Connect with us

بی بی سی فارسی

از هواپیمای اوکراینی تا بزرگ شدن میر: روایت‌هایی از ایران و افغانستان در جشنواره شفیلد

Avatar

منتشر شده

 در

(Last Updated On: ژوئن 10, 2021)

جشنواره بین‌المللی مستند شفیلد امسال در تاریخ ۴ تا ۱۳ ماه ژوئن (۱۴ تا ۲۳ خرداد) به دو صورت حضوری در سینما و آنلاین در برگزار می‌شود. ترکیب نمایش در سالن سینما و به‌صورت آنلاین تا حدی توانسته است جنبه‌های مثبت هر دو نوع نمایش فیلم را حفظ کند. اگر اقبال حضور در شفیلد را در زمان جشنواره نداشته باشید، امکان نمایش بیشتر فیلم‌ها برای مدت محدود سه روز به‌صورت اینترنتی هم وجود دارد. برنامه امسال جشنواره ترکیبی است از فیلم‌هایی که برای عموم جذاب هستند و فیلم‌های نیمه بلند و کوتاهی در بخش‌های جانبی که شیوه‌های تجربی‌تری برای بیان موضوع خود در پیش‌گرفته‌اند.

‘الناز جان’، فیلمی از زندگی همسر یکی از قربانیان هواپیمای اوکراینی

امسال دو فیلم ایرانی در بخش‌های خارج از مسابقه جشنواره حضور دارند. فیلم ” الناز جان ” در بخش” جنبش‌ها” نمایش داده شد. این بخش به فیلم‌هایی اختصاص داده‌شده که به موضوع مقاومت و مبارزات اجتماعی از کشورهای مختلف پرداخته‌اند.”الناز جان” به کارگردانی مانیا اکبری روایت جواد سلیمانی، همسر الناز نبی، یکی از مسافران پرواز هواپیمایی اکراین است که با شلیک موشک سپاه پاسداران سرنگون شد و همه سرنشینانش کشته شدند.

فیلم، زندگی جواد سلیمانی را در کانادا پس از فاجعه از دست دادن همسرش در این پرواز به تصویر می‌کشد. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی از مکان‌های و لحظه‌هایی که جواد و الناز در زندگی دانشجویی خود در انتاریو داشته‌اند تلاش می‌کند جنبه‌های شخصی‌تری نسبت روایت رسانه‌ها از این فاجعه به مخاطب بدهد.

فیلم لحظه‌های از دورهمی‌های ایرانیان دور از وطن را که به قول یکی از مهمانان ناگهان احساس امنیت خود را ازدست‌داده‌اند نمایش می‌دهد. آن‌ها هرچند در ظاهر به رقص و کباب خوردن مشغول‌اند، اما هنوز از هجوم این فاجعه شوکه‌اند. وقتی جواد لحظات سهمگین مواجه‌شدن با تنها قسمت قابل‌تشخیص از بدن همسرش (دست‌های در هم مشت شده) و میز پر از میوه و شیرینی‌ای که دادستان و همکارانش در پزشک قانونی پشت آن نشسته‌اند را بازگو می‌کند، ما او را در کنار دریاچه آرامی در کانادا می‌بینیم. آرامش دریاچه و طبیعت چشم‌نواز کانادا و مرور خاطرات دردناک جواد، تضادی عمیق دارند.” الناز جان” تصویر یک فاجعه است، وقتی داغ شخصی و گروهی تازه است اما مجال عمیق شدن در لایه‌هایی که با گذر زمان نمایان می‌شوند و زبان پخته‌تری که آن را بیان کند، پیدا نکرده است.

https://www.youtube.com/watch?v=XNOatWvVtPw

‘یک تصویر و دو برداشت’، جستجوی تاریخ نفت ایران در آرشیو بی پی

این فیلم به کارگردانی ساناز سهرابی در ظاهر روایت نفت در ایران با استفاده از تصاویری آرشیوی کمپانی نفت انگلیس و ایران است.

فیلم با تصویرهایی کمتر دیده شده از آرشیو عکس‌های شرکت بی پی ساخته شده و خانم سهرابی ماجرای تلاش‌هایش برای دسترسی به آرشیو و اسکن عکس‌ها را شرح می‌دهد. اما این عکس‌ها برای کارگردان جنبه‌ای شخصی هم دارد. او می‌کوشد میان عکس‌های شرکت بی‌پی از کارگران ایرانی، چهره پدربزرگش که برای شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان نجار کار می‌کرد را پیدا کند.

