Connect with us

بی بی سی فارسی

از هواپیمای اوکراینی تا بزرگ شدن میر: روایت‌هایی از ایران و افغانستان در جشنواره شفیلد

منتشر شده

 در

(Last Updated On: جوزا ۲۰, ۱۴۰۰)

جشنواره بین‌المللی مستند شفیلد امسال در تاریخ ۴ تا ۱۳ ماه ژوئن (۱۴ تا ۲۳ خرداد) به دو صورت حضوری در سینما و آنلاین در برگزار می‌شود. ترکیب نمایش در سالن سینما و به‌صورت آنلاین تا حدی توانسته است جنبه‌های مثبت هر دو نوع نمایش فیلم را حفظ کند. اگر اقبال حضور در شفیلد را در زمان جشنواره نداشته باشید، امکان نمایش بیشتر فیلم‌ها برای مدت محدود سه روز به‌صورت اینترنتی هم وجود دارد. برنامه امسال جشنواره ترکیبی است از فیلم‌هایی که برای عموم جذاب هستند و فیلم‌های نیمه بلند و کوتاهی در بخش‌های جانبی که شیوه‌های تجربی‌تری برای بیان موضوع خود در پیش‌گرفته‌اند.

‘الناز جان’، فیلمی از زندگی همسر یکی از قربانیان هواپیمای اوکراینی

امسال دو فیلم ایرانی در بخش‌های خارج از مسابقه جشنواره حضور دارند. فیلم ” الناز جان ” در بخش” جنبش‌ها” نمایش داده شد. این بخش به فیلم‌هایی اختصاص داده‌شده که به موضوع مقاومت و مبارزات اجتماعی از کشورهای مختلف پرداخته‌اند.”الناز جان” به کارگردانی مانیا اکبری روایت جواد سلیمانی، همسر الناز نبی، یکی از مسافران پرواز هواپیمایی اکراین است که با شلیک موشک سپاه پاسداران سرنگون شد و همه سرنشینانش کشته شدند.

فیلم، زندگی جواد سلیمانی را در کانادا پس از فاجعه از دست دادن همسرش در این پرواز به تصویر می‌کشد. این فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی از مکان‌های و لحظه‌هایی که جواد و الناز در زندگی دانشجویی خود در انتاریو داشته‌اند تلاش می‌کند جنبه‌های شخصی‌تری نسبت روایت رسانه‌ها از این فاجعه به مخاطب بدهد.

فیلم لحظه‌های از دورهمی‌های ایرانیان دور از وطن را که به قول یکی از مهمانان ناگهان احساس امنیت خود را ازدست‌داده‌اند نمایش می‌دهد. آن‌ها هرچند در ظاهر به رقص و کباب خوردن مشغول‌اند، اما هنوز از هجوم این فاجعه شوکه‌اند. وقتی جواد لحظات سهمگین مواجه‌شدن با تنها قسمت قابل‌تشخیص از بدن همسرش (دست‌های در هم مشت شده) و میز پر از میوه و شیرینی‌ای که دادستان و همکارانش در پزشک قانونی پشت آن نشسته‌اند را بازگو می‌کند، ما او را در کنار دریاچه آرامی در کانادا می‌بینیم. آرامش دریاچه و طبیعت چشم‌نواز کانادا و مرور خاطرات دردناک جواد، تضادی عمیق دارند.” الناز جان” تصویر یک فاجعه است، وقتی داغ شخصی و گروهی تازه است اما مجال عمیق شدن در لایه‌هایی که با گذر زمان نمایان می‌شوند و زبان پخته‌تری که آن را بیان کند، پیدا نکرده است.

https://www.youtube.com/watch?v=XNOatWvVtPw

‘یک تصویر و دو برداشت’، جستجوی تاریخ نفت ایران در آرشیو بی پی

این فیلم به کارگردانی ساناز سهرابی در ظاهر روایت نفت در ایران با استفاده از تصاویری آرشیوی کمپانی نفت انگلیس و ایران است.

فیلم با تصویرهایی کمتر دیده شده از آرشیو عکس‌های شرکت بی پی ساخته شده و خانم سهرابی ماجرای تلاش‌هایش برای دسترسی به آرشیو و اسکن عکس‌ها را شرح می‌دهد. اما این عکس‌ها برای کارگردان جنبه‌ای شخصی هم دارد. او می‌کوشد میان عکس‌های شرکت بی‌پی از کارگران ایرانی، چهره پدربزرگش که برای شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان نجار کار می‌کرد را پیدا کند.

