Connect with us

بی بی سی فارسی

‘خنده در تاریکی’ در آپارات

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: اکتبر 16, 2020)

این هفته در آپارات فیلم ‘خنده در تاریکی’ ساخته مژگان خالقی به نمایش در‌می‌آید. پس از آن آپارات با سرور رجایی، بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون و فرید اسماعیل‌پور، پژوهش‌گر فیلم و مستندساز گفتگو خواهد کرد.

درباره فیلم

اصفهان مهد خیلی از هنرها است. اصفهانی‌ها به یک خصیصه دیگر هم شهره‌اند: نکته‌سنجی و شیرین سخنی. شاید همین ویژگی باعث شده که روزگاری نمایش و نمایش‌گری در این شهر رونق بگیرد. اصفهان پیشینه تئاتری و نمایشی درازی دارد که در عین غنی بودن، داستانی شبیه سرنوشت تئاتر در خیلی جاهای دیگر ایران را دارد. با این تفاوت که اصفهان هنرمندانی چون نصرت‌اله وحدت، رضا ارحام صدر و جهانگیر فروهر را هم پرورش داده است. چهره‌هایی به‌نام در عرصه بازیگری و فیلم‌سازی که پس از انقلاب هرکدام سرنوشتی متفاوت پیدا کردند. این هفته با فیلم خنده در تاریکی ساخته مژگان خالقی نگاهی می‌اندازیم به تاریخ تئاتر اصفهان.

ویژگی فیلم

خنده در تاریکی ساخته مژگان خالقی یک مستند پژوهشی، دقیق و جذاب و شسته‌‌رُفته درباره تئاتر اصفهان است. یکی از ویژگی‌های این فیلم پژوهش تاریخی و تصویری آن است که در کنار فیلم‌برداری از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ به طول انجامیده است. در این فیلم به فراز و فرودهای تئاتر اصفهان از سال ۱۲۶۷ هم‌زمان با ورود ارامنه به ایران تا زمان حال می‌پردازد. در این فیلم بسیاری از هنرمندان تئاتر و سینمای ایران و مورخین و مطلعین این هنر از جمله نصرت‌الله وحدت، علی رفیعی، کیومرث پوراحمد، پرویز ممنون، هوشنگ حریرچیان و ژاله رجایی، بهرام بیضایی و دیگران حضور دارند. یکی از راویان گفتار متن پرویز پورحسینی، بازیگر شناخته شده تئاتر، تلویزیون و سینمای ایران است. فیلم از تدوین، ریتم مناسبی برخوردار است.

درباره کارگردان

مژگان خالقی، بازیگر، مدرس و کارگردان تاتر متولد ۱۳۶۴ در اصفهان و دانش‌آموخته تئاتر دانشکده سینما تئاتر و دانشجوی دکتری مطالعات تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای تهران است. او فعالیت هنری خود را از کودکی آغاز کرده و در طی این سالها علاوه بر بازیگری و کارگردانی تئاتر و فیلم موفق به کسب جوایزی در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی در این زمینه‌ها شده است. از فیلم‌های دیگر او می‌توان به فیلم آخرین نوار آقای جعفر شکوفاو عصب سوختهو مستند فالش خانوادگیاشاره کرد.

درباره کارشناسان برنامه

سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. او ابتدا در دهه سی شمسی به همراه پدر و دو خواهرش با بازی در تئاتر فعالیت هنری خود را شروع کرد و سپس با بازی در فیلم مردی در قفس در سال ۱۳۴۴ ساخته نصرت‌الله وحدت پا به عرصه سینما گذاشت. او در کارنامه هنری خود هجده فیلم سینمایی قبل و بعد از انقلاب دارد. او در سریال‌های تلویزیونی هم به ایفای نقش پرداخته که بازی او در سریال خانه قمر خانم یکی از به‌یادماندنی‌ترین آنها است. او هم‌اکنون در انگلستان اقامت دارد. از دیگر کارهای سینمایی او می‌توان به این فیلم‌ها اشاره کرد:

از بلور خون (۱۳۷۱)، آخرین پرواز (۱۳۶۸)، مرگ پلنگ (۱۳۶۸)، نقص فنی (۱۳۵۵)، شوهر کرایه‌ای (۱۳۵۳)، خوشگذران (۱۳۵۲)، عیالوار (۱۳۵۲)، کی دسته گل به آب داده؟ (۱۳۵۲)، ناخدا (۱۳۵۲)، طغرل (۱۳۵۱)، یک اصفهانی در نیویورک (۱۳۵۱)، مردی در قفس (۱۳۴۴)

سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون

BBC
سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون

فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز، پژوهش‌گر و دانشجوی مقطع دکترای سینما در دانشگاه سوربن فرانسه است. فعالیت سینمایی خود را در نوجوانی با تحصیل در دوره‌های آموزش فیلم‌سازی انجمن سینمای جوانان ایران و ساخت فیلم‌های کوتاه تجربی آغاز کرد. پس از آن او کوشید تا با ساخت سه فیلم مستند درباره موسیقی فولکلور خراسان و یک فیلم درباره شیخ احمد جامی، صوفی و شاعر قرن ششم (مجموعه فرهنگ فولکلوریک خراسان)، سهم خود را در حفظ و انتقال این فرهنگ ایفا کند. وی تاکنون هشت فیلم مستند و چهار فیلم کوتاه داستانی و تجربی در کارنامه خود دارد. بعضی از فیلمهای او عبارتند از: ‘نوایی ‘، ‘ژنده پیل ‘، ‘نیمکت سنگی ‘، ‘آوریل بی‌رحم‌ترین ماه‌هاست ‘ و ‘نامه ایرانی ‘. اسماعیل‌پور در کنار فیلم‌سازی به عنوان نویسنده و مترجم با نشریه‌های سینمایی همکاری می‌کند و به تازگی کتاب ‘پیدایش سینمای مولف ایران، ابراهیم گلستان ‘ از وی به زبان فرانسه در پاریس منتشر شده است.

فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز و پژوهش‌گر سینما

BBC
فرید اسماعیل‌پور فیلم‌ساز و پژوهش‌گر سینما

گفتگوی آپارات – فیلم خنده در تاریکی

گفتگوی آپارات با سرور رجایی بازیگر پیش‌کسوت تئاتر، سینما و تلویزیون و فرید اسماعیل‌پور پژوهش‌گر سینما و مستندساز درباره فیلم ‘خنده در تاریکی’ ساخته مژگان خالقی را اینجا ببینید.

زمان پخش برنامه آپارات به وقت ایران :

جمعه ساعت ۲۱:۳۰ ایران

شنبه ساعت ۱۱ ایران

یکشنبه ساعت ۲۴ ایران

سه‌شنبه ساعت۱۵:۳۰ایران

چهارشنبه ساعت ۲۴ ایران

جمعه بعد ساعت ۲:۳۰ بامداد

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.

آرشیو صفحه‌های آپارات

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در کانال بی‌بی‌سی فارسی در یو‌تیوب نیز قابل مشاهده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/bbcpersiantv

می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

یادی از ‘کامبوزیا پرتوی’ در آپارات

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: نوامبر 27, 2020)

این هفته در آپارات به یاد کامبوزیا پرتوی فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان فقید سینمای ایران، فیلم ‘دایره’ ساخته جعفر پناهی به‌نمایش در‌می‌آید.

درباره فیلم

‘دایره’ فیلمی افشاگرانه درباره وضعیت بخشی از زنان در جامعه ایران است. فیلم متشکل از چند داستان خطی است و حکایت دوره‌ای از زندگی دختران و زنان ایرانی است که در یک جامعه مردسالار و بسته زندگی می‌کنند. فیلم از یک زایشگاه در تهران شروع می‌شود که خبر تولد دختری در آن اعلام می‌شود. خبری که برای خانواده‌اش خوش‌آیند نیست. داستان با روایت چند دختر رها شده از حبس دنبال می‌شود که به دنبال برگشت به خانه‌شان هستند، جایی که کسی با لبخند به استقبال آنها نمی‌آید. داستان با روایت زن دیگری که تازه از زندان گریخته و قصد دارد که به کمک هم‌سلولی سابقش جنین چند ماهه‌اش را سقط کند، ادامه پیدا می‌کند و در آخر به حکایت زنی که دخترش را از سر استیصال بر سر راه می گذارد و دستگیر می‌شود ختم می‌شود.

ویژگی فیلم

تسلط فیلم‌ساز بر ابزار سینما، ساختار منسجم و هندسی فیلم، در کنار تمرکز بر مشکلات زنان در ایران،’دایره’ را تبدیل به یکی از آثار درخشان سینمایی ایران در این سال‌ها کرده است. فیلم در سال ۲۰۰۰ جایزه شیر طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز را از آن خود کرد و در جشنواره‌های بسیار دیگری هم در سطح جهانی درخشیده ولی تا به حال در ایران به نمایش عمومی در نیامده است.

درباره فیلم‌نامه‌نویس

کامبوزیا پرتوی فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان سینما متولد ۱۳۳۴ در رستم‌آباد گیلان است. او در ابتدای دهه شصت تحصیل در رشته سینما در دانشکده هنرهای دراماتیک را رها می‌کند و با ساخت فیلم‌های مستند و داستانی برای تلویزیون ایران کار فیلم‌سازی را شروع می‌کند. وی در سال ۱۳۶۶ جایزه بزرگ جشنواره جیفونی را برای فیلم ماهی از آن خود می‌کند. او علاوه بر کارگردانی یکی از حرفه‌ای ترین فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران بود. او بیش از بیست فیلم‌نامه بلند سینمایی نوشت که بعضی از آنها را خود کارگردانی کرد. از آن جمله‌اند : کامیون(۱۳۹۶)، فراری(۱۳۹۵)، پرده ( ۱۳۹۱) کافه‌ترانزیت ( ۱۳۸۳)

آقای پرتوی در چهارم آذرماه ۱۳۹۹ در بیمارستان دی تهران به علت عوارض ناشی از ویروس کرونا درگذشت.