خانم سهرابی احساس مواجه با این آرشیو را روی تصاویر کارگران بومی که لوله‌های نفت را نصب می‌کنند توضیح می‌دهد. ” ضربان قلب بالا می‌رود. ذرات معلقی که از ورق زدن آلبوم‌ها به هوا می‌رود و بویی از آن‌ها به مشام می‌رسد با لذت به درون می‌کشد.” در ادامه فیلم، همچنان که عکس‌ها لایه به لایه روی‌هم قرار می‌گیرند، روایت‌های شفاهی از اقوام خانم سهرابی جنبه‌های شخصی‌تر داستان را به روایت تاریخ اضافه می‌کنند. فیلم در ادامه به تاثیر صنعت نفت به گسترش سینما در جنوب ایران و در نهایت تاثیر آن بر جریان فیلم‌سازی و موج نو سینمای ایران می‌پردازد. این فیلم حاصل پژوهش ۴ ساله خانم سهرابی است. در کنار لایه‌های مضمونی، کارگردان به‌عنوان هنرمند تجسمی برخورد خلاقانه‌ای در استفاده از تصاویر آرشیوی دارد. ” یک تصویر و دو برداشت ” در کنار فیلم “میزبان “ساخته میراندا پنل در سال ۲۰۱۶ که روایت فیلم‌ساز از دورانی که پدرش در کمپانی نفت در ایران کار می‌کرد است، می‌تواند دوگانه جذابی از دو نوع نگاه تاریخی که هر دو از آرشیوهای بی پی استفاده کرده‌اند شکل دهد. یک نگاه از بیرون و یک نگاه از درون.

یکی دیگر از جنبه‌های متفاوت این فیلم شروع آن با تصویر ثابت یک سنگ‌قبر است که روی آن نقشه سوریه و یک چاه نفت حک‌شده است.

سنگ‌قبر متعلق به جیمز منهال، کاشف نفتی اهل ایلینوی در آمریکا است که در سال ۱۹۴۹ مسئولیت کشف نفت در سوریه تازه مستقل شده به او سپرده شد. او عاقبت در ۱۹۵۶ موفق به کشف نفت در سوریه شد اما در ۱۹۵۸ با تأسیس جمهوری عربی، حفاری‌های او متوقف و تجهیزاتش مصادره شد. وقتی در ۱۹۷۴ منهال درگذشت، نقشه سوریه و چاه نفت بر سنگ‌قبرش حک می‌شود.

خانم سهرابی در گفتار متن فیلم می‌گوید شاید بتوان این سنگ‌قبر را به عنوان مدرکی تاریخی در نظر گرفت. او در ادامه این سؤال را مطرح می‌کند که ” آیا تصمیم منهال به بازسازی نقشه سوریه و چاه نفت بر سنگ‌قبرش، آخرین تلاش او برای تصاحب تاریخی است که به او تعلق نداشت؟”. سهرابی به‌این‌ترتیب یکی از لایه‌های اصلی فیلم را به بیننده معرفی می‌کند: رابطه قدرت و تصویر. آنکه قدرتمندتر است توانایی ثبت و خلق تصویر برای کسب منافع و توجیه خود دارد و وقتی این تصاویر به آرشیو بدل می‌شوند، رابطه قدرت همچنان بر جا می‌ماند.

‘کودکی من ، کشور من’، روایت زندگی میر

این فیلم نماینده کشور افغانستان در جشنواره شفیلد است. ایده اصلی این فیلم از “بچگی” اثر ریچارد لینکلیتر است که این داستان را به نوعی دیگر در افغانستان بازسازی می‌کند.

“کودکی من ، کشور من”، به کارگردانی مشترک فیل گربسکی و شعیب شریفی روایت زندگی واقعی یک کودک تا بزرگسالی او است.

فیلم زندگی میر، پسر هفت ساله پر شر و شوری را دنبال می‌کند که بار اول او را در کنار مجسمه‌های تازه تخریب شده بودا در بامیان می‌بینیم. فیلم زندگی او را در طول مراحل مختلف زندگی تا زمانی که خودش تشکیل خانواده می‌دهد دنبال می‌کند.