خانم سهرابی احساس مواجه با این آرشیو را روی تصاویر کارگران بومی که لوله‌های نفت را نصب می‌کنند توضیح می‌دهد. ” ضربان قلب بالا می‌رود. ذرات معلقی که از ورق زدن آلبوم‌ها به هوا می‌رود و بویی از آن‌ها به مشام می‌رسد با لذت به درون می‌کشد.” در ادامه فیلم، همچنان که عکس‌ها لایه به لایه روی‌هم قرار می‌گیرند، روایت‌های شفاهی از اقوام خانم سهرابی جنبه‌های شخصی‌تر داستان را به روایت تاریخ اضافه می‌کنند. فیلم در ادامه به تاثیر صنعت نفت به گسترش سینما در جنوب ایران و در نهایت تاثیر آن بر جریان فیلم‌سازی و موج نو سینمای ایران می‌پردازد. این فیلم حاصل پژوهش ۴ ساله خانم سهرابی است. در کنار لایه‌های مضمونی، کارگردان به‌عنوان هنرمند تجسمی برخورد خلاقانه‌ای در استفاده از تصاویر آرشیوی دارد. ” یک تصویر و دو برداشت ” در کنار فیلم “میزبان “ساخته میراندا پنل در سال ۲۰۱۶ که روایت فیلم‌ساز از دورانی که پدرش در کمپانی نفت در ایران کار می‌کرد است، می‌تواند دوگانه جذابی از دو نوع نگاه تاریخی که هر دو از آرشیوهای بی پی استفاده کرده‌اند شکل دهد. یک نگاه از بیرون و یک نگاه از درون.

یکی دیگر از جنبه‌های متفاوت این فیلم شروع آن با تصویر ثابت یک سنگ‌قبر است که روی آن نقشه سوریه و یک چاه نفت حک‌شده است.

سنگ‌قبر متعلق به جیمز منهال، کاشف نفتی اهل ایلینوی در آمریکا است که در سال ۱۹۴۹ مسئولیت کشف نفت در سوریه تازه مستقل شده به او سپرده شد. او عاقبت در ۱۹۵۶ موفق به کشف نفت در سوریه شد اما در ۱۹۵۸ با تأسیس جمهوری عربی، حفاری‌های او متوقف و تجهیزاتش مصادره شد. وقتی در ۱۹۷۴ منهال درگذشت، نقشه سوریه و چاه نفت بر سنگ‌قبرش حک می‌شود.

خانم سهرابی در گفتار متن فیلم می‌گوید شاید بتوان این سنگ‌قبر را به عنوان مدرکی تاریخی در نظر گرفت. او در ادامه این سؤال را مطرح می‌کند که ” آیا تصمیم منهال به بازسازی نقشه سوریه و چاه نفت بر سنگ‌قبرش، آخرین تلاش او برای تصاحب تاریخی است که به او تعلق نداشت؟”. سهرابی به‌این‌ترتیب یکی از لایه‌های اصلی فیلم را به بیننده معرفی می‌کند: رابطه قدرت و تصویر. آنکه قدرتمندتر است توانایی ثبت و خلق تصویر برای کسب منافع و توجیه خود دارد و وقتی این تصاویر به آرشیو بدل می‌شوند، رابطه قدرت همچنان بر جا می‌ماند.

‘کودکی من ، کشور من’، روایت زندگی میر

این فیلم نماینده کشور افغانستان در جشنواره شفیلد است. ایده اصلی این فیلم از “بچگی” اثر ریچارد لینکلیتر است که این داستان را به نوعی دیگر در افغانستان بازسازی می‌کند.

“کودکی من ، کشور من”، به کارگردانی مشترک فیل گربسکی و شعیب شریفی روایت زندگی واقعی یک کودک تا بزرگسالی او است.

فیلم زندگی میر، پسر هفت ساله پر شر و شوری را دنبال می‌کند که بار اول او را در کنار مجسمه‌های تازه تخریب شده بودا در بامیان می‌بینیم. فیلم زندگی او را در طول مراحل مختلف زندگی تا زمانی که خودش تشکیل خانواده می‌دهد دنبال می‌کند.

او در آخر تصمیم می‌گیرد وارد حرفه فیلمبرداری خبری در کابل شود. این فیلم در کنار روایت ۲۰ سال زندگی شخصیت اصلی‌اش تلاش می‌کند تصویری از آنچه در این دو دهه در افغانستان گذشته است را بازگو کند. کارگردانان این فیلم پیش از این داستان یک دهه زندگی میر را درفیلم ” پسری به نام میر: ده سال افغانستان ” نمایش داده بودند.

به خواندن ادامه دهید
اعلانات

بی بی سی فارسی

عکس‌های مخاطبان بی‌بی‌سی با موضوع ‘متروکه’

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۱۹, ۱۴۰۰)

مخاطبان از سراسر دنیا عکس‌های خود را با موضوع “متروکه” برای بی‌بی‌سی ارسال کرده‌اند که تعدادی از آنها را اینجا می‌بینید.

