخش دوم به نقش کمال خجندی در رشد ادبیات تاجیک اختصاص داشته است.

در همایش پژوهشگران در موضوع‌های “استقلال و زمینه‌های تصحیح بنیادی اشعار کمال خجندی”، “مکتب ادبی کمال خجندی”، “مهارت کمال خجندی در بیان مطلب”، “کمال خجندی و ادبیات ازبک”، “جایگاه کمال خجندی در برنامه و کتاب‌های درسی”، “مقام شاعری کمال خجندی در پژوهش اعلی‌خوان افصح‌زاد”، “ملاحظه‌های استاد عینی در باره کمال خجندی”، “نفوذ شعر کمال خجندی در ادبیات تاتار” و “‌اندیشه ملی و افکار وطن‌دوستی در اشعار کمال خجندی” سخنرانی کردند.

به افتخار جشن ۷۰۰-مین سالگرد کمال خجندی دانشگاه دولتی خجند سه کتاب نو منتشر کرده‌ است.

کمال خجندی

BBC

کتاب نخست با عنوان “یادکرد کمال خجندی” مطالبی را از پژوهشگران و محققان تاجیک و خارجی در باره روزگار و آثار کمال خجندی در بر گرفته است.

کتاب دوم به زبان روسی بوده و از پژوهش‌های انجام شده در روسیه در باره کمال خجندی و ترجمه آثار او در این کشور حکایت می‌کند. این کتاب را مطلوبه میرزایونوس و سبحان اعظم‌زاد، ادیبان تاجیک تهیه کرده‌اند.

کتاب دیگر “تحفه جان” نام داشته، زیر نظر شاعر مردمی تاجیکستان فرزانه خجندی به طبع رسیده است.

در این کتاب ۴۰ غزل کمال خجندی از جانب محققان بدرالدین مقصودف، روشن همراه، سعیدعمران سعیدف، تاجیبای سلطان و بهرام رحمت‌زاد شرح و تفسیر شده است.

پنج سال پیش در روزهای جشن نوروز در مرکز شهر خجند باغ کمال خجندی افتتاح شده بود. این باغ بخشی از مجموعه تاریخی و فرهنگی “قلعه خجند” است. مهمترین بخش‌های این باغ، آرامگاه نمادین کمال خجندی و تندیس برنزی و هفت متری اوست که آن را دوران رحمتف، مجسمه ساز تاجیک ساخته است.

همچنین سال ۲۰۱۵ حکومت تاجیکستان مؤسسه دولتی “مرکز علمی کمال خجندی”- را تأسیس کرده بود.

کمال خجندی

BBC

طی پنج سال فعالیت این مرکز بهترین نسخه‌های خطی دیوان شاعر جمع‌آوری و بر اساس این نسخه‌ها دیوان کمال خجندی از چاپ برآمد.

کمال نصر‌الله، شاعر مردمی تاجیکستان پس از مطالعه “دیوان کمال خجندی” در باره ویژگی‌های مقام شاعری کمال خجندی نوشته که “او در زمان بروز بلند شعر کلاسیکان ما- از رودکی تا مولوی و خصوصاً سعدی و حافظ توانست زبان، هنر، سبک، اسلوب و سیمای خاص ایجادی خود را بیافریند، در آن زمانی که اکثر شاعران دیواندار خیلی به همدیگر شباهت دارند. کمال خجندی یک شاعر هنرمند و ایجادکاری است که به شعر کلاسیکی ما با نفس‌های تازه خود نوگانیهای درخشانی وارد نموده، سطح هنری شعر را با ویژگی‌های خاص بالا برداشته است. این است که اعتراف کمال در کنار بزرگترین شاعران کلاسیک ما عدالت تاریخی و ادبی است که نمی‌توان انکار کرد.”

کمال خجندی

BBC

به گفته محققان هرچند قسمت اصلی میراث کمال خجندی تا کنون گردآوری شده و به دست خوانندگان آثارش رسیده است، اما نیاز به گردآوری، پژوهش و تحقیق و نشر آثار شاعر همچنان وجود داشته است.

مقامات تاجیک یکی از هدف‌های اساسی بزرگداشت چهره‌های معروف ادب و فرهنگ را به اذهان عمومی رسانیدن افکار سازنده و ‌اندیشه‌های تربیتگرانه آنها می‌دانند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

‘خنده در تاریکی’ در آپارات

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: اکتبر 16, 2020)

این هفته در آپارات فیلم ‘خنده در تاریکی’ ساخته مژگان خالقی به نمایش در‌می‌آید. پس از آن آپارات با سرور رجایی، بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون و فرید اسماعیل‌پور، پژوهش‌گر فیلم و مستندساز گفتگو خواهد کرد.

