Connect with us

بی بی سی فارسی

‘الاکلنگ‌های صورتی’ بین دیوار مرزی آمریکا و مکزیک؛ برنده جایزه طراحی سال ۲۰۲۰

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: ژانویه 20, 2021)
الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

در حالی که معمولا دیوارها برای دور نگهداشتن مردم از هم طراحی می‌شوند، طراحی و نصب این الاکلنگ‌ها توانسته است مردم دو سمت مرز مکزیک و آمریکا را به هم نزدیک کند.

حالا این الاکلنگ‌ها که “دیوار تیتر-توتر” (دیوار الاکلنگ) نام دارد، جایزه سال ۲۰۲۰ “طراحی بیزلی” را، که توسط موزه طراحی لندن برگزار می‌شود، بعنوان طرح سال به خود اختصاص داده است.

الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

این الاکلنگ‌ها در بین بخش‌هایی از دیوار مرزی آمریکا و مکزیک نصب شده‌اند و به مردم هر دو کشور امکان می‌دهند تا با هم الاگلنگ بازی کنند.

الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

این الاکلنگ‌ها را رونالد رائل و ویرجینیا فراتلو در منطقه آناپرا در شهر سیوداد خوارس در مکزیک نصب کردند. اگرچه این الاکلنگ‌ها فقط به مدت ۲۰ دقیقه آنجا نصب بودند، فیلم‌های ویدیویی که نشان می‌دادند مردم از آنها استفاده می‌کنند، در فضای مجازی دست به دست می‌گشتند و به اشتراک گذاشته می‌شدند.

الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

سازندگان این الاکلنگ‌ها، ۱۰ سال را صرف این پروژه کرده و گفته‌اند که می‌خواهند در مورد مسئله مرز “کاملا رک و پوست‌کنده اما با استفاده از طنز و مزاح” صحبت کنند.

الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

تیم مارلو، مدیر اجرایی و سرپرست موزه طراحی لندن که این جایزه را اهدا کرد، گفت “دیوار تیتر-توتر (دیوار الاکلنگ) راه‌های جدید ارتباط انسانی را ترویج و تشویق می‌کند. این یک یادآوری مبتکرانه و تکان‌دهنده است که چگونه بشر می‌تواند از نیروهایی که می‌کوشند ما را از هم جدا کنند، عبور کند”.

الاکلنگ 'دیوار تیتر-توتر' (دیوار الاکلنگ) در دیوار مرزی آمریکا و مکزیک

AFP

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

آیا خط سیریلیک سرنوشت تاجیکان را رقم می‌زند؟

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: فوریه 26, 2021)
خط

Getty Images

در آستانه سده نوِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند که بمرور در وبسایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر می‌شوند.

در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

n

Getty Images

رسانه، پیام است. این جمله معروف مارشال مک‌لوهان (۱۹۱۱-۱۹۸۰)، که زمانی استاد مرکز مطالعات رسانه‌ای ترونتو و نظریه‌پرداز ارتباطات بود، در گفتمان رسانه‌شناسی امروز همچنان تاثیرات بارزی دارد. عبارت “دهکده جهانی” را هم که امروزها زیاد به کار می‌رود، او ابداع کرده است. او دهکده جهانی را ماحصل توسعه رسانه و ابزارهای ارتباطاتی می‌داند که زندگی اجتماعی و فرهنگ بشری را تغییر داده‌است.

“رسانه، پیام استِ” او این پیام را دربر دارد که رسانه، سرنوشت انسانهای امروزی را رقم می‌زند و زندگی اجتماعی را تغییر می‌دهد. پیام یا محتوای رسانه از نظر او چندان مهم نیست، بلکه خود رسانه یا وسیله و ابزار ارتباط مهم است. یعنی ابزار محتوا را هم تعیین می‌کند، یا به عبارت دیگر، نوع رسانه محتوایش را شکل می‌دهد و این رسانه است که جوامع و زندگی بشری را متحول می‌کند.

بسیاری این اندیشهٔ مک‌لوهان را نوعی جبرگرایی در فناوری می‌دانند. جبرگرایی خود مفهومی بسیار کهن است، یعنی تن دادن به سرنوشت یا قضا و قدر، بدان معنا که انسان هیچ‌کاره است و هرچه بر سرش می‌آید، از قبل رقم خورده و معلول علتهایی است خارج از دست و توانایی انسان. جبرگرایی در فناوری به این معناست که فناوری، سرنوشت جامعه‌های انسانی را رقم می‌زند و انسانها منفعلانه به سمتی می‌روند که فناوری، آنها را می‌کشاند.

جبرگرایی در فناوری

جبرگرایی در فناوری البته به قرن نوردهم میلادی برمی‌گردد و آفرینندهٔ این اصطلاح تورستین وِبلِن، جامعه‌شناس و اقتصاددان آمریکایی پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم است. اگرچه نخستین دیدگاه جبرگرایانه در فناوری به فیلسوف آلمانی کارل مارکس نسبت داده می‌شود که می‌گفت ابزار تولید یا فناوری تولیدی، زندگی انسانها و جامعه را تغییر می‌دهد. از آنجا که رسانه هم به نحوی ابزار است و ابزار تولید هم هست، به‌ویژه وسیله تولید و انتقال یا انتشار فکر یا اطلاع، پس می‌توان گفت که در این زمینه مارکس و وبلن و مَک‌لوهان تا حدی هم‌نظر بوده‌اند.

