Connect with us

بی بی سی فارسی

حملات ۱۱ سپتامبر: گزارش دقیقه به دقیقه روزی که جهان را تغییر داد

منتشر شده

 در

(Last Updated On: سنبله ۲۳, ۱۴۰۰)
پیامدهای حملات یازدهم سپتامبر هنوز هم ادامه دارد

Reuters
پیامدهای حملات یازدهم سپتامبر هنوز هم ادامه دارد

بیست سال پیش در صبحی در اواخر تابستان در روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ جهان تغییر کرد زیرا چهار هواپیمای ربوده شده به دو ساختمان مهم ایالات متحده، نمادهایی از قدرت اقتصادی ، سیاسی و نظامی آن کشور، برخورد کردند.

حملات ۱۱ سپتامبر که ۲۹۹۹ نفر را کشت تا حالا بزرگترین حمله مسلحانه در خاک ایالات متحده است و پیامدهای آن تا امروز احساس می شود.

پس از این حملات بود که به اصطلاح “جنگ علیه تروریسم” توسط ایالات متحده از جمله با حمله به دو کشور افغانستان و عراق آغاز شد.

در سطح شخصی‌تر، اعضای یک نسل کامل هنوز به خاطر می‌آورند که وقتی خبر حملات آن روز را شنیدند دقیقاً کجا بودند.

این مقاله داستان ۱۴۹دقیقه هرج و مرج و وحشت در آن صبح را دقیقه به دقیقه بازگو می‌کند.


۰۷:۵۹

پرواز شماره ۱۱ خطوط هواپیمایی امریکن (AA۱۱) از فرودگاه بین المللی لوگان در بوستون به مقصد لس آنجلس با حداکثر ظرفیت خدمه به پرواز در می‌آید و حامل خلبان، کمک خلبان و ۹ مهماندار است.

این هواپیما مسافر هم دارد و در میان ۸۱ مسافر، پنج هواپیماربا به سرپرستی محمد عطا، اهل مصر نشسته‌اند.

برنامه حمله در حال اجراست.

 

یازده سپتامبر

BBC

طراحی این برنامه پنج سال پیش در پایگاه شبکه ضدآمریکایی القاعده در افغانستان آغاز شده بود.

خالد شیخ محمد، شبه‌نظامی اهل پاکستان که طراح این حملات شناخته می‌شود، برنامه‌ای را تدوین کرد که بر اساس آن مسلمانان متعهد به این گروه برای ربودن هواپیما و استفاده از آن به عنوان سلاح علیه آمریکا آموزش می‌دیدند.

Khalid Sheikh Mohammed and Osama Bin Laden, the masterminds of the 9/11 attacks

BBC
خالد شیخ محمد و رهبر القاعده اسامه بن لادن

این طرح به تایید اسامه بن لادن، میلیونر شهروند عربستان و رهبر القاعده رسید که سازمان‌های جاسوسی آمریکا در پی او بودند و به زودی به تحت تعقیب‌ترین مرد در جهان تبدیل می‌شد.


۰۸:۱۴

از ترمینال دیگری در همان فرودگاه بوستون، پرواز ۱۷۵ شرکت هواپیمایی یونایتد (UA۱۷۵) هم با ۹ نفر خدمه و ۵۶ مسافر به مقصد لس آنجلس پرواز کرد.

پنج نفر از مسافران هواپیماربا هستند.

یازده سپتامبر

BBC

در همان زمان ، در پرواز AA۱۱، هواپیماربایان موفق می‌شوند وارد کابین خلبان و کنترل اولین هواپیمای این عملیات را در دست بگیرند.

اول دو مهماندار هواپیما احتمالا توسط هواپیماربایانی که در بخش درجه یک سفر می‌کردند کشته می‌شوند. در مرحله بعد، عطا، یکی از پنج هواپیماربای آموزش دیده در رشته خلبانی، از قسمت بیزنش راهی کابین می‌شود و یک هواپیماربای دیگر او را همراهی می‌کند و همزمان هواپیماربای پنجم هم به یک مسافر چاقو می‌زند.

این شخص که چاقو خورده دانیل لوین است که چهار سال در ارتش اسرائیل خدمت کرده بود و درست پشت سر عطا نشسته بود. اعتقاد بر این است که او هنگام تلاش برای جلوگیری از ادامه کار هواپیماربایان جانش را از دست داد.

درست مانند آنچه در هواپیماهای ربوده شده دیگر اتفاق افتاد، بقیه خدمه و مسافران مجبور می‌شوند به قسمت عقب هواپیما بروند. جنگجویان القاعده همراه با استفاده از گاز تحریک کننده، مسافران را تهدید می‌کنند که بمبی را که همراه دارند منفجر خواهند کرد هرچند گمان می‌رود هرگز بمبی وجود نداشته است.

بتی اونگ، مهماندار هواپیما، موفق می‌شود با مرکز رزرواسیون شرکت هواپیمایی امریکن تماس بگیرد و هشدار می‌دهد که هواپیمای پرواز AA ۱۱ ربوده شده است.


۰۸:۲۰

در این لحظه پرواز شماره ۷۷ شرکت هواپیمایی آمریکن (AA۷۷) از فرودگاه بین‌المللی واشنگتن-دولز در واشنگتن دی‌سی با شش خدمه و ۵۸ مسافر، از جمله پنج هواپیماربا، به پرواز در می‌آید.

مقصد هواپیما لس‌آنجلس است.

یازده سپتامبر

BBC

انتخاب این مقصد تصادفی نیست چون قرار است هر چهار هواپیمای ربوده شده از ساحل شرقی به ساحل غربی آمریکا بروند و بنابراین، تا ۴۳۰۰۰ لیتر سوخت حمل می‌کنند و قدرت انفجاری زیادی دارند.

هواپیماها در دست ربایندگان به موشک‌های هدایت شونده تبدیل می‌شوند.


۰۸:۲۴

عطا سعی می‌کند با استفاده از میکروفون کابین با مسافران ارتباط برقرار کند، اما دکمه اشتباه را فشار می‌دهد و خبر ربوده شدن هواپیما را به برج کنترل ترافیک هوایی در بوستون می‌رساند.

او فاش می‌کند که نه یک هواپیما، بلکه چند هواپیما ربوده شده است.

برج کنترل گیج شده و سعی دارد بفهمد چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما پیام دوم عطا جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد: هواپیمای پرواز AA۱۱ ربوده شده است.

در آن زمان، مهاجمان ترانسپوندر یا دستگاه فرستنده مکان‌یابی هواپیما را خاموش کرده‌اند. این وسیله‌ای است که به کنترل ترافیک هوایی کمک می‌کند هر هواپیمایی را شناسایی و مسیر، سرعت و ارتفاع آن را تعیین کند.

خاموش کردن دستگاه، مکان‌یابی هواپیما را دشوارتر می‌کند.

اخبار مربوط به هواپیماربایی به رده‌های بالا در اداره هواپیمایی فدرال ایالات متحده (FAA)، یعنی سازمان کنترل ترافیک هوایی دولتی، منتقل می‌شود.

بیش از نیم ساعت می‌گذرد تا مقامات اداره هواپیمایی و مدیران شرکت‌های هواپیمایی مربوطه معنای واقعی کلمات عطا را درک کنند: “ما تعدادی هواپیما را در اختیار گرفته‌ایم.”

در همین حال، پرواز هواپیماهای مختلف در سراسر آمریکا مطابق برنامه و بدون هشدار ادامه می‌یابد و در میان آنها، چهارمین و آخرین هواپیمایی است که در آن روز ربوده شده و برای اجرای مقاصد مهاجمان به کار می‌رود.


۰۸:۴۲

پرواز ۹۳ شرکت هواپیمایی یونایتد (UA۹۳) از فرودگاه بین‌المللی نیوآرک در نیوجرسی، عازم سانفرانسیسکو است.