درباره کارگردان

جعفر پناهی متولد ۱۳۳۹ در میانه و دانش‌آموخته رشته تولید فیلم از دانشکده صدا و سیمای تهران است. وی با ساخت چند فیلم کوتاه در مراکز تلویزیونی ایران در دهه شصت کارش را شروع کرد و سپس پس از دستیاری در یکی از فیلم‌های عباس کیارستمی، اولین فیلم بلندش ‘بادکنک سفید’ را با فیلم‌نامه‌ای از عباس کیارستمی به روی پرده برد که برای او جایزه دوربین طلایی جشنواره فیلم کن در سال ۱۹۹۵ را به ارمغان آورد. دو سال بعد از آن او فیلم ‘آینه’ را ساخت که موفق به دریافت یوزپلنگ طلایی در جشنواره لوکارنو شد. این دو فیلم که قهرمانان اصلی آن کودکان خردسال هستند، تنها فیلم‌های بلند اوست که موفق به دریافت پروانه نمایش در ایران شدند. او سپس در سال ۲۰۰۰ بر اساس فیلمنامه‌ای از کامبوزیا پرتوی فیلم ‘دایره’ را کارگردانی کرد که مضمونی اجتماعی دارد و چرخشی در کارهای بلند او محسوب می‌شود. وی با این فیلم برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد و سه سال بعد با بهره‌گیری از گروهی از بازیگران غیر‌حرفه ای و فیلم نامه‌ای از عباس کیارستمی فیلم ‘طلای سرخ’ را جلوی دوربین برد و توانست با این فیلم در پنجاه و ششمین دوره جشنواره فیلم کن برنده جایزه ویژه هیأت داوران در بخش بهترین فیلم و در سی و نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو جایزه بهترین فیلم را به خود اختصاص دهد. جعفر پناهی در ادامه فیلم ‘آفساید’ را به پایان برد که به موضوع ممنوعیت ورود دختران به استادیوم‌های فوتبال ایران می‌پردازد. این فیلم به‌رغم این که هم چون فیلم‌های دیگر این فیلم‌ساز در ایران به نمایش عمومی در نیامد ولی پناهی با این فیلم هم توانست موفقیت‌های فیلم‌های قبلی‌اش را در جشنواره‌های خارج از ایران تکرار کند و خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کند. در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، جعفر پناهی دو بار دستگیر شد. او از سوی دستگاه قضایی ایران به اتهام «اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۶ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از فیلم‌سازی به همراه محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد. “این یک فیلم نیست” ؛ “پرده” ، “تاکسی” و “سه‌رخ” فیلم‌هایی‌اند که جعفر پناهی در سال‌های بعد از محکومیت خود ساخته است و غالب آنها برنده جوایز بزرگی از فستیوال‌های بین‌المللی شده‌اند. فیلم “سه‌رخ” او هم که تازه‌ترین کارش است، به عنوان یکی ازفیلم‌های بخش مسابقه سال ۲۰۱۸ جشنواره بین‌المللی فیلم کن پذیرفته شده است.

گفتگوی آپارات – یادی از کامبوزیا پرتوی با نمایش فیلم ‘دایره’

گفتگوی آپارات پیرامون فیلم ‘دایره’ ساخته جعفر پناهی و نویسنده فیلم‌نامه آن، کامبوزیا پرتوی فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان فقید سینمای ایران که به تازه‌گی بر اثر بیماری کوید نوزده درگذشت، با حضور محمدعلی طالبی، کارگردان، فرید اسماعیل‌پور پژوهش‌گر سینما و علی امینی منتقد هنری و نویسنده سینمایی را اینجا ببینید.

برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

زمان پخش برنامه آپارات به وقت ایران :

جمعه ساعت ۰۹:۰۰ شب

شنبه ساعت ۱۱ صبح

یکشنبه ساعت ۱۲ شب

سه‌شنبه ساعت ۳ بعدازظهر

چهارشنبه ساعت ۱۲ شب

جمعه بعد ساعت ۰۲:۰۰ بامداد

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.

آرشیو صفحه‌های آپارات

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در کانال بی‌بی‌سی فارسی در یو‌تیوب نیز قابل مشاهده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/bbcpersiantv

می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

کامبوزیا پرتوی، فیلمساز ایرانی در اثر کرونا درگذشت

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: نوامبر 24, 2020)
کامبوزیا پرتوی

Getty Images
کامبوزیا پرتوی در جشنواره فیلم برلین؛ جایزه بهترین فیلمنامه به فیلم پرده، ساخته جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی داده شد؛ دولت ایران به رغم درخواست مسئولان جشنواره اجازه خروج از ایران را به جعفر پناهی نداد.کامبوزیا پرتوی به جای او جایزه را گرفت.