قایق متروکه در ساحل

Chris Bowman
کریس بومن: این قایق سال‌هاست که بخشی دیدنی در ساحل دوون در جنوب بریتانیا است. باد و طوفان به همراه جذر و مد دریا در گذر زمان بدنه قایق را شکسته و آن را عمیق‌تر در ماسه‌ فرو برده است
دوچرخه پوشیده از گیاه

Fran Powell
فرن پاول: شاید این دوچرخه متروکه تلقی نشود اما مطمئناً با معنی واژه متروکه مطابقت دارد، صاحبش بدون مراقبت و توجه مناسب رهایش کرده
دیوار چوبی رنگ باخته

Alysson Iceton
آلیسون آیستن: مثل یک نقاشی، پوسیدگی، رنگ‌های رفته و ساقه‌های مو این انبار قدیمی متروکه را تعریف می‌کنند
قلعه در شب

Oli Louch and Owen Copso
این تصویر قلعه دانستال در نزدیکی ووستر در بریتانیا را اوون کاپسو و اولی لاچ ارسال کرده‌اند،نورپردازی آن با چراغ متصل به پهپاد انجام شده است
تصویر زن و سگش در آینه

Ladka Kurzrock
لادکا کورزروک: این عکس را از بازتاب تصویر خودم و سگم گرفتم در آینه‌ای شکسته. آینه را سگم پیدا کرد و با دیدن عکس خودش در آن شروع به پارس کردن کرد

فولکس قورباغه‌ای

Charlie Curtis
چارلی کرتیس: فولکس قورباغه‌ای متروکه

اسکله برایتون و زوزه باد

Therese Elaine
تریزی الین: اسکله غربی در شهر برایتون
گورستان هواپیما

Chris Fawcett
کریس فاوست: ناوگان جنگنده‌های میگ و یاک خارج از رده که در پایگاه هوایی کوچووا در آلبانی در حال پوسیدن هستند. اینها چند هواپیما از صدها هواپیمایی هستند که اینجا آرامگاه ابدی‌شان شده است
ماشین قدیمی در مزرعه

Keely Pleger
کیلی پلجر: ماشینی قدیمی، رها شده در مزرعه‌، در حال تماشای یک غروب دیگر
کلبه ماهیگیری لب دریا

Amanda Thompson
آماندا تامپسون: یک کلبه ماهیگیری در پوینت‌ریس در کالیفرنیای آمریکا که مدت‌هاست متروکه مانده و آرام آرام در دریا محو می‌شود
اسکله استیتلی

Jim Munday
جیم موندی: بقایای اسکله استیتلی در نزدیکی هارتلپول در بریتانیا هنگام غروب آفتاب
قلعه‌های دریایی متروک مونسل

Andrew Cade
اندرو کید: برجک‌های دریایی متروک مونسل در نزدیکی ساحل ویتستبل در بریتانیا که در جنگ جهانی دوم برای حفاظت از لندن و مصب رود تیمز ساخته شدند، این برجک‌ها در حال پوسیدنند و یادآور دورانی متفاوت
سالن تودهال اینزدیل، ساوثپورت بریتانیا

Vin Osbaldeston
وین اوسبالدستون: این سالن تودهال اینزدیل در ساوثپورت بریتانیا است. زمانی یک کلوپ شبانه پررونق بود اما سالها است که متروک است. شورای شهر سفتن به پل کورتیس، هنرمند خیابانی سرشناس، ماموریت داد این نقاشی دیواری را خلق کند. در این نقاشی نوعی وزغ که در این منطقه فراوان اما در بقیه بریتانیا نادر است خودنمایی می‌کند.
نماد روحیه

Mike Ferguson
مایک فرگوسن: با اینکه به حال خود رها شده، این ساختمان هنوز سرپاست و تسلیم نشده است

همه عکس‌ها مشمول قانون کپی‌رایت هستند.

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

فرهنگ و هنر هفته: سوگ سفر سیاوش، شاعر در خبرگزاری

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۲۰, ۱۴۰۰)
طرح هادی حیدری از شجریان

BBC

هفته دوم پاییز به پیشواز یاد اولین سالگرد سفر سیاوش آواز گذشت. فضای مجازی پر شد از یاد کسی که خود را خاک پای ملت ایران می‌خواند. میز روزنامهفروشان، صفحات فیسبوک و اینستاگرام و تلگرام پر شد از یاد وی. هر کس هر عکسی یادگار داشت و هر هنری داشت با یاد محمدرضا شجریان درآمیخت. اولین سالروز سفرش امروز است.

هفته دوم پاییز، نیمه‌تعطیل، چند مرگ دلسوز در میان هنری مردان رخ داد، روز جهانی کودک بود؛ وقتی هنوز مردم فارسی‌زبان دلنگران دخترانی هستند که در سایه طالبان اذن حضور در مکتب ندارند و گاه عکس‌هایی می‌رسد از معلمانی که خودشان زیر نگاه‌اند و به فردا امید ندارند، اما در خانه‌های گلین و فقیرانه خود، دختران را به تحصیل سواد می‌نشانند. بیهوده نیست که نشریات جهان پر است از گزارش‌ها و عکس‌هایی از دختران جوان افغان و بی‌مکتبی‌شان. کارتون‌های قلمداران بزرگ جهان‌ پر است از ترسیم برقع، در ماموریت دریچه سلول انفرادی.