مارشال مک‌لوهان

Getty Images
مارشال مک‌لوهان

پیروان مارکس در شوروی، مانند لنین و استالین، به نقش رسانه خوب واقف بودند. این سخن لنین که گفته “از میان همهٔ هنرها مهم‌ترین آنها برای ما سینما است”، در شوروی زبانزد خاص و عام بود. یعنی می‌شد از راه رسانه بر ذهن و روح توده‌ها رسوخ کرد. البته تاثیر مطبوعات یا رسانه چاپی هم در شکل‌گیری انقلاب روسیه چشمگیر بود.

یکی از انواع رسانه یا ابزار ارتباطی که مقامهای شوروی بیش از هر نوع دیگر دستکاری‌اش کردند، خط یا الفبا بود. آنها معتقد بودند که خط لاتینی وسیله ارتباطی موثری برای پیشرفت و همین طور جهانی‌شدن انقلاب رنج‌بران است. خط سریلیک روسی و به‌ویژه خطهای مردمان مسلمان قلمرو شوروی را که بر پایه الفباهای عربی و فارسی ابداع شده بود، مانع انقلاب و عامل بقای نظام کهنه می‌دانستند.

در آغاز اگرچه قرار بود خط سیریلیک روسی هم جای خود را به لاتینی بدهد، ولی به گفته ولادیمیر آلپاتوف، مدیر پژوهشگاه زبان‌شناسی فرهنگستان روسیه، در اوایل دهه ۱۹۳۰ استالین مانع لانینی شدن زبان روسی شد، چون ظاهرا دیگر به جهان‌گیری انقلاب باور نداشت و به فکر انزوای دولت شوروی از غرب و جهان سرمایه‌داری بود.

تورستین وِبلِن

Getty Images
تورستین وِبلِن

ولی رسم‌الخط مردمان مسلمان شوروی را در اواخر دهه ۱۹۲۰ به لاتین و بعد در دهه ۱۹۴۰ به سریلیک تبدیل کردند. در این میان، اول خط لاتینی و بعد خط سیریلیک جایگزین الفبای فارسی تاجیکان شد، چون دولت شوروی در صدد کاهش یا از میان بردن نفوذ این زبان تاثیرگزار در بخش اعظمی از قلمروش بود.

گسسته از گذشته

در تبدیل خط تاجیکان، مردم و یا طبقه روشنفکر محلی هیج تقشی یا رأیی نداشتند، اگرچه بسیاری از آنها منفعلانه فقط تصمیمات صادرشده از کرملین را تبلیغ وترویج می‌کردند. اما شوروی تا حدی موفق شد با این راه زندگی و شیوهٔ تفکر و حتی فرهنگ مردم را عوض کند. نسل جدید از میراث و آثار کهن خود گسسته و و بی‌بهره شد و اکنون هم بسیاری از فارسی‌زبانان فرارود به‌سختی آثار گذشتگان را درک می‌کنند.

تبدیل خط بر زبان و شیوهٔ گفتار فرارودیان هم تاثیر ژرفی گذاشت؛ ساختار بیان را بهم زد و معناهای بسیاری از واژگان تحریف شد و بسیاری از کلمات و ترکیبهای زبان فارسی در فرارود غنای خود را از دست داد که خود بحث مفصلی است.

پیریلیک

Getty Images

با فروپاشی شوروی برخی از جماهیر پیشین آن برای کاهش نفوذ فرهنگی و سیاسی روسیه به اقداماتی مانند تبدیل خط دست زدند. اما در تاجیکستان اگرچه بسیاری از روشنفکران مانند محمدجان شکوری، لایق شیرعلی، کمال عینی، محمد عاصمی و غیره خواستار دوباره بر مسند نشاندن خط پارسی بودند، ولی جنگ داخلی دهه ۱۹۹۰ از دستیابی به این آرمان مانع شد و گفتمان تبدیل خط را کمرنگ کرد.

دولت امامعلی رحمان که با پشتبانی روسیه و ازبکستان روی کار آمد، از همان آغاز، مخالفت خود را با تبدیل خط برملا ساخت و نوشته‌های پارسی را از آویزه‌ها و سردرِ مغازه و دکانهای شهر دوشنبه برچید. در سال‌های اخیر هم، اگرچه گفتمان تبدیل خط در تاجیکستان دوباره گرم شده، ولی مقامها بارها اعلام کرده‌اند که دولت به فکر گذار به خط سنتی تاجیکان یا به اصطلاح خط نیاکان نیست.

در برابر این، بحث گذار به خط فارسی بیشتر جنبهٔ مجازی گرفته؛ به این معنا که این بحث اکنون از صفحهٔ نشریه‌ها به فضای مجازی که هنوز از سیطره دولت و مقامها بیرون است، جهش کرده‌است. طرفداران خط سیریلیک بیشتر کارمندان دانشگاهها و موسسات تحت فرمان دولت تاجیکستان هستند، در حالی که کوششگران گزار به خط پارسی، یا افرادی مستقل هستند یا بیشتر در خارج به سر می‌برند.

شگفت این که در میان فرهنگیان داخل تاجیکستان شمار کسانی که خواستار گذار به خط فارسی هستند نیز کم نیست، ولی صدای آنها چندان رسا به گوش نمی‌رسد و بیشتر سعی می‌کنند وارد این مباحث نشوند. این بحثها بیشتر جنبه‌های سیاسی، فرهنگی و خودشناسی دارد و به جنبهٔ فناوری آن کمتر توجه می‌شود.

عصر دیجیتال

فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ با انقلابی جهانی در زمینه فناوری رایانه و ارتباطات همراه بود. این زمانی بود که شبکهٔ جهانی اینترنت وارد زندگی مردم شد و تمدن بشری را دگرگون کرد. اینترنت خود رسانه یا ابزاری ارتباطی است که انواع مختلفی از رسانه‌ها یا ابزارهای دیگر را دربر دارد. طبیعی است که خط هم به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی میان مردم به جزئی از بدنه شبکهٔ جهانی تبدیل شد.