او در آخر تصمیم می‌گیرد وارد حرفه فیلمبرداری خبری در کابل شود. این فیلم در کنار روایت ۲۰ سال زندگی شخصیت اصلی‌اش تلاش می‌کند تصویری از آنچه در این دو دهه در افغانستان گذشته است را بازگو کند. کارگردانان این فیلم پیش از این داستان یک دهه زندگی میر را درفیلم ” پسری به نام میر: ده سال افغانستان ” نمایش داده بودند.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

هفته هنر و فرهنگ؛ سفرنامه شادگان، شب‌های کارون و مرگ یک رویا

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: جولای 26, 2021)

هفته خوزستان بود، فریاد آب آب از سرزمین گرم و پرآب بلند، در حاشیه بزرگ‌ترین رود کشور. گاهی صدای گلوله‌ای بر تلخی خبر افزود و آه از نهاد هر چه شاعر و نقاش و هنرمند بود بلند کرد. دنیای مجازی غوغا کرد با تصاویر زنده‌ای که می‌رسید و شعارها ثبت تاریخ شد. فریاد همراهی خشمگینانه از دیگر نقاط کشور هم کم کمک رسید. درست در همین لحظات جاری شدن آب در زاینده‌رود و شادمانی اصفهانی‌ها، نوحه همدلی یزدیان هم در حاشیه خبرها بود. تا ستاد مبارزه با کرونا جلو افتاد و شش روز تعطیلی تهران و تهرانی‌ها، هزاران اتومبیل را راهی “شمال” کرد. کارشناسان می‌گویند این یعنی یک موج تازه از کرونا.

در میان‌ فریادهای برخاسته از کناره‌های کارون، تصویر شورش‌های خیابانی هاوانا هم می‌رسید، هوا گرم، شرجی و افشای خستگی مردم از حکومت انقلابی کاسترو. آن‌ها ۲۰ سالی قبل از ایران انقلاب کردند.

همزمان با هفته خوزستان، آمار کشتگان کرونا برخلاف انتظار و وعده دولتمردان مدام رو به افزایش گذاشت، این خود درد بود. خبر درگذشت رزا افتخاری همراه قدیمی خانم شهلا شرکت در مجله زنان، آن هم در آمریکا و بعد از جدالی سخت با سرطان غم‌افزا شد، درست هفته‌ای بعد از شکست حمیدرضا صدر از همان خرچنگ، او هم در آمریکا. در این کنار فقط مانده است آرزوی رهایی عباس معروفی قصه‌نویس صاحب سبک از پنجه‌های سرطانی که در سرش پیچیده است.

هنر در فغان خوزستان

تراژدی خوزستان، فرهنگ و هنر را نیز به حرکت آورد. صدای فغان موسیقی اول از همایون شجریان برخاست، در پایان هر اجرای نمایش‌‌ها ذکری از این مصیبت شد. نقاشان و کارتونیست‌ها نیز همراه شدند. خوزستان تنها نماند.

سیزده سال پس از قتل فجیع محمد مختاری، شعری به خط او از ماهنامه وزن دنیا بلند شد و در فضای مجازی گشت، انگار محمد می‌دانست. چنان‌که سعید حجاریان، محمد دیگر (محمد جهان‌آرا) را به یاد آورد و خطاب به او نوشت: ممد کاش بودی و می‌دیدی… در جنگ هشت‌ساله خوزستانی‌ها بر سر خاک، مقابل گلوله‌های روبرو ایستادند اما الان بر سر آب، به گلوله‌های پشت سر فکر می‌کنند…

هیلا صدیقی که از نوجوانی صدای ستم‌دیدگان بوده است، همراه با تصویر، دردنامه شهریور ۹۷ خود را باز خواند و هادی خرسندی شاعر بلندآوازه طنزپرداز معاصر در چند بیت درد تشنگی و گرما خرماپزان را سرود. در بخشی از سفرنامه کوتاه شادگان آمده است:

لوله داریم تا لوله!