سکوت انقلابی حاکم بر هنر و فرهنگ، رسانه‌ها، کتاب و مراکز تفریحی و فرهنگی نگرانی‌ها را فزون‌تر کرده، در همین زمان دولت انقلابی وعده ارزان می‌فروشد و گران می‌خرد. در این میان صدای یک شاعر با ده‌ها کتاب بلند شد که می‌پرسید چگونه زندگی باید کرد. خبرگزاری گلایه یک از میلیون‌ها را منتشر کرد. صدا از کس برنخاست.

افغانستان در نشریات فارسی

مجلات هفته، هنری یا اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی، همچنان روی جلدها، مقالات و گزارش‌های اصلی خود را به افغانستان و طالبان مخصوص کرده‌اند. از میان عکس‌هایی که روی جلد مجلات رنگین را پرکرده‌اند، بعضی کارهای آلفرد یعقوب‌زاده است.

ماهنامه فیلم امروز مصاحبه‌ای را منتشر کرده از عالیه عطایی دختر هنرمند و ادیب افغانستانی بزرگ شده در ایران. آلفرد یعقوب‌زاده از معدود عکاسانی است که در کنار تصاویر جنگ، زندگی را به تصویر می‌کشد. قاب دوربین او ما را، فرهنگ ما را، زندگی ما را می‌شناسد. او می‌داند تمام مردان افغانستان جنگجو نیستند، بعضی آواز خوانانند، همه از زن نفرت ندارند و همین‌طور دنیای زنان را با رؤیاهای رنگی‌شان در پس برقع‌ها می‌شناسند؛ لبخندها پشت حصارها.

عالیه شاعر و نویسنده این گفتگو تاکید کرده: «برای من سرشار از دین به عکاسی بود که وطنم را بیش از من به من نشان داده؛ او که در بزنگاه‌های مهم تاریخ ۳۵ ساله چشم امین بر مردمان افغانستان و زاد و روزشان داشته است. تلخی اگر هست از فراوانی جنگ است و شیرینی اگر هست از جان مردمانی که زنده‌اند. گیرم که دنیا دیگر دلش نخواهد باور کند این مردمان هم جان دارند. لنز دوربین او جان را دیده و ثبت کرده است.»

یعقوب‌زاده به مصاحبه‌گر می‌گوید: «من و شما هردو آواره‌ایم .من سی و چند سالی است که از ایران به اروپا رفته‌ام و شما هم چند سال است از افغانستان بیرون آمده‌اید و در ایران زندگی می‌کنید. اولین سفری که به افغانستان داشتم، از پاکستان بود. به مرز تورخم رفتم و از آنجا پیاده به طرف افغانستان به راه افتادم. ریش هم داشتم و لباس افغان تنم بود. به عنوان یک دکتر رفته بودم. به من گفتند با پاکستانی‌ها که فارسی صحبت می‌کنی نگو ایرانی هستی. بگو از هرات آمده‌ای چون زبانتان شبیه هراتی است.»

در این ماندآب؟

کاظم سادات اشکوری، کوچک آدمیزادی نیست، با آن طبع خوش شیرین، با آن نجابت ذاتی و بزرگواری. فغان باید کرد که حال او و زندگی او باید از طریق خبرگزاری به گوش‌ها برسد. همو که بندهایی از اشعارش به روزگاران زمزمه شد.

باید پرسید ای شاعر، در کدام زمان سرودی این بیت‌های دلگیر را. از کجا دیدی که به کجا داریم کشیده می‌شویم. کسی نشنید ناله‌ات را.

قبایل رفتهاند و در بیابانها سواری نیست

در این ماندآب یاری نیست

پلنگی میرمد در بیشه خاموش

و بادی میبرد برگ نحیفی را/ کنار نهر

مرا در پیشه میخوانند و میدانم

در این ماندآب یاری نیست

کاظم سادات اشکوری شاعری است که از آغاز دهه چهل در میان شاعران جا داشت. کسی مانند فریدون مشیری و مانند سایه و مانند شاملو…. سید را شاعر می‌دانستند و در هر خم دیدار از او شعر تازه می‌طلبیدند.

او تابستان در سال ۱۳۱۷ در اشکور، یکی از تکه‌های بهشت گیلان متولد شد. درسخوان بود و اهل ادب. در دیارش ماند و خواند تا برای رسیدن به استادان زمان به تهران آمد و رشته جغرافیای انسانی و اقتصادی را در دانشگاه تهران پایان داد. اینک او خود در میان زندان «جغرافیای انسانی و اقتصادی» در سلولی است انگار.

از سال ۱۳۳۷ که در رشت بود، در مجلات ادبی و صفحات ادبی مجلات عمومی اشعارش خوانده می‌شد. به گفته فریدون مشیری نم جنگل داشت اشعارش. شاملو می‌گفت اگر کاظم سادات شکنجه هم بشود صدایش بر نمی‌خیزد. باید برای شاعر پیام فرستاد که شکنجه شد و سرانجام به فریاد آمد با روحی خسته و بیمار.