چون فناوری نوین بیشتر و پیشتر از هرجای دیگری در جهان غرب به وجود آمد، این امر در ورود رسم‌الخط و الفباهای مختلف به فضای مجازی هم تاثیرگذار بود. فناوری‌های اینترنتی بیشتر با در نطر گرفتن خط و الفباهای رایج در غرب که غالباً مبتنی بر خط لاتینی است، ساخته شده‌اند. در این میان خط سیریلیک با چالشهای زیادی روبرو بود و هرچند در سه دههٔ اخیر بسیاری از مشکلات آن رفع شده، به گفتهٔ پژوهشگران، برخی از این مشکلات سر جای خود باقی مانده‌است.

این وضع باعث شده که بسیاری از مردمان سیریلیک‌نویس، مانند روس‌ها و اوکراینی‌ها و بولغاری‌ها مجبور باشند در مواردی پیامها یا مطالب خود را به خط لاتینی بنویسند. حتی امروز صفحه‌کلید روسی توانایی رفع برخی از مشکلات در نوشتار روسی را ندارد. خط سیریلیک تاجیکی که گاه پیریلیک (پارسی سیریلیک) خوانده می‌شود، از همان آغاز در ورود به جهان مجازی پای لنگی داشته است. کاربرد آن امروز هم فراگیر نشده است.

مجسمه رودکی در دوشنبه

Getty Images
مجسمه رودکی در دوشنبه

خط سیریلیک تاجیکی تفاوت‌هایی با خط روسی دارد. مثلاً شش حرف الفبای تاجیکی برای بیان آواهای خاص زبان فارسی، ج، ق، ه یا ح، غ، ی (یای وصلی یا یای نسبت) و واو مجهول، این الفبا را با الفبای روسی متمایز می‌کند. ولی به دلیل عدم دسترسی به الفبای تاجیکی در سامانه‌ها یا برنامه‌های رایانه‌ای، بسیاری از تاجیکان در فضای مجازی ترجیح می‌دهند به زبان روسی بنویسند یا اگر به فارسی بنویسند، از همان خط سیریلیک روسی استفاده می‌کنند که حروف “تاجیکی” ندارد.

غول‌پیکر چگونه گل‌پیکر شد؟

یادم هست اوایل دهه ۲۰۰۰، وقتی که برای بی‌بی‌سی فارسی در دوشنبه کار می‌کردم، مجبور بودیم به دلیل نبود الفبای سیریلیک پارسی در اینترنت مطالبی را در تارنمای فارسی بی‌بی‌سی به خط روسی منتشر کنیم. باری در یک مطلبی فارسی واژه “غول‌پیکر” را که برای شرکتهای بزرگ به کار رفته بود، وقتی به خط سیریلیک روسی برگرداندم، تبدیل به “گل‌پیکر” شد، چون خط روسی حرفهايی برای غ و واو مجهول ندارد.

اگرچه امروز این مشکل تا اندازه‌ای رفع شده و الفبای سیریلیک پارسی در سامانهٔ یونی‌کد موجود است، هنوز هم در تاجیکستان بسیاری به جای آن از الفبای روسی بهره می‌برند. برخی از سازمانها و مؤسسات دولتی و حتی شرکتهای مخابراتی تاجیکستان پیامهای خود را به مشتریان به الفبای روسی می‌نگارند. مثلاً یکی از دوستان چنین پیامی از یک بانک گرفته: “مشتری مخترم! انتکال شما با نظام دسترس روان کرده شد. رکم انتکال:… ملبگ…” یا پیام دیگری: “مشتری مخترم! انتکال شما با موفکیت به انتکال‌گیرنده پراخت کرده شد…”

یعنی اینجا “مخترم” به جای “محترم”، “انتکال” به جای “انتقال”، “رکم” به جای “رقم” و “ملبگ” به جای “مبلغ” آمده‌است. بدین ترتیب بسیاری به جای “هر” “خر”، به جای “جای” “چای”، به جای “جنگ” “چنگ”، به جای “قلب” “کلب”، به جای “جاه” “چاه”، به جای “جهالت” “چخالت”، به جای “قیر” “کیر”، به جای “رحمان” “رخمان”، به جای “بهار” “بخار”، و به جای “هفته” هم “خفته” می‌نویسند که معمولاً خنده‌دار از آب درمی‌آید.

موزونه عبدالرحمان، متخصص رایانه و اینترنت در تاجیکستان، می‌گوید علت این مشکل شاید این باشد که حروف معیار سیریلیک تاجیکی در سیستم ویندوز قبلا نبود و تازه در سالهای اخیر پیدا شده است: “قبلا بنا بر نبودن حروف استاندارد، کاربران از حروف غیراستاندارد استفاده می‌کردند. با این حروف مشکلاتی پیش می‌آید. وقت لازم است که مردم با کاربرد حروف استاندارد خو بگیرند. در کارگزاری مؤسسات دولتی شریفت (قلم) غیراستانداردی مورد استفاده قرار دارد. وقتی ما متنی از یک مؤسسه دولتی دریافت می‌کنیم، رایانه ما حروف آن را نمی‌خواند.”

به گفتهٔ خانم عبدالرحمان، حروف سیریلیک تاجیکی در برنامه‌های ویندوز از نسل هفت به بعد وجود دارد ولی بسیاری در تاجیکستان همچنان از رایانه‌ها یا برنامه‌های قدیمی استفاده می‌کنند. این مشکل در بسیاری از تلفنهای همراه هم به دید می‌آید. بسیاری در تاجیکستان به تلفن هوشمند دسترسی ندارند یا توان خریداری آن را ندارند.