درباره فیلم

اصفهان مهد خیلی از هنرها است. اصفهانی‌ها به یک خصیصه دیگر هم شهره‌اند: نکته‌سنجی و شیرین سخنی. شاید همین ویژگی باعث شده که روزگاری نمایش و نمایش‌گری در این شهر رونق بگیرد. اصفهان پیشینه تئاتری و نمایشی درازی دارد که در عین غنی بودن، داستانی شبیه سرنوشت تئاتر در خیلی جاهای دیگر ایران را دارد. با این تفاوت که اصفهان هنرمندانی چون نصرت‌اله وحدت، رضا ارحام صدر و جهانگیر فروهر را هم پرورش داده است. چهره‌هایی به‌نام در عرصه بازیگری و فیلم‌سازی که پس از انقلاب هرکدام سرنوشتی متفاوت پیدا کردند. این هفته با فیلم خنده در تاریکی ساخته مژگان خالقی نگاهی می‌اندازیم به تاریخ تئاتر اصفهان.

ویژگی فیلم

خنده در تاریکی ساخته مژگان خالقی یک مستند پژوهشی، دقیق و جذاب و شسته‌‌رُفته درباره تئاتر اصفهان است. یکی از ویژگی‌های این فیلم پژوهش تاریخی و تصویری آن است که در کنار فیلم‌برداری از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ به طول انجامیده است. در این فیلم به فراز و فرودهای تئاتر اصفهان از سال ۱۲۶۷ هم‌زمان با ورود ارامنه به ایران تا زمان حال می‌پردازد. در این فیلم بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینمای ایران و مورخین و مطلعین این هنر از جمله نصرت‌الله وحدت، علی رفیعی، کیومرث پوراحمد، پرویز ممنون، هوشنگ حریرچیان و ژاله رجایی، بهرام بیضایی و دیگران حضور دارند. یکی از راویان گفتار متن پرویز پورحسینی، بازیگر شناخته شده تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران است. فیلم از تدوین، ریتم مناسبی برخوردار است.

درباره کارگردان

مژگان خالقی، بازیگر، مدرس و کارگردان تاتر متولد ۱۳۶۴ در اصفهان و دانش‌آموخته تئاتر دانشکده سینما تئاتر و دانشجوی دکتری مطالعات تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای تهران است. او فعالیت هنری خود را از کودکی آغاز کرده و در طی این سالها علاوه بر بازیگری و کارگردانی تئاتر و فیلم موفق به کسب جوایزی در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی در این زمینه‌ها شده است. از فیلم‌های دیگر او می‌توان به فیلم آخرین نوار آقای جعفر شکوفاو عصب سوختهو مستند فالش خانوادگیاشاره کرد.

درباره کارشناسان برنامه

سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. او ابتدا در دهه سی شمسی به همراه پدر و دو خواهرش با بازی در تئاتر فعالیت هنری خود را شروع کرد و سپس با بازی در فیلم مردی در قفس در سال ۱۳۴۴ ساخته نصرت‌الله وحدت پا به عرصه سینما گذاشت. او در کارنامه هنری خود هجده فیلم سینمایی قبل و بعد از انقلاب دارد. او در سریال‌های تلویزیونی هم به ایفای نقش پرداخته که بازی او در سریال خانه قمر خانم یکی از به‌یادماندنی‌ترین آنها است. او هم‌اکنون در انگلستان اقامت دارد. از دیگر کارهای سینمایی او می‌توان به این فیلم‌ها اشاره کرد:

از بلور خون (۱۳۷۱)، آخرین پرواز (۱۳۶۸)، مرگ پلنگ (۱۳۶۸)، نقص فنی (۱۳۵۵)، شوهر کرایه‌ای (۱۳۵۳)، خوشگذران (۱۳۵۲)، عیالوار (۱۳۵۲)، کی دسته گل به آب داده؟ (۱۳۵۲)، ناخدا (۱۳۵۲)، طغرل (۱۳۵۱)، یک اصفهانی در نیویورک (۱۳۵۱)، مردی در قفس (۱۳۴۴)

سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون

BBC
سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون

فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز، پژوهش‌گر و دانشجوی مقطع دکترای سینما در دانشگاه سوربن فرانسه است. فعالیت سینمایی خود را در نوجوانی با تحصیل در دوره‌های آموزش فیلم‌سازی انجمن سینمای جوانان ایران و ساخت فیلم‌های کوتاه تجربی آغاز کرد. پس از آن او کوشید تا با ساخت سه فیلم مستند درباره موسیقی فولکلور خراسان و یک فیلم درباره شیخ احمد جامی، صوفی و شاعر قرن ششم (مجموعه فرهنگ فولکلوریک خراسان)، سهم خود را در حفظ و انتقال این فرهنگ ایفا کند. وی تاکنون هشت فیلم مستند و چهار فیلم کوتاه داستانی و تجربی در کارنامه خود دارد. بعضی از فیلمهای او عبارتند از: ‘نوایی ‘، ‘ژنده پیل ‘، ‘نیمکت سنگی ‘، ‘آوریل بی‌رحم‌ترین ماه‌هاست ‘ و ‘نامه ایرانی ‘. اسماعیل‌پور در کنار فیلم‌سازی به عنوان نویسنده و مترجم با نشریه‌های سینمایی همکاری می‌کند و به تازگی کتاب ‘پیدایش سینمای مولف ایران، ابراهیم گلستان ‘ از وی به زبان فرانسه در پاریس منتشر شده است.

فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز و پژوهش‌گر سینما

BBC
فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز و پژوهش‌گر سینما

گفتگوی آپارات – فیلم خنده در تاریکی

گفتگوی آپارات با سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون و فرید اسماعیل‌پور پژوهش‌گر سینما و مستندساز درباره فیلم ‘خنده در تاریکی’ ساخته مژگان خالقی را اینجا ببینید.

زمان پخش برنامه آپارات به وقت ایران :

جمعه ساعت ۲۱:۳۰ ایران

شنبه ساعت ۱۱ ایران

یکشنبه ساعت ۲۴ ایران

سه‌شنبه ساعت۱۵:۳۰ایران

چهارشنبه ساعت ۲۴ ایران

جمعه بعد ساعت ۲:۳۰ بامداد

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.

آرشیو صفحه‌های آپارات

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در کانال بی‌بی‌سی فارسی در یو‌تیوب نیز قابل مشاهده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/bbcpersiantv

می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

دیزنی هشداری تازه درباره محتوای نژاد پرستانه برخی از تولیداتش ارائه کرد

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: اکتبر 16, 2020)
کمپانی دیزنی

Getty Images
گربه های سیامی در انیمیشن “بانو و ولگرد” کلیشه های ضد آسیایی را تداوم بخشیدند

کمپانی فیلمسازی دیزنی با هدف تاکید بیشتر در مورد محتوای نژاد پرستانه برخی از تولیداتش، پیام تازه‌ای را در ابتدای این فیلم‌ها قرار داده است.

زمانی که قصد تماشای فیلم‌هایی نظیر دامبو، پیترپن و یا کتاب جنگل را دارید، در ابتدا هشداری درباره محتوای آنها ظاهر می‌شود.

در این هشدار گفته شده: “این برنامه شامل تصاویری منفی و یا بدرفتاری با مردم و یا فرهنگ هاست.”

“این کلیشه‌ها در آن زمان اشتباه بودند و اکنون هم اشتباه هستند.”

کمپانی دیزنی گفته: “ما می‌خواهیم تاثیر مضر محتوای آن را بپذیریم، از آن یاد بگیریم و برای ایجاد آینده‌ای فراگیرتر گفتگو کنیم.”

از جمله فیلم های دیگر تولیدی دیزنی که هشدار درباره محتوای آن داده شده انیمیشن “گربه‌های اشرافی ” است که گربه‌ای با “صورت زرد” را نشان می‌دهد که در حال نواختن پیانو با چوب هایی است که به جای قاشق و چنگال با آن غذا می‌خورند (چاپ استیک).

“پیترپن” هم فیلم دیگر دیزنی حاوی پیام هشدار است. فیلمی که در آن بومیان آمریکا توسط شروری نژاد پرست “پوست سرخ” نامیده می‌شوند.

“بانو و ولگرد” تولید سال ۱۹۵۵ دیزنی هم که دارای چندین مورد نژادپرستی و کلیشه های فرهنگی است، همین پیام هشدار را دارد.

حذف فیلم بربادرفته از پخش آنلاین به دلیل ‘محتوای نژادپرستانه’

شهردار بریستول، مجسمه تاجر برده را ‘توهین’ به مردم شهر دانست

اعتراض‌های آمریکا؛ ‘بزرگترین’ ناآرامی نژادی نیم قرن اخیر

کمپانی دیزنی اولین بار در نوامبر گذشته (۲۰۱۹) هشداری را درباره محتوای نژاد پرستانه به برخی از تولیداتش اضافه کرد که این پیام البته کوتاه‌تر بود.

در این پیام گفته شده بود که این فیلم براساس آن چه که در واقعیت بوده، خلق شده و ممکن است شامل تصاویر فرهنگی منسوخ شده‌ای باشد.

برخی از فیلم‌های تولید این کمپانی از جمله “ترانه جنوب” به دلیل محتوای کاملا نژاد پرستانه در دیزنی پلاس در دسترس نیستند.

کمپانی فیلمسازی برادران وارنر هم مدت‌هاست که در برخی از تولیدات انیمیشن خود هشدارهایی درباره “تعصبات قومی و نژادی” داده است.

در پیام هشدار این کمپانی آمده: “در حالی که این انیمیشن‌ها نمایانگر جامعه امروز نیستند، اما همانگونه که در ابتدا خلق شده‌اند، ارائه می‌شوند. چرا که در غیراین صورت ادعا می‌شود که این تعصبات هرگز وجود نداشته است.”

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

Trending