ز فلاحیه می‌رفتم به اهوازبدیدم مردمی با غصه دمسازهمه خشکیده لب، با دیده ترفرود دست‌ها بر سینه و سرجوانی دیدم آنجا تیر خوردهکلامی داشت بر لب تا نمرده:چرا آبی نمی‌آمد ز لوله؟ولی از لوله می‌آمد گلوله

زینب فرجی در شعری با عنوان هجای خونین، شرایط را در ماهنامه وزن دنیا تصویر کرده است:

چگونه آخر شاهنامه خوش باشدوقتی رؤیای تازه‌ای برای شکفتن نیستماهی را به دریا برگردانو در این متن صخره‌ای باشچرا که موج‌ها به بیمارستان برده‌اند ماه راروی تخت شماره‌ی سهساعت سه‌بار زنگ می‌زندزنیآبستن لحظه‌ی شادمانی رسیدن و نرسیدن بود

پیمان طالبی در شعری بلند از غم خوزستان گفته است و در نهایت سروده:

شیخ یک شب نشسته بر منبرخواست تا روضه را کند آغازگفت:«در کربلا…» یکی پرسید:کربلای عراق یا اهواز؟آی مردم! چرا یکی ز شمابر سر شمر‌ها نمی‌غرّد؟بخدا گر کسی بیارد آبدست او را کسی نمی‌برّد!

مریم محبوب شاعر هم در استقبال همپای جلوداران – سرود روزهای جنگ – قصیده‌ای سروده که در نهایت به این‌جا می‌رسد:

« تنگ است ما را خانه ، تنگ است ای برادربر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر»تا کی ز درد قدس اینسان آه و ناله اینجا فرو رفتند سرها در زبالهالجار ثم الدار هم اندازه داردبیگانه را تیمار هم اندازه داردجایی که تاریک است و خانه در ظلام است فانوس بردن سوی مسجدها حرام است

شباهت های ایران و کوبا

BBC

پایان کوبای قهرمان

تیتر صفحه اول هفته‌نامه تجارت فرداست با عنوان مرگ یک رویا.

با یک پرسش کوتاه شروع می‌شود: شورش چگونه هاوانا را فرا گرفت؟

پاسخ این است: خیابان‌های هاوانا به دلیل نارضایتی مردم از اوضاع اقتصادی و ضعف دولت در مدیریت بحران کرونا با اعتراض و شورش مواجه است. کوبا که همیشه اصلاحات اقتصادی را به تعویق انداخته، تحریم‌های آمریکا و پاندمی را مسبب وضع موجود می‌داند.

سیاستمداران ما نیز وضعیت بد اقتصاد ایران را به تحریم و کرونا نسبت می‌دهند. وضع موجود نتیجه تحریم و کروناست یا حکمرانی غلط؟

زهرا رستگارمقدم، روزنامه‌نگار با عنوان هور العظیم نوشت: دیگر نمی‌توان گفت که «هورالعظیم» حالش خوش نیست؛ بل هورالعظیم رو به احتضار است. نیزارهای سوخته، بی‌آبی گسترده و تن‌سایی گاومیش‌ها به آب آلوده نشانه مرگی زودرس. هورالعظیم بزرگ‌ترین تالاب مرزی، بین ایران و عراق قرار دارد، دو‌سوم مساحت آن در عراق گسترده است. این تالاب در ایران، از رودخانه کرخه و انشعاب‌های آن تغذیه می‌شود. پوشش آن نی، جگن، لویی و نیلوفر آبی است.

حالا بنشینیم و فاجعه را ببنیم در تلف شدن ماهی‌ها، آب‌تنی گاومیش‌ها در لجن و ردیف نخل‌های لاغر سر به زیر و برهنه انگار در صف تشییع. تلخ است و سخت، اما از دیدن نگریزیم.

خلاف‌های شهر متروک

نویسنده‌اش محمود ‌احدی‌‌نیا و کارگردانش محمدرضا هلال‌زاده است. بازیگران: صادق برقعی، فرید رحمتی، میلاد معیری، مهدی یگانه، نسا یوسفی، حسین کریمی، محسن رضوی‌نیا، علی اسحاقی، سحر بهرامی، علی‌پویا قاسمی، المیرا صارمی و سهیل ناجی.

خاک سفید محله‌ای بود برای بیشتر تهرانی‌ها و مهاجران این شهر ناشناس، محله‌ای متروک و فقیر اما راه ورودش از شمال شهر به آن جلوه‌ای می‌داد از دور.. شهری که هر از چندی قتلی در آن رخ می‌داد و پلیس که می‌رسید صدای بوق ماشینش بلند می‌شد، انگار همه‌چیز آماده بود. زود قاتل سوار ماشین چشمکزن می‌شد و قصه تمام. بجه‌های ریز و درشت در خیابان و زنی آن گوشه گریه می‌کرد.