قرار بود این هواپیما ساعت ۸ صبح حرکت کند، اما ترافیک سنگین صبحگاهی در فرودگاه، پرواز را به تأخیر می‌اندازد.

یازده سپتامبر

BBC

این هواپیما به هدف مورد نظر خود نمی‌رسد و تصور می‌شود که تأخیر پرواز عامل آن است.

اما یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد. این پرواز با هفت خدمه و ۳۷ مسافر انجام می‌شود که چهار نفر از آنها هواپیماربا هستند – بر خلاف سه هواپیمای دیگر که پنج نفر هواپیماربا در این طرح مشارکت دارند.

با بلند شدن هواپیمای پرواز A۹۳ ، هواپیمای دوم – یعنی پرواز UA۱۷۵ – در هوا ربوده می‌شود.


۰۸:۴۴

نیم ساعت پس از ربوده شدن هواپیمای پرواز AA۱۱ ، این بمب پرنده به آسمان صاف نیویورک می‌رسد.

آسمان نه تنها از ابر، بلکه از هواپیما نیز پاک است: برج کنترل فرودگاه فکر می‌کند هواپیما به سمت فرودگاه بین‌المللی جان اف کندی پرواز می‌کند و از هواپیماهای دیگر می خواهند که از سر راه کنار بروند.

علیرغم خطرات احتمالی، مادلین سوینی، مهماندار هواپیما با استفاده از تلفن عقب هواپیما برای حدود ۱۵ دقیقه وضعیت را به مدیر خدمات پرواز به نام مایکل وودوارد گزارش داده است.

پرواز AA۱۱ ارتفاع خود را کم می‌کند اما به سمت فرودگاه نمی‌رود سوینی می‌گوید: “مشکلی در کار است چون ما در حال کاهش سریع ارتفاع هستیم.”

وودوارد از سوینی می خواهد تا از پنجره به بیرون نگاه کند تا ببیند آیا می‌تواند محل هواپیما را حدس بزند.

سوینی می‌گوید: “ما در ارتفاع خیلی کم پرواز می‌کنیم. ما خیلی خیلی پایین پرواز می‌کنیم. ما خیلی پایین پرواز می‌کنیم.”

سپس چند ثانیه بعد: “خدای من، ما خیلی پایین آمدیم.”

آن وقت است که تماس قطع می‌شود.


۰۸:۴۶

هواپیمای پرواز AA۱۱ به برج شمالی، یکی از برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی برخورد می‌کند. این آسمانخراش با ۱۱۰ طبقه خود به مدت سه دهه بر افق نیویورک مسلط بود.

سرگردانی مطلق حکمفرماست.

کنستانس لابتی که در آن لحظه در طبقه ۹۹ برج جنوبی کار می‌کرد دید اولین هواپیما نزدیک می‌شود.

یازده سپتامبر

BBC

او می گوید: “در جا خشکم زده، می‌توانم حرکت کنم.”

صدای او صدای یکی از بازماندگان و بستگان قربانیانی است که یادشان در مراسم یادبود و موزه ۱۱ سپتامبر به یادگار پخش می‌شود.

او می‌گوید: “می‌توانستم ببینم که هواپیما نزدیکتر و نزدیکتر می‌شود و حروف AA را روی دمش می‌دیدم. حتی می‌توانستم پنجره‌های رنگی کابین خلبان را ببینم، آنقدر نزدیک بود.”

لابتی می‌گوید: “صدای برخورد به برج شمالی مانند غرشی هولناک بود، برای یک لحظه، فقط در آن لحظه، تقریبا با آرامش آه کشیدم اما فورا متوجه واقعیت شدم … همه کسانی که در آن برج بودند کشته می‌شدند.”

بدنه هواپیما طبقه ۹۳ تا ۹۹ را می‌شکافد و بلافاصله صدها نفر کشته می‌شوند.

اعتقاد بر این است که این برخورد تمام پلکان طبقه ۹۲ به بالا را غیر قابل دسترس کرد – صدها نفر دیگر به دام افتادند.

یازده سپتامبر

BBC

در زمان برخورد، محفظه سوخت هواپیما مثل گلوله‌ای منفجر می‌شود که حداقل تعدادی از آسانسورها و برخی از طبقه‌های پایین‌تر، از جمله طبقات همسطح خیابان وست استریت و B۴ و چهار طبقه زیر زمین را ویران می‌کند.

در برخی نقاط ساختمان دما به ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد می رسد و دود سیاه و غلیظ طبقات بالا را فرا می‌گیرد، نه تنها در برج شمالی، بلکه حتی در برج جنوبی.

سیستم ارتباط داخلی دستور می‌دهد مردم تخلیه نشوند، اما ران فازیو، رئیس لابتی در شرکت آئون به همه کارکنان می‌گوید بلافاصله با استفاده از پلکان از ساختمان خارج شوند.

این تصمیم جان ده‎ها نفر را نجات خواهد داد.


۰۸:۴۷

جورج دبلیو بوش، رئیس جمهوری در آستانه ورود به یک کلاس درس در مدرسه ابتدایی بوکر در ساراسوتا، فلوریدا است که به او اطلاع می‌دهند “یک هواپیمای کوچک دو موتوره” به یکی از برج‌های دوقلو برخورد کرده است.

به بوش گفته می‌شود هنوز اطلاعات بیشتری در دست نیست و او برنامه خود را برای کتابخوانی برای بچه‌ها را ادامه می‌دهد.

اگرچه سازمان هواپیمایی فدرال بیش از ۲۰ دقیقه است که از ربوده شدن اولین هواپیما مطلع شده، اما هیچ گزارشی وجود ندارد که نهاد دیگری در واشنگتن از این موضوع مطلع شده باشد.

کاخ سفید نیز از آن مطلع نیست.

دیک چنی، معاون رئیس جمهور، خبر را از تلویزیون می‌شنود و واکنش او مشابه واکنش شاید میلیون‌ها نفر در سراسر جهان است: “چطور ممکن است هواپیمایی به مرکز تجارت جهانی برخورد کند؟

تقریباً در همان زمان، هواپیماربایان کنترل هواپیمای سوم، هواپپمای پرواز AA۷۷ را در دست می‌گیرند.


۰۸:۵۶

ده دقیقه پس از اولین برخورد، جای چندانی در طبقات بالای برج شمالی باقی نمانده که از گرما، آتش و دود در امان مانده باشد.

تصاویری از سقوط یا پریدن افراد از پنجره‌های از ارتفاع ۳۰۰ متری از سطح زمین ضبط شده است.

این فاجعه بُعد جدیدی از وحشت به خود می‌گیرد.


۰۹:۰۱

هرج و مرج در مرکز کنترل ترافیک هوایی در نیویورک به حدی است که هواپیمای دوم، پرواز UA۱۷۵ از مسیر برنامه‌ریزی شده خارج می‌شود بی‌آنکه مکان‌یاب خود را خاموش کرده باشد اما بدون هیچ مشکلی در آسمان شهر پرواز می‌کند.

زمانی اطلاعات مربوط به ربوده شدن احتمالی یک هواپیمای دیگر به سازمان هواپیمایی می‌رسد که کار از کار گذشته است.

یازده سپتامبر

BBC

۰۹:۰۳

هواپیمای پرواز ۱۷۵ UA با برج جنوبی مرکز تجارت جهانی برخورد می‌کند و طبقات ۷۷ تا ۸۵ ویران می‌شود.

در این زمان، تنها ۱۷ دقیقه از برخورد اول به برج شمالی می‌گذرد.

بزرگترین عملیات نجات در تاریخ نیویورک در حال اجراست.

کنستانس لابتی هنوز در حال پایین آمدن از پله ها بود که هواپیما به همین ساختمان، یعنی برج جنوبی برخورد کرد.