ما تهرانی‌های بی‌غم اول بار او را در خوشه دیدیم. زمانی که شاملو سردبیر بود و دفتر خوشه پایگاه شاعران و مسافران شاعر، هر یک با سوغاتی از محل. داشت در حوزه مردم شناسی و فرهنگ عامه کار می‌کرد که بسیاری از آن‌ها چاپ شده است. در همه نشریات معتبر ده‌ها شعرش بود.

در بخشی از مصاحبه خبرگزاری ایسنا، او گفته است: «۴۱ سال است از حقوق مادی و بیمه محروم شده‌ام. قبلا دو سه کتاب درمی‌آوردم و چندرغاز حق تألیف می‌دادند و هفت هشت کتاب ویرایش می‌کردم تا چیزی دستم بیاید. الان این‌ها تعطیل شده‌، هر روز هم که می‌روی چهار قلم وسیله بخری، می‌بینی قیمت‌ها چند برابر شده است. این مسأله‌ بزرگی است. من اهل این کشورم و همه عمرم را در این کشور گذرانده‌ام. ۸۳ سالم است و نمی‌توانم بروم کارگری کنم. کجای دنیا چنین است؟»

مرد صاحب ۴۰ عنوان کتاب و ۱۰ عنوان مانده و چاپ نشده گفته است: «من با کسی و آقایان وزارت ارشاد کاری ندارم زیرا اگر قرار بود کاری کنند، در این ۴۱ سال می‌کردند. فقط چه بسا این توقع را داشته باشم بیایند و کتابخانه من را بخرند. می‌فروشم تا چهار روز دیگر اگر زنده باشم، بتوانم زندگی کنم. آدم باید خیلی روحیه داشته باشد که با این وضعیت گفت‌وگو کرده و دانش و اطلاعاتش را منتقل کند؛ خیلی سخت است».

روزگار از کجا به کجایش برد که برکه‌هایی را که سالیان توصیف کرده بود و بدان عشق ورزیده بود «ماندآب» خواند و از پیش فریاد سر داد که «یاری نیست». نشنیدیم و ندانستیم تا سرانجام دردش را به خبرگزاری گفت.

دلقکی می خواهد جلو جنگ را بگیرد

انجمن نویسندگان مرده یکی از نمایش‌های دیدنی چند هفته اخیر بود. ریشه اصلی نمایش در نمایشنامه یک داستان خیلی خیلی خیلی سیاه نوشته مارتین مک دونا است که البته تغییرات عمده‌ای در آن صورت گرفته. در آن نمایشنامه شخصیت اصلی زنی است که از آینده آمده تا جلو جنگی را بگیرد که قرار است اتفاق بیفتد اما توسط هانس کریستین اندرسون نویسنده دانمارکی زندانی می‌شود. در حالی که در این نمایش به جای شخصیت زن، یک دلقک انتخاب شده است.

خلاصه نمایش این که: دلقکی از آینده آمده تا جلوی فاجعه‌ای را که قرار است اتفاق بیفتد، بگیرد.

نویسنده و کارگردان نمایش معتقد است همه ما در وجودمان یک دلقک پنهان که به دنبال آزادی خواهی و حقیقت طلبی است، داریم. دلقک این نمایش برداشتی از دلقک سیرک و همچنین جوکر است. البته می‌دانیم که جوکر موجودی هرج و مرج‌گرا است اما در این نمایش بر وجهه آزادی‌خواهی و مثبت اندیشی او در جهت حمایت از مردم تاکید شده است.

نویسنده و کارگردان نمایش مجتبی جعفری‌پور است و بازیگران حامد شیخی، علی پیله‌‎ور، مجتبی جعفری‌پور، مصطفی خسروجردی، امیرحسین انصاری، ساغر بهنام، تداعی سعیدی‌فر، علی اسدیان، شاهکار هدایت، ملیکا زاهدی، سارا محبی، سایناز نگاهی‌مقدم، صادق کاوانلویی، نازیلا عظیمی، نوید نوبخت، هانیه توانایی، رویا شیخی، مبینا محمدی، سارا عسگری، ملودی خلیل‌زاده و هستی زمان‌وزیری.

جعفری‌پور یادآور شد: این نمایش از همان فضای گروتسک و فانتزی برخوردار است و بر این نکته تاکید دارد که آدم‌ها ممکن است آن چیزی که نشان می‌دهند، نباشند. در این اجرا شاهد حضور ۴ عروسک آدم فضایی، هیزم‌شکن، عنکبوت و آن ابل هستیم که هر کدام نماینده یکی از درون مایه‌های خود دلقک هستند که حضور آنها و طراحی لباس و گریمشان بر بخش فانتزی اثر بیشتر می‌افزاید.

هویت و جنسیت

تالار این/جا با برپایی نمایشگاه انفرادی مریم کوهستانی، از جمله موفق‌ترین نمایشگاه های پاییزی را امکان داد. عنوان نمایش این بود درون گوشت و استخوان. حاضران هنرشناس با برخورد با مجسمه‌ها به سرعت به معنای این عنوان رسیدند، چنانکه خود اظهارنظر کرده‌اند؛ و بیش از آن که گمان می‌رفت، مقابل مجسمه‌ها تامل کردند.