کامبوزیا پرتوی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی به دلیل ابتلا به بیماری کرونا در ۶۵ سالگی در بیمارستانی در تهران درگذشت.

بامداد سه‌شنبه ۴ آذر، همسر آقای پرتوی با تایید خبر درگذشت او، گفت که آقای پرتوی برای عمل جراحی قلب به بیمارستان مراجعه کرده بود اما به بیماری کووید۱۹ مبتلا شد و در اثر این بیماری درگذشت.

کسری پرتویی فرزند کامبوزیا پرتویی به خبرگزاری ایرنا گفت که به دلیل شرایط شیوع کرونا مراسمی برگزار نخواهد شد و پیکر پدرش در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده می‌شود.

کامبوزیا پرتوی، در سال ۱۳۳۴ در رشت متولد شد. ورود او به دنیای فیلم‌سازی با ساخت فیلم‌های کوتاه در سینمای آزاد دماوند بود و اولین فیلم بلند داستانی خود را با نام عینک برای شبکه دوم تلویزیون ایران ساخت.

فیلم ماهی اولین ساخته سینمایی او بود. او برای ساخت فیلم ماهی جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم جیفونی ایتالیا و جایزه یونیسف از جشنواره فیلم برلین و جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم آدلاید استرالیا را به دست آورد.

اما در سال ۶۷ فیلم موزیکال گلنار، بود که مردم را در آن دوران پس از جنگ به سینماها کشاند.

گلنار را می‌توان یکی از موفق‌ترین و محبوب‌ترین فیلم‌های موزیکال ویژه کودکان و نوجوانان پس از انقلاب محسوب کرد. این فیلم تلفیقی از بازیگر زنده و عروسک بود و فروش بسیار خوبی داشت و همچنان برای بسیاری خاطره انگیز است.

آقای پرتوی داستان این فیلم را بر اساس یک افسانه روسی و با حال و هوای شمال ایران، زادگاهش ساخت.

آقای پرتوی آثار دیگری چون بازی بزرگان و کافه ترانزیت را کارگردانی کرد و فیلمنامه‌های من ترانه ۱۵ سال دارم و فراری را نوشت.

همراه با مجید مجیدی و حمید امجد، فیلمنامه فیلم “محمد رسول‌الله” پرخرج ترین اثر سینمای ایران را نوشت.

فیلم “کامیون”، آخرین ساخته او هنوز به نمایش عمومی در نیامده است.

https://www.youtube.com/watch?v=WIiLyR7dzGk

هفت سال پیش فیلم پرده، ساخته مشترک آقای پرتوی با جعفر پناهی در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و خرس نقره ای بهترین فیلمنامه برای این فیلم به جعفر پناهی اعطا شد. کامبوزیا پرتوی که در جشنواره حاضر بود، به جای آقای پناهی این جایزه را دریافت کرد.

دولت ایران به آقای پناهی اجازه خروج از ایران و شرکت در این جشنواره را نداده بود.

نمایش این فیلم در جشنواره برلین با اعتراضاتی در ایران رو به رو شد و در بازگشت از این سفر ، گذرنامه آقای پرتوی و مریم مقدم بازیگر این فیلم در فرودگاه امام خمینی تهران توقیف شد.

او طی سال‌های گذشته چهار جایزه سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر در ایران را دریافت کرده است.

آقای پرتوی، یکی از سینماگران محبوب ایرانی بود و خبر مرگ او موجی از تاثر در شبکه های اجتماعی فارسی زبان ایجاد کرد.

https://www.instagram.com/p/CH-YRs6J_n4/?igshid=1bo6papc4yj2s

منیژه حکمت، فیلمساز ایرانی در توییتی نوشت: “نمى دانم ، نمى دانم ، از فهم من دیگر خارج است ، هر روز تسلیت ، هر روز عکس عزیزى را استورى گذاشتن ، هر روز تنهاتر شدن ، غمها و نگرانى‌هایمان دیگر انتها ندارد ، دو خط موازى غم و ندانم کارى چرا هیچوقت همدیگر را قطع نمى کنند.”

در ماه‌های اخیر تعدادی از هنرمندان هم در ایران در اثر ابتلا به بیماری کووید۱۹ جان باختند.

مرداد ماه امسال خسرو سینایی، کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینمای ایران، هم به دلیل ابتلا به ویروس کرونا در ۷۹ سالگی در بیمارستانی در تهران درگذشت.