او در شهادت ضبط شده خود در کمیته رسیدگی به واقعه ۱۱ سپتامبر می‌گوید: “فکر می‌کنم به طبقه ۷۲ یا طبقه ۷۵ رسیده بودیم که صدای بلندی را شنیدیم و لرزش شدیدی را احساس کردیم و تعدادی از افرادی که از پله پایین می‌آمدند به پایین پرتاب شدند.”

یازده سپتامبر

BBC

خانم لابتی می‌گوید: “به نظر می‌رسید کسی ساختمان را گرفته، تکان داده و آن را در جای خود قرار داده است. من نرده‌ها با محکم نگاه داشتم تا زمین نخوردم اما بسیار دیگری از افراد را دیدم که روی پله‌هایی بودند که داشت خراب می‌شد.”

لابتی با اعتقاد به این که فقط برج شمالی در مقابل ساختمان آنها فرو ریخته‌ به راه خود ادامه می‌دهد.

اما میلیون‌ها نفر در مقابل صفحه تلویزیون می‌دانند که هواپیمای دوم به برج دوم که کنستانس لابتی در آن است برخورد کرده است.

شبهه اولیه که احتمالا این واقعا یک تصادف بوده از بین می‌رود و عمدی بودن آن آشکار می‌شود.

برخلاف هواپیمای اول ، UA۱۷۵ قبل از سقوط به سمت پایین متمایل می‌‌شود و بخش‌هایی از طبقات که به آنها برخورد کرده فورا ویران نمی‌شود.

یکی از راه پله‌ها نیز حداقل از طبقه ۹۱ به پایین قابل دسترسی است، اما فرود آسان نیست. آتش، دود، تاریکی و بوی بد گاز فرار را به طور فزاینده‌ای دشوار می‌کند.

و یک مشکل دیگر وجود دارد: شماره تلفن۹۱۱ یعنی خط تلفن اضطراری نیویورک.

خدمات اورژانس با هجوم مراجعان مواجه است اما به مردم توصیه می‌کند تا زمانی که نیروهای امدادی نرسیده‌اند، در محل خود بمانند، صرفنظر از اینکه در بالا یا زیر محل اصابت قرار دارند یا اینکه می‌توانند از محل خارج شوند یا نه و اینکه آیا ماموران امداد می‌توانند به آنان برسند.

اعداد و ارقام متفاوت است، اما به نظر می‌رسد بیش از دوازده تا بیست نفر نتوانسته‌اند از محل اصابت یا بالاتر از آن به پایین بیایند.

یازدهم سپتامبر

Getty Images

۰۹:۰۵

بوش هنوز در مقابل بچه‌های ۷ ساله نشسته که اندرو کارت، رئیس دفتر کاخ سفید خبر حمله دوم به برج‌های دوقلو را در گوشش زمزمه می‌کند.

رئیس جمهور نشسته است، سرش را کمی تکان می‌دهد و لب هایش را جمع می‌کند.

بوش در مستند “۱۱ سپتامبر: داخل اتاق جنگ رئیس جمهور” به بی‌بی‌سی گفت: “در جریان یک بحران، بسیار مهم است که بر لحن خود مسلط باشید و نگرانی بروز ندهید، من منتظر لحظه مناسبی بودم که بتوانم از کلاس خارج شوم.”

او گفت: “نمی‌خواستم کاری دراماتیک انجام دهم، نمی خواستم ناگهان از صندلی بلند شوم و بیرون بیایم و کلاس پر از بچه‌ها را متوحش کنم، بنابراین منتظر ماندم.”

U.S. President George W. Bush listens as White House Chief of Staff Andrew Card informs him of a second plane hitting the World Trade Center while Bush was conducting a reading seminar at the Emma E. Booker Elementary School, in Sarasota, Florida, September 11, 2001.

Reuters

۰۹:۲۴

اندکی پس از برخورد دوم به برج‌های دوقلو، خطوط هوایی امریکن و یونایتد ایرلاینز تصمیم می‌گیرند دیگر پروازهای خود را در سراسر کشور متوقف کنند.

اد بالینگر، کنترل کننده ترافیک هوایی یونایتد ایرلاینز با بیش از ۴۰ سال سابقه، تصمیم می‌گیرد یک قدم جلوتر برود و به همه پروازهای زیر رادار خود در آن روز هشدار بدهد.

هواپیمای پرواز UA۹۳ یکی از آنها بود و چند دقیقه تا تبدیل شدن به چهارمین هواپیمای ربوده شده فاصله داشت.

در پیام کوتاه بالینگر آمده است: “مراقب هرگونه نفوذ به کابین خلبان باشید. دو هواپیمای تجاری به مرکز تجارت جهانی برخورد کردند.”

خلبان جیسون دال که گیح شده، پاسخ می‌دهد: “محتوای آخرین پیام را تایید کنید”.

اما جواب به موقع نرسید.

سال‌ها گذشته اما بالینگر همچنان افسوس می‌خورد که شاید پیام او به اندازه کافی واضح نبود.

۰۹:۲۸

در میان صداهای ناشی از درگیری، خلبان یا کمک خلبان هواپیمای UA۹۳ در تماس اضطراری درخواست کمک می‌کند.

برج کنترل کلیولند، اوهایو، تماس مهمی را دریافت می‌کند اما نمی‌تواند کاری بکند زیرا هواپیماربایان قبلا هواپیما را در اختیار گرفته‌اند.

ربودن هواپیمای پرواز UA۹۳ درست ۴۶ دقیقه پس از برخاستن از باند آغاز شد، نه نیم ساعت پس از پرواز مانند سه هواپیمای دیگر. این زمان اضافی و ۴۲ دقیقه تاخیر پرواز در سرنوشت این هواپیما تعیین کننده بود.

مهاجمان به رهبری زیاد جراح، شهروند لبنانی، تاکتیک تهدید مسافران و خدمه با بمب احتمالی را تکرار می‌کنند و مدعی می‌شوند که هواپیما را به فرودگاه باز می‌گردانند و همه را به قسمت عقب هواپیما منتقل می‌کنند.

در انتهای هواپیما، مسافران با استفاده از تلفن‌ هواپیما و تلفن‌های همراه با عزیزان خود تماس می‌گیرند . چندین نفر از آنها می‌گویند تماس تلفنی آنان باعث ناراحتی هواپیماربایان نمی‌شود.

حداقل ۳۷ تماس برقرار می‌شود.

اینگونه آنها از حملات به برج‌های دوقلو در نیویورک و سرنوشتی که در صورت عدم اقدام در انتظارشان است مطلع می‌شوند.


۰۹:۳۴

در وزارت دادگستری در واشنگتن، مقامات از قبل می‌دانند که هواپیمای سوم هم ربوده شده است.

تئودور اولسون، دادستان کل، این خبر را از همسرش باربارا ، که در پرواز AA۷۷ بود، شنید.

اولسون بعداً به خاطر می‌آورد که همسرش قبل از قطع تماس به او گفت: “به خلبان چه بگویم؟ به خلبان بگویم چه کاری باید انجام دهد؟”

سازمان هواپیمایی برای نیم ساعت تلاش کرده هواپیما را پیدا کند، اما فرستنده مکان‌یاب هواپیما خاموش است.

مقامات تصمیم می گیرند ارتش را مطلع کنند.

مرکز هواپیمایی فدرال در واشنگتن به فرماندهی پدافند هوایی آمریکای شمالی (NORAD) که مسئول حفاظت از حریم هوایی ایالات متحده در برابر حملات هوایی است، می گوید: “ما ۷۷ آمریکایی را نیز از دست دادیم.”

سرویس مخفی توسط مقامات فرودگاه رونالد ریگان در واشنگتن مطلع می‌شود که یک هواپیمای ناشناس به سمت کاخ سفید در حرکت است.

معاون رئیس جمهوری به پناهگاه کاخ منتقل می‌شود.