کیانوش معتقدی، منقد هنری، نوشته: در این مجموعه تاکید کوهستانی بر نوع رابطه خویشتن با خود و دیگری و فقدان مفهوم رابطه در فضایی آکنده از تعلیق است. قطعات مجسمه‌ها این‌بار قابلیت جا‌به‌جا شدن و دستکاری توسط مخاطب را دارند و هر اثر در چیدمانی متفاوت، کنش معنایی تازه‌ای می‌یابد. به‌واسطه همین تمهید است که او با عبور از دو مفهوم «هویت» و «جنسیت»، اشاره‌ای صریح به جایی نامعلوم اما ژرف در پس ذهن‌ مخاطب دارد؛ تجربه‌ای اشتراکی در زمینه فرم و حرکت که ویژگی‌های مدرنیستی مجسمه‌سازی امروز را به ما یادآوری می‌کند، هرچند به شدت بی‌زمان و بی‌مکان است.

در ادامه این تحلیل آمده: آشکارگی بیش از حد سوژه‌ها و بازی‌های خیالی هنرمند، تاکید بر محتوایی است که از گذشته در مجسمه­ های کوهستانی حضور داشته، اما هیچ‌گاه تا این حد صریح نبوده و طرز مواجهه و تلقی‌اش از این «انسان واژه»‌های به کمال نرسیده به نوبه خود عمیق و دراماتیک است؛ چیزی که به روساخت و معنای مدنظر هنرمند وسعت می‌بخشد، انتظام کلی فرم و محتوایی است که نه الزاما از دریچه نقد و نگاهی تکوینی، بلکه در تعاملی حسی و مبتنی بر روایتی شخصی از رابطه هنرمند با تن خود، به منصه ظهور می‌رسد.

‘موطلایی آمریکایی’ زورگو نبود

مرگ ناهنگام، گاه جامعه را به یاد کسانی می‌آورد که از سرکردگان و برجستگان هنری نبوده‌اند، بلکه از عاشقان فیلم یا تئاتر بودند و ماندند در وسط صف.

فتحعلی اویسی، پیش از انقلاب وقتی در سازمان رادیو تلویزیون ظاهر شد به عنوان «جوان بلند قامت و موطلایی» اما اهل فن و خوش‌زبان و مزه‌انداز می‌شناختند، ولی او را در کارهای فنی می‌دیدند و با عشق ساخت فیلم مستند، کارگردانی و برنامه‌سازی و آواز. تا همایون شهنواز وی را برای بازی در سریال دلیران تنگستان برگزید. و نقش افسر خارجی زورگو. همین نقش برایش ماند.

می‌گفتند که از هالیوود آمده و گریگوری پک و مریلین مونرو را درک کرده. اما خودش فقط می‌گفت من در دانشگاه ایالتی تگزاس درس سینما خواندم. بالاخره هم به عشق خود رسید. چند فیلم کارگردانی کرد که به جایی نرسید. نزدیک انقلاب بود و مردم در شور انقلابی. تا این که به دعوت علیرضا داوودی‌نژاد در فیلمی با عنوان قدغن به بازی گرفته شد. اما این فیلم هم مانند جایزه، فیلم دیگری که داوودنژاد با شرکت نصیریان و رشیدی و ایرن ساخته بود، ضربه انقلاب را خورد.

انقلاب شد، از پا نمی‌افتاد، خارج‌برو هم نبود و به شوخی می‌گفت آن‌ها گردن‌کلفت موطلایی خیلی دارند… این‌جا کم‌اند.

بعد از انقلاب وقتی راضی به بازی در فیلم و سریالی شد که مطمئن شد مطابق میل مردم انقلابی و گرفتار جنگ (با عراق) باشد: سربداران ساخته محمدعلی نجفی و سردار جنگل ساخته بهروز افخمی وی و همان نقش سرهنگ خارجی زورگو. در سال های بعد در فیلم های بسیار بازی کرد. چند فیلم هم کارگردانی که یکی از آن‌ها جایزه جشنواره فجر گرفت و تقدیر شد.

در طول ۴۵ سال فعالیت در سینما و تئاتر علاوه بر کاشف اول (علیرضا داوودنژاد) با فیلم‌های ناصر تقوایی، پوران درخشنده، داریوش مهرجویی، علی حاتمی و کارگردانان جوان هم بازی کرد. با شوخ‌طبعی و صدای خوشی که داشت در هر محیط هنری پذیرفته و مقبول بود.

درگذشتش حتی کسانی که او را جدی نگرفته بودند، به سوگواری کشاند.

اجتماع تنهایان

نمایشگاه آثار سایه منصور با عنوان «اجتماع تنهایی» در گالری شریف برپا بود.