خبرهای بیشتر را در کانال تلگرام بی‌‌بی‌سی فارسی دنبال کنید

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

چرا زنان نویسنده با نام‌های مستعار مردانه می‌نویسند؟

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: نوامبر 22, 2020)
زنان نویسنده

Getty Images

از جرج الیوت و برونته‌ها تا جی‌کی رولینگ، نویسندگان زن ترجیح داده‌اند اثر خود را با نام مستعار مردانه منتشر کنند. وقت آن رسیده که بدانیم چرا.

نام مستعار چیست؟ انتشاراتی بیلیز در حرکتی با عنوان «نام او را پس بگیر»، ۲۵ اثر مهم از نویسندگان زن را با نام حقیقی آنان منتشر کرد. این انتشاراتی، هدف خود از این کار را اعطای اعتبار به لیاقت زنان نویسنده دانست. ایده‌ای که انتشاراتی بیلیز داشت،قشنگ بود. هرکاری که سبب جلب توجه بیشتر تاریخ به سوی زنان نویسنده شود، مهم است. اما پروژه «نام او را پس بگیر»، به سرعت اعتراضاتی را در شبکه های اجتماعی برانگیخت. معترضان معتقد بودند این پروژه فمینیستی درواقع حق انتخاب زنانی را که قرار بود از آن‌ها تجلیل کند از بین می‌برد.

نام مستعار پدیده پیچیده‌ای است. در همان حال که ممکن است به منظور دور زدن انتظارات جنسیتی به کار رود، می‌تواند سبب گمنامی، برساختن چهره‌ای عمومی، اشاره به گرایش جنسیتی متفاوت و همسویی یا اجتناب از قضاوت بر مبنای جنسیت و نژاد باشد.

زنان نویسنده

Getty Images
این واقعیت که خواهران برونته هم آثارشان را با نام مردانه منتشر می‌کردند، ممکن است شاهد این مدعا تلقی شود که نویسندگان زن برای نیل به موفقیت، این راه را انتخاب می‌کنند

کمپین «نام او را پس بگیر» به‌ دلیل اشتباهات فراوان و انتخاب‌های عجیب و غریب، نتوانست در نهایت موثر باشد. مثلا در بیوگرافی مارتین دلانی نوشتهٔ فرانسیس رولین ویپر، عکس فردریک داگلاس به کار رفته بود. انتساب یک داستان به ادیث ماد ایتون نویسندهٔ چینی‌- انگلیسی محل انتقاد بود، چون قطعی نیست که داستان را او نوشته باشد. ان.کی. جمیسین، برای تفکیک میان آثار دانشگاهی و داستانی خود از حروف اول اسمش استفاده می‌کند در حالی که این موضوع ربطی به جنسیت او ندارد. از او خواسته شد داستانی را رایگان اهدا کند، چون نپرداختن پول به زن‌ها به معنای مطلق فمیسنیم جا افتاده است. با آن‌که هدف کمپین« نام او را پس بگیر» احیای نام مولفان زن بود، نتوانستند کار را درست به سرانجام برسانند: نام کاترین بردلی شاعر، غلط املایی داشت.

پشت تمام ماجراهایی که با فعالیت کمپین « نام او را پس بگیر» به وجود آمد، در نهایت این افسانه نهفته بود که در طول تاریخ زنانی که برای انتشار کتابشان تلاش کرده‌اند، مجبور شده‌اند برای دیده شدن، کتاب را با نام مردانه منتشر کنند و حالا با انتشار آثارشان با نامی حقیقی گویی به شکوهی می رسند که ناشی از استعداد خود آنان است.

در زمان‌های مختلف و جغرافیای متفاوت، نژاد و طبقات اجتماعی، و گوناگونی جنسیتی، همواره بستر نبرد زنان برای شنیده شدن بوده است. مشهورترین زن نویسنده عصر حاضر، جی‌کی رولینگ، برای این که خوانندگان پسر را به خواندن هری پاتر تشویق کند نام مستعاری عاری از جنسیت برگزید و برای آثار بعدی‌اش نام مردانه رابرت گالبریث را به عنوان نام مستعار انتخاب کرد. هرچند دلیل جی‌کی رولینگ برای انتخاب این نام مستعار، فقط گریز از جنسیت‌زدگی نبود. او دوست داشت گمنام باشد و هویتی جدید، او را ناشناس باقی می‌گذارد. تقریبا همیشه همین طور بوده است. دور از ذهن به نظر می‌رسد که زنی صرفا به دلایل جنسیتی حاضر به تغییر نام خود باشد. دامن زدن به چنین نظریه‌ای سبب تثبیت این باور می‌شود که نویسندگانی چون جرج الیوت و خواهران برونته با تظاهر به مرد بودن نائل به موفقیت شده‌اند.