اما سپس هواپیما مسیر خود را ۳۳۰ درجه تغییر می‌دهد.

این هواپیما دیگر به سمت کاخ سفید یا ساختمان کنگره حرکت نمی‌کند بلکه با سرعت کامل ۱۹۰۰ کیلومتر در ساعت به سوی پنتاگون می‌رود که ۸ کیلومتر با کاخ سفید فاصله دارد.


۰۹:۳۷

هواپیمای پرواز AA۷۷ به دیوار غربی پنتاگون برخورد می‌کند و به یک گلوله آتش تبدیل می‌شود که تا ارتفاع ۶۰ متر بالا می‌رود.

همه ۶۴ سرنشین هواپیما و ۱۲۵ نفر در مقر وزارت دفاع کشته می‌شوند.

یازده سپتامبر

BBC

دهها نفر دیگر به شدت زخمی شده‌اند.

اخبار حمله به برج های دوقلو، حمله به پنتاگون را تا حدودی تحت‌الشعاع قرار داده است.

اما برای جورج بوش اینطور نبود.

او به مستندسازان بی‌بی‌سی گفت که آن زمان بود که متوجه شد کشور در جنگ است.

بوش می‌گوید: “برخورد هواپیمای اول می‌تواند تصادفی باشد. هواپیمای دوم قطعاً حمله بود. هواپیمای سوم اعلام جنگ بود.”


۰۹:۴۲

پس از حمله پنتاگون، سازمان هواپیمایی در اقدامی بی‌سابقه دستور می‌دهد همه پروازهای تجاری بلافاصله در نزدیکترین فرودگاه فرود بیایند.

در سراسر آمریکا حدود ۴۵۰۰ نفر زمین‌گیر شده‌اند.

نگرانی‌هایی در مورد یک هواپیما وجود دارد که هنوز در حال پرواز است: هواپیمای پرواز UA۹۳ ، ربوده شده و فرستنده مکان‌یاب آن خاموش است.


۰۹:۵۷

خدمه و مسافران UA۹۳ می‌دانند اگر برای متوقف کردن مهاجمان اقدامی نکنند محکوم به مرگ هستند.

آلیس هوگلند، مهماندار سابق هواپیما، برای پسرش، مارک بینگهام، که در هواپیماست دو پیام صوتی می‌گذارد.

او در اولین پیام می‌گوید: “مارک، این مادرت است. اخبار این است که هواپیما توسط تروریست‌ها ربوده شده. آنها در حال برنامه‌ریزی هستند تا احتمالا از هواپیما برای هدف قرار دادن محل‌هایی روی زمین استفاده کنند. من می‌گویم دست به کار شوید و هر کاری که می‌توانید برای غلبه بر آنها انجام دهید ، زیرا آنها مصمم هستند.”

و توصیه را در پیام دوم با لحنی سریع تکرار می‌کند: “می‌گویند یک هواپیما به سمت سان فرانسیسکو حرکت می‌کند. ممکن است این پرواز شما باشد، بنابراین اگر می‌توانید تعدادی از افراد را گروه‌بندی کنید و هر کاری را که می‌توانید بکنید، دوستت دارم، موفق باشی.”

بر اساس اطلاعاتی که به افراد محلی ارسال شد، همه سرنشینان هم نظر بودند که بهترین راه، مبارزه با مهاجمان است.


۰۹:۵۸

شرایط هولناک نیویورک ادامه دارد و برج جنوبی کاملا فرو می‌ریزد.

تنها ۱۱ ثانیه طول می‌کشد تا کل ساختمان پایین بیاید.

همه کسانی که در ساختمان هستند همراه با مردمی که در خیابان و هتل ماریوت در داخل مرکز تجارت جهانی هستند جان خود را از دست می‌دهند.

یازده سپتامبر

Getty Images
یازده ثانیه طول کشید تا برج جنوبی فرو ریزد

کنستانس لابتی یکی از افرادی است که موفق به فرار از برج می‌شود اما ابری از گردوخاک ناشی از آوار منطقه را فرا گرفته است.

صبح روز بعد او می‌فهمد که فازیو، رئیس و “قهرمان” او، که همه افراد دفتر را به تخلیه تشویق کرده بود موفق به فرار نشد.


۱۰:۰۳

به مدت شش دقیقه مسافران هواپیمای پرواز UA۹۳ برای ورود به کابین خلبان هواپیما و مهار هواپیماربایان تلاش می‌کنند.

دستگاه ضبط صدا در جعبه سیاه هواپیما صدای ضربات بلند، برخورد، فریاد و شکستن شیشه و بشقاب را ضبط می‌کند در حالی که مسافران سعی دارند در کابین را به زور باز کنند.

در یک مرحله، زیاد جراح هواپیما را به چپ و راست متمایل می‌کند تا مسافران از حالت تعادل خارج شوند در حالی که هواپیمارباهای دیگر پشت در را گرفته‌اند تا باز نشود.

جراح می گوید: “همینجاست؟ تمامش کنیم؟” هواپیماربای دیگر پاسخ می‌دهد: “نه هنوز. وقتی همه آمدند، ما کار را تمام می‌کنیم.”

یازده سپتامبر

BBC

آنها هنوز ۲۰ دقیقه با هدف خود در، واشنگتن دی‌سی فاصله دارند.

جراح دوباره از هواپیماربای دیگر می‌پرسد که آیا باید هواپیما را به زمین بکوبد؟ این بار به او گفته می شود “بله”.

در حالی که هواپیما با سرعت به سوی زمین سقوط می‌کند، یکی از هواپیماربایان شعار می‌دهد: “الله اکبر، الله اکبر!”

در حالی که تلاش مسافران برای ورود به کابین ادامه دارد، هواپیما با سرعت بیش از ۹۳۰ کیلومتر در ساعت در یک مزرعه در شنکسویل، پنسیلوانیا به زمین برخورد می‌کند.

هیچکس زنده نمی‌ماند.

کاخ سفید چند دقیقه منتظر می‌ماند و نمی‌داند که آیا هواپیما توسط ارتش سرنگون شده است یا نه.

به ارتش دستور داده شده بود که این هواپیما را قبل از رسیدن به هدف – که تصور می‌شود کاخ سفید یا ساختمان کنگره باشد – سرنگون کنند.


۱۰:۲۸

بیش از ۱۰۰ دقیقه از برخورد هواپیمای پرواز AA۱۱ به برج شمالی می‌گذرد.

این برج دو برابر برج دیگر مقاومت می‌کند، اما سرنوشت مشابهی در انتظارش است و با شروع ریزش ساختمان، ظرف ۹ ثانیه به زمین می‌افتد.

بیل اسپید، از ماموران آتش‌نشانی نیویورک تنها چند متر با برج شمالی فاصله دارد. تکان ناشی از سقوط برج او را حدود ۱۲ متر دورتر پرتاب و زیر آوار مدفون می‌کند.

یازده سپتامبر

BBC

یک ساعت طول می‌کشد تا خود را به خیابان برساند و بعدا می‌فهمد که تنها بازمانده ۱۲ آتش‌نشان واحدش است که زنده مانده.

عمویش که با پرواز UA۹۳ سفر می‌کرد هم از جان باختگان این واقعه است.

با کشته شدن ۲۹۷۷ نفر – بدون احتساب ۱۹ هواپیماربای ربوده شده – ۱۱ سپتامبر مرگبارترین حمله در خاک آمریکا بوده است.

این واقعه همچنین بیشترین تلفات در میان ماموران امدادرسانی و نجات در تاریخ ایالات متحده را برجا گذاشت. تنها در نیویورک ، ۳۴۳ نفر از کشته‌شدگان از ماموران آتش‌نشانی بودند.

به گفته مراکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های ایالات متحده، در ماه‌های بعد حدود ۴۰۰ هزار نفر به خاطر مسمومیت، جراحت جسمی و آسیب‌روحی به بیماری مزمن مبتلا شدند و حتی جانشان را از دست دادند.