نقاش در گفت‌و‌گو با هنرآنلاین با بیان اینکه ۳۲ اثر با تکنیک رنگ روغن روی مقوا در این مجموعه به نمایش درآمده، گفت: این آثار را در طول یک سال و نیم گذشته کار کردم و ایده آن در واقع پخته شده ایده‌ای است که از زمان پایان‌نامه دانشگاهم داشتم. روی عکس‌های خانوادگی کار می‌کردم و به مفهوم فردیت و جمع می‌پرداختم. زمانی که این مجموعه را نقاشی می‌کردم قصدی برای پرداختن به این مسائل نداشتم اما با توجه به دغدغه‌های خودم در زمان کار متوجه شدم در حال دنبال کردن این داستان هستم.

منصور ادامه داد: وقتی فرد در یک جمع قرار می‌گیرد اثری که جمع روی او دارد و اثری که خودش روی جمع می‌گذارد برایم جالب‌ توجه است و در این آثار به شکل‌های مختلف به این مسئله پرداختم. به عنوان مثال تابلویی دارم که همه خانواده بزرگ من در آن دیده می‌شود و انگار فردیت در آن از بین رفته و فقط جمع مطرح می‌شود. در جایی دیگر افراد در کنار هم هستند و طبیعت حذف شده و جایی دیگر طبیعت پررنگ شده و آدم‌ها حذف شده‌اند. به طور کلی هر تصویری که از دوران کودکی تا به حال دیده بودم در این کارها نقش داشته است و دائماً آدم‌ها را حذف و اضافه می‌کردم تا تضاد حسی انسان در مواجهه با مسائل هستی و نیستی و مرگ آگاهی مطرح شود.

یکی از بزرگان ۱۳۱۹ رفت

متولدین سال ۱۳۱۹ هر کدام خصلتی مخصوص دارند و داشتند: بهرام بیضایی، مسعود کیمیایی، احمدرضا احمدی، محمدعلی سپانلو، محمدرضا شجریان و آیدین آغداشلو. یکی از آنان علی گلستانه هفته گذشته بعد از ابتلا به کرونا درگذشت.

گلستانه چنان که نزدیکان و هنرمندان گفته و نوشته‌اند از بسیاری از خصلت‌ها برخوردار بود که وی را متمایز می‌ساخت. سادگی و پرهیز از غرور و خود بزرگ‌بینی از مهم‌ترین‌ها بود.

او ۱۳۵۱ از دانشکده هنرهای زیبای تهران مدرک کارشناسی نقاشی گرفت. و از دهه چهل به طور حرفه‌ای و مداوم و پیگیر به نقاشی مشغول بود. کاری جز این نمی‌کرد. علی گلستانه نقاشی پرکار بود که از لحاظ تکنیک و محتوا آثار متنوعی دارد.

یکی از منقدان نوشته است که مجموعه آثار طبیعت علی گلستانه او را به شهرت به‌سزایی رساند. او از انتزاع به واقعیت حرکت کرد و در میانه راه جهانی متفاوت از دریافت‌های ساده و اشباع شده ما از جهان اطراف را پدید ‌آورد. گلستانه با تکیه بر تکنیک‌های متفاوت و به چالش کشیدن مفهوم سبک در آثارش از مرزهای دریافتگری و دریافت‌نمایی تا سمبولیسم عبور کرد و به هیچ مرزی پایبند نبود.

کارتون هفته

پاییز در روز جهانی کودک

BBC
پاییز در روز جهانی کودک

بیشتر بخوانید:

فرهنگ و هنر هفته؛ نودولتان نابلد، سکوت حاکم، زهرا در مرز، فیلم های ایرانی در جشنواره‌ها

فرهنگ و هنر هفته؛ پاییز بی شجر، روز صلح با قطع دست و سر، فرهنگ ترس خورده

فرهنگ و هنر هفته؛ همصدایی با همسایه همزبان ، که یار از یار می ترسد، دو فیلم کرد موفق

فرهنگ و هنر هفته؛ مانیفست نوحه‌خوانان، همصدایی با پنجشیر، درد مشترک زنان هنرمند

فرهنگ و هنر هفته؛ در سرگیجه و عذاب، مرگ علامه، دلمرده همسایه

به خواندن ادامه دهید

بی بی سی فارسی

ادل می‌گوید در آلبوم جدید، طلاقش را برای پسرش توضیح داده

منتشر شده

در

(Last Updated On: میزان ۱۶, ۱۴۰۰)

ادل خواننده سرشناس می‌گوید که آلبوم جدیدش را به این دلیل ضبط کرده که به پسر ۹ ساله اش در درک این مساله که چرا پدر و مادرش از هم جدا شدند، کمک کند.

این ستاره موسیقی بریتانیا به نشریه ووگ گفت: “می‌خواستم از طریق این آلبوم موسیقی به او زمانی که در دهه بیست یا سی زندگی اش است، توضیح دهم که چه کسی هستم و چرا داوطلبانه تمام زندگی او را به قیمت خوشحالی خودم پاره پاره کردم.”

او اضافه کرد: “این مساله گاهی او را خیلی ناراحت می‌کرد. و این یک زخم واقعی است برای من؛ زخمی که نمی‌دانم آیا هرگز می‌تواند بهبود یابد.”