حالا این محله موضوع نمایشنامه‌ای است. روایتی از باندهای قاچاق و توزیع مواد مخدر و خلافکاران در منطقه‌ای در تهران که بارها نام آن، با “اراذل و اوباش” و خلاف‌کارانش، تیتر خبرها بوده و ویژگی‌های منطقه‌ای خودش را دارد. قصه نمایش تسویه حساب داخلی باندی است که با وجود رابطه خانوادگی، به حذف و قتل رسیده‌اند. در عین آنکه زیر و بم‌های این کشمکش در طی اجرا، به روشن‌سازی ماجرا می‌پردازد، خرده روایت‌های دیگری نیز در این میان طرح می‌شود که قصه‌ شخصی کاراکترهای در متن و ریشه در همین معضلات دارد.

نیلوفر ثانی منتقد در هنرنت نوشته: متن با یک شروع ناگهانی، با طرح موضوع اصلی درام یعنی برادرکشی در سطح گردانندگان باندهای مواد آغاز شده و در ادامه وارد فضای مافیایی با زنجیره‌ای از جرائم می شود که سوء‌مصرف، خلاف‌های متعدد و فحشا نیز بدنبال دارد . و تصویری از فلاکت و حقارت انسان را، به حد نهایت، به‌نمایش می‌گذارد.

به نوشته این منتقد: این که قرار است همچنان شاهد چنین داستان‌هایی بر صحنه باشیم، مخاطب را وا می‌دارد که به درک و تحلیل عمیق‌تری از این مواجهه دست بزند اما در اجرای خاک‌سفید، هر چه بیشتر این کنکاش پیش می‌رود، کمتر به محتوای ویژه‌ای می‌رسد.

اما تماشاگران شب‌های نخست نمایش، در تماشای نمایش نکته‌هایی یافته‌اند. بازی خوب بازیگران و آشنا شدن با دنیایی که معمولا کسی به آن آشنا نیست.

اینجا کسی نشسته

گالری نگر یک بار دیگر دل به سودای هنرمندان سپرده و یک نمایشگاه جمعی برپا داشته، برای نشان دادن آثار هانیه دربندی، علی رحیمی و حسین وهابی. نمایشگاه را نام نهاده‌اند اینجا کسی نشسته بود. و به همین سادگی نگاه که به چهره‌های در قاب گرفته هانیه قرار می‌گیرد چندان که می‌لغزد به تابلوهایی رحیمی و وهابی که در اوج هنرمندی است، همین جمله در ذهن می‌چرخد. مگر نه این که کسی این‌جا نشسته بود؟

در خلوت گالری نگر، انگار بر دیوارها کسانی نشسته‌اند که ما با آنان آشنا بوده‌ایم. در دفتر نمایشگاه هم نوشته آمده: اینجا کسی نشسته بود. ردی هست؟ جای کسی خالیست، بر صندلی‌هایی که همه جا هستند، هر نماد تکرارشونده‌ای در متن (نقاشی، شعر،….) مخاطبانش را به سفری می‌برد. این آغاز ‌گفتمان بی‌کلامی است که بین سه رکن «متن»، «هنرمند» و «مخاطب» جاری می‌شود.

در ادامه این متن آمده: صندلی‌ها چه با و چه بدون سوژه‌ی نشسته بر آن‌ها در نمایشگاه حاضر متنی را می‌آفرینند که می‌تواند معنا‌های متنوعی برای «مخاطب» تداعی کند. این صندلی‌ها داستان کسانی است که شاید روزی روی آن‌ها نشسته باشند، این کسان شاید خود ما باشیم.

نمایشی از رنگ‌ها، مواد و هنر

نقاشی‌ها و مجسمه‌های سلمان خوشرو از نیمه تیر روی دیوارهای گالری ایرانشهر بود. خوشرو متولد سال ۱۳۶۲ است و سال‌های ابتدایی زندگی خود را در نیویورک گذرانده. در رشته هنر دیجیتال در دانشگاه ملی استرالیا درس خوانده و شروعش با هنر دیجیتال و انیمیشن بوده و بعد از سال‌ها فعالیت در رشته عکاسی و هنر دیجیتال، در سال ۸۸ به نقاشی رو آورده است. بعد از تجربه‌های رئالیستی به تجربه‌های انتزاعی گرایش پیدا می‌کند.