پیامدهای حملات ۱۱ سپتامبر تا به امروز ادامه دارد.

تعقیب اسامه بن لادن توسط آمریکا به حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ منجر شد شد زیرا القاعده در آنجا در پناه طالبان بود.

دکترین “جنگ علیه ترور” بوش متعاقبا به حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ منجر شد.

دو دهه از این حملات می گذرد. خروج شتابزده آمریکا از افغانستان در هفته‌های منتهی به این سالگرد با هرج و مرج و تلفات انسانی همراه بوده است.

طالبان بار دیگر به قدرت بازگشته‌اند.

ماموریت ایالات متحده در افغانستان رسما به پایان رسیده اما ممکن است صفحات مرگبارتری در پیش باشد.

یازده سپتامبر

BBC

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

عکس‌های مخاطبان بی‌بی‌سی با موضوع ‘متروکه’

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۱۹, ۱۴۰۰)

مخاطبان از سراسر دنیا عکس‌های خود را با موضوع “متروکه” برای بی‌بی‌سی ارسال کرده‌اند که تعدادی از آنها را اینجا می‌بینید.

قایق متروکه در ساحل

Chris Bowman
کریس بومن: این قایق سال‌هاست که بخشی دیدنی در ساحل دوون در جنوب بریتانیا است. باد و طوفان به همراه جذر و مد دریا در گذر زمان بدنه قایق را شکسته و آن را عمیق‌تر در ماسه‌ فرو برده است
دوچرخه پوشیده از گیاه

Fran Powell
فرن پاول: شاید این دوچرخه متروکه تلقی نشود اما مطمئناً با معنی واژه متروکه مطابقت دارد، صاحبش بدون مراقبت و توجه مناسب رهایش کرده
دیوار چوبی رنگ باخته

Alysson Iceton
آلیسون آیستن: مثل یک نقاشی، پوسیدگی، رنگ‌های رفته و ساقه‌های مو این انبار قدیمی متروکه را تعریف می‌کنند
قلعه در شب

Oli Louch and Owen Copso
این تصویر قلعه دانستال در نزدیکی ووستر در بریتانیا را اوون کاپسو و اولی لاچ ارسال کرده‌اند،نورپردازی آن با چراغ متصل به پهپاد انجام شده است
تصویر زن و سگش در آینه

Ladka Kurzrock
لادکا کورزروک: این عکس را از بازتاب تصویر خودم و سگم گرفتم در آینه‌ای شکسته. آینه را سگم پیدا کرد و با دیدن عکس خودش در آن شروع به پارس کردن کرد

فولکس قورباغه‌ای

Charlie Curtis
چارلی کرتیس: فولکس قورباغه‌ای متروکه

اسکله برایتون و زوزه باد

Therese Elaine
تریزی الین: اسکله غربی در شهر برایتون
گورستان هواپیما

Chris Fawcett
کریس فاوست: ناوگان جنگنده‌های میگ و یاک خارج از رده که در پایگاه هوایی کوچووا در آلبانی در حال پوسیدن هستند. اینها چند هواپیما از صدها هواپیمایی هستند که اینجا آرامگاه ابدی‌شان شده است
ماشین قدیمی در مزرعه

Keely Pleger
کیلی پلجر: ماشینی قدیمی، رها شده در مزرعه‌، در حال تماشای یک غروب دیگر
کلبه ماهیگیری لب دریا

Amanda Thompson
آماندا تامپسون: یک کلبه ماهیگیری در پوینت‌ریس در کالیفرنیای آمریکا که مدت‌هاست متروکه مانده و آرام آرام در دریا محو می‌شود
اسکله استیتلی

Jim Munday
جیم موندی: بقایای اسکله استیتلی در نزدیکی هارتلپول در بریتانیا هنگام غروب آفتاب
قلعه‌های دریایی متروک مونسل

Andrew Cade
اندرو کید: برجک‌های دریایی متروک مونسل در نزدیکی ساحل ویتستبل در بریتانیا که در جنگ جهانی دوم برای حفاظت از لندن و مصب رود تیمز ساخته شدند، این برجک‌ها در حال پوسیدنند و یادآور دورانی متفاوت
سالن تودهال اینزدیل، ساوثپورت بریتانیا

Vin Osbaldeston
وین اوسبالدستون: این سالن تودهال اینزدیل در ساوثپورت بریتانیا است. زمانی یک کلوپ شبانه پررونق بود اما سالها است که متروک است. شورای شهر سفتن به پل کورتیس، هنرمند خیابانی سرشناس، ماموریت داد این نقاشی دیواری را خلق کند. در این نقاشی نوعی وزغ که در این منطقه فراوان اما در بقیه بریتانیا نادر است خودنمایی می‌کند.
نماد روحیه

Mike Ferguson
مایک فرگوسن: با اینکه به حال خود رها شده، این ساختمان هنوز سرپاست و تسلیم نشده است

همه عکس‌ها مشمول قانون کپی‌رایت هستند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

فرهنگ و هنر هفته: سوگ سفر سیاوش، شاعر در خبرگزاری

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۲۰, ۱۴۰۰)
طرح هادی حیدری از شجریان

BBC

هفته دوم پاییز به پیشواز یاد اولین سالگرد سفر سیاوش آواز گذشت. فضای مجازی پر شد از یاد کسی که خود را خاک پای ملت ایران می‌خواند. میز روزنامهفروشان، صفحات فیسبوک و اینستاگرام و تلگرام پر شد از یاد وی. هر کس هر عکسی یادگار داشت و هر هنری داشت با یاد محمدرضا شجریان درآمیخت. اولین سالروز سفرش امروز است.

هفته دوم پاییز، نیمه‌تعطیل، چند مرگ دلسوز در میان هنری مردان رخ داد، روز جهانی کودک بود؛ وقتی هنوز مردم فارسی‌زبان دلنگران دخترانی هستند که در سایه طالبان اذن حضور در مکتب ندارند و گاه عکس‌هایی می‌رسد از معلمانی که خودشان زیر نگاه‌اند و به فردا امید ندارند، اما در خانه‌های گلین و فقیرانه خود، دختران را به تحصیل سواد می‌نشانند. بیهوده نیست که نشریات جهان پر است از گزارش‌ها و عکس‌هایی از دختران جوان افغان و بی‌مکتبی‌شان. کارتون‌های قلمداران بزرگ جهان‌ پر است از ترسیم برقع، در ماموریت دریچه سلول انفرادی.

سکوت انقلابی حاکم بر هنر و فرهنگ، رسانه‌ها، کتاب و مراکز تفریحی و فرهنگی نگرانی‌ها را فزون‌تر کرده، در همین زمان دولت انقلابی وعده ارزان می‌فروشد و گران می‌خرد. در این میان صدای یک شاعر با ده‌ها کتاب بلند شد که می‌پرسید چگونه زندگی باید کرد. خبرگزاری گلایه یک از میلیون‌ها را منتشر کرد. صدا از کس برنخاست.

افغانستان در نشریات فارسی

مجلات هفته، هنری یا اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی، همچنان روی جلدها، مقالات و گزارش‌های اصلی خود را به افغانستان و طالبان مخصوص کرده‌اند. از میان عکس‌هایی که روی جلد مجلات رنگین را پرکرده‌اند، بعضی کارهای آلفرد یعقوب‌زاده است.

ماهنامه فیلم امروز مصاحبه‌ای را منتشر کرده از عالیه عطایی دختر هنرمند و ادیب افغانستانی بزرگ شده در ایران. آلفرد یعقوب‌زاده از معدود عکاسانی است که در کنار تصاویر جنگ، زندگی را به تصویر می‌کشد. قاب دوربین او ما را، فرهنگ ما را، زندگی ما را می‌شناسد. او می‌داند تمام مردان افغانستان جنگجو نیستند، بعضی آواز خوانانند، همه از زن نفرت ندارند و همین‌طور دنیای زنان را با رؤیاهای رنگی‌شان در پس برقع‌ها می‌شناسند؛ لبخندها پشت حصارها.