این خواننده ۳۳ ساله موسیقی پاپ، دو مصاحبه جداگانه با نسخه بریتانیایی و آمریکایی نشریه ووگ داشته؛ اولین مصاحبه بعد از ۵ سال و در آستانه انتشار چهارمین آلبوم خود.

نام این آلبوم ۳۰ خواهد بود، سنی که او با سایمون کانکی، که مدتهای مدید دوست و شریک زندگی او بود، ازدواج کرد و پس از مدتی از او جدا شد.

ادل گفت: “همه زندگی ام تکه تکه شد و من هیچ هشداری در این باره نگرفته بودم.” او تایید کرد که “ضامن نارنجک را کشیده” و آن را به میان زندگی زناشویی‌اش انداخته است.

سه روز پیش، سه‌شنبه او بخش کوچکی از یکی از آهنگ‌های آلبوم جدیدش را که قرار است جمعه هفته آینده، ۱۵ اکتبر به بازار عرضه شود، منتشر کرد. “بر من آسان بگیر” عنوان این آهنگ بود.

آدل خواننده بریتانیایی

Reuters

او توضیح می‌دهد: “این اولین آهنگی بود که برای این آلبوم نوشتم. بعد از آن برای مدت ۶ ماه چیزی ننوشتم چون فکر می‌کردم که خوب همه آنچه را که می‌خواستم گفتم.”

ادل می‌گوید که وقتی شروع به کار روی بقیه آلبوم کرده، موسیقی برای او به روشی تبدیل شد تا به وسیله آن بتواند مسائلی را برای زمانی که پسرش آنجلو بزرگتر شد، توضیح دهد.

ادل گفت که یکی از آهنگ ها را که مجله ووگ آن را “آهنگی کاملا برای قطع یک رابطه” توصیف کرده درباره “همه آن چیزهایی بوده که اتفاق افتاده است.”

ادل اضافه می‌کند: “اما می‌خواستم این آهنگ در این آلبوم باشد تا به آنجلو نشان بدهم که انتظار دارم او در آینده با شریک زندگی‌اش، چه زن باشد چه مرد یا هر چیز دیگر، چطور رفتار کند.”

با وجود برخی گزارش‌ها درباره اینکه ادل و سایمون کانکی، مخفیانه در سال ۲۰۱۶ ازدواج کرده بودند، او به نشریه ووگ گفت که ازدواج آنها در سال ۲۰۱۸ انجام شده بود.

ادل گفت: “زمان بندی که رسانه ها از رابطه من و ازدواج من ارائه می‌دهند، کاملا اشتباه است. وقتی ۳۰ ساله بودم، ما ازدواج کردیم و بعد من او را ترک کردم.”

او نگفت که ازدواج آنها چقدر طول کشید اما گفت: “زیاد طولانی نبود.” ادل در سال ۲۰۱۹ درخواست جدایی داده بود.

ادل و سایمون کانکی

Getty Images
ادل و سایمون کانکی پیش از ازدواج در سال ۲۰۱۸ سال‌ها با هم زندگی می‌کردند

او توضیح داد: “آن زندگی دیگه برای من مناسب نبود. نمی‌خواستم مثل بسیاری از افرادی که می‌شناختم به پایان برسم. من بدبخت بدبخت نبودم اما اگر خودم را در اولویت قرار نمی‌دادم، بدبخت می‌شدم. اما خب، هیچ اتفاق بد یا چیزی شبیه آن بین ما رخ نداد.”

در حال حاضر سایمون کانکی در نزدیکی خانه همسر سابقش زندگی می‌کند و هر دو آنها به طور مشترک مسئولیت سرپرستی از پسرشان آنجلو را بر عهده دارند.

او در مصاحبه با مجله ووگ گفت: “اگر بتوانم دلیل اینکه زندگی زناشویی را ترک کردم و با وجود اینکه آنجلو را بسیار ناراحت کردم به دنبال خوشبختی خودم رفتم، پیدا کنم و اگر بتوانم خوشبخت بشوم و آنجلو من را در شادکامی ببیند، شاید بتوانم خودم را به خاطر این کار ببخشم.”

بیرحمانه ترین حرفها

در این مصاحبه، این خواننده همچنین به موضوع کم کردن وزن خود و حرف‌هایی که پس از انتشار عکس‌هایش بعد از لاغری در اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی مطرح شد، اشاره کرد.

او گفت: “بدن من همیشه در تمام طول دوران کاری مورد توجه بوده. این فقط الان نیست. من می‌فهمم که چرا برای یک عده تعجب آور بود. می‌فهمم که چرا بخصوص بعضی از زنان را ناراحت کرد. از نظر تصویر ظاهری من نماینده تعداد زیادی از زنان بودم. اما حالا هم من همان آدم هستم.”

ادل افزود: “بیرحمانه ترین صحبت‌ها توسط زنان در مورد شکل بدن من انجام شد. خیلی ناامیدکننده بود. احساسات من را به شدت جریحه‌دار کرد.”

به خواندن ادامه دهید

Trending

آریانا نیوز. کلیه حقوق مربوط به این پایگاه خبری محفوظ است