تنبلی یا خط ناکارآمد؟

برخی دیگر از صاحب‌نظران به این وضعیت می‌گویند “تنبلی”. یکی از دوستان که نخواست نامش را ببرم، می‌گوید برای فعال ساختن حروف سیریلیک فارسی در تلفن همراه “سه کلیک کافی است.” به نظر او “بسیاری أصلاً به فکر زبان مادری نیستند و ترجیح می‌دهند به روسی بنویسند. با خط سیریلیک زبان ما ممکن است از میان برود، چون دولت پشتیبان زبان نیست و شرایطی برای حفظ و ترویج آن وجود ندارد. کسی مجبور نیست که آن را بیاموزد یا از آن کار بگیرد.”

مشکل خط پیریلیک فقط به پیام‌رسانی محدود نمی‌شود. از مشکلات اصلی، کم‌چینی یا فقدان مطالب و محتوا به این خط در فضای مجازی است. شهرت قدرتف حقوقدان تاجیک که نام خود را در صفحهٔ فیسبوکی‌اش به الفبای روسی ثبت کرده، می‌گوید تلفن او حروف سیریلیک تاجیکی ندارد و مجبور است از حروف روسی استفاده کند: “در تاجیکستان اندک رسانه‌ای هست که به خط سیریلیک تاجیکی مطالبی انتشار دهد. به همین دلیل من اخبار تازه را بیشتر از شبکه‌های روسی دریافت می‌کنم. کتابها در باره مسائل سیاسی، حقوقی و اقتصادی به زبان تاجیکی نیست. اگر باشد هم، بغایت اندک است و آنها هم ترجمه‌هایی با کیفیت بد از زبان روسی هستند.”

“در سی سال گذشته حکومت نتوانست برای مؤسسات آموزش عالی کتابهای تاجیکی فراهم سازد. دانشمندان ما خودشان هم به زبان ما کتاب نمی‌نویسند. من بارها در بارهٔ انتخابات، مطالبی به زبان تاجیکی جستجو کردم ولی نیافتم. مطالب طبی را هم نمی‌شود پیدا کرد. همه به زبان روسی است ولی به زبان ما نیست.”

فضای خالی از محتوا

اگر کسانی مثل شهرت قدرتف مجبورند برای مطالعهٔ کُتُب و مطالب علمی به تارنماهای روسی روی آورند، کسانی چون باباجان شفیع، کارمند کتابخانهٔ ملی تاجیکستان که خط فارسی بلد است، به دنبال منابع دیجیتال فارسی می‌روند.

وی می‌گوید: “فضای مجازی به خط سیریلیک تاجیکی اصلاً چیزی ندارد. می‌شود گفت که تاجیکان هنوز وارد این فضا نشده‌اند. شخصاً من که انگلیسی نمی‌دانم، اگر به دنبال مطلبی باشم، حتماً به فارسی می‌جویم و مطالب فراوانی به فارسی پیدا می‌کنم. منابع کافی به خط سیریلیک فارسی در شبکهٔ جهانی وجود ندارد.”

مروری گذرا در جستجوگر گوگل این حرفها را ثابت می‌کند. اگر شما عبارت “شهر بخارا” را در گوگل به خط فارسی بنویسید، بیش از ۵۵ هزار نتیجه پیش چشمتان می‌گذارد. حالا همین عبارت را به سیریلیک بنویسید، نتیجه ۱۱ هزار است ولی اغلب این مطالب به زبان ازبکی و روسی و حتی انگلیسی است و در این میان مطالبی به زبان به اصطلاح “تاجیکی” کمتر پیدا می‌کنید. به همین شیوه می توان عبارت “فیزیک هسته‌ای” را به خط پارسی جستجو کرد و بیش از دو میلیون و ۳۰۰ هزار نتیجه گرفت، در حالی که جستجوی این عبارت به خط سیریلیک تاجیکی فقط ۲۶۱ نتیجه می دهد.

این مشکل بویژه در مورد واژه‌هایی محسوس است که وام‌گرفته از زبان روسی هستند و نوشت آنها نیز به شکل روسی در میان تاجیکان رایج است. مثلا اگر نام کرونا را به خط پیریلیک به شیوه روسی بنویسید، آنگونه که رسانه‌های تاجیکستان می‌نویسند، گاه حتی یک مطلب به اصطلاح “تاجیکی” هم گیرتان نمی‌آید.

فردوس اعظم، از شاعران جوان تاجیک که اشعار خود را بیشتر به خط فارسی در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند، می‌گوید خوانندگان شعر او به خط پیریلیک بغایت کم هستند و ۹۷ درصد مخاطتبان اشعارش از فارسی‌زبانان ایران و افغانستانند. اشعار او بیشتر در صفحات و گروههای فارسی‌زبان همرسانی می‌شود.

وی می‌افزاید: “من شاید از اولین کسانی باشم که شعرهایم را به خط فارسی نشر می‌کنم. قبلا فقط به فارسی نشر می‌کردم ولی بعضی دوستان خواهش کردند که به پیریلیک هم گذارم. در تلگرامم که نزدیک ۱۰۰۰ نفر خواننده دارد ۹۵ درصد فارسی‌زبانان ایران و افغانستان هستند. در اینستاگرام که حدود ۵۰۰۰ دنبال‌کننده دارم، تاجیکستانیها خیلی کمند. زیر غزل آخرم ۵۰۰ نفر پسند گذاشتند که از میان اینها شمار تاجیکستانیها به ۸۰ نفر هم نمی‌رسد.”