به نوشته بیانیه نمایشگاه: “تفسیری تازه از شمایل انسان معاصر دغدغه اصلی سلمان خوشرو در این مجموعه آثار است. از آنجا که هر تجسم تازه، امکان خودش را می‌طلبد، او برای دست‌یافتن به این امر دست به بازخوانی دوباره در مفهوم متریال کار هنری‌اش زده است. کار او بیرون کشیدن زندگی از متریالی است که در نگاه اول سخت بی‌جانند و غریبه. آنچه این بداهگی در انباشت رنگ و مواد را سامان می‌دهد بن‌مایه‌های فیگوراتیوی است که او در پیش‌انگاشته‌هایش ذخیره ‌دارد.”

اما فاروق مظلومی در روزنامه ایران نوشته: آنچه در اولین نگاه به نمایشگاه توجه را جلب می‌کند ماده است حتی در آثار نقاشی که در کنار مجسمه‌ها ارایه شده‌اند هنرمند با کمک کاردک تقریبا پهن و تاش‌های بلند توانسته است رنگ و روغن را در پرتره‌هایی انتزاعی و ریتم سریع خودش به کار گیرد. عنصر بعدی موثر در این آثار رنگ است. به‌رغم استفاده از رنگ‌های متنوع و اغلب درخشان، مجموعه آثار با پاپ آرت نسبت پیدا نمی‌کنند.

نقش هفته

از هفته‌های پیشین:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

‘کابل، شهری در باد’ در آپارات

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: جولای 23, 2021)

این هفته در آپارات فیلم ‘کابل، شهری در باد’ ساخته ابوذر امینی به نمایش در‌می‌آید. پس از آن آپارات گفتگویی با کارگردان فیلم خواهد داشت.

درباره فیلم

زندگی یک عضو ارتش افغانستان چگونه است؟ یک راننده مینی‌بوس در این شهر چه حال‌و‌هوایی دارد؟ بچه‌ها در کوچه‌های کابل روزهای‌شان را چطور می‌گذرانند؟ ‘کابل، شهری در باد’ تصویری از حال‌و‌هوای زندگی در این شهر است. ابوذر امینی فیلم‌سازافغانستانی ساکن هلند، در سال ۲۰۱۸ این فیلم را ساخته و با این فیلم جایزه بهترین فیلم از جشنواره فیلم مستند ایدفا، مهمترین جشنواره سینمایی مستند در جهان، را به دست آورده است. ‘کابل، شهری در باد’ در هفتاد جشنواره سینمایی در سراسر جهان به نمایش در آمده و بیست‌و‌پنج جایزه به عنوان فیلم برگزیده برای فیلمسازش به ارمغان آورده است.

ویژگی فیلم

‘کابل، شهری در باد’ ساخته ابوذر امینی، تصویری سینمایی و شاعرانه از زندگی روزمره در کابل است. تماشاگر با دوربین این فیلم‌ساز در خیابان‌های خاکی و بلندی‌های کابل قدم می‌زند و از فاصله‌ای نزدیک زندگی در این شهر را حس می‌کند. در این فیلم گرچه خشونت و جنگ در ذهن شخصیت‌های فیلم حضوری پررنگ دارد و انگار که شخصیت‌ها خودشان و زندگی روزمره را با این روند وفق داده‌اند اما تمرکزی روی رخدادهای خشونت‌آمیز نیست.

درباره کارگردان

ابوذر امینی نویسنده و کارگردان متولد سال ۱۳۶۷ در بهسود افغانستان است. وی دانش‌آموخته دانشگاه هنر آمستردام و کارشناس ارشد کارگردانی مدرسه فیلم لندن است. او همچنین عضو آکادمی فیلم هلند و آکادمی فیلم اروپا است. فیلم‌های او در بسیاری جشنواره‌های جهانی به نمایش در آمده‌اند و آقای امینی با فیلم کابل، شهری در باد ‘ موفق به دریافت جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم مستند ایدفا در سال ۲۰۱۸ و جایزه بهترین سینماگر جوان موسسه فرهنگی شاهزاده برنارد هلند در سال ۲۰۲۰ شده است. از فیلم‌های دیگر او می‌توان به فیلم‌های کوتاه داستانی بهترین روز و کردستان کجاست؟ مستند نیمه بلند روی خط فراموشی و کابلتهرانکابل اشاره کرد.