عالیه شاعر و نویسنده این گفتگو تاکید کرده: «برای من سرشار از دین به عکاسی بود که وطنم را بیش از من به من نشان داده؛ او که در بزنگاه‌های مهم تاریخ ۳۵ ساله چشم امین بر مردمان افغانستان و زاد و روزشان داشته است. تلخی اگر هست از فراوانی جنگ است و شیرینی اگر هست از جان مردمانی که زنده‌اند. گیرم که دنیا دیگر دلش نخواهد باور کند این مردمان هم جان دارند. لنز دوربین او جان را دیده و ثبت کرده است.»

یعقوب‌زاده به مصاحبه‌گر می‌گوید: «من و شما هردو آواره‌ایم .من سی و چند سالی است که از ایران به اروپا رفته‌ام و شما هم چند سال است از افغانستان بیرون آمده‌اید و در ایران زندگی می‌کنید. اولین سفری که به افغانستان داشتم، از پاکستان بود. به مرز تورخم رفتم و از آنجا پیاده به طرف افغانستان به راه افتادم. ریش هم داشتم و لباس افغان تنم بود. به عنوان یک دکتر رفته بودم. به من گفتند با پاکستانی‌ها که فارسی صحبت می‌کنی نگو ایرانی هستی. بگو از هرات آمده‌ای چون زبانتان شبیه هراتی است.»

در این ماندآب؟

کاظم سادات اشکوری، کوچک آدمیزادی نیست، با آن طبع خوش شیرین، با آن نجابت ذاتی و بزرگواری. فغان باید کرد که حال او و زندگی او باید از طریق خبرگزاری به گوش‌ها برسد. همو که بندهایی از اشعارش به روزگاران زمزمه شد.

باید پرسید ای شاعر، در کدام زمان سرودی این بیت‌های دلگیر را. از کجا دیدی که به کجا داریم کشیده می‌شویم. کسی نشنید ناله‌ات را.

قبایل رفتهاند و در بیابانها سواری نیست

در این ماندآب یاری نیست

پلنگی میرمد در بیشه خاموش

و بادی میبرد برگ نحیفی را/ کنار نهر

مرا در پیشه میخوانند و میدانم

در این ماندآب یاری نیست

کاظم سادات اشکوری شاعری است که از آغاز دهه چهل در میان شاعران جا داشت. کسی مانند فریدون مشیری و مانند سایه و مانند شاملو…. سید را شاعر می‌دانستند و در هر خم دیدار از او شعر تازه می‌طلبیدند.

او تابستان در سال ۱۳۱۷ در اشکور، یکی از تکه‌های بهشت گیلان متولد شد. درسخوان بود و اهل ادب. در دیارش ماند و خواند تا برای رسیدن به استادان زمان به تهران آمد و رشته جغرافیای انسانی و اقتصادی را در دانشگاه تهران پایان داد. اینک او خود در میان زندان «جغرافیای انسانی و اقتصادی» در سلولی است انگار.

از سال ۱۳۳۷ که در رشت بود، در مجلات ادبی و صفحات ادبی مجلات عمومی اشعارش خوانده می‌شد. به گفته فریدون مشیری نم جنگل داشت اشعارش. شاملو می‌گفت اگر کاظم سادات شکنجه هم بشود صدایش بر نمی‌خیزد. باید برای شاعر پیام فرستاد که شکنجه شد و سرانجام به فریاد آمد با روحی خسته و بیمار.

ما تهرانی‌های بی‌غم اول بار او را در خوشه دیدیم. زمانی که شاملو سردبیر بود و دفتر خوشه پایگاه شاعران و مسافران شاعر، هر یک با سوغاتی از محل. داشت در حوزه مردم شناسی و فرهنگ عامه کار می‌کرد که بسیاری از آن‌ها چاپ شده است. در همه نشریات معتبر ده‌ها شعرش بود.

در بخشی از مصاحبه خبرگزاری ایسنا، او گفته است: «۴۱ سال است از حقوق مادی و بیمه محروم شده‌ام. قبلا دو سه کتاب درمی‌آوردم و چندرغاز حق تألیف می‌دادند و هفت هشت کتاب ویرایش می‌کردم تا چیزی دستم بیاید. الان این‌ها تعطیل شده‌، هر روز هم که می‌روی چهار قلم وسیله بخری، می‌بینی قیمت‌ها چند برابر شده است. این مسأله‌ بزرگی است. من اهل این کشورم و همه عمرم را در این کشور گذرانده‌ام. ۸۳ سالم است و نمی‌توانم بروم کارگری کنم. کجای دنیا چنین است؟»

مرد صاحب ۴۰ عنوان کتاب و ۱۰ عنوان مانده و چاپ نشده گفته است: «من با کسی و آقایان وزارت ارشاد کاری ندارم زیرا اگر قرار بود کاری کنند، در این ۴۱ سال می‌کردند. فقط چه بسا این توقع را داشته باشم بیایند و کتابخانه من را بخرند. می‌فروشم تا چهار روز دیگر اگر زنده باشم، بتوانم زندگی کنم. آدم باید خیلی روحیه داشته باشد که با این وضعیت گفت‌وگو کرده و دانش و اطلاعاتش را منتقل کند؛ خیلی سخت است».

روزگار از کجا به کجایش برد که برکه‌هایی را که سالیان توصیف کرده بود و بدان عشق ورزیده بود «ماندآب» خواند و از پیش فریاد سر داد که «یاری نیست». نشنیدیم و ندانستیم تا سرانجام دردش را به خبرگزاری گفت.

دلقکی می خواهد جلو جنگ را بگیرد

انجمن نویسندگان مرده یکی از نمایش‌های دیدنی چند هفته اخیر بود. ریشه اصلی نمایش در نمایشنامه یک داستان خیلی خیلی خیلی سیاه نوشته مارتین مک دونا است که البته تغییرات عمده‌ای در آن صورت گرفته. در آن نمایشنامه شخصیت اصلی زنی است که از آینده آمده تا جلو جنگی را بگیرد که قرار است اتفاق بیفتد اما توسط هانس کریستین اندرسون نویسنده دانمارکی زندانی می‌شود. در حالی که در این نمایش به جای شخصیت زن، یک دلقک انتخاب شده است.

خلاصه نمایش این که: دلقکی از آینده آمده تا جلوی فاجعه‌ای را که قرار است اتفاق بیفتد، بگیرد.

نویسنده و کارگردان نمایش معتقد است همه ما در وجودمان یک دلقک پنهان که به دنبال آزادی خواهی و حقیقت طلبی است، داریم. دلقک این نمایش برداشتی از دلقک سیرک و همچنین جوکر است. البته می‌دانیم که جوکر موجودی هرج و مرج‌گرا است اما در این نمایش بر وجهه آزادی‌خواهی و مثبت اندیشی او در جهت حمایت از مردم تاکید شده است.

نویسنده و کارگردان نمایش مجتبی جعفری‌پور است و بازیگران حامد شیخی، علی پیله‌‎ور، مجتبی جعفری‌پور، مصطفی خسروجردی، امیرحسین انصاری، ساغر بهنام، تداعی سعیدی‌فر، علی اسدیان، شاهکار هدایت، ملیکا زاهدی، سارا محبی، سایناز نگاهی‌مقدم، صادق کاوانلویی، نازیلا عظیمی، نوید نوبخت، هانیه توانایی، رویا شیخی، مبینا محمدی، سارا عسگری، ملودی خلیل‌زاده و هستی زمان‌وزیری.