در این میان تقصیر سیستم آموزشی را نباید ندیده گرفت. روایت سنتی مردانه از زمان رواج رمان در قرن هجدهم، بر نام مردان تمرکز داشته است. سم هرست، دانشیار دانشگاه، معتقد است تعداد زیادی زنان مهم نویسنده در عرصه رمان وجود داشته‌اند. با بازتولید این نظریه که زنان نمی‌توانسته اند کتابی منتشر کنند بی آن که نام مستعار مردانه‌ای بر آن بگذارند، در واقع وجود زنان مهم رمان‌نویس را انکار می‌کنیم. در عین حال دیدگاه مردسالارانه‌ای که زنان را به چنین اجباری کشانده است، تقویت می‌شود.

زنان در قرن هجدهم و نوزدهم، یا با نام مستعار یا به نام‌های مردانه یا به نام خود کتاب منتشر می‌کردند. انتشار کتاب به نام واقعی زنان، امتیازی برای فروش محسوب می‌شد تا حدی که حتی نویسندگان مرد از نام مستعار زنانه برای انتشار کتابشان استفاده می کردند. بنابر تحقیقات جیمز ری‌ون یک سوم رمان‌هایی که در سال ۱۷۸۵ منتشر شدند، عبارت «به قلم بانو…» بر خود دارند و معلوم نیست چه درصدی از نویسندگان آن کتاب‌ها، مرد بوده‌اند. در آن زمان اگر نام زنی بر کتابی بود، می‌توانست تلویحا به این معنا باشد که موضوع کتاب مناسب خوانندگان زن است در ضمن زنان خریداران عمده رمان بودند.

نادیده گرفتن موفقیت‌های زنان در آن دوره، به بحث ژانر گره خورده است. در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم رمان گوتیک بسیار طرفدار داشت و مورد علاقه زنان بود. زنان نویسنده صنعت نشر را در دست داشتند. آن رادکلیف با کتاب اسرار آدولفو پیشتاز بود و کتابش چندین بار تجدید چاپ شده بود.او یکی از زنانی بود که از این راه پول درمی‌آورد. مری رابینسون، کلارا ریو، شارلوت داکر، الیزا پارسونز، شارلوت اسمیت، و البته مری شلی در همین فهرست جای داشتند.

نقش جنسیت‌زدگی این‌جا آشکار می‌شود. نوشتن رمان‌، فارغ از این که نویسنده‌اش مرد باشد یا زن، اغلب کاری پیش پا افتاده تلقی می‌شد. به خصوص رمان گوتیک که زیاده از حد نزد زنان محبوب بود. همبستگی ژانر گوتیک با زنان، نه تنها سبب نادیده گرفتن این ژانر شد، که خود به نوعی محصول نادیده گرفته شدن بود. یکی از دلایلی که در تاریخ رمان همواره مردان مرکز توجه بوده‌اند، همین نادیده گرفته شدن سبک گوتیک بوده است.

از دهه ۱۹۷۰ دانشگاهیان و انتشاراتی‌ها تلاش فراوانی برای نگاهی دوباره به زنان نویسنده همچون الیزا هیوود و فرانسیس برنی و مارگارت اولیفانت به خرج داده‌اند. به همین دلیل، پافشاری بر این موضوع که زنان آثارشان را با امضای خود منتشر نمی‌کرده‌اند چندان مفید به نظر نمی‌رسد. حالا هرست معتقد است نویسندگان زنی بوده‌اند که با پرهیز از انتخاب نام مستعار مردانه سعی در فاصله گرفتن از رمان‌های عوام گرایانه داشته‌اند.

جرج الیوت برای بسیاری، مثالی از زنان نویسنده‌ای است که با نام مردانه کار می‌کردند تا جدی گرفته شوند. اما رزماری بودنهایمر استاد کالج بوستون و نویسنده زندگینامه جرج الیوت می‌گوید او به دلیل روابط عاشقانه خود مشتاق ناشناخته ماندن بود. در سال ۱۸۵۴، جرج الیوت همراه با جرج هنری لیوس که خود در رابطه با زنی دیگر بود، به آلمان رفت. الیوت نام مستعار مردانه برای خود برگزید چون نمی‌خواست رسوایی جنسی‌اش به عنوان زنی «فاسد» که «خودش را در زندگی زنی دیگر انداخته است» ، قضاوت بر آثارش را تحت تاثیر قرار دهد. بودنهایمر دلایل دیگری را هم برمی‌شمارد: الیوت گمان می‌کرد به اندازه کافی خوب نمی‌نویسد و انتخاب نام مستعار، در حکم نقابی برای حفظ آبرو بود. اضافه بر این که به این کار عادت داشت. او سال‌ها به عنوان روزنامه‌نگار، با نام مستعار درنشریات قلم زده بود.