این‌جاست که به درک چرایی بحث‌های طرفداران و مخالفان گذار به خط فارسی در تاجیکستان می‌رسیم. طرفداران خط فارسی معتقدند که گذار به این خط با فراهم ساختن منابع فراوان علمی و ادبی در فضای مجازی، دروازه‌ٔ بازار بزرگی را برای تولیدات ادبی و هنری تاجیکستان در کشورهای همسایهٔ ایران و افغانستان باز می‌کند. در حالی که مخالفان خط فارسی نگران تاثیراتی هستند که ممکن است ارتباط با جهان فارسی‌زبان در شیوهٔ زندگی و افکار مردم تاجیکستان برجای گذارد.

تاجیکستان

Getty Images

انزوا و استبداد

حالا ممکن است بپرسید این مسایل به بحث جبرگرایی در فناوری که مقدمه‌ای طولانی بر آن نوشتم، چه ربطی دارد؟ ربطتش این است که این مفهوم که من چندان علاقه‌ و اعتقادی به آن ندارم، در زندگی مردم تاجیکستان یا فارسی‌زبانان فرارود تاثیر گسترده‌ای دارد. یعنی تاجیکان منفعلانه تن به رسانه یا ابزاری ارتباطی داده‌اند که چندان کاربردی نیست و این ابزار هم آنها را هرچه بیشتر و بیشتر منزوی کرده است.

یکی از همکاران انگلیسی‌ام که سالها پیش برای تشکیل یک دورهٔ آموزشی برای روزنامه‌نگاران محلی به دوشنبه رفته بود، می‌گفت به نظر می‌رسد تاجیکان در بحران هویت به سر می‌برند. آنها دانش زبان روسی را از دست داده‌اند، خط فارسی را هم نیاموخنه‌اند، انگلیسی هم نمی‌دانند و این وسط سردرگم مانده‌اند.

بدین ترتیب، خط تحمیلی پیریلیک سرنوشت تاجیکان را طی یک قرن گذشته رقم زده و احتمالاً دهساله‌های دیگر نیز رقم خواهد زد؛ مگر این که اتفاقی نامناظره بیفتد.

دولت تاجیکستان که بارزترین نمونهٔ یک نظام استبدادی در عصر دیجیتال است، از هر گونه تغییر و تحول بیم دارد و از همان آغاز همه سعی خود را کرده تا رسانه‌ها و ابزارهای ارتباطی را در سیطره خود نگه دارد. از جمله تبدیل خط را هم برای موجودیت خود زیانبار می‌داند، چون ممکن است باعث دسترسی مردم به اطلاعات و منابع تازه شود و به بیداری و ناخوشنودی عمومی دامن زند.

امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان، خود را “پیشوای ملت” اعلام کرده‌است. دستگاه تبلیغات دولتی او را نجات‌دهنده معرفی می‌کند و بر تاریخ گذشته، چه شوروی و چه پیشاشوروی، خط بطلان می‌کشد. کیش شخصیت او فقط در وضعیت موجود می‌تواند معنا داشته باشد. یعنی این خط پیریلیک بوده که تاجیکان را تبدیل به “ملت” کرده و این ملت در برهه‌ای از زمان دچار مصیبت شده و پیشوایی آمده و نجاتش داده‌است.

بر پایهٔ نظریهٔ مک‌لوهان، تبدیل رسانه یا ابزار ارتباطی می‌تواند زندگی مردم و سامانهٔ فرهنگی و اجتماعی را تغییر دهد. پس می‌توان به این نتیجه رسید که تبدیل خط و ایجاد پیوند قویتر با تاجیکان و فارسی‌زبانان برون‌مرزی ممکن است هویت تاجیکان را متحول سازد و در اندک مدتی کیش شخصیت را نیز درهم کوبد: این، درست همان است که حکومت نمی‌خواهد.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

یگانه‌گی روش املای زبان فارسی دری در افغانستان یک نیاز جدّی‌ست

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: فوریه 24, 2021)
خط

Getty Images

در آستانه سده نوِ خورشیدی در مجموعه نوشتارهایی به موضوع خط فارسی و دگرگونی‌های آن در دوران معاصر- در اینجا به معنای بعد از ورود چاپ- و همچنین به چالش‌های پیش روی خط فارسی در روزگار دیجیتال، فضای مجازی و شبکه اجتماعی، پرداخته می‌شود. صاحب‌نظران، کارشناسان و پژوهشگران در این نوشتارها با رویکردهای متفاوت و از زاویه‌های مختلف به موضوع خط در حوزه فرهنگی زبان فارسی پرداخته‌اند که بمرور در وبسایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر می‌شوند. در این مجموعه، رسم‌الخط، نقطه‌گذاری و نگارش نویسندگان حفظ شده‌اند.

n

Getty Images

هرچند خود الفبای کنونی زبان فارسی دری دشواری‌ها و چالش‌های ویژۀ خود را دارد و در آن برخی از آواها در میان واژه‌ها شکلی برای نوشتن ندارند و نیز شماری از آواها و واج‌های صدادار ناهم‌گون با حرف‌ها و شکل‌هایی هم‌گون نوشته می‌شوند و به همین‌گونه شکل‌ گسستۀ یک حرف و شکل‌های پیوستۀ آن در آغاز، وسط و انجام یک کلمه از هم متفاوت اند و برخی از حرف‌ها هم در کلمه‌هایی واحد با حرف‌های مابعد و یا ماقبل خود پیوست‌ناپذیراند؛ امّا آن‌چه که به عنوان روش املای این زبان مطرح است همیشه از آغاز پیدایش این زبان و نگارش آن به این رسم‌الخط، واحد و یک‌سان نبوده است. اختلاف در املای زبان فارسی دری بیش‌ترینه برخاسته از چه‌گونه‌گی نگارش پیوسته‌ یا گسستۀ اجزای واژه‌های ترکیبی، پیش‌وندها، پس‌وندها، حرف‌های ربط، عطف و نشانه‌های دستوری و نحوی و صرفی است.