جعفری‌پور یادآور شد: این نمایش از همان فضای گروتسک و فانتزی برخوردار است و بر این نکته تاکید دارد که آدم‌ها ممکن است آن چیزی که نشان می‌دهند، نباشند. در این اجرا شاهد حضور ۴ عروسک آدم فضایی، هیزم‌شکن، عنکبوت و آن ابل هستیم که هر کدام نماینده یکی از درون مایه‌های خود دلقک هستند که حضور آنها و طراحی لباس و گریمشان بر بخش فانتزی اثر بیشتر می‌افزاید.

هویت و جنسیت

تالار این/جا با برپایی نمایشگاه انفرادی مریم کوهستانی، از جمله موفق‌ترین نمایشگاه های پاییزی را امکان داد. عنوان نمایش این بود درون گوشت و استخوان. حاضران هنرشناس با برخورد با مجسمه‌ها به سرعت به معنای این عنوان رسیدند، چنانکه خود اظهارنظر کرده‌اند؛ و بیش از آن که گمان می‌رفت، مقابل مجسمه‌ها تامل کردند.

کیانوش معتقدی، منقد هنری، نوشته: در این مجموعه تاکید کوهستانی بر نوع رابطه خویشتن با خود و دیگری و فقدان مفهوم رابطه در فضایی آکنده از تعلیق است. قطعات مجسمه‌ها این‌بار قابلیت جا‌به‌جا شدن و دستکاری توسط مخاطب را دارند و هر اثر در چیدمانی متفاوت، کنش معنایی تازه‌ای می‌یابد. به‌واسطه همین تمهید است که او با عبور از دو مفهوم «هویت» و «جنسیت»، اشاره‌ای صریح به جایی نامعلوم اما ژرف در پس ذهن‌ مخاطب دارد؛ تجربه‌ای اشتراکی در زمینه فرم و حرکت که ویژگی‌های مدرنیستی مجسمه‌سازی امروز را به ما یادآوری می‌کند، هرچند به شدت بی‌زمان و بی‌مکان است.

در ادامه این تحلیل آمده: آشکارگی بیش از حد سوژه‌ها و بازی‌های خیالی هنرمند، تاکید بر محتوایی است که از گذشته در مجسمه­ های کوهستانی حضور داشته، اما هیچ‌گاه تا این حد صریح نبوده و طرز مواجهه و تلقی‌اش از این «انسان واژه»‌های به کمال نرسیده به نوبه خود عمیق و دراماتیک است؛ چیزی که به روساخت و معنای مدنظر هنرمند وسعت می‌بخشد، انتظام کلی فرم و محتوایی است که نه الزاما از دریچه نقد و نگاهی تکوینی، بلکه در تعاملی حسی و مبتنی بر روایتی شخصی از رابطه هنرمند با تن خود، به منصه ظهور می‌رسد.

‘موطلایی آمریکایی’ زورگو نبود

مرگ ناهنگام، گاه جامعه را به یاد کسانی می‌آورد که از سرکردگان و برجستگان هنری نبوده‌اند، بلکه از عاشقان فیلم یا تئاتر بودند و ماندند در وسط صف.

فتحعلی اویسی، پیش از انقلاب وقتی در سازمان رادیو تلویزیون ظاهر شد به عنوان «جوان بلند قامت و موطلایی» اما اهل فن و خوش‌زبان و مزه‌انداز می‌شناختند، ولی او را در کارهای فنی می‌دیدند و با عشق ساخت فیلم مستند، کارگردانی و برنامه‌سازی و آواز. تا همایون شهنواز وی را برای بازی در سریال دلیران تنگستان برگزید. و نقش افسر خارجی زورگو. همین نقش برایش ماند.

می‌گفتند که از هالیوود آمده و گریگوری پک و مریلین مونرو را درک کرده. اما خودش فقط می‌گفت من در دانشگاه ایالتی تگزاس درس سینما خواندم. بالاخره هم به عشق خود رسید. چند فیلم کارگردانی کرد که به جایی نرسید. نزدیک انقلاب بود و مردم در شور انقلابی. تا این که به دعوت علیرضا داوودی‌نژاد در فیلمی با عنوان قدغن به بازی گرفته شد. اما این فیلم هم مانند جایزه، فیلم دیگری که داوودنژاد با شرکت نصیریان و رشیدی و ایرن ساخته بود، ضربه انقلاب را خورد.

انقلاب شد، از پا نمی‌افتاد، خارج‌برو هم نبود و به شوخی می‌گفت آن‌ها گردن‌کلفت موطلایی خیلی دارند… این‌جا کم‌اند.

بعد از انقلاب وقتی راضی به بازی در فیلم و سریالی شد که مطمئن شد مطابق میل مردم انقلابی و گرفتار جنگ (با عراق) باشد: سربداران ساخته محمدعلی نجفی و سردار جنگل ساخته بهروز افخمی وی و همان نقش سرهنگ خارجی زورگو. در سال های بعد در فیلم های بسیار بازی کرد. چند فیلم هم کارگردانی که یکی از آن‌ها جایزه جشنواره فجر گرفت و تقدیر شد.

در طول ۴۵ سال فعالیت در سینما و تئاتر علاوه بر کاشف اول (علیرضا داوودنژاد) با فیلم‌های ناصر تقوایی، پوران درخشنده، داریوش مهرجویی، علی حاتمی و کارگردانان جوان هم بازی کرد. با شوخ‌طبعی و صدای خوشی که داشت در هر محیط هنری پذیرفته و مقبول بود.

درگذشتش حتی کسانی که او را جدی نگرفته بودند، به سوگواری کشاند.

اجتماع تنهایان

نمایشگاه آثار سایه منصور با عنوان «اجتماع تنهایی» در گالری شریف برپا بود.

نقاش در گفت‌و‌گو با هنرآنلاین با بیان اینکه ۳۲ اثر با تکنیک رنگ روغن روی مقوا در این مجموعه به نمایش درآمده، گفت: این آثار را در طول یک سال و نیم گذشته کار کردم و ایده آن در واقع پخته شده ایده‌ای است که از زمان پایان‌نامه دانشگاهم داشتم. روی عکس‌های خانوادگی کار می‌کردم و به مفهوم فردیت و جمع می‌پرداختم. زمانی که این مجموعه را نقاشی می‌کردم قصدی برای پرداختن به این مسائل نداشتم اما با توجه به دغدغه‌های خودم در زمان کار متوجه شدم در حال دنبال کردن این داستان هستم.

منصور ادامه داد: وقتی فرد در یک جمع قرار می‌گیرد اثری که جمع روی او دارد و اثری که خودش روی جمع می‌گذارد برایم جالب‌ توجه است و در این آثار به شکل‌های مختلف به این مسئله پرداختم. به عنوان مثال تابلویی دارم که همه خانواده بزرگ من در آن دیده می‌شود و انگار فردیت در آن از بین رفته و فقط جمع مطرح می‌شود. در جایی دیگر افراد در کنار هم هستند و طبیعت حذف شده و جایی دیگر طبیعت پررنگ شده و آدم‌ها حذف شده‌اند. به طور کلی هر تصویری که از دوران کودکی تا به حال دیده بودم در این کارها نقش داشته است و دائماً آدم‌ها را حذف و اضافه می‌کردم تا تضاد حسی انسان در مواجهه با مسائل هستی و نیستی و مرگ آگاهی مطرح شود.

یکی از بزرگان ۱۳۱۹ رفت

متولدین سال ۱۳۱۹ هر کدام خصلتی مخصوص دارند و داشتند: بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، احمدرضا احمدی، محمدعلی سپانلو، محمدرضا شجریان و آیدین آغداشلو. یکی از آنان علی گلستانه هفته گذشته بعد از ابتلا به کرونا درگذشت.