گفتگوی آپارات – کابل، شهری در باد

گفتگوی آپارات با ابوذر امینی نویسنده و کارگردان فیلم ‘کابل، شهری در باد’ را اینجا ببینید.

زمان پخش برنامه آپارات به وقت ایران و افغانستان :

جمعه ساعت ۲۱:۰۰

شنبه ساعت ۱۱:۰۰

یکشنبه ساعت ۲۴:۰۰

سه‌شنبه ساعت ۱۵:۰۰

چهارشنبه ساعت ۲۴:۰۰

تکرار جمعه ساعت ۰۲:۰۰ بامداد

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.

آرشیو صفحه‌های آپارات

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در کانال بی‌بی‌سی فارسی در یو‌تیوب نیز قابل مشاهده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/bbcpersiantv

می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

کارگردان افتتاحیه و اختتامیه المپیک توکیو یک روز قبل بازی‌ها اخراج شد

Avatar

منتشر شده

در

(Last Updated On: جولای 22, 2021)
المپیک توکیو

Reuters

کنتارو کوبایاشی، کارگردان برنامه‌های هنری افتتاحیه و اختتامیه المپیک ۲۰۲۰ توکیو یک روز مانده به بازی‌ها اخراج شده است.

دلیل اخراج او انتشار ویدئویی قدیمی است که او در آن با کشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم شوخی می‌کند.

سیکو هاشیموتو، سرپرست المپیک ژاپن، انتقاد کرد که این ویدئو “واقعیت‌های تلخ تاریخ را به سخره می‌گیرد.”

با اخراج کنتارو کوبایاشی برگزارکنندگان المپیک در حال بررسی این هستند که مراسم افتتاحیه در روز جمعه را چه طور برگزار کنند.

اخراج کارگردان افتتاحیه تازه‌ترین مورد از مجموعه رسوایی‌ها و جنجال‌هایی است که در مسیر برگزاری المپیک ۲۰۲۰ پیش آمده است.

چند روز پیش یک آهنگساز از تیم برگزاری کنار کشید چون فاش شده بود که در دوران مدرسه هم‌کلاسی‌های معلول خود را آزار می‌داده است.

مردم ژاپن به دلیل نگرانی از افزایش شیوع کرونا مخالفت‌های زیادی را با برگزاری بازی‌ها ابراز کرده‌اند و تا روز پنجشنبه آزمایش کرونای ۹۱ نفر، اعم از ورزشکاران یا دیگر افراد مرتبط با بازی‌ها، مثبت شده است.

کنتارو کوبایاشی

Reuters
تصویری از کنتارو کوبایاشی (چپ) در دست مدیر هنری بازی‌های پارالمپیک

خانم هاشیموتو در بیانیه‌ای گفته: “با توجه به نزدیکی افتتاحیه، ما بابت نگرانی‌هایی که برای افراد دخیل در المپیک پیش می‌آید، و همچنین برای شهروندان توکیو و مردم ژاپن، پوزش می‌خواهیم.”

کنتارو کوبایاشی، که سابقه کار کمدی دارد و به شدت برای شوخی با هولوکاست مورد انتقاد قرار گرفته، در بیانیه‌ای گفته: “سرگرمی نباید به قیمت آزار دیگران تمام شود. من متوجه انتخاب احمقانه کلماتم در گذشته هستم، حرف‌های غلطی بود و از آن پشیمانم.”

این چندمین مورد استعفای این چنین در المپیک توکیو است.

در ماه مارس مدیر هنری بازی‌ها گفت نائومی واتانابه، یک کمدین زن ژاپنی درشت اندام، می‌تواند به عنوان یک “خوک المپیکی” ( Olympig) ظاهر شود. او بعدتر عذرخواهی کرد و از مقامش کنار رفت.

پیشتر هم یوشیرو موری، سرپرست قبلی المپیک به دلیل صحبت‌های ضدزن ناچار به کناره‌گیری شد.

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است