باید دانست که مانند نویسندگانی که هویت حقیقی‌شان در کمپین «نام او را پس بگیر» عیان شد، هویت واقعی الیوت نیز پنهان نمانده بود. نخستین رمان او «آدام بید»، آن چنان توفانی به پا کرده بود که الیوت ناچار شد برای مقابله با ادعای کسانی که رمان را از آن خود معرفی کرده بودند، خودی نشان دهد. پس چرا پس از آن هم همچنان به نام جرج الیوت می‌نوشت؟ چون نام جرج الیوت دیگر تبدیل به «نشان تجاری» شده بود. نیز نشانی از اعتماد به نفسی که او در مقام نویسنده در خود سراغ داشت.

زنان نویسنده

Getty Images
جرج الیوت نام مستعاری برای خود برگزیده بود تا آثارش فقط از حیث ادبی قضاوت شوند و نه به عنوان زنی که به زندگی زنی دیگر وارد شده بود

علاوه بر تمامی این‌ها، الیوت چه نامی می‌توانست برای خود برگزیند؟ نام زنان بنا بر سنت با هربار ازدواج تغییر می‌کرد و الیوت ابتدا مری آنه اونز نام داشت. در سال ۱۸۳۷ نامش به ماری آن اونز تغییر کرد. سپس از سال ۱۸۵۱ ماریان اونز، از سال ۱۸۵۴ ماریان اونز لیوس و از سال ۱۸۸۰مری آن کراس نامیده می‌شد. بودنهایمر می‌گوید هرکدام از این تغییر نام‌ها، گویای اتفاقی در زندگی الیوت هستند. تغییر نام برای او اهمیتی نمادین داشت.

بدین معنی بازنشر رمان «میدل مارچ» که در سال ۱۸۷۱ نوشته شده بود و نام «مری آن اوانز» را بر خود داشت گویای پیوند رمان با دوران جوانی الیوت است. دورانی که او دختری منزوی بود که فکرش را هم نمی‌کرد روزی بخواهد نویسنده شود.

خلق هویتی جدید

برای گروهی دیگر از نویسندگان ممکن است انتخاب نام مستعار الزاما به دلیل میل آنان به بازگشت به گذشته‌شان نباشد. گاهی انتخاب نام مستعار مردانه ممکن است در ارتباط با هویتی کوییر باشد. برای مثال ورنون لی، نویسنده داستان‌های ارواح که هنگام تولد ویولت پاگت نامگذاری شده بود، زن هم‌جنس‌گرایی بود که با نویسندگانی چون ماری‌اف رابینسون، کلمانتینا تامسون، و ایمی لوی ارتباطات عاشقانه داشت.

ورنون لی در سال ۱۸۷۵ نوشت: انتخاب نام مستعار این مزیت را دارد که جنسیت نویسنده معلوم نمی‌شود.

در زمانی که جنسیت افراد در اذهان عمومی به عنوان امری معین و غیر قابل تغییر جا افتاده بود، نامشخص ماندن هویت جنسیتی برای ورنون لی اهمیت داشت. بر خلاف کسانی که نام مستعار را به جهت پنهان کردن هویت جنسیتی انتخاب می‌کردند، برای ورنون لی این کار در حکم برساختن هویتی خودخواسته بود. به نظر آنا وادیلو محقق ادبیات ویکتوریایی در دانشگاه بیرک‌بک ، همه می‌دانستند که ورنون لی زن است، گرچه اغلب تصور می‌شد که او عقلی مردانه دارد. عاشقانش او را نه ویولت، بلکه ورنون صدا می‌کردند. خطاب کردن او به نام ویولت پاگت، نامی که در بدو تولد بر او نهاده شده بود، در واقع به معنای نادیده گرفتن هویت کوییر اوست. انتخاب نام ورنون لی رفتاری خلاقانه بود که سبب گره خوردن نام او به عنوان نویسنده با هویت کوییر شد.

در این حکایت، ورنون لی تنها نیست. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نویسندگان کوییر دیگری هم داریم که با انتخاب نام مستعار هویت جنسیتی خود را نشان داده اند. رادکلیف هال، ژرژ ساند، ویتا ساکویل وست و کولت از آن جمله‌اند.

نویسندگان همجنس‌گرا

Getty Images
نویسندگان همجنس‌گرا، همچون ورنون لی اغلب برای خلق هویتی جدید، نام‌هایی با هویت‌های جنسی خنثی انتخاب می‌کنند

زوج هم‌جنسگرای دیگری در دوران ویکتوریایی از این هم پیش‌تر رفتند. کاترین بردلی و ادیث کوپر که خاله و خواهرزاده هم بودند، کارهای مشترک خود را با نام مستعار «مایکل فیلد» منتشر می‌کردند. بار دیگر مرز میان هنر و زندگی درهم شده بود. آنا وادیلو می‌گوید آن‌ها واقعن مایکل فیلد شده بودند. دوستانشان خطاب به آنان می‌نوشتند: مایکل عزیز ( برای بردلی) یا کوپر عزیز (برای کوپر) یا مثلا می‌نوشتند: می‌خواهم مایکل فیلد را به مهمانی دعوت کنم…

در عین حال آن‌ها خود را به نام حیوانات خانگی صدا می‌کردند. بردلی در خانه سیمیورگ بود، و کوپر را پیشی و هنری صدا می‌کرد. حتا نام‌ها برای آنها به مثابه خلاقیت بودند.