پیشینۀ روش املای زبان فارسی دری در افغانستان و کوشش‌ها در راستای یک‌سان‌سازی آن:

در گذشته‌ها در متن‌های دست‌نویس زبان فارسی دری نیز یگانه‌گی در روش در افغانستان یا سرزمین‌های دیگر فارسی‌زبان وجود نداشت و هر خطّاط و خوش‌نویسی به ذوق خود می‌نوشت و پس از پیدایش صنعت چاپ نیز این چندگونه‌گی در روش املا، هم در کتاب‌ها و هم در رسانه‌های نوشتاری، هم‌چنان ادامه یافت. در خورد یادکرد است که در تاریخ معاصر افغانستان کوشش‌هایی از سوی شماری از استادان گسترۀ زبان و ادبیّات فارسی دری، مانند استاد قاری عبدالله، استاد عبدالحق بیتاب، دکتر عبدالاحمد جاوید، دکتر محمّدرحیم الهام، عبدالله افغانی‌نویس، نکهت سعیدی، دکتر روان فرهادی، عبدالحبیب حمیدی، عمر زاهدی، عین‌الدّین نصر و دیگران در بخش دستور زبان و درست‌نویسی انجام داده شدند و از جمله دکترجاوید جزوۀ درسی “بحث انتقادی بر املا و انشای فارسی” را در سال ۱۳۳۰ هجری خورشیدی نوشت که در مجموع، این کارها در این برهۀ تاریخی از ارزش فراوانی برخوردار بودند.

گام بنیادین در زمینۀ یک‌سان‌سازی روش املای زبان فارسی دری و نشانه‌گذاری‌ها در افغانستان در سال ۱۳۶۳ با نشر و پخش جزوه‌یی به نام “روش املای زبان دری” توسّط اتحادیّۀ نویسنده‌گان گذاشته شد. این جزوه به کوشش پویا فاریابی در ۵۶ صفحه به قطع رقعی با شماره‌گان ده‌ هزار و یکصد نسخه در چاپ‌خانۀ وزارت تعلیم و تربیّۀ افغانستان در کابل به چاپ رسیده و دربرگیرندۀ مقدّمه‌یی به قلم دستگیر پنجشیری، رئیس اتّحادیّۀ نویسنده‌گان، و پیش‌گفتاری دربارۀ الفبای زبان فارسی دری و دو بخش: دربارۀ املا و دربارۀ نشانه‌گذاری، بود. کار طرح و تدوین این روش توسّط کمیسیونی متشکّل از استادان دانش‌گاه کابل، دانش‌مندان آکادمی علوم و اعضای فنّی اتّحادیّۀ نویسنده‌گان که اعضای اصلی آن دکتر عبدالاحمد جاوید، دکتر محمّدرحیم الهام، محمّدعمر زاهدی، استاد واصف باختری، استاد اعظم رهنورد زریاب، لطیف ناظمی، پویا فاریابی و اعضای مشاور آن استاد عبدالحی حبیبی، سرور همایون و رضا مایل هروی بودند از سال ۱۳۶۱ مدّت سه سال را در بر گرفت.

این روش دربرگیرندۀ نکته‌هایی مهمّی برای یک‌سان‌سازی نوشتار زبان فارسی دری بود. به گونۀ نمونه در آن کتاب پیش‌نهاد شده بود که پس از واژه‌های مختوم به حرف‌های صدادار “الف” و “و” در صورتی که در حالت مضاف، موصوف یا منسوب قرار بگیرند یک “ی” و در واژه‌های مختوم به “ه” غیر ملفوظ در چنین حالت‌ها بر بالای “ه” نشانۀ “ء” افزوده شود، هرگاه با واژه‌های مختوم به “ه” غیر ملفوظ پسوند یا واژه‌یی دیگر بیاید “ه” غیر ملفوظ حذف نمی‌شود: مانند “زنده‌گی”، “پرنده‌گان”، “تشنه‌وار”، “نامه‌رسان” و غیره، واژه‌های ترکیبی را تا حد ممکن باید پیوست باهم بنویسند و نیز پسینۀ “را” و حرف‌های ربط “که” و “به” را جدا بنویسند و به همین‌گونه نشانۀ جمع (ها) را پیوست بنویسند. این روش نوشتاری در مجلّۀ “ژوندن” و نشریّۀ “قلم”، ارگان‌های نشراتی انجمن نویسنده‌گان افغانستان، و نیز در نشریّه‌های دولتی آن وقت رعایت می‌شد. البته این روش املا، ریشۀ تاریخی نیز دارد و در بعضی از نسخه‌های خطّی نیز مثلاً “زنده‌گی” و “تابنده‌گی” و امثال آن‌ها را به همین سیاق نوشته اند.

school

Getty Images

نقش نهادهای مسؤول دولتی افغانستان در تعیین املای یگانه برای زبان فارسی دری

آن‌گونه که دیده می‌شود نهادهای مسؤول دولتی افغانستان از گذشته‌ها تا ام‌روز هیچ‌گونه برنامه و راه‌کاری در زمینۀ یک‌سان‌سازی روش املای زبان فارسی دری نداشته اند و امّا دانش‌مندان و نویسنده‌گانی که در این نهادها از جمله در وزارت‌های آموزش و پرورش، وزارت آموزش‌های عالی و آکادمی علوم کار می‌کردند به این مسأله هرگز بی‌توجّه نبوده اند و ما گواه کارهای ماندگار انفرادی یا جمعی آنان در این زمینه بوده ایم. با آن‌هم پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از نشر و پخش جزوۀ “روش املای زبان دری” پذیرفتۀ اتّحادیّۀ نویسنده‌گان، از قرار معلوم در این اواخر انستیتوت زبان و ادب دری آکادمی علوم افغانستان در نظر دارد باز هم یک روش تازۀ املا را برای زبان فارسی دری با مشورۀ اهل خبره وضع کند و نیز کار نگارش و تدوین فرهنگ معاصر زبان فارسی دری را روی دست دارد و به همین‌گونه وزارت معارف هم در سال گذشته اعلام کرده است که برای معیاری‌سازی املا در زبان‌های فارسی دری و پشتو به هم‌کاری نهادهای مسؤول دیگری چون وزارت اطّلاعات و فرهنگ، آکادمی علوم، دانش‌گاه‌های کابل و تعلیم و تربیّه و دارالمعلمین سیّد جمال‌الدّین افغان دست به کار شود و امّا تا جایی که معلوم است در وزارت اطّلاعات و فرهنگ در این زمینه هیچ حرکتی مشهود نیست.