گلستانه چنان که نزدیکان و هنرمندان گفته و نوشته‌اند از بسیاری از خصلت‌ها برخوردار بود که وی را متمایز می‌ساخت. سادگی و پرهیز از غرور و خود بزرگ‌بینی از مهم‌ترین‌ها بود.

او ۱۳۵۱ از دانشکده هنرهای زیبای تهران مدرک کارشناسی نقاشی گرفت. و از دهه چهل به طور حرفه‌ای و مداوم و پیگیر به نقاشی مشغول بود. کاری جز این نمی‌کرد. علی گلستانه نقاشی پرکار بود که از لحاظ تکنیک و محتوا آثار متنوعی دارد.

یکی از منقدان نوشته است که مجموعه آثار طبیعت علی گلستانه او را به شهرت به‌سزایی رساند. او از انتزاع به واقعیت حرکت کرد و در میانه راه جهانی متفاوت از دریافت‌های ساده و اشباع شده ما از جهان اطراف را پدید ‌آورد. گلستانه با تکیه بر تکنیک‌های متفاوت و به چالش کشیدن مفهوم سبک در آثارش از مرزهای دریافتگری و دریافت‌نمایی تا سمبولیسم عبور کرد و به هیچ مرزی پایبند نبود.

کارتون هفته

پاییز در روز جهانی کودک

BBC
پاییز در روز جهانی کودک

بیشتر بخوانید:

فرهنگ و هنر هفته؛ نودولتان نابلد، سکوت حاکم، زهرا در مرز، فیلم های ایرانی در جشنواره‌ها

فرهنگ و هنر هفته؛ پاییز بی شجر، روز صلح با قطع دست و سر، فرهنگ ترس خورده

فرهنگ و هنر هفته؛ همصدایی با همسایه همزبان ، که یار از یار می ترسد، دو فیلم کرد موفق

فرهنگ و هنر هفته؛ مانیفست نوحه‌خوانان، همصدایی با پنجشیر، درد مشترک زنان هنرمند

فرهنگ و هنر هفته؛ در سرگیجه و عذاب، مرگ علامه، دلمرده همسایه

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

ادل می‌گوید در آلبوم جدید، طلاقش را برای پسرش توضیح داده

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۱۶, ۱۴۰۰)

ادل خواننده سرشناس می‌گوید که آلبوم جدیدش را به این دلیل ضبط کرده که به پسر ۹ ساله اش در درک این مساله که چرا پدر و مادرش از هم جدا شدند، کمک کند.

این ستاره موسیقی بریتانیا به نشریه ووگ گفت: “می‌خواستم از طریق این آلبوم موسیقی به او زمانی که در دهه بیست یا سی زندگی اش است، توضیح دهم که چه کسی هستم و چرا داوطلبانه تمام زندگی او را به قیمت خوشحالی خودم پاره پاره کردم.”

او اضافه کرد: “این مساله گاهی او را خیلی ناراحت می‌کرد. و این یک زخم واقعی است برای من؛ زخمی که نمی‌دانم آیا هرگز می‌تواند بهبود یابد.”

این خواننده ۳۳ ساله موسیقی پاپ، دو مصاحبه جداگانه با نسخه بریتانیایی و آمریکایی نشریه ووگ داشته؛ اولین مصاحبه بعد از ۵ سال و در آستانه انتشار چهارمین آلبوم خود.

نام این آلبوم ۳۰ خواهد بود، سنی که او با سایمون کانکی، که مدتهای مدید دوست و شریک زندگی او بود، ازدواج کرد و پس از مدتی از او جدا شد.

ادل گفت: “همه زندگی ام تکه تکه شد و من هیچ هشداری در این باره نگرفته بودم.” او تایید کرد که “ضامن نارنجک را کشیده” و آن را به میان زندگی زناشویی‌اش انداخته است.

سه روز پیش، سه‌شنبه او بخش کوچکی از یکی از آهنگ‌های آلبوم جدیدش را که قرار است جمعه هفته آینده، ۱۵ اکتبر به بازار عرضه شود، منتشر کرد. “بر من آسان بگیر” عنوان این آهنگ بود.

آدل خواننده بریتانیایی

Reuters

او توضیح می‌دهد: “این اولین آهنگی بود که برای این آلبوم نوشتم. بعد از آن برای مدت ۶ ماه چیزی ننوشتم چون فکر می‌کردم که خوب همه آنچه را که می‌خواستم گفتم.”

ادل می‌گوید که وقتی شروع به کار روی بقیه آلبوم کرده، موسیقی برای او به روشی تبدیل شد تا به وسیله آن بتواند مسائلی را برای زمانی که پسرش آنجلو بزرگتر شد، توضیح دهد.

ادل گفت که یکی از آهنگ ها را که مجله ووگ آن را “آهنگی کاملا برای قطع یک رابطه” توصیف کرده درباره “همه آن چیزهایی بوده که اتفاق افتاده است.”

ادل اضافه می‌کند: “اما می‌خواستم این آهنگ در این آلبوم باشد تا به آنجلو نشان بدهم که انتظار دارم او در آینده با شریک زندگی‌اش، چه زن باشد چه مرد یا هر چیز دیگر، چطور رفتار کند.”

با وجود برخی گزارش‌ها درباره اینکه ادل و سایمون کانکی، مخفیانه در سال ۲۰۱۶ ازدواج کرده بودند، او به نشریه ووگ گفت که ازدواج آنها در سال ۲۰۱۸ انجام شده بود.

ادل گفت: “زمان بندی که رسانه ها از رابطه من و ازدواج من ارائه می‌دهند، کاملا اشتباه است. وقتی ۳۰ ساله بودم، ما ازدواج کردیم و بعد من او را ترک کردم.”

او نگفت که ازدواج آنها چقدر طول کشید اما گفت: “زیاد طولانی نبود.” ادل در سال ۲۰۱۹ درخواست جدایی داده بود.

ادل و سایمون کانکی

Getty Images
ادل و سایمون کانکی پیش از ازدواج در سال ۲۰۱۸ سال‌ها با هم زندگی می‌کردند

او توضیح داد: “آن زندگی دیگه برای من مناسب نبود. نمی‌خواستم مثل بسیاری از افرادی که می‌شناختم به پایان برسم. من بدبخت بدبخت نبودم اما اگر خودم را در اولویت قرار نمی‌دادم، بدبخت می‌شدم. اما خب، هیچ اتفاق بد یا چیزی شبیه آن بین ما رخ نداد.”

در حال حاضر سایمون کانکی در نزدیکی خانه همسر سابقش زندگی می‌کند و هر دو آنها به طور مشترک مسئولیت سرپرستی از پسرشان آنجلو را بر عهده دارند.

او در مصاحبه با مجله ووگ گفت: “اگر بتوانم دلیل اینکه زندگی زناشویی را ترک کردم و با وجود اینکه آنجلو را بسیار ناراحت کردم به دنبال خوشبختی خودم رفتم، پیدا کنم و اگر بتوانم خوشبخت بشوم و آنجلو من را در شادکامی ببیند، شاید بتوانم خودم را به خاطر این کار ببخشم.”

بیرحمانه ترین حرفها

در این مصاحبه، این خواننده همچنین به موضوع کم کردن وزن خود و حرف‌هایی که پس از انتشار عکس‌هایش بعد از لاغری در اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی مطرح شد، اشاره کرد.

او گفت: “بدن من همیشه در تمام طول دوران کاری مورد توجه بوده. این فقط الان نیست. من می‌فهمم که چرا برای یک عده تعجب آور بود. می‌فهمم که چرا بخصوص بعضی از زنان را ناراحت کرد. از نظر تصویر ظاهری من نماینده تعداد زیادی از زنان بودم. اما حالا هم من همان آدم هستم.”

ادل افزود: “بیرحمانه ترین صحبت‌ها توسط زنان در مورد شکل بدن من انجام شد. خیلی ناامیدکننده بود. احساسات من را به شدت جریحه‌دار کرد.”

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است