واقعیت این است که اثار آنان جدی گرفته می‌شد تا زمانی که رابرت براونینگ ماجرا را به گوش مطبوعات رساند. واکنش‌ها علیه رابطه آن دو بود به خصوص برای این که خاله و خواهرزاده هم بودند و در کل تاریخ ادبیات هرگز چنین چیزی وجود نداشته است. شعر هنوز مفهومی بود فردی، نبوغ آمیز و کاملا مردانه. تصور شعر مشارکتی میان دو زن زیاده‌روی تلقی می‌شد.

انتخاب نام مسعار همچنین ممکن است به خاطر نژاد نویسنده باشد. نام مستعار می‌توانست به نویسندگان رنگین پوست کمک کند تا آثارشان همچون آثار سفیدپوستان منتشر شود. اما ماجرای «آن پتری» نویسنده آفریقایی ـ آمریکایی که داستان های کوتاهش «ماری، دخترک باشگاه»را با مستعار آرنولد پتری در ۱۹۳۹ منتشر کرد، چیز دیگری است. او در کودکی خجالتی و کمرو بود. برای اجتناب از توجه بیش‌ازحد از سوی دوستان و آشنایان، از نام مستعار «آرنولد پتری» استفاده می‌کرد. اما پتری بعدتر آن‌قدر احساس راحتی می‌کرد که وقتی اولین رمانش موسوم به «خیابان» در ۱۹۴۶ با نام واقعی او منتشر شد، از شهرت خود غرق لذت شده بود. «خیابان» توفانی به پا کرد و بدل به اولین رمان یک زن سیاه‌پوست آمریکایی شد که بیش از یک میلیون نسخه فروخت.

ساده‌انگاری است اگر فکر کنیم نویسنده رنگین‌پوست بودن در دهه ۴۰ دشوار نبوده است اما الزاما سبب افت فروش اثر نمی‌شد. اتفاقا کتاب هایی که به دست نویسندگان آفریقایی آمریکایی نوشته شدند خوانندگان را تشویق کردند حساب ادبیات را از مباحث نژادی سوا کنند.

اما تخلص نام مستعار میان نویسندگان رنگین پوست، بیش از آن چه حالا تصور می‌کنیم در آمریکای آن زمان رایج بود. نویسندگان آفریقایی ـ آمریکایی نامدار که با نام مستعار کتاب منتشر می‌کردند، در فهرست پرفروش‌ترین‌ها جای می‌گرفتند و با تحسین منتقدان مواجه می‌شدند. از این دسته‌اند: پل لارنس دانبار و پائولین هاپکینز در اواخر قرن نوزدهم تا جیمز ولدون جانسون و لنگستون هیوز در اوایل و اواسط قرن بیستم.

در این جا بار دیگر مساله ژانر به نام مستعار گره می خورد. نویسندگان از نام واقعی خود برای ارائه ادبیات « جدی» استفاده می‌کردند. ادبیاتی که انتظار می رفت به شکلی واقعی تجربیات آفریقایی ـ آمریکایی بودن را بازگو کنند و حرفی درباره نژادپرستی در چنته داشته باشند اما برای پول درآوردن از راه نوشتن داستان‌های عامه‌پسند، نام مستعار خود را به کار می‌بردند. مثال خوب این مورد، « ماری،دخترک باشگاه»، تریلر عاشقانه داغی بود که در روزنامه‌ای کثیرالانتشار به صورت مصور منتشر می‌شد.

این تمایز امروز هم وجود دارد. اما طعنه‌آمیز آن‌که در ژانر عامه‌پسند، یکی از اتفاقات سال‌های اخیر این بوده است که نویسندگان مرد کتاب‌هایشان را با نام‌های مستعار فاقد جنسیت منتشر می‌کنند. یا حروف اول اسم را می‌نویسند تا خوانندگان حدس‌هایی بزنند. از جمله در میان نویسندگان ژانر جنایی و تریلر، اس.کی. تریمان (شون تامس)، رایل سیگر (تاد ریتر)، اس.جی. واتسون (استیو واتسون)، جی.پی دلانی (تونی استرانگ). امروز ۸۰ درصد بازار خرید کتاب حتی در ژانر جنایی از آن زنان است و داشتن نامی با جنسیت خنثی جذاب‌تر شمرده می‌شود.

زنان نویسنده در طول تاریخ ممکن است به هزار و یک دلیل نام مستعار مردانه برای خود انتخاب کرده باشند اما امروزه مانند دوران رمان های گوتیک همین که نام زن نویسنده‌ای بر کتاب باشد از همه نظر به نفع است. فقط فکر نکنید اولین بار در تاریخ است که چنین است.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

Trending