فارسی

BBC

آشفته‌گی نوشتار در مطبوعات و مراسلات اداری ام‌روزی افغانستان

متأسّفانه ام‌روز شیوۀ نوشتار در رسانه‌ها و کتاب‌ها و مراسلات اداری در افغانستان بسیار آشفته است، تا جایی که نمی‌توان گفت شیوۀ غالب کدام شیوه است؟ افزون از ناهم‌سانی‌های املایی در واژه‌های فارسی دری، ناهم‌گونی‌هایی در کاربرد ساختارهای دستوری زبان عربی و در نگارش واژه‌های دخیل از زبان‌‌های اروپایی در زبان فارسی دری و نشانه‌گذاری‌ها و پاراگرف‌بندی‌ها نیز مشکل‌ساز اند.

در برخی از کتاب‌ها و رسانه‌های نوشتاری شیوۀ نگارش رسمی کشور ایران را به کار می‌بندند و در بعضی از نوشته‌ها هنوز هم از روش املای پذیرفتۀ اتحادیّۀ نویسنده‌گان کار می‌گیرند، امّا بسیاری‌ها کدام روش ویژه‌یی را دنبال نمی‌کنند.

با پیدایش خطّ کامپیوتری، روش تازه‌یی هم از سوی برخی از نهادهای فرهنگی و ادبی کاربرد یافته است. در این روش، جای پیوست‌نوشتن‌های واژه‌های ترکیبی را گذاشتنِ نیم‌فاصله در بین اجزای آن واژه‌ها گرفته است و آن کلمه‌ها و حرف‌هایی را که باید جدا می‌نوشتند با گذاشتن یک فاصله پیش و یک فاصله پس از آن‌ها می‌نویسند و در نقطه‌گذاری هم اصولی را در نظر می‌گیرند که با معیارهای جهانی نوشتار مطابقت دارند. آن گونه که دیده می‌شود، کاربرد این روش تا جایی امیدوارکننده است، امّا تا زمانی که از سوی نهادهای مسؤول، یک روش یک‌سان برای املای زبان فارسی دری وضع نگردد و کاربرد آن روش از سوی دولت، سراسری نشود مشکل چندگانه‌گی روش املا هم‌چنان ادامه خواهد داشت.

فارسی

BBC

آسیب‌شناسی چندگانه‌گی املا و پیش‌نهادها برای یگانه‌گی آن

ناهم‌سانی‌های موجود در نگارش واژه‌ها در زبان فارسی دری می‌توانند آسیب‌های فراوانی را به این زبان که قلم‌رو گسترده‌یی در منطقه دارد وارد سازند. این ناهم‌سانی‌ها به تدریج در کلّیت زبان تأثیر منفی خود را به‌جا خواهند گذاشت. یکی از آسیب‌هایی که چندگانه‌گی املا در زبان فارسی دری می‌تواند داشته باشد در گسترۀ آموزش نوشتن و خواندن این زبان، هم برای گوینده‌گان آن و هم برای دیگران، است. آسیب مهمّ دیگرِ ناشی از ناهم‌گونی روش املا، مشکل‌آفرینی در یافتن مطلبی به‌وسیلۀ سامانه‌های جست‌وجوگر اینترنتی است و از همه مهم‌تر این که چندگانه‌گی املایی می‌تواند برای خواندن یک متن نیز مشکل‌ساز باشد.

برای هم‌سان‌سازی املای زبان فارسی دری کاری که باید در گام نخست انجام داد، ایجاد یک فرهنگستان زبان از سوی دولت افغانستان خواهد بود. با پی‌ریزی چنین نهادی افزون بر این که برای پدیده‌های نو واژه‌های مناسب نوی گذاشته خواهد شد، برنامه‌های مناسبی در زمینه‌های بالنده‌گی و باروری زبان و درست‌نویسی و نیز سراسری‌ساختن روش یگانۀ نگارش از طریق نشریّه‌های نوشتاری و کتاب‌ها، ریخته خواهند شد. تا ایجاد فرهنگستان زبان، عجالتاً انستیتوت زبان و ادب فارسی دری که در چارچوب آکادمی علوم افغانستان فعالیّت دارد نیز می‌تواند به این مسألۀ حیاتی و سرنوشت‌ساز برای زبان فارسی دری، بپردازد.

پس از تدوین روش یگانۀ املا، پایه‌گذاری ساختارهایی برای ویراستاری در بن‌گاه‌های نشراتی و اداره‌های نشریّه‌های چاپی نیز امری ضروری برای رعایت، تعمیم و نهادینه‌سازی یگانه‌گی روش املا در سطح کشور خواهد بود. متأسّفانه در افغانستان هم در قانون رسانه‌های همه‌گانی و هم در طرزالعمل تأسیس و ثبت رسانه‌ها و نهادهای رسانه‌یی به جز از صاحب امتیاز و مدیر مسؤول از ویراستار سخنی به میان نیامده است و در ساختار نشریّه‌های دولتی افغانستان نیز کدام سمّتی به نام ویراستار وجود ندارد و در این‌جا تنها به موجودیّت مصحح بسنده شده است، در حالی که کار یک مصحح صرف مقابلۀ متن قابل چاپ با نسخۀ اصلی آن است و کار ویراستار، کاستن و افزودن در متن، سازگارساختن متن با معیارهای علمی موضوع آن و یک‌دست‌سازی متن از نگاه شیوۀ نگارش و کابرد درست نشانه‌ها و امثال این‌ها و فراتر از کار یک مصحح است.

و آخرین پیش‌نهاد برای از میان‌برداشتن تفاوت‌ها در املای زبان فارسی دری و رسیدن به یک روش یگانۀ املایی این است که نهادهای ذی‌ربط مسؤول با راه‌اندازی گفت‌مان‌های علمی دانش‌مندان زبان و ادبیّات کشور بکوشند تا بربنیاد بافت‌های اصلی دستور زبان به پیش‌کش یک روش هم‌سان و یگانۀ املا برای کتاب‌های درسی، بن‌گاه‌های نشراتی و رسانه‌های چاپی و نیز نامه‌ها، اسناد و مراسلات رسمی اداری کشور به توافق برسند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

‘مرد دیوانه’ کنار ‘جیغ’؛ راز نوشته مخفی شاهکار مونک آشکار شد

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: فوریه 22, 2021)

آزمایش‌هایی که با امواج مادون قرمز انجام شد، رمز جمله نوشته شده در گوشه تابلوی جیغ، شاهکار ادوارد مونک، هنرمند نروژی را آشکار کرد.

وجود جمله‌ای کوتاه که به سختی قابل مشاهده است در گوشه یکی از معروف‌ترین آثار هنری بشر، موجب بروز گمانه‌زنی‌های متفاوتی در دنیای هنر شده بود.

در گوشه سمت چپ و بالای تابلوی جیغ با مداد نوشته شده است: “فقط یک دیوانه می‌تواند این را کشیده شده باشد.”

تحقیقاتی که موزه ملی نروژ انجام داده، نشان می‌دهد که این جمله را خود نقاش نوشته است.

نقاشی اصلی که اولین بار سال ۱۸۹۳ در اسلو -شهر محل اقامت مونک که آن زمان کریستیانیا نامیده می‌شد- نمایش داده شد، تبدیل به نمادی رادیکال و بدون زمان از بیان اضطراب بشر شده است.

فیلم‌های هالیوودی جیغ که در دهه ۱۹۹۰ تولید شد نیز از این اثر الهام گرفته و همین طور یکی از اموجی‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های تلفن همراه دیده می‌شود.

این اثر هنری قرار است سال آینده میلادی در موزه جدیدی در پایتخت نروژ به نمایش گذاشته شود.

منتقدان هنری مدت‌ها بود که شک داشتند آیا این نوشته را خود مونک – که می‌دانیم در دوران زندگی‌اش از مشکلات روانی رنج می‌برده – روی نقاشی نوشته یا بعدها یکی از بازدیدکننده‌های اثر این کار را انجام داده است.

اکنون موزه به این نتیجه رسیده است که نوشته روی نقاشی کار خود مونک است. این نتیجه‌گیری از طریق به کارگیری تکنولوژی جدید و همچنین تحلیل و مقایسه دستخط مونک با نامه‌ها و خاطراتش حاصل شده است.

مای بریت گولنگ، سرپرست موزه گفت: “نوشته بدون شک متعلق به خود مونک است. این نوشته و همین طور اتفاقاتی که سال ۱۸۹۵ هم‌زمان با اولین نمایش تابلو در نروژ رخ داد، همه به یک موضوع اشاره دارند.”

سال ۱۹۹۴ تابلوی جیغ از موزه هنر نروژ دزدیده شد. تابلو سپس از طریق عملیات ماموران مخفی بریتانیایی دوباره پیدا شد.

‘حس عمیق اضطراب’

Norwegian painter Edvard Munch, painting a self-portrait on a beach in Germany in 1907

Getty Images
سال ۱۹۰۷: ادوارد مونک، نقاش نروژی مشغول نقاشی یک خودنگاره در ساحلی در آلمان

این اثر در آن زمان با انتقادات زیادی در جامعه روبرو شد و مردم نیز اظهار نظرهای زیادی در مورد وضعیت روانی مونک کردند.

مونک، طبق آن چیزی که در خاطراتش نوشته است، از این واکنش‌ها به شدت لطمه خورد و به نظر می‌رسد که پس از آن بود که سراغ نقاشی‌اش رفت و آن جمله را به اثر اضافه کرد.

هم پدر و هم خواهر مونک از افسردگی شدید رنج می‌بردند و خود او هم سال ۱۹۰۸ به دنبال یک فروپاشی عصبی در بیمارستان بستری شد.

مادر و خواهر بزرگ این نقاش قبل از این که او ۱۴ ساله شود، مردند و پدرش نیز ۱۲ سال بعد درگذشت. یک خواهر دیگر مونک هم به اختلال دو قطبی مبتلا بود.

مونک در خاطراتش نوشته است: “تا جایی که یادم می‌آید از حس عمیق اضطراب صدمه خورده‌ام؛ حسی که تلاش کرده‌ام آن را در آثارم نشان دهم. بدون این اضطراب و بیماری، من شبیه به یک کشتی بدون سکان می‌شدم.”

تابلوی جیغ همراه برخی دیگر از آثار مونک مانند مدونا، رقص زندگی و خودنگاره با سیگار، از سال ۲۰۲۲ در موزه ملی نروژ به نمایش گذاشته خواهند شد.

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است